علیه اعدام ۷ | سعید مدنی

روش‌های اجرای حکم اعدام در قوانین ایران

اگرچه روند کلی سیاست جهانی توقف و کاهش اجرای حکم اعدام است اما حتی در کشورهایی که هنوز اجرای حکم مرگ پابرجا است تلاش می‌شود اجرای این حکم تا حد ممکن به نحوی باشد که محکوم به اعدام کمتر درد متحمل شود و به همین سبب چگونگی اجرای حکم اعدام از اهمیت بسیار برخوردار است.

تبصره مادة 293 قانون آیین دادرسی دادگاه‌هاي عمومی و انقلاب در امور کیفري مصوب 1378 مقرر داشته: «آیین‌نامة اجراي این ماده در خصوص نحوة اجراي احکام اعدام، قصاص نفس، رجم و سلب و همچنین چگونگی اجراي حکم شلاق ظرف سه ماه توسط وزیر دادگستري تهیه و به تصویب رئیس قوة قضائیه خواهد رسید». با تصویب آیین‌نامة مذکور مصوب 1382/9/4 به موجب مادة 4: «در اجراي قصاص نفس، قتل و اعدام ممکن است به صورت حلق‌آویز به چوبة دار و شلیک اسلحة آتشین و یا اتصال الکتریسیته و یا به نحو دیگر به تشخیص قاضیِ صادرکنندة راي انجام گیرد». در تبصرة این ماده آمده است: «در صورتی که حکم صادره نسبت به نحوه و کیفیت اعدام، قصاص نفس و قتل ترتیب خاصی مقرر نشده باشد، محکوم به دار کشیده می‌شود.»

«در اجراي قصاص نفس، قتل و اعدام ممکن است به صورت حلق‌آویز به چوبة دار و شلیک اسلحة آتشین و یا اتصال الکتریسیته و یا به نحو دیگر به تشخیص قاضیِ صادرکنندة راي انجام گیرد».

بر این اساس، مهم‌ترین روش‌های اجرای حکم اعدام به قرار زیرند:

– مرگ با طناب دار
طناب دار متداول‌ترین شیوة اعدام در جهان است. در این شیوه، مجرم خفه می‌شود. به عملي که با گرفتن گلوي قربانی، موجب نرسیدن خون به مغز و یا نرسیدن هوا به ریه‌ها شود، خفه کردن می‌گویند. در این شیوه، ابتدا طناب دار را آماده کرده و چهارپایه‌اي زیر طناب دار قرار می‌دهند. قربانی را روي صندلی به صورت ایستاده قرار داده و طناب را به گردن او محکم کرده و صندلی را از زیر پاهاي وي خارج می‌کنند. در سال‌های پس از انقلاب، دار زدن با استفاده از جرثقیل نیز رواج یافت. دار زدن یکی از شیوه‌هاي اعدام است که باعث شکستن ستون فقرات و گردن و در نتیجه آسیب شدید بصل‌النخاع و موجب ایست دستگاه تنفسی به دلیل فلج شدن شش‌ها می‌شود. البته اگر طول طناب کم انتخاب شده باشد شکستن گردن اتفاق نمی‌افتد و وي با خفه شدن کشته می‌شود و در حالتی که طول طناب زياد باشد، سر از بدن جدا خواهد شد. روش‌های اصلیِ دار زدن در ایران را می‌توان بدین‌گونه دسته‌بندي کرد:

از همین مجموعه : 

۱. روش سقوط کوتاه یا بدون سقوط: که در آن، محکوم از ارتفاع کمی سقوط می‌کند. در این روش، به‌ خاطر وزن بدن که معلق شده است، طناب دور گردن سفت می‌شود و با فشار به گردن، فرد را خفه می‌کند. در این روش، مرگ معمولا بر اثر خفگی یا قطع شریان حیاتی رخ می‌دهد و به این خاطر مرگ، آنی نخواهد بود و محکوم تا زمانی که از هوش برود و بمیرد، مدتی درد می‌کشد. براي اجراي این روش معمولا طول طناب کوتاه است و در زیر پاي فرد چرخ قرار می‌دهند و یا وي را روي یک چهارپایه قرار می‌دهند و بعد چهارپايه را از زیر پاي فرد خارج می‌کنند.

