فایل صوتی ظریف پیامدهای سهمگینی برای او و دولت حسن روحانی همراه داشته است. در درون حاکمیت (نه لزوما مردم)، او اینک در معرض حملات گسترده قرار گرفته است. آنان که امروز بر ظریف سخت می تازند و خواستار عزل و محاکمه او هستند، خوب می دانند که این دست سخنان که ظریف خود آن را «آسیب شناسی مشفقانه» نامیده، در دالان های سربسته و دراتاق های فکر بسیار بیشتر و تندتر گفته می شود. ظریف هم کاری بیش از این نکرده است. مثلا او برای محفل دولتمردان وسیاست پیشگان جمهوری اسلامی، این حقیقت را مکشوف می کند که روسیه پای نیروی زمینی ایران را به سوریه کشاند نه اینکه قاسم سلیمانی پای نیروی هوایی روسیه را به سوریه باز کرد.
چنین تصریحات محیرالعقول از دیپلماتی که دنیای «مین گذاری» شده سیاست را خوب می شناسد، قطعا برای اطلاع رسانی به افکار عمومی نبود. از قضا، چون او بسیاری حقیقت های آشکار ولی تلخ (مانند اجاره دادن خلیج فارس به چینی ها یا دستگیری نرگس محمدی و..) را کتمان یا تکذیب می کرد، مورد سرزنش افکار عمومی قرار داشت.
از اینرو، او در جای جای سخنانش تصریح دارد برخی اظهارات او «حرف های بزرگی» است و «قرار نیست پخش شود.» تمام کولاکی که پیرامون فایل صوتی او رقم خورده، این واقعیت را نادیده می گیرد که اگر این فایل بسان ده ها و بلکه صدها فایل مشابه در کنج اداره ای سر به مهر باقی می ماند هرگز چنین توفانی علیه او راه نمی افتاد.

برای قربانی شدن آمده ایم نه قهرمان شدن
فضای رسانه ای به ویژه از سوی مخالفان ظریف پر از تحلیل محتوای سخنان اوست. به ویژه انتقادات او از قاسم سلیمانی که به دست ترامپ ترور شده، بهانه ای به دست مخالفان ظریف داده تا همه کارنامه او را از دوران تحصیلش در امریکا و پیوستنش به وزارت خارجه و طی کردن مدارج ترقی را زیر سوال ببرند.
اما، اگر از زاویه ای دیگر نگریسته شود، به گمان قوی می توان باور داشت که این فایل از سوی مخالفان نامزدی ظریف برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ بیرون داده شده تا از طریق حمله به او، مهم ترین نامزد احتمالی ریاست جمهوری یا نامزدی از هم تیمی های او در حلقه پیرامون حسن روحانی را چنان منکوب کنند که از میان نامزدهای «بی فروغ» اصولگرایان، یکی شانس به کرسی نشستن بر کرسی ریاست جمهوری را داشته باشد.
در این فرض، فایل مزبور توسط گروه مقابل به بیرون درز داده شده تا نه تنها ظریف بلکه تمامیت کابینه حسن روحانی را مورد حمله قرار دهند. به عبارت دیگر، انتقامی که ظریف انتظارش را داشت فرا رسید. او در همین فایل صوتی، تصریح دارد که از آغاز به تیم مذاکره کننده برجام گفته بود «ما برای قربانی شدن آمده ایم. نه برای قهرمان شدن.»
پرسش این است که چرا ظریف از همان آغاز چنین پیش بینی تلخی از سرنوشت خود و همکارانش داشت؟ او چرا سرنوشت خود و همکارانش را قربانی شدن می دانست؟ آیا او علم غیب داشت یا « زمین پر از مین» را می شناخت؟

