
… که آهی جهانی به هم برکند
چهلویک سال پیش رهبری انقلاب ۵۷ در چنین ماهی به بهشتزهرا رفت و ازمصیبتِ زنها و مردهای جوان ازدستداده گفت و از اینکه شانههای وی نمیتواند سنگینی این مصیبت را تاب آورد. او گفت:«سرنوشت هر ملّتی به دست خودش است”»و

چهلویک سال پیش رهبری انقلاب ۵۷ در چنین ماهی به بهشتزهرا رفت و ازمصیبتِ زنها و مردهای جوان ازدستداده گفت و از اینکه شانههای وی نمیتواند سنگینی این مصیبت را تاب آورد. او گفت:«سرنوشت هر ملّتی به دست خودش است”»و

دوست گرامی احمد زیدآبادی در پاسخ به نوشته آقای کشتگر در سایت زیتون تعریضی به بنده کردهاند که گویی لوازم و شرایط انقلاب را نمیدانم، عصبی هستم و شتابزده و هیجانی سخن میگویم و جان مردم را به خطر میاندازم!

از آدمی با سن و سابقۀ علی کشتگر طبعاً انتظار میرود که هر گاه میخواهد سخنی را به نقد آورد، ابتدا درونمایۀ آن را به روشنی مطرح سازد و بعد لوازم، کاستیها، تناقضات و پیامدهای آن را مورد انتقاد قرار

آقای احمد زیدآبادی در گفتگو با سایت زیتون درباره شرایط کنونی ایران، نظام سیاسی حاکم، اصلاح طلبان و بیانیه اخیر میرحسین موسوی در حمایت از اعتراضات مردم، نظرات عجیب و متناقضی ابراز داشته که علی القاعده از یک صاحبنظر «مسوول»

۲۹ آذرماه ۹۸ مصادف است با دهمین سالگرد رحلت زنده یاد آیتالله حسینعلی منتظری. یاد و خاطره آن بزرگ را گرامی میداریم. او از جهاتی حق بزرگی بر گردن افراد و گروههای مختلف و حتی متضاد اجتماعی جامعه کنونی

بهار انقلاب که سپری شد و باد خزان خشونت و سرکوب که وزید پرندگان بسیاری از سرما و بیم صیاد کوچ کردند؛ بسیاری از آنان که ماندند لبگزیده که چه شد که گل ها پرپر شدند. این خشونت از کجا

در این یادداشت میکوشم نشان دهم: – پروژه امنیتی سازی و حذف صورت مسایل منازعات سیاسی و اجتماعی آشکارا دنبال می شود. – مهندسی اجتماعی خشونتبار با همراهی دولت اعتدال بهشکل سیستماتیک برای دستکاری جنبش های اجتماعی در حال انجام

مبارزه با یک حکومت بر دو نوع است، یا قرار است مبارزه به نتیجه برسد و آن حکومت تغییر کند، یا قرار است ما نشان بدهیم که در حال مبارزه با حکومت هستیم. در بسیاری موارد، طولانی شدن مبارزه با

رهبران سیاسی دارای سه مولفه پیوستگی درونی، خمیر مایه و نیز دکترین فکری اند. این سه مولفه از تربیت و پیشینه آنها جان گرفته و در کوره زندگی و کشاکش های سرنوشت و ازادی اراده شان پخته میشود. این ادعا

اعتراضات گسترده آبانماه ۹۸ در تاریخ قیامهای بهخونکشیدهشده ایرانیان علیه جمهوری اسلامی یک نقطه عطف تاریخی است. شدت مقابله و خونریزی که شخص ولیفقیه در مقام فرمانده کل قوا علیه تهیدستان به خرج داد و به قول معروف از کشتهها

در خیزش اخیر کشتهها بسیارند و دردمندان و زخمخوردگان انبوه و حجم فاجعه حیرتآور. جانهایی گرفته شدهاند که هر یک سوگنامهای را در خود میپرورند. اما آنچه فکر آدمی را در این وانفسای درد واندوه به خود مشغول میکند این

مولانا در دفتر سوم مثنوی داستانی دارد با عنوان «حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد» خلاصه داستان وی ازین قرار است که: مرد مارگیری در زمستان به بیابانهای بغداد بهدنبال مارگیری

اخیرا یکى از کارشناسان امور دینى صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران توصیه کرده است که با دستگیرشدگان اغتشاشات اخیر با خشونت تمام رفتار شود و حتى گفته است که آنان نه تنها باید اعدام شوند بلکه بایستى آنان را

مرحوم سید حسن مدرس، در جلسهی استیضاح دولت مرحوم مستوفیالممالک، با ابتنا و اتکا به سیاست موازنهی منفی یا عدمی، سیاست خارجی آن دولت را نقد کرد و جملهی معروف «سیاست ما عین دیانت ماست» را بیان کرد. اما از

جناب آقای خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران این نامه سرگشاده نیست، در واقع نامهای است برای شخص شما که چون هیچ راهی برای رساندن آن به دستتان ندارم، اجبارا منتشر میکنم. این نامه را از این رو نمینویسم که به

«مویه کردن» رسم خوبی است. بالاخص به آن شکل که در سرزمین مادری من انجام میشود. به زبان مازندرانی «موری» مینامندش. داستان از این قرار است که صاحبانِ عزا، مادر، پدر، برادر، خواهر و هر آنکس که خود را صاحب

امسال آذر زودتر از راه رسید. هنوز آبان نگذشته بود که آذر آمد. آذری را میگویم که تحریمها و حرامخواریها به جان بیطاقت مردم افکند و آنان را به خیابانها فرستاد تا گلوله آتشین بستانند و جان شیرین در بازند.

