اخیرا خبر رسید که بابک امیرخسروی (۱۳۰۶-۱۴۰۵ خورشیدی) در پاریس درگذشت و امروز نیز اطلاع حاصل شد که مهدی خانبابا تهرانی (۱۱۳-۱۴۰۵ خورشیدی) در فرانکفورتِ آلمان از میان ما رفته است.
با نام این شخصیت سیاسی در سال ها پیش آشنا بودم ولی پس از کنفرانس برلین در فروردین ماه ۲۰۰۰ بود که با این دو بزرگ از نزدیک آشنا شدم. در جریان برگزاری کنفرانس سه روزه در برلین اولین بار خانبابا را دیدم و اندکی بعدتر در حوالی فرانکفورت در جلسه ای همراه با زنده یاد مهندس عزت الله سحابی بار دیگر خانبابا را دیدم و با او هم سخن شدم. بعد از اقامت در آلمان چند بار در جاهای مختلف از جمله یک بار در منزلش در فرانکفورت به دیدارش رفتم و به تفصیل در باره موضوعات مختلف صحبت کردیم.
بابک امیرخسروی را بیشتر دیده ام. بارها در پاریس و از جمله در برخی نشست ها و سخنرانی او را دیده و با او هم کلام شده ام. هرچند در سال های اخیر با این دو شخصیت محترم و فعال هم سخن نشده و تا حدودی از آنان بی خبر مانده ام.
به گمانم ویژگی مشترک خانبابا و امیرخسروی را می توان چنین برشمرد:
۱. فعالیت سیاسی طولانی (شاید بیش از هفتاد سال)
۲. عضویت اولیه در حزب توده ایران پس از دهه بیست
۳. تجربه اندوزی دراز و متنوع در جریان فعالیت های سیاسی
۴. تغییر و تحول مداوم در جریان فعالیت های سیاسی مختلف
۵. انتقاد از خود و در واقع به روز شدن افکار و عقاید سیاسی و ایدئولوژیک
۶. ملّی بودن و اهمیت دادن به منافع ملی و تقدم آن بر هر نوع منافع فردی و یا حزبی و گروهی. در واقع خانبابا تهرانی و بابک امیرخسروی هرچند در مجموع در جریان چپ عدالت خواه و ضد نظام تبعیض باقی ماندند ولی آن دو از شخصیت های بودند که می توان آنان را «چپ ملّی» خواند. در ایرانِ حال و آینده به فعالان متنوع با گرایشات فکری و سیاسی حول محور ملی و می توان اولویت بخشی به منافع و مصالح ملت ایران و جغرافیای وطن نیاز هست. از این رو به چنین افرادی با چنان ویژگی هایی و به ویژه مداومت و پایداری و استواری نیاز مبرم وجود دارد. اینان را می توان ستون های استوار جنبش آزادی خواهی و عدالت محوری دانست که به جوانان و نسل های پس از خود الهام می بخشند.
بر این مردان اثرگذار و پایدار ملی درود می فرستم و به بازماندگان و دوستداران و علاقه مندانشان تسلیت می گویم.

















