اگرچه روند کلی سیاست جهانی توقف و کاهش اجرای حکم اعدام است اما حتی در کشورهایی که هنوز اجرای حکم مرگ پابرجا است تلاش می‌شود اجرای این حکم تا حد ممکن به نحوی باشد که محکوم به اعدام کمتر درد متحمل شود و به همین سبب چگونگی اجرای حکم اعدام از اهمیت بسیار برخوردار است.

تبصره ماده ۲۹۳ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۷۸ مقرر داشته: «آیین‌نامه اجرای این ماده در خصوص نحوه اجرای احکام اعدام، قصاص نفس، رجم و سلب و همچنین چگونگی اجرای حکم شلاق ظرف سه ماه توسط وزیر دادگستری تهیه و به تصویب رئیس قوه قضائیه خواهد رسید». با تصویب آیین‌نامه مذکور مصوب ۱۳۸۲/۹/۴ به موجب ماده ۴: «در اجرای قصاص نفس، قتل و اعدام ممکن است به صورت حلق‌آویز به چوبه دار و شلیک اسلحه آتشین و یا اتصال الکتریسیته و یا به نحو دیگر به تشخیص قاضیِ صادرکننده رای انجام گیرد». در تبصره این ماده آمده است: «در صورتی که حکم صادره نسبت به نحوه و کیفیت اعدام، قصاص نفس و قتل ترتیب خاصی مقرر نشده باشد، محکوم به دار کشیده می‌شود.»

«در اجرای قصاص نفس، قتل و اعدام ممکن است به صورت حلق‌آویز به چوبه دار و شلیک اسلحه آتشین و یا اتصال الکتریسیته و یا به نحو دیگر به تشخیص قاضیِ صادرکننده رای انجام گیرد».

بر این اساس، مهم‌ترین روش‌های اجرای حکم اعدام به قرار زیرند:

مرگ با طناب دار
طناب دار متداول‌ترین شیوه اعدام در جهان است. در این شیوه، مجرم خفه می‌شود. به عملی که با گرفتن گلوی قربانی، موجب نرسیدن خون به مغز و یا نرسیدن هوا به ریه‌ها شود، خفه کردن می‌گویند. در این شیوه، ابتدا طناب دار را آماده کرده و چهارپایه‌ای زیر طناب دار قرار می‌دهند. قربانی را روی صندلی به صورت ایستاده قرار داده و طناب را به گردن او محکم کرده و صندلی را از زیر پاهای وی خارج می‌کنند. در سال‌های پس از انقلاب، دار زدن با استفاده از جرثقیل نیز رواج یافت. دار زدن یکی از شیوه‌های اعدام است که باعث شکستن ستون فقرات و گردن و در نتیجه آسیب شدید بصل‌النخاع و موجب ایست دستگاه تنفسی به دلیل فلج شدن شش‌ها می‌شود. البته اگر طول طناب کم انتخاب شده باشد شکستن گردن اتفاق نمی‌افتد و وی با خفه شدن کشته می‌شود و در حالتی که طول طناب زیاد باشد، سر از بدن جدا خواهد شد. روش‌های اصلیِ دار زدن در ایران را می‌توان بدین‌گونه دسته‌بندی کرد:

از همین مجموعه : 

۱. روش سقوط کوتاه یا بدون سقوط: که در آن، محکوم از ارتفاع کمی سقوط می‌کند. در این روش، به‌ خاطر وزن بدن که معلق شده است، طناب دور گردن سفت می‌شود و با فشار به گردن، فرد را خفه می‌کند. در این روش، مرگ معمولا بر اثر خفگی یا قطع شریان حیاتی رخ می‌دهد و به این خاطر مرگ، آنی نخواهد بود و محکوم تا زمانی که از هوش برود و بمیرد، مدتی درد می‌کشد. برای اجرای این روش معمولا طول طناب کوتاه است و در زیر پای فرد چرخ قرار می‌دهند و یا وی را روی یک چهارپایه قرار می‌دهند و بعد چهارپایه را از زیر پای فرد خارج می‌کنند.

۲. روش معلق کردن: در این روش، محکوم به جای آنکه سقوط کند، توسط یک وسیله یا ماشین به بالا کشیده می شود. در این روش معمولا از جرثقیل و یا قرقره برای بالا کشیدن محکوم استفاده می‌شود. این روش اگر به صورت سریع انجام شود، ممکن است مرگ بر اثر شکستگی گردن باشد. ولی عموما به تدریج انجام می‌شود و در نتیجه مرگ بر اثر خفگی و قطع شریان حیاتی فرد رخ می‌دهد و معمولا فرد تا زمان مرگ که مدتی به طول می‌انجامد، بین زمین و آسمان دست و پا می‌زند.

