
معمای شاه، خمینی و انقلاب
دوست عزیز و طنّاز دوستداشتنی جناب ابراهیم نبوی! واقعیت این است که فکر نمیکردم نقدم بر نوشته شما با عنوان «معمای خمینی» به پاسخی طولانی و مبسوط درباره بخشی از مهمترین و پیچیدهترین فصول تاریخ معاصرمان یعنی محمدرضا شاه و

دوست عزیز و طنّاز دوستداشتنی جناب ابراهیم نبوی! واقعیت این است که فکر نمیکردم نقدم بر نوشته شما با عنوان «معمای خمینی» به پاسخی طولانی و مبسوط درباره بخشی از مهمترین و پیچیدهترین فصول تاریخ معاصرمان یعنی محمدرضا شاه و

برای آنها که از سیاست در ایران مینویسند یا فعال سیاسی هستند، نگاهی به پشت سر و آنچه نوشتهاند و گفتهاند بسیارغم انگیز و ناامید کننده است. از سال ۷۶ تا به امروز، موضوع یاداشتها و گفتهها تنوعی پیدا نکرده

کلوزآپ کیارستمی نمای مردی تنهاست که عینکی سیاه بر چشم دارد و گاهی جدی است، حداکثر یک لبخند مؤدبانه بر چهرهاش نشسته است. تنهایی همیشگی کیارستمی مرا به یاد صحنه پایانی «آشوب» کوروساوا میاندازد، پادشاه نابینا، در بالای کوهی که اطرافش پرتگاه است، ایستاده، تمام جنگهایش را کرده و حالا پس از آنهمه اتفاق، تنها بر صخرهای که سه طرف آن پرتگاه است، دوربین تصویر و تقلای او را برای آنکه بر همان لب صخره بماند، نشان میدهد، دوربین عقب میرود، او در بیابانی عظیم تنهاست…

عباس کیارستمی «مرگ آگاه» بود و در آثاری نظیر «زندگی و دیگر هیچ» و « طعم گیلاس»، این نوع مواجههٔ با مرگ را به زیبایی به تصویر کشیده است. به نزد او، «زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ» و مرگ «در ذات شب دهکده از صبح سخن میگوید» و «مسئول قشنگی پر شاپرک است»؛ مرگی که «با خوشه انگور میآید به دهان» و «گاهی ریحان میچیند»

علی بن ابیطالب از جایگاه خلافت و زمامداری مسلمین در نامهای خطاب به مردم مصر، سرمشقهای روابط بین مردم و زمامداران را تبیین نموده و رهنمودهایی عملی ارائه میدهد. پیشبینی علی در مورد رفتار سودجویانه حاکمان سودجو با بیتالمال مسلمین،

آیتالله خامنهای در دیدار اخیرش با گروهی از دانشجویان دو اعتراف مهم داشته است: نخست، اذعان وی به «حساسیت»اش نسبت جنبش سبز، و دیگری، اذعان صریح به خودکامگی مستقر در رأس نظام سیاسی. اعتراف نخست؛ در دیدار مزبور، رهبر جمهوری

اخیراً محمدرضا جلایی پور در سایت زیتون مطلبی منتشر کرده است ناظر به احتمال مشارکت محمود احمدینژاد در انتخابات سال ۹۶ و گزینههای مختلفی را دراینباره طرح و بررسی کرده است و نهایتاً نتیجهگیری کرده است که تلاش اصلاحطلبان باید

هر راهی، نظام اخلاقی خود را دارد و در درون خود سنجیده میشود و این موضع و جایگاه رهرو است که تعیین میکند کدام داوری درست است. اگر در دستگاه حکومت باشد با این منطق که شری را تا حد امکان جلو گرفته و خیری را پیش رانده اعمالش را توجیه خواهد کرد و اگر در تضاد کامل قرار گرفته باشد و به رویارویی تمام قد همت گماشته باشد دیگران را به بیتفاوتی و بیعملی ومحافظه کاری و جیره خواری متهم خواهد کرد

در هر کشوری، ارتش و نیروی انتظامی برای حفظ مرزها و امنیت و آرامش شهروندان آن کشور پایهگذاری میشود. در ایران بعد از انقلاب و پایان جنگ با عراق، سپاه پاسداران به عنوان بخشی از نیروی انتظامی کشور، هدف و

