
در ستایش دستاوردهای انقلاب
در انقلاب مشروطه خواسته عموم جامعه، به جز اندکی، پیوستن به جهان روز، خانه تکانی و پاک کردن فرهنگ جامعه از گرد وغبار سنت بود. عموم مردم بر آن بودند که جامعهای را که در اثر سالها بی تحرکی و

در انقلاب مشروطه خواسته عموم جامعه، به جز اندکی، پیوستن به جهان روز، خانه تکانی و پاک کردن فرهنگ جامعه از گرد وغبار سنت بود. عموم مردم بر آن بودند که جامعهای را که در اثر سالها بی تحرکی و

دلا دلا به سررشته شو مثل بشنو که آسمان ز کجایست و ریسمان ز کجا در یادداشت پیشین کوشیدم که به قدر وسع نقدهایی را بر استدلالهای آقای دکتر دباغ در رابطه با کشته شدن قاسم سلیمانی بیان کنم. در

۱- پس از اعتراضات سراسری آبان ۹۶ و طنین شعارهایی در دفاع از خاندان و سلطنت پهلوی در ایران، توجهات بیش از پیش به موضوع و موضع سلطنتطلبی و مطالبه بازگشت سلطنت جلب شد. بسامد و تناوب این شعارها

«چو خامه در ره فرمان او سر طاعت نهادهایم مگر او به تیغ بردارد» حافظ وقتی از خبرنگاری که سالها و تا آخرین دم همراه فرمانده مسعود بود، پرسیده شد که او چه ویژگیهایی داشت، جواب داد: ایمان، اراده و

سالهاست که اصلاحطلبان از رفتار انقلابی و انحصارطلبانهی خویش در روزهای آغازین انقلاب و عملکرد خود علیه مهندس بازرگان و سیاستها و برنامههای دولت وی ابراز پشیمانی نموده و مشی تدریجی او را درست میدانند و میستایند؛ اما آگاهانه یا

«حرف هایم، مثل یک تکه چمن روشن بود / من به آنان گفتم: / آفتابی لب درگاه شماست / که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد».[۱] سالها پیش، در یکی از آثار آرنولد توین بی، مورخ انگلیسیِ برجسته معاصر خواندم

سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین این مسئله را که نظام سیاسی ایران حاضر به پذیرش و افشای اشتباه اعضای خویش نیست، بار دیگر در میان مردم مطرح ساخت. این در حالیست که در بسیاری از کشورهای دیگر، مسئولین به محض آنکه

علی آقای افشاری در متنی محبتآمیز پاسخی تفصیلی به آخرین مکتوب من در بارۀ شرایط کشور داده است. از آنجا که من متأسفانه چندان اهل تفصیل نیستم، با عذرخواهی از علی، پاسخ او را به اجمال طی گزارههایی چند تقدیم

اگرچه در اعتراضات دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ نیز نهاد دانشگاه همچون همیشه نقشی نسبتا پررنگ داشت اما بنظر میرسید بنابر دلایل متعدد دانشگاه دیگر نقش رهبری و پیشگامی در جنبش اجتماعی اعتراضی را بر عهده ندارد. دلایل متعددی که

توضیح زیتون: در ادامهی گفتوگوهای انتقادی و مکتوب آقایان احمدزیدابادی و علی افشاری، این یادداشت حدود ۲ هفته پیش دریافت شد اما بهسبب وقایع و حوادث دو هفته گذشته، انتشار آن به تاخیر افتاد. *** آقای احمد زیدآبادی عزیز در

قتل غیرمنتظره قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط ارتش آمریکا و مراسم بزرگداشت کمنظیری که به منظور تجلیل و سوگواری او در سراسر کشور برنامهریزی و حداقل تا «چهلم» او به اجرا گذاشته خواهد شد، ممکن

جریان اصلاحطلبی تاکنون نتوانسته انسجام و تشکل یافته، دارای برنامه و راهبرد مشخصی شود. این جریان حتی شعار شناختهشدهای نیز ندارد و نتوانسته اصولی را برای خود تعریف کند تا در حوادث گوناگون و به ویژه مهم، بر مبنای آن

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی جانا روا نباشد خونریز را حمایت در روزهای دههی میانی دی ماه خبرها و تحلیلهای

از چند سال پیش با برنامههای دقیق، هر روز آمریکا و اسراییل، ایران را بیشتر و بیشتر به گوشه رانده و حلقهای از دشمنان را برای آن فراهم آوردند. ایران نیز با خام طبعی و بلندپروازی و آرمانگرایی انقلابی خود

شاید کسی انتظار نداشته باشد که دروغ هم جزو مغالطات باشد ولی مغالطهی دروغ (Lying Fallacy) یکی از رایجترین مغالطههاست که البتّه تشخیص آن از دروغِ ساده کمی دشوارتر است. این مغالطه معمولاً جایی صورت میگیرد که راست و دروغ

