بازخوانی سه آموزه اخلاقی و دموکراتیک عرفان عملی ابوالحسن خرقانی

رحمان لیوانی

عرفان یکی از میراث های مهم فرهنگی‌جوامع‌ بشری و از جمله‌ جامعه‌ ما‌ بشمار می آید که در یک نگاه کلان به دوبخش‌ نظری و عملی تفکیک می شود. در هر دو بخش نظری و عملی عرفان با آموزه هایی مواجه هستیم که برخی از آنها یکسره خرد ستیز، خرافی ، دنیا گریز ، جبرگرا و انحطاط اور است که آدمی را از خود بیگانه می کند و بعضی دیگر عامل خود شناسی ، شکوفایی وجودی و منادی رهایی از رذایل اخلاقی و دستیابی به فضیلت های اخلاقی است . همین آموزه های عرفانی سنخ دوم است که امکان رضایت باطنی و درونی و معنا بخشی به زندگی را برای آدمی فراهم می سازد.

با این توصیف از درونمایه تعالیم عرفانی حال به سراغ میراث گرانبهای عرفانی ابوالحسن خرقانی عارف نامدار‌ و برجسته قرن چهارم و پنجم هجری می رویم که به تصریح همه عرفان پژوهان یکی از نمایندگان شاخص عرفان خراسانی و عملی است.

ابوالحسن خرقانی گرچه بنا بر منابع تاریخی و نیز روایت ادیب، شاعر، و عرفان پژوه‌ معاصر یعنی شفیعی کدکنی در کتاب ارز شمند‌ ” تشنه بر دریا” ، چندان بهره ای از خواندن و نوشتن نداشت، اما در عین حال عارفی بلند نظر، روشندل و ژرف اندیش بود که با نگاهی فوق العاده گشوده به هستی و انسان می نگریست.

پیام کلیدی و محوری عرفان خرقانی که عرفانی بیشتر معطوف به عمل است تا نظر، در یک کلام ایمان ورزی خالصانه و بی چشمداشت به خدا و انسان دوستی بی قید و شرط است.

در اینجا نگارنده سه آموزه فاخر و حکیمانه‌ خرقانی را که به نظر می رسد واجد درس های آموزنده و مهمی برای جامعه و انسان مدرن است، به شرحی که در ذیل می اید، مورد بازخوانی قرار می دهد:

۱) تقدم انسان بر دین :

نخستین آموزه چشمگیر و شایسته توجه و تعمق در مکتب عرفانی خرقانی تقدم انسان و حقوق‌ ذاتی او بر دین و تکالیف دینی است. دلیل آن هم این است که در جهان بینی خرقانی اساس و حقیقت دین و دینداری پیوند صادقانه با خدا و گره گشایی از کار انسان و تقلیل درد و رنج او است و لذا دین که برای خدمت رسانی به انسان آمده نباید هدف و مقدم بر انسان تلقی شود .

این آموزه درخشان منسوب به خرقانی که بر سر در خانقاه او نوشته شده، تردیدی در اعتقاد و باور راسخ او به انسان محوری اصیل که به زبان امروزی همان اومانیسم است، باقی نمی گذارد :” هر که در این سرا درآید، نانش دهید و از ایمانش‌ مپرسید، چه‌ آن کس که به درگاه باری تعالی به جان ارزد، البته به خوان ابوالحسن به نان ارزد” .۱
این سخن عمیق انسان دوستانه خرقانی که عارفی متعلق به قرن دوازدهم میلادی و دوران پیشامدرن است، آشکارا با دیدگاه دینداران سنتی و شریعت مدار قرن بیست ویکم میلادی و دوران مدرن که همچنان سر سختانه‌ و تمام قد از تقدم دین بر انسان دفاع می کنند، تعارض بنیادی دارد.

روشن است که اعتقاد خرقانی به تقدم و ارجحیت انسان بر دین از دل الهیات و خداشناسی او بیرون می اید، خدای جان آفرینی که حرمت جانی را که آفریده و بدان کرامت بخشیده است عزیز و پاس می دارد.