فقط چند روز لازم بود تا معلوم شود سخنان اخیر سیدحسن نصرالله رهبر حزبالله لبنان با چه هدفی بیان شده است. پریروز سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد ما میدانستیم که پول و موشکهای حزبالله از ایران تأمین میشود و درواقع این

شواهد و قرائن پرشمار و تحرکات ماههای اخیر احمدینژاد از عزم راسخ او برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ خبر میدهد. از سوی دیگر، تعدادی از چهرهها و استراتژیستهای اصلاحطلب، نامزدی او را منتفی دانسته و برخی دیگر هم

یکی از دوستانم تعریف کرده که در بهار سال ۱۳۵۷ همایون صنعتی زاده که همیشه جزو چهرههای مورد اعتماد شاه بود، برای گفتگو با او سوار ماشین شاه شده بود تا در سفر به شمال با او حرف بزند. شاه از او نظر صریحش را پرسیده بود. گفته بود: «میتوانم از شما انتقاد کنم؟» گفته بود: «بله. برای همین با من آمدی.» صنعتی زاده مقدمهای چیده بود و وقتی اولین جمله انتقادیاش را گفته بود، شاه توقف کرده بود و گفته بود: «پیاده شو» و…

دولت یازدهم وارثِ بسیاری از سیاستها و عملکردهای نادرست دولتِ دهم است؛ اما اگر کسی همهی اتفاقهای نادرستی را که در دولت فعلی رخ میدهد، ناشی از سیاستها و عملکردهای نادرست دولت قبلی بداند، مرتکب مغالطه شده است. نام این مغالطه «علت

سخنان حسن نصرالله که بسیاربعید بهنظر میرسد بدون هماهنگی پیشینی با هسته اصلی قدرت در جمهوری اسلامی ابراز شده باشد، از یکسو بازتابدهنده ماجراجویی نهفته در رأس هرم نظام سیاسی در ایران است و از سویی نوعی قدرتنمایی بیپشتوانه، پس از «نرمش قهرمانانه» در موضوع انرژی هستهای.

در ایران، خداوند در سیاست محو شد، دیانت عین سیاست شد و ظلم به نام خدا و قتل برای رضای خدا و زنجیر کردن مردم به احکام اجباری خدا، کاری کرد که بسیاری نه از رمضان راضی هستند و نه شب قدر و خدا را باور دارند.

حسن روحانی در شرایطی دولت را از احمدینژاد تحویل گرفت که بحرانهای عدیده داخلی و خارجی بر گرده دولت سنگینی میکرد و بعضی از آنها هنوز هم ادامه دارند. آرزوی او در ارائه کارنامهای موفق از خود درحالیکه تنها یک سال

آنچه مرا به نوشتن این سطور راغب کرد، انتشار مقالهٔ دوست عزیز، دکتر بیژن عبدالکریمی، تحت عنوان «شریعتی و پرسش بنیادین ما» بود. چنانکه درمییابم، در این نوشتار که به مناسبت فرارسیدن سالگشت درگذشت شریعتی منتشر شده، نویسنده مرتکب خطاهای متعددی شده است. در ادامه میکوشم با استشهاد به فقرات مختلفِ نوشتهٔ ایشان، بدانها بپردازم:

یک کامنت چند روز پیش جان کری وزیر خارجه آمریکا خطاب به جواد ظریف کافی است تا بفهمیم سپاه چه بلایی دارد بر سر ایران میآورد. وزیر خارجه آمریکا در دیدار با جواد ظریف گفت این تقصیر آمریکا نیست که

در روزهای اخیر، افشای فیشهای حقوقی با ارقام نجومی، به افشای دستمزدهای نجومی پزشکانِ دولتی هم تسری یافته است. وزیر بهداشت که خود یک پزشک است، بهجای آنکه مشکل را بپذیرد و درصدد حل آن برآید، در گفتگویی با خبرگزاری خانه ملت، تلاش کرده است از این موضوع دفاع کند و برای قانع کردن ذهن مخاطب دلایلی بیاورد. اما ازآنجاکه یکجای کار میلنگد، در توضیحات خود مرتکب مغالطههای متعددی شده است.

