
تفکر انتقادی ۱۲| «ردِ خون» را پاک نکنیم، مغالطه «علت جعلی»
اگر علت را اشتباه بگیریم، عدالت ناممکن میشود

اگر علت را اشتباه بگیریم، عدالت ناممکن میشود

مغالطۀ «مصادره به مطلوب» اسمی آشنا است، امّا ردش در متنها و سخنرانیها همیشه روشن نیست. بیشترِ ما بیاختیار به دامش میافتیم؛ هم گوینده و هم شنونده. در این یادداشت، این مغالطه را به زبانی ساده توضیح میدهم، چند مثال ساده میآورم

من درس آمار و احتمال را با مرحوم دکتر هدایت یاسایی، استاد دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی شریف، گذراندهام. در یکی از جلسات دکتر یاسایی -که پوشش و روحیات و اخلاق خاص و متفاوتی داشت- سراسیمه وارد کلاس درس شد و

تعدادی از کاربران شبکههای اجتماعی علت کشتهشدن اسرائیلیها را رفتار داعشی حماس میدانند. این گروه، نوبت به کشتههای فلسطینی در غزه که میرسد، باز هم حماس را علت اصلی آن میدانند و مثلا میگویند اگر حماس در حمله به مردم

شرح ماجرا: گفتوگوی توییتری چند فعال حزبی و رسانهای درباره مقاومت مدنی و اعترافات اجباری، صحنه نادری را خلق کرده که خوانش نقادانه آن میتواند برای علاقهمندان به تفکر انتقادی جذاب و درس آموز باشد. ماجرا از آنجا شروع میشود

یکی از مسئلههای امروز ایران ما مفاهمه و امکان فهم دیگری است. پرورش تفکر انتقادی یکی از راههای حل این مسئله است. مشکلات متعددی بر سر راه مفاهمه و فهم دیگری میتواند وجود داشته باشد از جمله رعایت نکردن برخی

نسخه پیدیاف را میتوانید از اینجا دریافت کنید موضوع نقد: بخشی از سخنان دکتر سروش دربارۀ جلسۀ اپوزسیون در دانشگاه جرج تاون گام اول: تفکیک جملات یا بندها از طریق شمارهگذاری [ای] عزیزانی که خواهان تغییر در نظام سیاسی ایران

فرض کنید پژوهشگری بخواهد در مورد «کیفیت انواع روغن بنفشه» تحقیق کند تا دریابد پنبه را باید به کدام نوع روغن بنفشه آغشته کرد و به چه میزانی و در چه ساعاتی در کجای مقعد گذاشت تا کرونا را درمان کند!

دمای هوا امروز تنها ۴ درجه بالای صفر بود. اما وقتی یکی از همسایهها گفت «امروز هوا گرم است» خیلی راحت آن را تأیید کردم. علتش این بود که هفتهی سردی را پشت سر گذاشته بودیم و دمای هوا در

احمد زیدآبادی منتقد سرسخت جمهوری اسلامی است اما از سوی مخالفان حکومت فحش زیاد میخورد. چرا؟ هدف این یادداشت، آسیبشناسی منطقی و علتیابی ناسزاهایی که نثار «احمد زیدآبادی»ها میشود و البته بهانهای است برای طرح چند مغالطه و تقویت تفکر انتقادی…

مناظره مصطفی تاجزاده با مراد ویسی، با موضوع «اصلاحات ساختاری یا عبور از جمهوری اسلامی» احتمالا داغترین مناظرهای بوده است که تا کنون در فضای کلابهاوسی فارسی اتفاق افتاده است…

زیتون- در سلسله یادداشتهای «تفکر انتقادی» تلاش میکنیم نظر خوانندگان را به اهمیتِ این ترم در زندگی روزمره و نقشِ آن در نحوهی مواجهه با اخبار، تحلیلها، باورها و شکلگیری داوریها جلب کنیم. *** «آقای پرویز پرستویی هر عقیدهای دارد،

ابرآروان نام شرکتی است که خدمات میزبانی و تامین تکنولوژی «ابرِ ایران» را بر عهده دارد. به عبارت ساده، همهی اطلاعات و دادههای کاربران «اینترنت ملی» روی سرورهایی نگهداری میشود که در اختیار شرکت ابرآروان است. طبیعی و بدیهی است

این روزها انکارمشکلات اقتصادی ازعهدهی حکومت خارج شده است و وقتی امکان انکار وجود ندارد، مسئولان درصدد توجیه آن برمیآیند و در این راه هیچ مغالطهای را هم فرو نمیگذارند. از جمله احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران، گفته است

استر طلحک را بدزدیدند. یکی میگفت: گناه توست که از پاس آن اهمال ورزیدی. دیگری گفت: گناه آن کس مهتر است که درِ طویله باز گذاشته است. طلحک گفت: در این صورت دزد را گناهی نباشد!(عبید زاکانی) طنزی که در