۲) اخلاق مداری جهان وطنی :

از منظر پیتر سینگر( Peter singer) فیلسوف اخلاق استرالیایی ، گوهر اخلاق توجه‌ به ” دیگری” است.او که از مهمترین چهره های تاثیر‌ گذار قرن بیستم در حوزه اخلاق است در کتاب مشهور‌ خود با عنوان ” دیگر دوستی موثر” بیش از هر فیلسوف اخلاق دیگری بر اهمیت مقوله ” دیگری” در اخلاق انگشت تاکید می نهد و آن را تعمیق می بخشد.

پیتر سینگر در کتاب مذکور به شیوه ای عقلانی نشان‌ می دهد که این ” دیگری” در اخلاق محدود به دوستان و اطرافیان نزدیک نیست، بلکه هر انسان نیازمند کمک در هر گوشه ای از جهان‌ را در بر می گیرد : ” اگر دنیا‌ را با نگرشی سخت گیرانه فکری ببینید، کودکی در پاکستان یا زامبیا همان قدر ارزشمند است که کودک خودتان، اما انسان های زیادی نیستند که این طور فکر کنند” ۲.

این مساله‌ “دیگری” در اخلاق جایگاه ویژه ای در منظومه فکری و عرفانی خرقانی دارد‌. در قیاس با برخی سنت های عرفانی و صوفیانه قبیله ای، گروهی، فرقه ای و جامعه گریز که صرفا بر روی چله نشینی، عافیت طلبی، و نجات‌ و رستگاری فرد و گروه خود تمرکز دارند، عرفان خرقانی عرفانی است انسان مدار و جامعه گرا که هویت خود را با دو ویژگی متمایز از انها تعریف می کند.

اولین ویژگی آن است که سخت پایبند‌ اخلاق است، بدین معنی که احساس مسئولیت نسبت‌ به سرنوشت دیگری که گوهر اخلاق را تشکیل می دهد، در آن به نحو شگفت انگیزی پر رنگ است.

دومین ویژگی این که با عبور از همه مرزهای عقیدتی، نژادی، جنسیتی، ناسیونالیستی و فرهنگی، رو به سوی جهان وطنی دارد :” از ترکستان تا شام کسی را خاری در انگشت شود، از آن من است، و اگر از ترک تا شام کسی را قدم در سنگ اید ، زیان آن مراست، و اگر اندوهی در دلی است، آن دل از آن من است”. ۳

اخلاق در مکتب عرفانی خرقانی البته در همدردی با” دیگری” خلاصه نمی شود، بلکه فراتر از آن به مرحله‌ ایثار و اولویت منافع جمع بر فرد می رسد، آنجا که عارف بزرگ و دردمند ما می گوید که حاضر است سختی حساب و کتاب روز رستاخیز و حتی عذاب‌ دوزخ را به تنهایی بپذیرد تا آدمیان از درد و رنج و اضطراب آن در امان باشند: ” کاشکی حساب همه خلق با من کردی تا خلق را به قیامت حساب نبایستی دید، کاشکی عقوبت همه خلق مرا کردی، تا ایشان را دوزخ نبایستی دید”.۴

این دیدگاه و روحیه ایثار گرایانه خرقانی اوج احسان ، شفقت و انسان دوستی عمیق و عاشقانه و بی الایش‌ او را نمایان می سازد.

۳) صلح با خلق و جنگ با نفس :

خرقانی که در سنت عرفانی صلح طلب خراسانی بالیده است ، مخالف جدی خشونت گرایی، کینه توزی، و انتقام گیری است.
مکتب عرفانی او را با استناد به سخنان به یادگار مانده از او می توان مدافع پروپا قرص رواداری و آزاد اندیشی دانست که با یک اصل طلایی صورت بندی می شود : ” من با خلق خدا صلح کردم که هرگز جنگ نکنم و با نفس جنگی کردم که هرگز صلح نکنم”.۵

مدلول گزاره ای را که از خرقانی نقل کردیم ناظر به دو نکته قابل تامل و درنگ است.نکته اول آن که صلح با خلق یعنی طرد و نفی انحصار طلبی معرفتی و پذیرش تنوع فکری، سیاسی، مذهبی، قومی و سبک های مختلف زندگی است، چرا که زندگی مسالمت آمیز اجتماعی در یک جامعه متکثر، لزوما با به رسمیت شناختن تکثرگرایی، پلورالیسم معرفتی، عقیدتی و سیاسی قابل حصول است. نکته دوم ناظر به این حقیقت است که زندگی مسالمت آمیز در جامعه و تضمین پایداری و تداوم آن بدون مهار خودخواهی ، قدرت طلبی و سودجویی نفس امکان پذیر نیست ، امری که به تصریح خرقانی جنگ دائمی با نفس سرکش را ضروری می نماید.

