
روشنفکران همهچیزدان و بازی با کلمات
گفتارهای اخیر دکتر عبدالکریم سروش در باب نسبت دین و قدرت و ارایه تصویر اقتدارگرا از پیامبر اسلام بحث ها و جدلهای زیادی را در میان افراد با نحله های فکری گوناگون و پشتوانه های علمی مختلف برانگیخته است. سروش

گفتارهای اخیر دکتر عبدالکریم سروش در باب نسبت دین و قدرت و ارایه تصویر اقتدارگرا از پیامبر اسلام بحث ها و جدلهای زیادی را در میان افراد با نحله های فکری گوناگون و پشتوانه های علمی مختلف برانگیخته است. سروش

چکیده فرقهای که امروز خود را وهابی میخوانند بهرهبری محمد بن عبدالوهاب (۱۱۱۵-۱۲۰۶ق) در سرزمین نجد شکلگرفت و مدعی بازگرداندن اسلام به خلوص و سادگی آغازین خود و پیکار با بدعت در دین بود. مقاله حاضر به تفکر وهابیگری و

مقدمه این مقاله ناظر به سلسله سخنان «دین و قدرت» عبدالکریم سروش نگاشته شده است. با اینکه یادداشتها و مقالات بسیاری در نقد ادعاهای سروش نگاشته شده، بنا به اهدافی که ذیلاً آوردهام این مقاله برای خود جایگاهی، هر چند

اخیراً در «زیتون» گزارشی از سخنرانی آقای محمّدعلی امیر معزّی (از اساتید دانشگاه پاریس) منعکس شد که مایۀ شگفتی و ناخرسندی بسیاری از قرآنشناسان را فراهم آورد. شگفتی از اینکه جناب امیر معزّی راه و روشی را در قرآنپژوهی پیش

در چهاردهم فوریه سال جاری یک جلسه ی مجازی تحت عنوان «ارزیابی تحلیلی نقدهای نظریه ی دین و قدرت» دکتر سروش با حضور صاحب نظریه و سه منتقد به نام های آقایان دکتر حسین کاجی، دکتر حسین کمالی و دکتر

پیشتر در نوشتهای شش نکتهی سنجشگرانه در باب نظریهی «دین و قدرت» طرح کرده بودم. در این نوشته سه نکتهی تکمیلی دیگر بر آن میافزایم. ۱. جایگاه علی در نظریهی «دین و قدرت» نظریهی «دین و قدرت»، محمد را «قدرتطلب»

درآمد در ادامه دو مقاله قبلی، اکنون، وقت آن رسیده است که به جهاد و قتال به عنوان سیره پیامبر در قرآن بپردازیم و ببینیم که جهادها و جنگهای متوالی نبی اسلام در مدینه چگونه بوده و دارای چه انگیزه

در پاسخ به فقیه محترم جناب آقای علیدوست شکر الله مساعیه* یکم: به تجربه دریافتهام که ناقدان آراء صاحب این قلم از سه طایفه بیرون نیستند: – یا سیاسیکارانی که شهوت شهرت و آرزوی آوازه کاذب دارند و مزدورانه و

زیتون– نهم اسفند ۱۳۹۹، چهلویکمین نشست مجازی «حلقهی دیدگاه نو» با عنوان «مطالعاتی تازه درباب ریشههای اسلام و قرآن» با سخنرانی محمدعلی امیرمعزی، برگزار شد. در ابتدای این جلسه یاسر میردامادی، مجری و مدیر جلسه، به معرفی سخنران «پروفسور محمدعلی امیر

پس از انتشار مقاله نگارنده با عنوان «نواندیشان دینی و غرابت مفهومی یک حدیث» که در سایت زیتون، پژوهشگر محترم آقای عدنان فلاحی، در یادداشتی با عنوان «دشوارهی تواتر» در همانجا، بهنقد آن پرداخت و کوشید نشان دهد که مفهوم تواتر

جنبش النهضه از جمله جنبشهای بارز سیاسی با مرجعیت اسلامی است که چه پیش و چه پس از آنچه که «بهار عربی» خوانده شد، در تونس نقشآفرینی داشته است. این جنبش پیشینهی اپوزیسیونبودن و نیز تجربهی حکمرانی را در کارنامهی خود

درآمد در این نوشته می کوشم به این پرسش پاسخ دهم که ما به عنوان مسلمان و مؤمن به وحی و قرآن و پیامبر و میراث او امروز چه نسبتی می توانیم بین خود با میراث فرمانروایی محمد در مدینه

آقای محمد حسینی در نوشتاری با عنوان «نواندیشان دینی و غرابت مفهومی یک حدیث» که در سایت زیتون منتشر شده است، ضمن اشاره به نوشتار نگارنده دربارهی خبر واحد «اُمرت أن اقاتلَ الناس…» با استناد به سخن برخی محدثان عصر

درآمد: سُفرۀ خرد و خردگرایی در پهنایِ تاریخ ــــ گاه پیوسته و گاه گسسته ــــ در مراکز و تمدنهای بسیاری پهن شده و بر تارکِ ظلمتهای مشبع از ناعقلانیت و جهل درخشیده است. شاید در گزارش از خردگرایی و عقلانیتِ

