کلاب هاوس در زیتون | ۴۹

«او نلسون ماندلا بود»

زیتون: «کلاب‌هاوس در زیتون» ستونی است که به اتاق‌های سیاسی این شبکه اجتماعی سرک می‌کشد…

***

 هفته گذشته در کلاب هاوس مانند دیگر روزهای پس از انتخابات، اتاق‌­های کمتری به مسائل سیاسی پرداختند. مسائلی که اکثرا مربوط به خبرهای روز و تحلیل‌هایش بود، با همان کارشناسان همیشگی که این روزها، دیگر باید قبول کنیم سلبریتی‌های کلاب هاوس شده‌­اند و کمتر اتاقی را می­‌شود بدون آن­ها پیدا کرد.

یکی از این اتاق ها به سومین سالگرد درگذشت عباس امیر انتظام مربوط می‌­شد. فردی که سخنگوی دولت بازرگان بود و تیر ماه  سال ۹۷ و در سن ۸۶ سالگی درگذشت. آقای امیرانتظام در سال ۱۳۵۸ به اتهام همکاری با سازمان سیا بازداشت، محاکمه و به اعدام محکوم شد اما بعدا حکم اعدام او به حبس ابد کاهش یافت. او در سال‌های آخر زندگی به دلیل ضعف شدید جسمانی و لزوم مراقبت دائم پزشکی، به جای زندان در خانه تحت نظر قرار داشت. اتاق «کدامین گناه: سالگرد امیرانتظام با دوستانش و کارشناسان» به بررسی عملکرد و زندگی این شخص و یاد خاطراتی از او گذشت. الهه امیرانتظام، شیرین عبادی، علی نظری، متقی(بازپرس امیرانتظام)، مسعود بهنود، زیبا کلام، تقی رحمانی، محمدتقی کروبی، مهدی نوربخش و برخی دیگر از فعالین سیاسی و ملی مذهبی در این اتاق حاضر بودند.

الهه امیرانتظام؛ همسر مرحوم امیر انتظام در این اتاق از این گفت که هیچ وقت رسانه و فضایی برای اینکه بتوانند ده درصد از دردهای زندگی امیرانتظام را پوشش بدهد نداشتند. اما با این حال معتقد بود باید افراد را بخشید چرا که می‌­شود به آن­ها فرصت تغییر داد: «وقتی افرادی مانند بازجویان امیرانتظام، آقای اصغر زاده، افرادی از مجلس ششم و شخصیت­‌های مختلف به مراسم یادبود امیرانتظام آمدند نشان می­‌دهد که انسان­‌ها می­‌توانند از عملکرد خودشان پشیمان شوند. اگر ما بخشیدگی را از خودمان نشان ندهیم سنگ روی سنگ بند نمی‌­شود. یک جایی باید بگوییم قضاوت را به تاریخ واگذار می‌­کنیم و روزی که دادگاهی عادلانه برای آن شکل بگیرد. اما وقتی بازجو به در خانه ما آمد و زنگ زد هر دوی ما بر این تربیت و فرهنگ بودیم که در را به رویش باز کنیم.»

پس از او مهدی نوربخش کمی از ماجرای احضار و بازداشت عباس امیرانتظام تعریف می‌­کند و سپس با مقایسه زندگی ماندلا و امیرانتظام می­‌گوید: «ماندلا وقتی آزاد می‌شود صلح طلب است. او چنان قدرتی داشت که می‌توانست همه سفیدپوستان را قتل عام کند اما دادگاه‌­هایی را به راه می­‌اندازد که مردم در آنجا با یکدیگر مصالحه کنند. همین در مورد روحیه امیرانتظام صدق می­کند. یکی از چیزهایی که در زندگی شخصی امیرانتظام اتفاق می­افتد ازدواج با الهه خانم بود. یک زن فرهیخته، متعهد و بزرگ و والا. او امیرانتظامی می‌شود که در بیمارستان به عیادت گیلانی می­‌رود. او دست از این بر نمی‌دارد که اعاده حیثیت کند. نه بخاطر خودش بلکه برای اینکه این سنت نشود که نظام آدمی را بگیرد و او از خودش دفاع نکند. امیرانتظام می­‌گوید مرا از زندان اخراج کردند. چرا که او دنبال اعاده حیثیت از خودش قبل از آزادی بود. امیرانتظام انسان بزرگی بود. انسانی که اگر بخواهیم مثال بزنیم فردی که اخلاقیاتی مثل او دارد؛ من از میرحسین موسوی نام می‌­برم. که او هم در زندان مانده و به دنبال اعاده حیثیت است و در همین مسیر قدم برمی­‌دارد.»

شیرین عبادی هم با یاد خاطراتی از امیرانتظام از این گفت که وقتی امیرانتظام را بی‌گناه به زندان انداختند و خواستند آزادش کنند او می‌گفت که راضی به آزادی نیست و باید از او معذرت­ خواهی شود و بی­گناهی‌­اش اثبات شود. تا اینکه بعد از یک مرخصی که به زندان بازگشت در زندان را به روی او باز نکردند و راهش ندادند: «سپس او دو مرتبه به زندان افتاد چون امیرانتظام پس از مرگ لاجوردی طی مصاحبه­‌ای از کارهای لاجوردی در زندان اوین گفت. خانواده لاجوردی از او شکایت کردند و همین باعث شد امیرانتظام که حبس اش تعلیقی شده بود دوباره به زندان بازگردد. و پس از چندین سال به علت بیماری آزاد شدند. زمانی که در بیمارستان بستری بود فهمید که قاضی پرونده‌­اش در همان بیمارستان بستری است. به ملاقات او رفت و گفت که من هیچ کینه‌­ای از شما به دل ندارم و این مساله مورد اعتراض برخی هم قرار گرفت.»