۲. روش معلق کردن: در این روش، محکوم به جاي آنکه سقوط کند، توسط یک وسیله یا ماشین به بالا کشیده می شود. در این روش معمولا از جرثقیل و یا قرقره براي بالا کشیدن محکوم استفاده می‌شود. این روش اگر به صورت سریع انجام شود، ممکن است مرگ بر اثر شکستگی گردن باشد. ولی عموما به تدریج انجام می‌شود و در نتیجه مرگ بر اثر خفگی و قطع شریان حیاتی فرد رخ مي‌دهد و معمولا فرد تا زمان مرگ که مدتی به طول می‌انجامد، بین زمین و آسمان دست و پا می‌زند.

۳. روش سقوط استاندارد: در این روش، طناب دور گردن محکوم آویخته می‌شود و از ارتفاع مشخصی که معمولا چیزي در حدود 1.5 تا 4 متر است سقوط می‌کند. این روش در واقع همان سقوط کوتاه است که اندکی پیشرفته‌تر شده است. با این حال، هنوز این مقدار طناب، منجر به شکستن گردن افراد نمی‌شود و در اکثر موارد در این روش نیز فرد بر اثر قطع جریان شریان حیاتی یا خفگی جان می‌دهد. گاهي بلند بودن طناب نیز منجر به قطع گردن افراد می‌شود.

۴. روش سقوط بلند: در این روش میزان سقوط فرد براساس وزن و قد و وضعیت فیزیکی فرد محاسبه می‌شود تا سقوط منجر به شکستن گردن وي شود. این روش در واقع براي رفع مشکلات روش سقوط استاندارد توسط ویلیام ماروود در سال 1872 ابداع شد. این روش، دار زدن را کمی انسانی‌تر می‌کند و می‌تواند مرگ را براي محکوم کمی آسان‌تر کند. در این روش ارتفاع سقوط، به شکلی انتخاب می‌شود که بر اثر سقوط، گردن محکوم شکسته و بر اثر قطع نخاع، فرد بیهوش شده و با مرگ سریع بميرد.

در کشور ما، عموما براي دار زدنِ محکومین، از روش سقوط کوتاه و معلق کردن استفاده می‌شود. اعدام‌ها در زندان معمولا به روش سقوط کوتاه هستند

در کشور ما، عموما براي دار زدنِ محکومین، از روش سقوط کوتاه و معلق کردن استفاده می‌شود. اعدام‌ها در زندان معمولا به روش سقوط کوتاه هستند. یعنی فرد از جایی آویزان می‌شود. طناب را به دور گردن او قرار می‌دهند و زیر پایش چهار پایه‌اي که معمولا کمتر از یک متر است و بعد با برداشتن چهار پایه باعث سقوط وي می‌شوند و این سقوط معمولا کمتر از یک متر است و مرگ در این حالت بیشتر بر اثر خفگی و قطع شریان حیاتی رخ می دهد و محکوم تا مرگ مدتی درد می‌کشد. اما در اعدام‌هایی که در ملأ عام انجام می‌شود، عموما از جرثقیل و از روش معلق کردن استفاده می‌شود که در آن، فرد به جرثقیل متصل می‌شود و بعد در هنگام اجراي حکم، محکوم توسط جرثقیل بالا کشیده می‌شود. این روش نیز منجر به قطع شدن گردن نمی‌شود و مرگ بر اثر فشار طناب بر گردن محکوم و قطع شریان‌هاي حیاتی وي رخ مي‌دهد. معمولا فرد بعد از بالا کشیده شدن مدتی بین آسمان و زمین دست و پا می زند تا سرانجام بعد از چند ثانیه جان بدهد.