اخیراً مجلسی با حضور چند تن از فضلای محترم در امریکا تشکیل شد تا مقالۀ آقای دکتر عبدالکریم سروش را در موضوع «دین و قدرت» در معرض نقد قرار دهند و سپس آقای سروش به نقدهای ایشان پاسخ گوید. این

«غرابت مفهوم»، حجابی بر سیمای تاریخی یک روایت نقدی بر خوانش عبدالکریم سروش و منتقدین او از حدیث [امرت ان اقاتل الناس…] ۱. در نظریهی اخیر عبدالکریم سروش دربارهی نسبت میان دین و قدرت و شخصیت پیامبر، پای حدیثی از پیامبر

مدتهاست در این اندیشه ام که درباره «رقص» بنویسم و تلقیِ خویش از این کنش انسانیِ پر بسامد در جوامع پیرامونی را با مخاطبان در میان گذارم.[۲] جهت ایضاح بیشترِ مدعیاتم، از پی دکارت، فیلسوف فرانسویِ سده شانزدهم که می

درآمد این مبحث ذیل سه عنوان به ترتیب زیر سامان می یابد: ۱– تحلیل مقدماتی از حکومت پیامبر در مدینه ۲- آیا حکومت پیامبر مشروعیت آسمانی داشت؟ ۳- ویژگیهای ملکداری پیامبر البته ادامه آن موضوع جهاد اسلامی است که جداگانه

خلاصه بحثهای اخیر درباره رابطه دین و قدرت، علاوه بر نقد دین، امکان ارزیابی انتقادی پروژه روشنفکری دینی را نیز میسر کرده است. یک آفت آشکار در سالهای اخیر تقلیل دین به روانشناسی است. در اینجا این فرضیه مطرح میشود

مقدمه نظریهی دین و قدرت استاد ارجمند دکتر عبدالکریم سروش در هفته های اخیر واکنشهای متعددی را بهدنبال داشته است. من نیز میکوشم نکات خود را در بارهی این نظریه قلمی کنم. برخی از نقدها را خوانده و شنیدهام (مشخصاً

دکتر محسن کدیور در جلسهی دوم نقد بحث «دین و قدرت» دکتر سروش، متوجه خبر واحد «اُمرتُ أن اقاتِلَ الناس…» شده و آن را به دلیل تضاد با محکمات قرآنی، فاقد اعتبار و استناد خوانده است. خالی از لطف ندیدم پارهای

زیتون- یکشنبه ۲۱ دیماه ۱۳۹۹، سومین جلسه از سلسله نشستهای «سرای گفتوشنود» در «حلقه دیدگاه نو» پیرامون موضوع «دین و قدرت» با سخنرانی سه تن از منتقدان و پاسخ صاحب نظریه برگزار شد. در این نشستِ مجازی که بیش از دوساعت

آقای دکتر محسن کدیور، نقدی دنبالهدار بر مقوله «دین و قدرت» اینجانب آغازیدهاند که تاکنون یک بخش آن منتشر شده است. ملاحظاتی بر این نقد دارم که به کوتاهی مینویسم تا طریق تفاهم گشودهتر گردد: یکم ـ نقد ایشان با

اشاره: به مناسبت رحلت دخت نبی و بانوی محتشم تاریخ اسلام حضرت فاطمه سابقه فدک طبق گزارش منابع عالم زاده (از جمله ابن هشام و بلاذری در فتوح و یاقوت در معجم البلدان) پس از آن که پیامبر در خیبر

۱. تقریر نظریّه سخن اصلی سروش در نظریهی «دین و قدرت» آن است که رخدادهای تاریخی ثبت شده از زندگی پیامبر اسلام نشان میدهند که محمد فردی قدرتپرهیز نبوده بلکه قدرتطلب و اقتدارگرا بوده و برای کسب، حفظ و توسعهی

اوایل دههی نود، زمانی که دکتر عبدالکریم سروش اولین مقالات از نظریهی رویای رسولانه را منتشر میکرد، واکنشها حکایت از یک شکاف مهم در ساحت فکری جریان نواندیشی و روشنفکری دینی داشت. شکافی که به مرور سروش را از ردیف

اخیراً در «سایت زیتون» سخنان شگفتی از آقای عبدالکریم سروش با عنوان «دین و قدرت» درج شده که ارادتمندان پیامبر گرامی اسلام (ص) را سخت آزرده است. من هم با خواندن گفتار مزبور، از آن آزردگی سهمی بردم و به

اشاره: آنچه در پی می آید فصلی از یک مجموعه است با عنوان «سیما و سیره محمد در قرآن». در سالهای ۸۵-۸۶ سلسله درس – گفتارهایی تحت همین عنوان به طور هفتگی در انجمن اسلامی مهندسین در تهران داشتم. متن

د. عبدالکریم سروش یکی از نخستین کسانی بود که در مباحث دینشناسی به زبان فارسی، بحث ذاتیات و عرضیات دین را در مقالهی «ذاتی و عرضی در ادیان» مطرح کرد[۱]. سروش در آن مقاله میکوشد نشان دهد که ادیان واجد

*اشاره متن زیر ترجمه یکی از سخنرانی های مرحوم استاد عبد الجواد فلاطوری است، که متاسفانه تاریخ دقیق آن معلوم نیست. این متن به مناسبت بیست و چهارمین سالگرد درگذشت آن مرحوم از کتابی به نشانی زیر برگرفته شده است:
بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401