صادق زیباکلام هم در دفاع از سوابق امیرانتظام از این گفت که شما هیچ گاه در مورد امیرانتظام سندی پیدا نمی‌­کنید که او جاسوسی کرده است: «اهداف انقلاب اسلامی ایران گفتمان آزادی خواهی و دموکراسی خواهی و انتخابات آزاد و نبود زندانی سیاسی و حاکمیت قانون بود. اگر کسانی تردید دارند و می‌­گویند این انقلاب برای استکبار ستیزی بوده باید به مصاحبه‌های آقای خمینی نگاه بکنند و یک بار پیدا نمی­‌کنند که مبارزه ما با استکبار امریکاست. بعد که انقلاب اتفاق افتاد درگیری بین نیروهای انقلاب صورت گرفت که همدیگر را به امریکایی بودن متهم می­کردند و مذاکرات با امریکایی­ها را زیر سوال می‌­بردند.»

ایران پسا ۱۴۰۰

اتاق جالب توجه دیگر اما مربوط به دوشنبه‌های سبز می‌شود. اتاقی که این هفته در آن مورد «جامعه ایران پس از انتخابات ۱۴۰۰» صحبت شد و محوریت این گفتگو با مهدی نوربخش بود. نوربخش در این گروه به دولت موازی اشاره می‌­کند و قدرت­‌هایی که دولت موازی در دوره حسن روحانی به دست آورده است و پس از آن به انتخابات مجلس اشاره کرد که نشان می‌­دهد یک مجلس حداقلی شکل می­‌گیرد و نظام نشان می­‌دهد به آن قانع است. نوربخش به صحبت­‌های آقای خامنه‌­ای اشاره می­‌کند و از این می‌گوید که رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی‌هایش به انتقاداتی که آیت‌الله خمینی به او کرده بود پاسخ می‌­دهد و می­‌گوید که مبدا مشروعیت همه نهادهای حکومتی به ولی فقیه برمی­‌گردد.

کلاب‌هاوس‌های قبلیِ ما را هم دریابید:

او پس از آن به سخنرانی سال ۹۵ خامنه‌ای اشاره می­‌کند که می­‌گوید ما در حال تشکیل دولت اسلامی هستیم و پس از آن به جامعه اسلامی و تمدن اسلامی می­‌رسیم. نوربخش ادامه می­‌دهد: «رهبری جمهوری اسلامی اعتقاد دارد ما در مرحله ایجاد دولت اسلامی هستیم. وقتی او در مورد شورای نگهبان، پیش از انتخابات می­‌گوید به کسانی هم ظلم شد اما در ادامه می­‌گوید که ما ممکن است در آینده انتخاباتی به این شکل هم نداشته باشیم.»

نوربخش معتقد است در طول این چندین سال دو تفکر روبروی هم قرار گرفته است. یک تفکر که می‌­گوید سیاست جنبه تکلیفی دارد و ولی فقیه جایگاهش قدسی است، وقتی هم اینگونه باشد بحث انتخاب وجود ندارد و بحث تکلیف است و تفکر مقابل آن هم طیف اصلاح طلب بود که صحنه سیاست و انتخابات را یک حق می­‌دانست. اما نوربخش با انتقاد از اصلاح­‌طلبان ادامه می­‌دهد: «مشکل آنجا بود که جایی که باید این حق برای جامعه تشریح می­‌شد اصلاح­طلبان در عرصه غائب بودند و هر ۴ سال یکبار به صحنه می‌­آمدند و بعضی از آن ها حتی حاضر بودند به چوب خشک هم رای بدهند. اصولا آنها به دموکراسی به عنوان یک مفهوم اعتقاد نداشتند و دموکراسی را فقط صندوق رای می‌­دانستند. دموکراسی و انتخابات یک پروسه ست. پروسه انتخابات در هرکشوری که انتخابات رقابتی دارد باید آزاد و منصفانه باشد. چیزی که در این سالها اتفاق افتاد این بود که اصلاح طلبانی که صندوق محور شدند به نهاد انتخابات توجه کردند و به پروسه آن توجه نکردند و به اینجا رسیدیم در انتخاباتی که همه چیز روشن بود باز هم می‌خواستند به صحنه بیایند و از آن لیست هم حامی کسی باشند و حرمت صندوق را شکستند. این حرمت شکنی تا جایی پیش رفت که نظام برای خودش خط قرمز وضع می­کرد و دوستان حاضر بودند با آن کنار بیایند.»

نوربخش با ادامه انتقاد از عملکرد اصلاح طلبان به این اشاره کرد که اصلاح طلبان دولت در سایه را نادیده می‌گرفتند و آنها قادر به تفکر نبودند که قدرت کلان در کشور کجا وجود دارد و آیا دولت برآمده از رای می­‌تواند با این وجود جایگاهی داشته باشد یا خیر.

به اشتراک گذاری بر روی telegram
تلگرام
به اشتراک گذاری بر روی twitter
توییتر
به اشتراک گذاری بر روی facebook
فیس بوک
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
واتزاپ

یادداشت روز

اندیشه

آخرین مطالب