– سنگسار:
ماده 22 آیین‌نامة اجرای مادة 293 مقرر داشته «مامورین نیروي انتظامی یا زندان، حسب مورد موظف‌اند، بدواً محل اجراي حد را به کیفیت مقرر در مادة 102 قانون مجازات اسلامی حفر نموده و مقداري سنگ به اندازه‌هاي مقرر در مادة 104 همان قانون در محل اجراي حکم آماده کنند». ماده 102 قانون مجازات اسلامی سابق مقرر داشته بود «مرد را هنگام رجم تا نزدیکی کمر و زن را تا نزدیکی سینه در گودال دفن می‌کنند آنگاه رجم می‌کنند». قانون‌گذار به موجب ماده 225 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مقرر داشته «حد زنا براي زن محصن و زانیة محصنه، رجم است. در صورت عدم امکان اجراي رجم با پیشنهاد دادگاه صادرکنندة حکم قطعی و موافقت رئیس قوة قضائیه، چنانچه جرم با بینه ثابت شده باشد، موجب اعدام زانیة محصنه است و در غیر این صورت موجب صد ضربه شلاق براي هر یک می‌باشد». در واقع قانون‌گذار راه‌هایی براي تبدیل مجازات شدید رجم به مجازات دیگر پیش بینی کرده است. سنگسار یک نوع مجازات مرگ است که از طریق پرتاب سنگ (که به صورت گروهی انجام می‌شود) به طرف مجرم صورت می‌گیرد.

سنگسار در برخی از کشورهاي مسلمان از جمله ایران، افغانستان، نیجریه، سودان، عربستان سعودي و امارات متحدة عربی اجرا می‌شود

جامعة بین‌الملل، اعدام از طریق سنگسار را «عملی وحشیانه و سبعانه» تلقی می‌کند. مجازات سنگسار داراي پیشینه تاریخی بلندي است. در کتب تاریخی به رواج سنگسار به عنوان مجازات در یونان باستان اشاراتی شده است. در منابع ادیان ابراهیمی مثل یهودیت، مسیحیت و اسلام نیز به مجازات سنگسار اشاره شده است.

امروزه سنگسار در برخی از کشورهاي مسلمان از جمله ایران، افغانستان، نیجریه، سودان، عربستان سعودي و امارات متحدة عربی اجرا می‌شود. در این کشورها کسی که به سنگسار محکوم می‌شود، باید در پارچه‌اي سفید پوشانیده شود. اگر مرد است تا لگن خاصره و اگر زن است تا کمر او را در خاك دفن می کنند و سپس سنگ‌هایی که یکباره محکوم را نمی‌کشد بلکه به تدریج و با تحمل درد موجب مرگ وي می‌شود، به سوي متهم پرتاب می‌شوند. سنگسار، بر عکس دیگر شیوه‌هاي اعدام، مجازاتی است که اجراي آن به تخصص ویژه براي اجراي مجازات نیاز ندارد. افزون بر آن، ابزار و وسیلة خاصی براي اجراي آن لازم نیست. بدین ترتیب، این مجازاتِ مرگ به شیوة ساده که نیاز به تهیة مقدمات اجرا نداشته، بلافاصله پس از صدور حکم اجراشدني است. قربانی را به بیرون از شهر برده و در بیابان او را سنگسار می‌کنند. شیوة انجام این مجازات به قدري ساده است که حتی کودکان نیز می‌توانند در آن شرکت کنند. بنابراین، می‌توان گفت که سنگسار، شیوه‌اي از مجازات اعدام است که امکان بیشترین مشارکت همگانی را فراهم می‌آورد.

سنگسار در حقیقت، شکنجه‌بارترین شیوة اجراي مجازات مرگ است. در این مجازات، اِعمال شکنجه همراه با بیان نفرت و طرد مجرم از جامعه تا حد مرگ شدت می‌يابد.

