.
قاضیالقضات، آقای محسنی اژهای، در سخنان اخیر خود، از کسانی که نسبت به بیانیۀ اخیر جبهه اصلاحات، ابراز «انزجار» کردهاند، تشکر کرده و امضاکنندگان بیانیه را آشکارا تهدید به اقدام قضایی توسط دادستان کردهاند. بیانیۀ مزبور را مجددا خواندم. حقیقتا در نیافتم کدامیک از بخشهای بیانیه گیر و گرفت دارد و در خور مذّمت و طعن و تعقیب قضایی است؟ خواستار مذاکره با آمریکا و رفع تخاصم با کشورهای دیگر و تعامل با جامعۀ جهانی شدن؟ راهکاری برای رفع تحریمها اقامه کردن که افزایش «خیر عمومی» و «منافع ملی» و کاهش محسوسِ درد و رنج شهروندان را در پی خواهد داشت؟ خواستار آزادی زندانیان سیاسی و آشتی ملی شدن؟!…
خوب میدانم که طرفداران گفتمان موسوم به گفتمان انقلاب و محور مقاومت، افرادی چون بیژن عبدالکریمی و یاسر جبرائیلی که از سیاستهای رسمی نظام حمایت می کنند (اخیرا با یکدیگر در فضای کلاب هاوس در این باب مفصل بحث کردیم)، میگویند اکنون وقتی صحبت دربارۀ این مسائل نیست و شرایط سیاسی حساس است و طرح این مباحث از جنس سادهاندیشی است یا غرضورزی؛ تعابیری که در سخنان محسنی اژهای هم تکرار شده است. چرا و به چه دلیل؟ مگر غیر از این است که در دوران آتش بس، باید به نحو جمعی برای برونرفت از وضعیت دلهرهآور و بغرنجِ کنونی، رایزنی و چارهاندیشی کنیم؟ با طرحِ مفاهیمی نظیر «ژئوپلیتیک منطقه»، «دالِّ مرکزیِ گفتمان محور مقاومت»، «پسا-استعمار گرایی»، «جنایات اسرائیل»…. نمیتوان از پرداختن به مسئلۀ مهمِ چگونگی حفظ «منافع ملی»، با اصرار بر سیاستهای جاری حکومت، شانه خالی کرد و به پرسشهای بهحقّ میلیونهت ایرانی بیاعتنایی کرد. افرادی نظیر نگارنده، با مفاهیم یاد شده به نیکی آشنا هستند و به قدر وسع، در تحلیل و روایت خود از وضعیت کنونی و اقامۀ راهکار آنها را لحاظ کرده و میکنند. در عین حال، عمیقا بر این باورند که حدود و ثغورِ «منافع ملی» و بهروزی ( well-being) شهروندان با شاخصها و عدد و رقم و مباحث کارشناسانه تعیین میشود، نه با شعار دادن و غربستیزی پیشهکردن و سخنان هیجانی کلی و کلان گفتن، بدون اقامۀ راهکاری مشخص و رهگشا برای خروج از وضع و حال کنونی.
به گفته عموم کارشناسان و متخصصان، ادامۀ وضعیتِ کشور در پرتوی سیاستهای خارجی و داخلیِ موجود، سوگمندانه، دورنمای آشکارا نگرانکنندهای را برای هموطنان عزیز تصویر میکند. امری که عموم حضراتِ مدافع وضع موجود، نسبت بدان در مقام انکار و یا فرافکنیاند.
من اگر جای قاضیالقضات بودم، بهجای خط و نشان کشیدن برای کسانی که مجدانه، صادقانه و دلسوزانه، در فضای پسا- جنگ ۱۲ روزه، دلمشغول حفظ تمامیت ارضی کشور و کاهش درد و رنج شهروندان بودهاند؛ نسبت به پخش و نشر سخنانی در قالب زیارتنامهخوانی در حرم امام رضا توسط یک روحانی که در آن رهبریِ کنونی نظام در زمرۀ مقدسات انگاشته شده، واکنشِ در خور نشان میدادم و به شکل گرفتن و بسطِ کارخانۀ مقدس تراشی در کشور، اعتراض جدی میکردم.
آیندگان قضاوت خواهند کرد که حکومت دینی کنونی، برای حفظ قدرت و منافع سیاسیِ خود، در عرفی کردن سرمایههای قدسیِ دینداران و ضربه زدن به باورهایشان، گوی سبقت را با فاصلۀ بسیار از دیگران ربود و نامی نیک از خود بر جای ننهاد:
بد و نیک مردم چو می بگذرند
همان به که نامت به نیکی برند
و:
ریا حلال شمارند و جام باده حرام
زهی طریقت و ملت، زهی شریعت و کیش















