سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین این مسئله را که نظام سیاسی ایران حاضر به پذیرش و افشای اشتباه اعضای خویش نیست، بار دیگر در میان مردم مطرح ساخت.

این در حالی‌ست که در بسیاری از کشورهای دیگر، مسئولین به محض آنکه مرتکب اشتباهی شوند هم عذرخواهی می‌کنند و هم با پذیرش خطا، استعفا می‌دهند تا عواقب و مسئولیت اشتباه خود را برعهده بگیرند.

حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا مسئولین ایرانی خود را از اشتباه و خطا مصون می‌دانند و حاضر به پذیرش خطا و عواقب آن نیستند؟

۱. اولین نکته‌ به نظام گزینش کارکنان دولتی به‌ویژه در رده‌های بالای آن مربوط است. در نظام گزینش بیشتر از هر چیز به وضعیت خاص، روابط و پیوندهای قوی فرد با نظام و مسئولین توجه می‌شود، در نتیجه فردی که به نظام اداری و سیاسی وارد شود، صرفاً یک کارمند ساده که وظایف مشخصی را باید انجام دهد، نیست بلکه تعهدات پیچیده‌ای که آمیخته از روابط خویشاوندی، دوستی، سیاسی و … است وی را به نظام اداری پیوند می‌دهد. در این وضعیت آنچه از اهمیت بیشتر برخوردار است حفظ روابط قوی و کارکردها و تعهداتی است که آمیخته‌ای از آن پیوندهای محکم هستند و نقش‌های بوروکراتیک که بر اساس پیوندهای سست و کارکرد مشخص شکل گرفته‌اند به سادگی نادیده گرفته می‌شوند. فردی که به نظام اداری وارد می‌شود و مجموعه‌ای از پیوندها، تعهدها و کارکردها وی را به دیگران پیوند می‌دهد، اگر مرتکب اشتباهی شود، فدای نظام اداری نمی‌گردد و مورد حمایت حداکثری همکارانش قرار می‌گیرد.

۲. تقدس نظام یکی دیگر از علل اجتناب از پذیرش اشتباه است. وقتی پذیرفته شود نظام مقدس است این نتیجه گرفته خواهد شد که هر نوع پذیرش اشتباه ممکن است در تقدس آن خلل ایجاد کند لذا اگر اشتباهی هم رخ داد باید تا آن جا که ممکن است از افشای آن خودداری شود تا مبادا تقدس نظام زیر سوأل رود.

۳. در ایران نه تنها «قدرت» شر لازم نیست بلکه هدیه‌ای الهی است، به همین دلیل باید به هر طریق ممکن از آن حفاظت کرد. برای کسانی که معتقدند قدرت، شری است که از روی ناچاری باید آن را پذیرفت؛ دل کندن از قدرت بسیار ساده‌تر است از افرادی که قدرت را عطیه‌ای الهی تلقی می‌کنند.

۴. تردیدی نیست قدرت، فسادآور است و یکی از مظاهر و مصادیق فساد این است: بسیاری از کسانی که از قدرت بهره‌مند هستند، اگر بتوانند، حاضر به افشای خطاهای خود نیستند و ممکن است به شیوه‌های گوناگون در پی کتمان و پرده‌پوشی اشتباهات خود باشند. فقدان نظام رسانه‌ای و قوه قضائیه مستقل این امکان را به صاحبان قدرت می‌دهد تا بتوانند مانع کشف و افشای خطاها شوند. حال اگر فرصت مناسب و آزادی کافی برای رسانه و خبرنگار فراهم باشد و استقلال قوه قضائیه به رسمیت شناخته شود، نظارت ایشان موجب می‌شود عیوب و خطاهای قدرت‌مندان از پرده برون افتند و مسئولان، مسئولیت عملکرد خویش را بپذیرند.

*نام نویسنده نزد زیتون محفوظ است

بازگشت به صفحه اول