یادداشت

کمی «زر» بزنیم

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی آمرانه از «اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ» سخن می‌گوید و منتقدان را با این عبارت خطاب می‌کند که اگر جرأت دفاع از جمهوری اسلامی را ندارند، دست‌کم

بازخوانی انتقادی صورت‌بندی فکری محمد حنیف‌نژاد در افق رهایی و انسداد تاریخی

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دوره‌ای ظهور می‌کند که شکاف میان دولت و جامعه، به‌جای حل شدن، به شکل فزاینده‌ای تعمیق یافته است. مسئله در

نقد یک خطای معرفتی دین‌ستیزان

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه و فلسفی، یکی از مسائل مهم و درخور تأمل جامعه کنونی ایران به شمار می‌آید که نه می‌توان آن را انکار نمود و نه شایسته

میراث علی خامنه‌ای

بالاخره پوستر عکس او هم، آن نوار اُریب سیاه را بر گوشه‌ی بالای‌اش تجربه کرد. صدای او هم خاموش شد. نوبت او هم فرا رسید تا یکی از مجریان خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی، با حزن و اندوه و

قطعی اینترنت ما را به عصر حجر برمی‌گرداند

اینترنت دیگر صرفا یک ابزار ارتباطی نیست. یکی از ارکان اصلی زندگی انسان در جهان جدید است. از آموزش و پژوهش گرفته تا کسب‌وکار، خدمات درمانی و ارتباطات اجتماعی، و بیش از ۹۰٪ فعالیت‌های روزمره به اینترنت وابسته است. در

معامله با شیطان یا همکاری با اسرائیل علیه جمهوری اسلامی

  طی سال‌های اخیر، برخی از مخالفان جمهوری اسلامی، به‌ویژه پهلوی‌چی‌ها، محاسبات سیاسی خود را بر این فرض بنا کرده‌اند که اسرائیل شریک استراتژیک آنها در براندازی حکومت ایران و استقرار نظام مطلوب‌شان است. ازاین‌رو بر آن شده‌اند تا از

ترامپ، جنگ و هچل سیاسی

«من از تجربه شخصی خودم می‌دونم که بنیامین نتانیاهو بارها سعی کرده همه رؤسای‌جمهور آمریکا رو قانع کنه که وارد یه جنگ بی‌پایان با ایران بشن. من بارها و بارها، ساعت‌های طولانی با خودش و تیم جنگیش درباره این موضوع

تحلیلی طبقات ایران در واکنش به جنگ

مقدمه هرچند سپاه پاسداران حتی پیش از کشته شدن علی خامنه ای، بر عرصه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و رسانه ای ایران غلبه داشت اما اینک نظام حاکم بر ایران به رژیم سپاهی تبدیل شده است. همین سپاه پاسداران است که

تاجزاده و وارستگی سیاسی

در روزهای غبار آلود و مشحون از دلشوره ای که در آن بسر می بریم و جنگی تمام عیار و ظالمانه علیه موجودیت ایران توسط امریکا و اسرائیل در جریان است و اکثریتِ ایرانیان گرفتار دو جماعت جنگ طلبِ داخل

چگونه یادگرفتم به بمب عشق بورزم

  قابل انکار نیست که جنگ کنونی به تمنای ایرانیان جنگ‌طلب شروع نشد. مطالبه بمباران و حمایت از حمله و کمپین کشتار هم تاثیری در سرعت ناوهای هواپیمابر نداشته. پس چرا دست‌کم الان که سیاهی و تباهی جنگ از روز

گذار از اقتدارگرایی شخص‌محور به حاکمیت نظامی-پلیسی

مقدمه تحولات ماه‌های بهمن و اسفند ۱۴۰۴، به‌ویژه کشته‌شدن رهبر پیشین رژیم ولایی و جانشینی سریع، غیرشفاف و اضطراری او، ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را وارد مرحله‌ای تازه کرد. این تحولات نه‌تنها یک جابه‌جایی در رأس هرم قدرت، بلکه

فیلسوفی در بحران

این روزها سخت در این اندیشه‌ام که چرا ما ایرانیان با وجود برخورداری از فرهنگ و هنر غنی از ادبیات گرفته تا معماری و موسیقی و بافندگی و اقسام هنرهای تجسمی، به نقطه‌ای رسیده‌ایم که نه تنها از کشته شدن

صلح، ترس ندارد

*به عباس معروفی، برای آن شبی که قصه‌ی خانواده‌ی مغموم ما از ذهنش گذر کرد. درست از فردای وقایع خونین ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه گذشته، اوپوزیسیون سلطنت‌طلب -که هیچ‌گاه مردم را واجد عاملیت ندیده‌است- ترجیح داد بر تل جنازه‌های کشتگان

ملی‌گرایی وارونه در بزنگاه جنگ؛ نقدی بر بخش از اپوزیسیون

ملی‌گرایی وارونه زمانی پدیدار می‌شود که دفاع از وطن، به دفاع از عامل ویرانی آن تبدیل شود. جایی که نام ایران بر زبان می‌آید، اما آنچه در عمل حمایت می‌شود، ساختاری است که منافع ملی را سال‌ها قربانی ایدئولوژی، سرکوب

پارادوکس بقا؛ وقتی اصرار بر بقای نظام آن را به فنا می‌دهد

در شرایط بحرانی، به‌ویژه در وضعیت جنگ، بسیاری از نظام‌های سیاسی تصمیم‌گیری‌های خود را بر اساس «منطق بقا» تنظیم می‌کنند. این منطق، به‌طور ساده، به معنای اولویت دادن به حفظ ساختار قدرت در برابر هر تهدیدی اعم از خارجی و

 نه استبداد خودی، نه استیلای خارجی

 قحط جود است آبروی خود نمی باید فروختباده و گل از بهای خرقه می‌باید خریدشاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌امبار عشق و مفلسی صعب است، می‌باید کشید « جنگ، فاجعه است و جمهوری اسلامی فاجعه‌ای بزرگتر. فاجعه‌ای که کشور

رهبر کجاست؟!

