محمد خاتمی: باید جایگاه رهبری به‌عنوان شخص اول مملکت را ارج نهاد

زیتون– محمد خاتمی٬ رییس جمهوری اصلاحات٬ تاکید کرد که «جایگاه رهبری به‌عنوان شخص اول مملکت در قانون اساسی کاملا مشخص است که باید آن را ارج نهاد.»

او افزود: «این جایگاه سبب می‌شود در پیش آمدهای ناگوار ناگهانی کشور از بحران به در آید؛ البته این به معنای این نیست که نهادهای قانونی تعطیل شوند و کار خود را انجام ندهند. در همین مورد اخیر دولت باید بسیار سپاسگزار رهبری باشد که با موضع گیری خود امواج مخرب سازمان داده شده علیه دولت و ملت را به محاق بردند.»

رییس جمهوری اسبق ایران ادامه داد: «اگر ما جمهوری داریم باید بدانیم که ارکان و پایه‌های آن چیست که به نظر من با توجه به مطالبی که در اینجا مطرح شد، قانون اساسی و مجلس دو امر مهم هستند که نظام جدید جهانی و بشری جایگاه دارند. قانون اساسی چارچوب نظم را مشخص می‌کند و مجلس محور و مدار حاکمیت ملی و نماد و نماینده مردمی است که صاحب حقند و باید بر حق خود حاکم باشند و ما باید دغدغه داشته باشیم. قانون اساسی ارزان به‌دست نمی‌آید اما قانون اساسی ابدی و دائمی نیست و ممکن است با گذشت زمان این نتیجه به دست بیاید که می‌توان محورهای بهتری در آن دید و با اراده و خواست مردم اصلاح شود.»

محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش تایید کرد: «حادثه خیلی تلخی رخ داده، عده زیادی جان خود را از دست دادند که علاوه بر مردم، نیروهای حافظ نظم و امنیت هم جان باختند و آسیب‌های فراوانی به تأسیسات و اموال عمومی وارد آمده که نمی‌توان با کسانی که در این جریان آسیب دیده‌اند، همدلی و همدردی نکرد و نمی‌توان نسبت به تخریب‌ها بی‌تفاوت بود.»

به گفته او  دو سطح این جریان را باید از هم تفکیک کرد؛ اعتراضات در نقاطی رخ داد که بیشتر محرومان جامعه بودند یعنی کم درآمدهای جامعه و این نشانه آن است که مشکل، واقعا وجود دارد و اعتراض، جدی است. بخشی از این اعتراضات به خاطر مشکلات ناشی از تحریم‌های آمریکاست و ستمی که از این ناحیه به ملت می‌شود اما نقش خود را در این زمینه فراموش نکنیم. آیا می‌شد این تحریم‌ها نباشد؟ اینها قابل بحث است. تحریم‌ها هست و اینجا نیز سیاست‌ها و عملکردهایی وجود دارد که اگر نمی‌بود، مشکلات ما کمتر بود.

رییس جمهوری اصلاحات ادامه داد: «ما نمی‌توانیم نداشتن برنامه‌ یا برنامه‌های غلط یا بد اجرا کردن برنامه‌هایمان را به گردن دیگران بیندازیم. بخش قابل توجهی از جامعه تحت فشار شدید زندگی است به علاوه اینکه چشم‌انداز روشنی هم نسبت به بهبود امور ندارد، این دو با هم جمع می‌شود و اعتراض طبیعی است و آنها هم که اصل نظام و ایران را نمی‌خواهند سعی می‌کنند بدبینی را تقویت کنند. این مسأله و نارضایتی وجود دارد که باید مشکلات مردم و حق اعتراض و انتقاد آنها را بپذیریم.»

او گفت: «حالا دولت به اینجا رسیده است، من اگر جای شما بودم حتما الان بنزین را گران نمی‌کردم بلکه می‌بردم در بودجه تا بحث و بررسی شود و اگر تصویب می شد، انجام می‌دادم. در این موقعیت چرا لقمه را دور سر می‌چرخانند؟ شما می‌خواهید این پول را بگیرید و به هر حال تورم و گرانی ایجاد خواهد شد و دوباره پول را به مردم برگردانید، خب! می‌گفتید سوبسید فعلا بماند؛ اگر هم چاره‌ای نبود و حتما لازم بود گران شود لااقل یک اطلاع‌رسانی درست و یکی دو هفته بحث و صحبت می‌کردید و قبل از اجرای این کار، اولین سهمیه محرومان را به حسابشان می‌ریختید و بعد این کار را می‌کردید. این شاید التهاب‌ها را خیلی کمتر می‌کرد.»

به اشتراک گذاری بر روی telegram
تلگرام
به اشتراک گذاری بر روی twitter
توییتر
به اشتراک گذاری بر روی facebook
فیس بوک
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
واتزاپ

3 پاسخ

  1. به نظر بنده یک نئو اصلاح طلبی در حال سر برون آوردن در معادلات سیاسی ما است. گویا سروش و خاتمی قصد دارند اصلاح طلبی را با قدرت طلبی و لوازم ماکیاولی آن پیوند دهند. همین می شود که این جملات بی سر و ته و دو پهلوی خاتمی و نوشته ی بی معنی سروش (خدا گریست ما هم گریستیم) دل هیچ کسی را در جامعه به دست نمی آورد. اینها همان کسانی هستند که سخنرانی ها و مقالاتشان ماهها در جامعه ایجاد تکاپو می کرد.
    به نظر می آید اینها نمی فهمند همین اقبال رو به نزولی که مردم به آنها داشتند به خاطر شجاعت و صراحت کلام و ایستادگی در مقابل ظلم بود و گرنه نظام سیاسی ما شارلاتان و سیّاس و دورو به اندازه ی کافی دارد.
    بعضی اوقات با خود می گویم اینها چه معصیتی کرده اند که اینگونه در پیری عاقبت به شر می شوند.

  2. متاسفانه ایشان خیلی بد صحبت کرده اند، درد این سرزمین استبداد است و رهبری و ولایت فقیه هم نماد استبداد حاضر که دست بر قضا مستبد نشسته در این جایگاه استبدادی بسیار خونریز و بی رحم و در عین حال مکار است. تا استبداد هست آب خوش از گلوی مردم ایران پایین نخواهد رفت. آخرین میخ تابوبت اصلاح طلبی در دیماه ۹۶ کوبیده شد و دیگر این آقا و امثال ایشان نه جایگاهی دارند و نه سرمایه اجتماعی. به نظر می رسد که این آقا هم به سرنوشت عطاءالله مهاجرانی مواجه است؛ سالوسی که از درگاه استبداد رانده شده و جایی در میان مخالفین نیز ندارد.

  3. سخنان جناب خاتمی همانند نظرات اصلاح طلبان و نو اندیشان دینی متکی بر قانون اساسی نظام مقدس اسلامی است. بگفته ایشان ” قانون اساسی و مجلس دو امر مهم هستند که نظام جدید جهانی و بشری جایگاه دارند. ” البته به امید خدا و با دعا کمیل ، نماز جعفر طیار و نذر شله زرد انشالله روزی از روز‌ها با گفتگو در مورد تمدن‌های و نحوه ادمکشی خیابانی همه چیز مرتب خواهد شد. تو این دنیا هم نشد، توی آن دنیا انشالله پس از مرگ همه چیز مرتب میشود.

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

یادداشت روز

اندیشه

آخرین مطالب