دوست عزیزم آقای یوسفی اشکوری! در قسمت قبلی نوشتهام به این موضوع اشاره کردم که «آیا مردم، آیتالله خمینی را میشناختند؟» و مواردی را که لازم میدانستم، نوشتم. در این قسمت که در واقع بخش دوم پاسخ من به نوشته

دعوای جناحی و رقابت باندهای قدرت، بهانهای برای افشای روزافزون حقوقهای عجیب و غریب شده است. راست افراطی و اقتدارگرایانی که دست خود را از قوه مجریه کوتاه میبینند، برای کوبیدن بر این طبل و حملهی فزاینده به دولت اعتدالگرا

بسیاری در ایران، خصوصا در بخش صنعت و تجارت کشور، بیصبرانه منتظر عملی شدن برجام هستند. برجام به عنوان یک قرارداد بینالمللی هیچ مشکلی ندارد. دولت آمریکا مشکل خاصی برای عملی شدن آن ایجاد نکرده است. برعکس، وزیر امور خارجه

نقد میتواند با تندترین زبان و با تندی صورت بگیرد، اصولاً نقد میتواند ویرانگر باشد. نقد میتواند فقط غلطگیری باشد، منتقد وظیفه ندارد که درست و غلط را از هم جدا کند. اگر این کار را کرد باید دستش را بوسید، ولی اگر این کار را نکرد نباید …

نزدیک به چهل سال از درگذشت دکتر علی شریعتی میگذرد. در این سالها او از بسیاری جهات ستوده شده یا نقد و نکوهیده شده است. اما چیزی در شخصیت او هست که شریعتی را شریعتی کرده است. در این زمینه

آثار شریعتی در زمان خودش با استقبالی چشمگیر مواجه شد تا حدی که می توان ادعا کرد هنوز تیراژ هیچ اثری در ایران به تیراژ کتاب های او نرسیده است. اما در عین حال در روزگار کنونی، یعنی تنها به فاصله چند دهه از آن استقبال پرشور، در جامعه ما رویگردانی عظیمی از آثار او صورت گرفته است که این هم در نوع خود بی سابقه و مثال زدنی است…

در مواردی که دست قاضی برای مجازات جایگزین باز است، هنگامیکه وی حکم به شلاق میدهد، هدف اساسی و اولیه وی اجرای یک حکم شرعی نیست، بلکه هدف اساسی وی، تحقیر متهمان و خوار کردن آنان و شکستن روحیه آنان است. بدون تردید، قاضی قصد تحقیر او را دارد، اما آیا او در جامعه نیز تحقیر میشود یا خیر؟ به نظر میرسد پاسخ منفی است زیرا این مجازات خشن و تحقیرکننده، احساس همدردی دیگران را نیز در آنها برمیانگیزد…

میرحسین موسوی آرمانگرایی را به سیاست بازگرداند. در زمانهای که هر اعتراضی تندروی محسوب میشود و اصلاحطلب خوب، تابع ولیفقیه؛میرحسین موسوی مرزهای مبارزه سیاسی در جمهوری اسلامی را تغییر داد. اگر اعتراض بزرگ آن بزرگوار نبود، صندوق رأی از همان سال به بایگانی میرفت. آن اعتراض در بزنگاه پرتگاه احمدینژاد، رخنهای در ارکان استبداد ولایی ایجاد کرد که هنوز پس از هفت سال رفو نشده است.

انتشار و نقل گزارشهای سازمان سیا از تماسهای آیتالله خمینی رهبر ایران و اطرافیانش با مقامهای ارشد آمریکا در دهه شصت و نیز ماههای منجر به پیروزی انقلاب ایران، موجی از عصبانیت و انکار را در حاکمیت ایران به راه

وقتی سازمان ملل گزارش سالانه خود را در مورد ناقضان حقوق کودکان منتشر کرد، به رفتار عربستان اشاره کرده بود که در جنگ یمن مسوول تلفات شدید کودکان یمنی است. چند روز پس از انتشار این گزارش، دبیر کل سازمان

منتقدان درباره جامعه سیاسی ایران و نقش اصلاحطلبان مینویسند بدون اینکه پاسخ روشنشان را به دو پرسش کلیدی زیر روشن کرده باشند. اول اینکه چه ارزیابیای از «جامعه سیاسی ایران» دارند؟ سوال دوم اینکه صرف نظر از نقدهای وارد و ناوارد به اصلاحطلبان و بقیه دموکراسیخواهان ایران از منظر اقداماتی که «باید» انجام دهند، اصلاحطلبان چه کار «میتوانند» بکنند؟ با پاسخ ندادن روشن به این دو سوال آنها راحت میتوانند اصلاحطلبان را زیر تیغ نقد رادیکال ببرند و …
بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401