تقریبا در همه کتاب های موسوم به «علوم قرآنی» بحث «قرائت های هفتگانه» مطرح شده است.
اصلِ قرائت های هفتگانه در دو حوزه مطرح است:
۱ – تفاوت در لهجه های ابتدائیِ «زبان عرب» در قرائت قرآن.
۲ – تفاوت متنی اعم از کلمات یا اعراب ها که در معنی مدخلیت دارد.

برای مورد شماره ۱، اگر به قرائات قاری های قرآن (مثلا مرحوم عبدالباسط) توجه کرده باشید می بینید آن مرحوم گاهی سوره هایی مانند لیل و طه را که آخر آیاتش به «ی» هائی که در قرائت «ا» خوانده میشوند، مثلا «یغشی» یا «تسعی» یا «موسی» را «یغشا» و «تسعا» یا «موسا» در نوعی دیگر اینطور هم میخواند: «یغشِ» یا «تسعِ» یا «موسِ»

این اختلاف در قرائات، مربوط است به اختلاف در لهجه ها که در روزهای آغازینِ پس از جمع آوری قرآن در زمان عثمان در بلاد «عرب زبان» موجود بود، و تدریجا رقیق شد و در عربیِ فصیحِ امروزی (که در رادیو-تلویزیون ها و مطبوعات امروزیِ عربی بکار میرود) مستحیل و استاندارد شد و چندان اهمیتی ندارد و مخلّ معنی هم نیست و طبعا مورد بحث فعلی ما نیز نمی باشد.

مورد شماره ۲، موضوع مهمی است که مورد بحث فعلی است.
برای نزدیک شدن به موضوع یک مثال لازم است:
در آیه ۹۲ سوره آل عمران چنین فرموده:
لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ . . .
(یعنی: هرگز به «بِرّ» [نیک عاقبتی] نخواهید رسید مگر اینکه قسمتی از آنچه را که [جزء اموالتان است و] دوست میدارید [در راه های خوشایند خداوند] انفاق کنید
قرآنِ موجود بر اساس «قرائت حفص از عاصم» است.
فعلا به اینکه این دو نفر، یعنی «عاصم» و «حفص» که دومی از اولی روایت کرده، کیستند، کاری نداریم، وفعلا همینقدر را میدانیم که قرآن موجود که «قرآن عثمانی» نام دارد، مبتنی است بر روایت حفص از عاصم، و در آیه ۹۲ سوره آل عمران، متن و ترجمه فارسی اش چنان است که فوقا دیدید.

همان آیه فوق در یک قرائت دیگر اینطور خوانده میشود:
لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ ما تُحِبُّونَ . . .
(یعنی: هرگز به «بِرّ» [نیک عاقبتی] نخواهید رسید مگر اینکه آنچه را که [جزء اموالتان است و] دوست میدارید [در راه های خوشایند خداوند] انفاق کنید

به عبارت دیگر، در قرائت قرآنِ عثمانیِ موجود، رسیدن به «بِرّ» در گرو انفاق «قسمتی از» چیزهایی است که که دوست میدارید، و در قرائت اخیر الذکر، رسیدن به «بِرّ» در گرو انفاق تمامِ همان چیز است!

کسی که این موضوع را برای اولین بار می بیند، فورا و بطور خودکار این موارد در ذهنش مطرح میشود:
الف – این اختلاف بزرگی است!
ب – کدام قرائت درست تر است؟
ج – اختلاف قرائت ها در بقیه آیات قرآن کدام ها است؟
د – تکلیف ما در مقابل این اختلاف ها در قرآئات مختلف چیست؟
ه – این موضوع با تحریف قرآن چه نسبتی دارد؟

این قلم نیز این سوال ها را دارد:
۱ – آیا در همان دو مورد یادشده، راهی هست که بتوان یکی را ترجیح داد و گفت این درست و دیگری غلط است؟
۲ – آیا اختلاف قرائات از نوعی مانند دو مورد یادشده که تغییر معنیِ شدیدی دارد، زیاد است یا منحصر به همان مواردِ برشمرده است؟

جواب واضح به سوال ۱ این است که موردِ دارای «ما» بجای «ممّا» مردود و غلط و مخالف دو آیه از قرآن است:
الف): آیه ۲۹ سوره اِسراء چنین میفرماید: ولا تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا
یعنی موقع انفاق نه آنقدر بده که دستت خالی شود و نه آنقدر از انفاق امساک کن که گویا دستت بسته است (البته مراد از دست، امکانات و قدرت است)
همین آیه به تنهایی برای بطلان قرائت دوم (یعنی همان که بجا «مما»، «ما» گذاشته) کفایت میکند.
ب): آیه۱۷۷ سوره بقره که کلمه «بِرّ» را معنی میکند، و «برّ» را داری چهار عنصر میداند:
ایمان (در مواردی که در خود آیه برشمرده شده)
انفاق (در مواردی که در خود آیه برشمرده شده)
و اقامه نماز و ادای زکات و وفای به عهد
و صبر (در مواردی که در خود آیه برشمرده شده)
چیزی که از نظر این بحث جالب است، این است که «انفاقِ» مطرح در آیه ۱۷۷ بقره، هیچ اشاره ای به تخصیصِ حداکثریی که در کلمه «ما» مستتر است ندارد.

لذا از بین دو قرائت، آن قرائتی که «مما» دارد مقبول و آن قرائتی که «ما» دارد مردود است.

جواب سوال ۲ این است که خیر!
مشابه این نوع قرائات که با متن قرآن رایج اینگونه اختلاف شدید داشته باشد بسیار نادر است، و همه هم، چنین جواب هایی از متن خود قرآن دارند.

لذا این بحثِ اختلاف قرائات که از قرن چهارم مطرح شده، و امروز هم در کتابهای «علوم قرآنی» ذکر و بحث میشود، بحثِ چندان با اهمیتی نیست و در همان قرن جهارم هم که مطرح شده، ناشی از بیدقتی بوده، و این بیدقتی در طول هزارسال هی از این به آن منتقل شده تا اینکه به امروز هم رسیده است!

بازگشت به صفحه اول