آیا با مرگ علی خامنه‌ای، نظام ولایت فقیه و ساختار قانون اساسی کنونی عملاً به نقطه پایان خود رسیده است؟ پس از مرگ سیدعلی خامنه‌ای، معرفی مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی با موجی از پرسش‌ها و ابهام‌های سیاسی

سیستم عامل جنگ‌طلبی

توجیهات جنگ‌طلبان ایرانی از موضع‌شان را نباید از دریچه منطق نگاه کرد. دستگاه استدلالی‌ای اگر در کار بود می‌شد گفت و گویی را آغاز کرد. می‌شد رفت سراغ این مفروض که جنگ قرار است به از بین رفتن جمهوری اسلامی

بیگانه‌پرستی از یاد نمی‌رود؛ سخنی با جواد اکبرین و شیرین عبادی

صبح امروز فایل صوتی و گفتگوی جناب آقای محمدجواد اکبرین را با تلویزیون «ایران اینترنشنال» چند نفری برای من فرستادند. ظاهرا ایشان اخیرا به تحریریه این رسانه مشهور به «اسرائیل اینترنشنال» پیوسته اند که دیگر نباید تعجب کرد. از آنجا

مجتبی خامنه‌ای؛ بن لادن یا بن سلمان؟

پس از دو هفته بی‌خبری از وضعیت مجتبی خامنه‌ای و سپری شدن حدود یک هفته از اعلام رهبری او، صدا و سیمای جمهوری اسلامی پیام مکتوب نسبتا مفصلی از او منتشر کرده است. این پیام صرف نظر از محتوای آن

نظرسنجی تازه: اکثریت ایرانیان آمریکایی خواهان پایان جنگ از مسیر دیپلماسی

نتایج یک نظرسنجی ملی تازه در میان ایرانیان آمریکایی نشان می‌دهد که اکثریت این جامعه خواهان کاهش تنش‌ها و پایان درگیری از مسیر دیپلماسی هستند و از ادامه تشدید جنگ حمایت نمی‌کنند. این نظرسنجی در نخستین روزهای آغاز درگیری و

سکوت آذربایجان در اعتراضات اخیر ایران؟ یک تامل

میثم قهوه‌چیان، از نویسندگان تُرک داخل کشور، در مقاله «آذربایجان؛ روحی بی‌بدن» پرسیده است: «چرا آذربایجان ایران در جنبش‌های اعتراضی سراسری و ملیِ دهه‌های اخیر حضوری کمرنگ داشته یا اساساً سکوت و آرامش را ترجیح داده است؟» در توضیح او

ما زنده‌ایم: رقصی در برابر مرگِ تحمیل‌شده

  از منظر مردم‌شناسی، پیوند میان سوگواری و رقص پدیده‌ای گسترده در فرهنگ‌های گوناگون است و عزاداری همیشه به معنای سکوت و اندوه خاموش نبوده است. در بسیاری از جوامع، مرگ پایان مطلق تلقی نمی‌شود بلکه مرحله‌ای از گذار است؛

نامه مهرداد خوانساری به رئیس‌جمهور آمریکا

جناب آقای رئیس‌جمهور، در این مقطع حساس و سرنوشت‌ساز، و پیش از آن‌که تصمیم نهایی خود را درباره مسیری که در قبال کشور من در نظر دارید اتخاذ کنید، لازم دانستم به‌طور مستقیم با شما سخن بگویم. در مقام معرفی،

آئین رقص سوگ

. پنج سال پیش در جستار «رقص در ترازوی اخلاق»، با تفکیک میان چهار نوع «رقص اروتیک»،« رقص شاد»، «رقص هنری» و « رقص صوفیانه» از یکدیگر، نوشتم: ” نیکوس کازانتزاکیس، در اثر درخشانِ زوربای یونانی که از روی آن

چهار الگو ‌برای عبور از بن‌بست جمهوری اسلامی

ایران پس از اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴ در آستانه یک گذار تاریخی قرار دارد. قتل‌عام بی‌محابا و کور معترضان و انداختن مسئولیت آن گردن اسراییل و آمریکا از یک سو و یکدست شدن حکومت برای تبرئه کردن خود از اتهام

ثروت دیگر زیر و روی زمین نیست

ثروت‌های روی زمین و زیرزمین، دیگر «طلا» نیستند، غیر از طلای سبز «محیط زیست» و «طلای بی‌رنگ» آب. طلای زرد و سیاه و کثیف و طلا به هر رنگی، دیگر ارزش «طلا»یی خود را از دست داده‌اند، و شیب ارزش‌ِشان

فاجعه آفرینی سیاست ورزی فاقد اخلاق 

فراوان ز ایرانیان کشته شد ز خون یلان کشور آغشته شد (فردوسی) در رمان درخشان و ماندگار “برادران کارامازوف ” داستایوفسکی نویسنده و متفکر نامدار و تاثیر گذار روسی با گزاره های درس آموز و در عین حال تکان دهنده