طرح مساله رهبری مبارزات مردم برای تغییر رفتار حکومت، یا برای تغییر حکومت، مستلزم وجود تشکلهای سیاسی است. رهبری این مبارزات ممکن نیست مگر آن که تشکلهایی که هدایتگر آن مبارزاتاند، خود رهبر معین داشته باشند. تلاش رهبری نظام برای

بیانیهی کوتاه میرحسین موسوی، رهبر در حصر جنبش سبز، با همهی روشنی و صلابت و سادگی، دچار خوانش اصلاحطلبانه، براندازانه و حتی اصولگرایانه(حکومتی) شده است. در همانحال همین بیانیه چندخطی و صریح، از سوی برخی از اصلاحطلبان، طرفداران براندازی و

اتفاقات رخ داده در روزهای گذشته، بالاترین میزان کشته در یک اتفاق اعتراضی را داشت. به گفته منابع گوناگون دستکم ۱۵۰ نفر در این اتفاقات کشته شدند و چندین هزار نفر نیز دستگیر شدند. اگر چه دوره درگیری سال

بعد از این فاجعه، برای ما، چیزی جز «شرمساری» نمانده است. نمیدانم که چقدر میتوان حرفِ جدیای زد؛ چون تا زمانیکه با این غمِ بزرگ کنار نیاییم، هیچ حرفی و نوشتهای آنقدرا هم جدی نیست که ارزش شنیدن و خواندن

سرکوب خونین و بیرحمانه اعتراضات مردم تهیدست، پرسشهایی داغ و بنیانکن به میان بسیجیان و بدنه سپاه ارتش و نیروی انتظامی آورده است: چرا باید مردم هر روز فرودستتر شوند؟ چرا باید «حکومت مستضعفان» پاسخ مطالبات مستضعفان را به گلوله

در روزهای اخیر در شبکههای اجتماعی، هرگاه گزارشی از اعتراضات منتشر میشد، برای بسیاری این حجم از خشونت و خسارت به اماکن عمومی قابل درک نبود. حتی برای آنهایی که در دل اعتراضات حضور داشتند نیز تردیدهایی جدی مطرح بود.

اردیبهشت سال ۱۳۹۵ مقالهای با عنوان «دولت روحانی آخرین فرصت اصلاحطلبی» در سایت زیتون منتشر شد. آنجا به قدر وسع خویش و بنابر دغدغههای وطندوستی و ملتخواهی، تلاش کردم که هشدار دهم، دولت روحانی اگر نتواند به وعدههایش عمل کند،

وزیر نفت کشور آقای زنگنه اعلام کرد که درآمد حاصل از افزایش قیمت بنزین ۳۱ هزار میلیارد تومان خواهد شد که به اقشار ضعیف کشور اختصاص خواهد یافت. رئیس سازمان بودجه و برنامه هم گفت که تمام منابع حاصل از

مسئوولان جمهوری اسلامی برای نسبت دادن اعتراضات مردم به قدرتهای خارجی با هم مسابقه گذاشتهاند! رئیسجمهور، وزیر خارجه، سران سپاه، سخنگوی دولت، وزیر اطلاعات، مشاور رئیسجمهور و … و رسانههای رسمی این ادعای خامنهای را به اشکال مختلف تکرار می

بانکهای سوختهی برجا ماندهی امروز، انشاء طبقات فقیر است بر دفتر شهرها. این انشاء را غلط نخوانیم و بد تفسیر نکنیم تا این زبان تودههای بیزبان دوباره مجبور نباشد این چنین به سخن درآید. خشم، را درمان کنید. مجازات مردم خشمگین، درمانِ خشم نیست.

«سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان نفسها ابر، دلها خسته و غمگین درختان اسکلتهای بلور آجین زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است» بیش از

۱- نویسنده پیشتر در مطلبی با عنوان «جنگ خامنه ای با طبقه متوسط» با مرور سیاستهای رهبر جمهوری اسلامی و نهادهایزیرمجموعه و همچنین دولت و مجلس نزدیک به وی (دولت اول احمدی نژاد و مجلس هفتم و هشتم) تلاش کرد نشان دهد سیاستی فراگیر برای تخریب

اعتراضات گسترده و فراگیر روزهای اخیر از نظر هویت و ماهیت، خیزش نوین دیگری است علیه حکومت انحصاری و استبدادی ولایت مطلقه فقیه. این برآمد ادامه اعتراضات گذشته، اما قویتر، گستردهتر و قطعا اثرگذارتر از موارد پیشین است. نیروی اصلی
بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401