۳. روش سقوط استاندارد: در این روش، طناب دور گردن محکوم آویخته می‌شود و از ارتفاع مشخصی که معمولا چیزی در حدود ۱.۵ تا ۴ متر است سقوط می‌کند. این روش در واقع همان سقوط کوتاه است که اندکی پیشرفته‌تر شده است. با این حال، هنوز این مقدار طناب، منجر به شکستن گردن افراد نمی‌شود و در اکثر موارد در این روش نیز فرد بر اثر قطع جریان شریان حیاتی یا خفگی جان می‌دهد. گاهی بلند بودن طناب نیز منجر به قطع گردن افراد می‌شود.

۴. روش سقوط بلند: در این روش میزان سقوط فرد براساس وزن و قد و وضعیت فیزیکی فرد محاسبه می‌شود تا سقوط منجر به شکستن گردن وی شود. این روش در واقع برای رفع مشکلات روش سقوط استاندارد توسط ویلیام ماروود در سال ۱۸۷۲ ابداع شد. این روش، دار زدن را کمی انسانی‌تر می‌کند و می‌تواند مرگ را برای محکوم کمی آسان‌تر کند. در این روش ارتفاع سقوط، به شکلی انتخاب می‌شود که بر اثر سقوط، گردن محکوم شکسته و بر اثر قطع نخاع، فرد بیهوش شده و با مرگ سریع بمیرد.

در کشور ما، عموما برای دار زدنِ محکومین، از روش سقوط کوتاه و معلق کردن استفاده می‌شود. اعدام‌ها در زندان معمولا به روش سقوط کوتاه هستند

در کشور ما، عموما برای دار زدنِ محکومین، از روش سقوط کوتاه و معلق کردن استفاده می‌شود. اعدام‌ها در زندان معمولا به روش سقوط کوتاه هستند. یعنی فرد از جایی آویزان می‌شود. طناب را به دور گردن او قرار می‌دهند و زیر پایش چهار پایه‌ای که معمولا کمتر از یک متر است و بعد با برداشتن چهار پایه باعث سقوط وی می‌شوند و این سقوط معمولا کمتر از یک متر است و مرگ در این حالت بیشتر بر اثر خفگی و قطع شریان حیاتی رخ می دهد و محکوم تا مرگ مدتی درد می‌کشد. اما در اعدام‌هایی که در ملأ عام انجام می‌شود، عموما از جرثقیل و از روش معلق کردن استفاده می‌شود که در آن، فرد به جرثقیل متصل می‌شود و بعد در هنگام اجرای حکم، محکوم توسط جرثقیل بالا کشیده می‌شود. این روش نیز منجر به قطع شدن گردن نمی‌شود و مرگ بر اثر فشار طناب بر گردن محکوم و قطع شریان‌های حیاتی وی رخ می‌دهد. معمولا فرد بعد از بالا کشیده شدن مدتی بین آسمان و زمین دست و پا می زند تا سرانجام بعد از چند ثانیه جان بدهد.

– سنگسار:
ماده ۲۲ آیین‌نامه اجرای ماده ۲۹۳ مقرر داشته «مامورین نیروی انتظامی یا زندان، حسب مورد موظف‌اند، بدواً محل اجرای حد را به کیفیت مقرر در ماده ۱۰۲ قانون مجازات اسلامی حفر نموده و مقداری سنگ به اندازه‌های مقرر در ماده ۱۰۴ همان قانون در محل اجرای حکم آماده کنند». ماده ۱۰۲ قانون مجازات اسلامی سابق مقرر داشته بود «مرد را هنگام رجم تا نزدیکی کمر و زن را تا نزدیکی سینه در گودال دفن می‌کنند آنگاه رجم می‌کنند». قانون‌گذار به موجب ماده ۲۲۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ مقرر داشته «حد زنا برای زن محصن و زانیه محصنه، رجم است. در صورت عدم امکان اجرای رجم با پیشنهاد دادگاه صادرکننده حکم قطعی و موافقت رئیس قوه قضائیه، چنانچه جرم با بینه ثابت شده باشد، موجب اعدام زانیه محصنه است و در غیر این صورت موجب صد ضربه شلاق برای هر یک می‌باشد». در واقع قانون‌گذار راه‌هایی برای تبدیل مجازات شدید رجم به مجازات دیگر پیش بینی کرده است. سنگسار یک نوع مجازات مرگ است که از طریق پرتاب سنگ (که به صورت گروهی انجام می‌شود) به طرف مجرم صورت می‌گیرد.