در فضای انتخاباتی ۱۴۰۰، دوگانهی رأیدادن و رأی ندادن، پررنگ از همیشه میان معترضان به جمهوری اسلامی و سیاستهای او شکل گرفته است. معترضان تلاش میکنند دلایلی برای تصمیم خود ارائه دهند و یا پیدا کنند. از آنجا که غالبا

یکی از مغالطههای رایج «توسّل به مرجع کاذب» (appeal to authority) است که در آن برای اثبات امری به کارشناس یا منبعی ارجاع داده میشود که صلاحیّت کافی برای اظهارنظر در آن باره را ندارد و در حقیقت نه تنها

تعمیم (Generalization) یکی از نمونههای آشنای مغالطه است که در آن بخشی از نمونههای یک جامعهی آماری به عنوان همه یا اکثریّت قاطع آن معرّفی میشود. نمونهی پیشپاافتادهی آن به ارائهی چند نمونه محدود میشود که به نام «تعمیم شتابزده»

«بزرگنمایی» واژه و رسم غریبهای نیست. غالبا در محاورات روزانه و گفتوشنودهای معمولی برای جلب توجه به یک موضوع یا محور خاص، از بزرگنمایی استفاده میشود. مثلا وقتی چند دقیقه بیش از حد معمول منتظر کسی شدهایم میگوییم یک ساعت

«پهلوانپنبه» یک مغالطهی نسبتا رایج است. این مغالطه ظاهرا برای نقد یک مدعا یا گزاره بهکار میرود، اما ناقد دلیلی علیه مدعای اصلی ارائه نمیدهد بلکه نسخهی سست و ضعیفی را از آن تقریر میکند و سپس به رد آن

حسن خمینی، نوهی آیتالله خمینی، در دیدار با مدیران گزینش شهرداری تهران، گفته است: «نمی توان به بخشی از وصیتنامه امام خمینی مومن باشیم و به قسمتی از آن کافر» این سخن حسن خمینی تیتر اول یا دوم تعدادی از

اگر شما هم مانند من و بسیاری دیگر که این توییت را منشن کردهاند، حالتان بعد خواندنش بههم میخورد، خراب میشود، خشمگین میشوید و یا نفرت وجودتان را فرامیگیرد، این یادداشت کوتاه را بخوانید تا به مغالطهی پنهان شده در

هرگاه به جای پرداختن به محتوای یک عقیده و سنجش دلایلی که برای آن ارائه شده به خاستگاه روانی، ایدئولوژیک، طبقاتی یا انگیزههای آگاهانه یا ناآگاهانهی گوینده بپردازیم، مرتکب مغالطهی خلط انگیزه و انگیخته (argumentum ad hominem) شدهایم. گزاف نیست که این

نقل است که چرچیل، نخستوزیر وقت انگلیس، در یک انتخابات میاندورهای ادعا کرده بود که حزب ما پیروز میشود. از قضا حزب چرچیل در آن انتخابات رأی نیاورد. پس از شکست، چرچیل در جواب خبرنگاران گفته بود الان هم میگویم

شاید کسی انتظار نداشته باشد که دروغ هم جزو مغالطات باشد ولی مغالطهی دروغ (Lying Fallacy) یکی از رایجترین مغالطههاست که البتّه تشخیص آن از دروغِ ساده کمی دشوارتر است. این مغالطه معمولاً جایی صورت میگیرد که راست و دروغ

هرگاه در جواب نقد نظری یا اعتراض عملی، معنای گفتهی پیشین خود را آن چنان عوض کنیم که هیچ نسبتی با معنای اوّل نداشته باشد و در ضمن ادّعا کنیم که از ابتدا همین نظر را داشتیم مرتکب مغالطهی «تغییر

یکی از رایجترین انواع مغالطات منطقی، مغالطهی «تعمیم ناروا یا شتابزده» (hasty generalization) است. در این مغالطه، بررسی چند نمونهی محدود یا نامتعارف از یک نوع به صدور حکمی کلّی برای آن نوع میانجامد. در واقع این مغالطه صورت اشتباه

هیچ عملی نیست که دارای دشواریها خاص یا پیامدهای ناگوار نباشد؛ آنچه ما را به انجام عملی ترغیب میکند محاسبهی نفع و فایدهی انجام آن با هزینهها و تبعاتش است. اگر کسی به بهانهی مقدّمات یا پیامدهای جزئی از انجام

دروغ (Lying) علاوه بر وجه اخلاقیاش یکی از مغالطات نیز به شمار میرود با این تفاوت که دروغ اخلاقی مطابقتنداشتن یک گزاره با اعتقاد گوینده است ولی دروغ منطقی مطابقتنداشتن گزاره با واقعیّت. البتّه اگر پس از یادآوری اشتباهبودن یک

بعضی از مغالطات «مقام دفاع» به توجیه رفتار یا گفتهی پیشین شخص تعلّق دارند که «توسّل به معنای تحتاللفظی» (extensional pruning) یکی از آنان است. اکثر الفاظ به مرور و بهخاطر تنوّع کاربردشان دارای معانی فرعی و زائدی میشوند که
بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401