رهبران سیاسی کشور ما بارها گفتهاند که نمیخواهم با امریکا وارد تنشهای بیشتر و یک جنگ شوند. اما شواهد زیادی در دست است که ترامپ و جمهوریخواهان جنگافروز بهدنبال جنگ با کشور ما هستند. روز پنجشنبه روزنامه واشینگتنپست از

در هفته گذشته، در شرایطی که کاملا قابل پیشبینی بود که دولت آمریکا به تلافی دخالتهای گستردهاش در عراق، وارد یک تنش نظامی یا شبهنظامی با ایران خواهد شد، شخص آقای دونالد ترامپ یا شخصا و مستقیما، یا به تحریک

آسمان میگفت آن دم با زمین گر قیامت را ندیدستی ببین عقل حیران که چه شورست و چه حال تا فراق او عجبتر یا وصال میدانم که حاکمان ایران غرق سرور و غروراند. چنین جمعیت هایلی را در بدرقه مرگ

ترور جنایتکارانه ترامپ در عراق و قتل سردار قاسم سلیمانی و چند نظامی مهم عراقی دیگر و در پی آن بازتاب گسترده آن در جهان و بیشتر در ایران و اظهار خشم و نفرت و کینه قابل فهم مقامات جمهوری

قاسم سلیمانی از برترین و نخبهترین شخصیتهای نظامی جمهوری اسلامی در بغداد ترور و کشته شد. در دنیای امروز در انتخاب هر واژه در عرصه سیاست بایستی دقت و وسواس فراوان داشت. نام بردن از قاسم سلیمانی به عنوان

جایی که استبداد هست، خدا پرستیده نمی شود (مهدی بازرگان) سال ۲۰۲۰ میلادی برای ایرانیان با موجی از مصیبت و مرگ و خطر جنگ آغاز شد. ترور قاسم سلیمانی در عراق، سپس کشته شدن دستکم ۵۹ ایرانی در کرمان، ساقطکردن هواپیمای

« چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید واژه ها را باید شست واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد»[۱]. یکی از خطاهای شناختیِ[۲] رایج و جدی ای که انسانهای پیرامونی در داوریهای روزمره خود، به

قتل قاسم سلیمانی موقتا به خامن ای و ایادیش فرصت مانورهای تبلیغاتی جدیدی داده است. آنها در این چند روز به خوبی از فرصتی که برای دامن زدن به احساسات و عواطف اقلیتی از جامعه هشتاد میلیونی ایران پدید آمده

هنوز جهان از شوک بزرگ حاصل از ترور نابهنگام قاسم سلیماتی از سوی ارتش آمریکا در حیرتی عمیق بسر می برد. سرعت بالای تحولات و سونامی تحلیلهای شتابزده امکان ارزیابی دقیق و کارشناسانه از وضع موجود را دشوار نموده است.

ژانویهی سال ۲۰۰۲ دو اقتصاددان برجسته، مقالهای را در نشریه معتبر نیچر در خصوص تمایل انسانها به «تنبیه» و «انتقام» منتشر کردند. بر اساس پژوهشی که این دو دانشمند علومِ رفتاری بر روی ۲۴۰ دانشجوی کارشناسی ارشد در موسسه فدرال

برای ورود به موضوع و افاده مقصود از یک خاطره کمک میگیرم. چند سال قبل سفری داشتیم به آنالیای ترکیه. روزی همراه با برخی از اعضای خانواده، که از ایران آماده بودند، سری به ساحل دریا زدیم. خلوت بود و

ترور قاسم سلیمانی، به مبارزه مرد خودساخته و توانمندی پایان داد که از همان آغاز شکست خورده بود. دنیای فکری این سردار که همه چیز در آن با رنگ مذهب و ولایت مطلقه فقیه افسونزده شده بود، تاب رودررویی با

واکنشها به ترور قاسم سلیمانی در عراق توسط پنتاگون، جدا از موضع ما درباره تروریستی بودن یا نبودن آن، بار دیگر شکاف و نقار موجود در جامعه ایران را به روشنی هرچه تمام تر آشکار و عیان کرد. دوقطبی نمایان

پس از عملیات بامداد جمعه سیزدهم دیماه و ترور حاج قاسم سلیمانی، ابومهدی المهندس و همراهانشان، مهمترین پرسشی که وجود دارد پیشبینی واکنش جمهوری اسلامی به این عملیات آمریکاست. برای نزدیک شدن به پاسخ این پرسش، میتوان از مدل رفتار

توسعه، فرهنگ، عدالت و دموکراسی بهویژه در جهان پر تلاطم امروز، فینفسه با خشونت و ترور و جنگ از جانب هر کس و با هر بهانه و نیتی که دنبال شود، ناسازگار است. چرا که ترور علاوه بر غیر اخلاقی
بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401