اگر دیگر شیوه‌هاي اعدام، امکان تماشاي همگانی را فراهم می‌آورد، مجازات سنگسار امکان مشارکت فعال همگان را در اجراي مجازات فراهم می‌كند. همان اندازه که شیوة اجراي مجازات سنگسار براي شرکت‌کنندگان ساده است، براي قربانی سنگسار دشوار و زجرآور است. سنگسار در حقیقت، شکنجه‌بارترین شیوة اجراي مجازات مرگ است. در این مجازات، اِعمال شکنجه همراه با بیان نفرت و طرد مجرم از جامعه تا حد مرگ شدت می‌يابد. شکنجة جسمیِ سنگسار که بالاترین حد شکنجه در مجازات مرگ است، تنها بخشی از مجموعه شکنجه‌اي است که بر مجرم وارد می‌شود. ضربه‌هاي ناشی از پرتاب سنگ چنان است که مرگ ناگهانی نیست، بلکه ذره ذره به وقوع مي‌پيوندد. قربانیِ سنگسار به‌گونه‌اي در معرض شکنجة روانیِ حاصل از نگرانی از مرگ و لحظه‌شماري براي مرگ خود قرار می‌گیرد. در کنار آن، قربانی به وضوح شاهد است که نفرت بیش از حد افراد جامعه است که او را به دست مرگ می‌سپارد. با هر ضربة سنگ، حکم طرد و نفرت به شدیدترین وجهی براي او اجرا می‌شود. همدستیِ جمع، نه تنها در اجراي حکم مرگ او، بلکه در بیان نفرت و شکنجه‌کردن او باعث می‌شود که قربانی در آخرین لحظات زندگی، اوج تنهایی و ذلت را تجربه کند.

بخش‌های پیشین : 

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

7 پاسخ

  1. از آقای مدنی با توجه به شناختی که از ایشان دارم انتظار چنین متن ناقص و ناقض عقل و درایت را نداشتم
    این نوشتار را به عنوان یک شکنجه روانی خواننده تلقی می کنم که خالی از هیچ جنبه مثبتی میباشد
    همه این نوشته ها را همه مان می دانیم و تکرار آنها در سطوری ماندگار حق نبود و نیست و حق این بود که با تحلیل این موارد از دیدگاه مدنی و بشری و دینی نتیجه ای حاصل آید نه اینکه دل و روح خواننده را شکنجه داده و نفرت و کینه در دل بوجود آورد

    مثلا رجم به خاطر زنا در اسلام وجود ندارد بلکه در بین مسلمانان بوده (اسلام به رجم توصیه نکرده بلکه مسلمانان آنرا اختراع کرده یا از یهودیت و مسیحیت به عاریت گرفته اند)
    نه در قرآن و نه سنت رسول و نه در زمان علی ابن ابی طالب کسی رجم نشده
    و قرآن جرم زنای در ملع عام را 100 تازیانه می داند . آنهم زنایی که 4 نفر مشاهده کرده باشند نه رجم

    بنظرم صرف یادآوری شکنجه کشیدن محکومان به اعدام در لحظه اعدام متن قابلی نیست و بهتر است از صفحه حذف گردد.

    بسیار آزرده خاطر شدم از خواندن مقاله

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

علیه اعدام ۷ | سعید مدنی

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان ” انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر” به قلم محمد عثمانی در سایت ” ایران امروز” انتشار یافته، که به گمان ما واجد نکاتی غیر دقیق، نسنجیده،

ادامه »

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است که معرفت‌شناسی، فلسفه ذهن، روانشناسی و اخلاق را به

ادامه »

این روزها شاهد حمله بخشی از جریان چپ به نیروها و جریان‌های مختلف اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستیم؛ جریانی که پس

ادامه »