بنابراین در نزد خرقانی صلح بیرونی نسبت و رابطه وثیقی با صلح درونی دارد و در نتیجه تا زمانی که آدمی با نفس خویش به صلح نرسد قادر نیست با دنیای بیرون به صلح و آشتی در آید.

نتیجه گیری :

اگر کنشگران‌ اجتماعی و سیاسی در صدد تغییر ساختارها، و استقرار آزادی و عدالت در جامعه اند، عارفان به دنبال ایجاد تحول درونی و پالایش جان و نفس آدمی از رذایل اخلاقی اند.

اما بدیهی‌ است که مبارزه اجتماعی بیرونی با مبارزه وجودی درونی که دو روی یک سکه اند، رابطه ای متقابل و دیالکتیکی با هم دارند که هر یک بدون دیگری به سرانجام مطلوب نخواهد رسید‌.

تجارب تاریخی گواهی است بر این حقیقت‌ که هر گونه مبارزه اجتماعی بدون تحول درونی و اخلاقی کنشگران آن در نهایت محکوم به انحراف وشکست‌ است ودرست‌ به همین سبب یعنی بی توجهی به اهمیت مبارزه با نفس است که بزرگترین انقلاب ها و جنبش های اجتماعی دچار فروپاشی درونی شدند و یا استبدادی جدید را برای مردمان به ارمغان آورده اند.

بنابراین آنچه را که می توان از عرفان و به طور مشخص عرفان خرقانی آموخت و در عمل به آن التزام ورزید،این است که ممانعت از تبدیل کنشگران اجتماعی و سیاسی امروز به دیکتاتور های فردا از یک سو و دمیدن روح شفقت، مدارا و دیگر دوستی در جامعه از سوی دیگر، منوط به مبارزه دائمی با نفس سرکش ، خود محور و قدرت طلب و منفعت جو است، نفسی که ریشه ی بسیاری از تضادها، رقابتها، و اختلافهای خصمانه و غیر دموکراتیک و غیر اخلاقی بیرونی را باید در آن جستجو نمود.

منابع :

ا) نورالعلوم صفحه ۳، به کوشش و نگارش عبدالرفیع حقیقت، انتشارات بهجت.لازم به یادآوری است که استاد شفیعی کدکنی در باره این قول منسوب به خرقانی در صفحه ۶۷ کتاب خود ” تشنه بر دریا” می گوید : ” این سخن شیخ را در هیچ یک از منابع مکتوب قرون گذشته نیافتم، ولی جوهر روح خرقانی که در سراسر گفتارهای ساری و جاری است، در این گفتار وجود دارد”.
۲) نقل از کتاب ” دیگر دوستی موثر، پیتر سینگر با ترجمه ترمیم نیاکان ، نشر نی.
۳) نقل از تذکره الاولیا‌عطار نیشابوری، بخش ۷۸.
۴) نورالعلوم، صفحه ۱۱۶.
۵) نورالعلوم، صفحه ۱۸۹

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در دوران گذار از اقتدارگرایی به دموکراسی، بخصوص در جوامعی که به علل تاریخی، سیاسی، فرهنگی و یا خشونت سازمان‌یافته، کثرت‌گرایی و چندصداییِ شکل‌گرفته ممکن است به تفرقه و واگرایی میان مخالفان منتهی گردد، تفکر

ادامه »

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان ” انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر” به قلم محمد عثمانی در سایت ” ایران امروز”

ادامه »

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است که معرفت‌شناسی، فلسفه ذهن، روانشناسی

ادامه »