سنگسار در برخی از کشورهای مسلمان از جمله ایران، افغانستان، نیجریه، سودان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی اجرا می‌شود

جامعه بین‌الملل، اعدام از طریق سنگسار را «عملی وحشیانه و سبعانه» تلقی می‌کند. مجازات سنگسار دارای پیشینه تاریخی بلندی است. در کتب تاریخی به رواج سنگسار به عنوان مجازات در یونان باستان اشاراتی شده است. در منابع ادیان ابراهیمی مثل یهودیت، مسیحیت و اسلام نیز به مجازات سنگسار اشاره شده است.

امروزه سنگسار در برخی از کشورهای مسلمان از جمله ایران، افغانستان، نیجریه، سودان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی اجرا می‌شود. در این کشورها کسی که به سنگسار محکوم می‌شود، باید در پارچه‌ای سفید پوشانیده شود. اگر مرد است تا لگن خاصره و اگر زن است تا کمر او را در خاک دفن می کنند و سپس سنگ‌هایی که یکباره محکوم را نمی‌کشد بلکه به تدریج و با تحمل درد موجب مرگ وی می‌شود، به سوی متهم پرتاب می‌شوند. سنگسار، بر عکس دیگر شیوه‌های اعدام، مجازاتی است که اجرای آن به تخصص ویژه برای اجرای مجازات نیاز ندارد. افزون بر آن، ابزار و وسیله خاصی برای اجرای آن لازم نیست. بدین ترتیب، این مجازاتِ مرگ به شیوه ساده که نیاز به تهیه مقدمات اجرا نداشته، بلافاصله پس از صدور حکم اجراشدنی است. قربانی را به بیرون از شهر برده و در بیابان او را سنگسار می‌کنند. شیوه انجام این مجازات به قدری ساده است که حتی کودکان نیز می‌توانند در آن شرکت کنند. بنابراین، می‌توان گفت که سنگسار، شیوه‌ای از مجازات اعدام است که امکان بیشترین مشارکت همگانی را فراهم می‌آورد.

سنگسار در حقیقت، شکنجه‌بارترین شیوه اجرای مجازات مرگ است. در این مجازات، اِعمال شکنجه همراه با بیان نفرت و طرد مجرم از جامعه تا حد مرگ شدت می‌یابد.

اگر دیگر شیوه‌های اعدام، امکان تماشای همگانی را فراهم می‌آورد، مجازات سنگسار امکان مشارکت فعال همگان را در اجرای مجازات فراهم می‌کند. همان اندازه که شیوه اجرای مجازات سنگسار برای شرکت‌کنندگان ساده است، برای قربانی سنگسار دشوار و زجرآور است. سنگسار در حقیقت، شکنجه‌بارترین شیوه اجرای مجازات مرگ است. در این مجازات، اِعمال شکنجه همراه با بیان نفرت و طرد مجرم از جامعه تا حد مرگ شدت می‌یابد. شکنجه جسمیِ سنگسار که بالاترین حد شکنجه در مجازات مرگ است، تنها بخشی از مجموعه شکنجه‌ای است که بر مجرم وارد می‌شود. ضربه‌های ناشی از پرتاب سنگ چنان است که مرگ ناگهانی نیست، بلکه ذره ذره به وقوع می‌پیوندد. قربانیِ سنگسار به‌گونه‌ای در معرض شکنجه روانیِ حاصل از نگرانی از مرگ و لحظه‌شماری برای مرگ خود قرار می‌گیرد. در کنار آن، قربانی به وضوح شاهد است که نفرت بیش از حد افراد جامعه است که او را به دست مرگ می‌سپارد. با هر ضربه سنگ، حکم طرد و نفرت به شدیدترین وجهی برای او اجرا می‌شود. همدستیِ جمع، نه تنها در اجرای حکم مرگ او، بلکه در بیان نفرت و شکنجه‌کردن او باعث می‌شود که قربانی در آخرین لحظات زندگی، اوج تنهایی و ذلت را تجربه کند.

بخش‌های پیشین : 

بازگشت به صفحه اول