جمهوری اسلامی بهشت روسوفیل ها
در عمر وزارت ظریف، یک روز او را با امیرکبیر و مصدق مقایسه کردند و روزی دیگر صدا و سیمای کشور با انتشار مستند «پایان بازی» این معنا را منتقل کرد که برجام دستپخت یک موسسه امریکایی (گروه بین المللی بحران) و برخی اعضای اسرائیلی آن است. پیش از این مستند، در سریال گاندو ۲، برخی اعضای تیم مذاکرات هسته ای ظریف را جاسوس دانسته بود.
مستند پایان بازی چنان هجمه سختی بود که وزارت خارجه در ۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ بیانیه ای صادر کرد و دست اندرکاران مستند را برخی «گروه کوچک پرهیاهو» نامید. در پی آن بیانیه، ظریف در مورخ ۵ اردیبهشت نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی نوشت و با توجه به مذاکرات حساسی که در وین در حال انجام است، استمداد طلبید که بگذارند تیم مذاکره کننده کارشان را از پیش برند. اودر این فایل، شرح حال خود و تیم مذاکراتی را به مانند سربازی می داند که در خط مقدم می جنگند ولی از پشت توسط خودی «خنجر» می خورند. چنین بود که هنوز جوهر نامه ظریف خشک نشده بود که در ۶ اردیبهشت فایل مزبور بیرون آمد. اما، چرا؟ آیا مساله فقط نامزدی احتمالی ظریف برای ریاست جمهوری بود؟ اگر این است که او در نامه به شخص اول نظام آن را منتفی کرد. پس مساله دیگری در کار باید باشد. آن مساله چیست؟
از قضا، در همان فایل صوتی سر نخ هایی از آنچه در پشت پرده سیاست خارجی جمهوری اسلامی می گذرد، در دست است. در آن فایل، او از نقش پررنگ روسیه می گوید که چگونه توانست بمب افکن های خود را به بهانه حمله به داعش به پادگان نوژه منتقل کند در حالی که می توانست از دریای مدیترانه این حملات را ترتیب دهد.
جالب است بدانیم که استفاده نظامی روسیه از زمین و هوای ایران (که خلاف قانون اساسی بود) از طرف خود روس ها اطلاع رسانی شد و موج بزرگی از اعتراض ایرانیان رابرانگیخت. جالب تر اینکه به یادآوریم حسین دهقان (وزیر دفاع وقت و نامزد ریاست جمهوری) در واکنش به اعترضات گفته بود که رسیدگی به این موضوع ارتباط به مجلس ندارد و جالب تر اینکه گفته بود که اطلاع رسانی روس ها «بی معرفتی» بود.
در چنین فضایی که پنهان نگه داشتن حقایق از مردم یک امر متعارف است، ظریف در فایل صوتی خود برای اولین بار فاش می سازد که سنگ اندازی علیه برجام منحصر به عربستان و اسرائیل نبود. روسیه نیز مایل به عقد برجام نبود. او به عکسی اشاره می کند که در پی امضای برجام، لاوروف وزیر خارجه روسیه در آن حصور ندارد. او فاش می سازد که وقتی لاورف به روسیه بازگشت مورد آماج رسانه ها قرار گرفت که چرا اجازه داده برجام شکل بگیرد. به گفته ظریف رسانه های روسیه به لاورف تذکر دادند که برجام موجبات «نزدیکی ایران و امریکا» را فراهم می سازد.
ظریف همچنین فاش ساخت که روسیه (نه امریکا) اجازه غنی سازی برای نیروگاه بوشهر را به ایران نمی داد و او «فحش آبدار» نصیب لاورف کرده بود. افزون بر این، او فاش ساخت که روسیه و فرانسه پیشنهادی را ارائه داده بودند که ایران هر شش ماه یک بار به شورای امنیت برود تا برای غنی سازی اجازه بگیرد. او این پرسش را در برابر مخاطب خود قرار می دهد که چرا روسیه (و چین) مشترکا به ۶ قطعنامه سازمان ملل رای دادند که ایران را زیر فصل هفتم منشور (با حق حمله نظامی) قرار می داد؟ پرسش اواین بود که چرا روسیه (و چین) حتی یک قطعنامه علیه ایران را وتو نکردند؟
راهبرد ظریف برای «همکاری متوازن» با همه قدرت های جهانی چه ایراد دارد؟ مگر آن گروه اندک پرهیاهو (بخوانید دلواپسان) هیچ صدای اعتراضی علیه قرار داد ۲۰ ساله با روسیه و ۲۵ ساله با چین بلند کردند؟ چگونه است که مواضع آنان همان مواضع رسانه های روسیه است که لاوروف را برای جلوگیری نکردن از برجام آماج حملات قرار داده بودند؟

ظریف خادم یا خائن؟
در جهان سیاست هیچ انسان منزهی یافت نمی شود.در طول سال ها سفارت و وزارت محمدجواد ظریف، او بنا به اعتراف خودش بسیاری پرده پوشی ها به نفع حاکمیت کرد که در راس آن باید پرده پوشی بر نقض فاحش حقوق بشر را دانست.
اما، اگر در دالان های بسته سیاست، او همین اندازه جسارت را داشته که در فضای پر از روسوفیل ها (Russophile) و چاینوفیل ها (Chionophile) بگوید ایران نباید بر اساس سیاست «نگاه به شرق» تماما به دامن شرق (چین و روسیه) بغلتد خدمت بزرگی کرده است حتی اگر این مواضع خود را هرگز در علن نگفته باشد. او راه ایدئولوژی زدایی از سیاست خارجی ضد امریکایی را برجام می داند.

بازگشت به صفحه اول