چکیده:
تمام گزاره‌های تاریخی که بیانگر چگونگی حیات پیامبر اسلام هستند، به شفافیت، مُشعِر بر این معنا می‌باشند که پیامبر هرگز نه غلامی داشت و نه کنیزی به عنوان برده، که ایشان را خریداری کرده باشد.
اسلام، حُکماً و عملاً، برده‌دارى را لغو کرده، و در این باره نهایت کوشش را ایفاء نموده، و مبارزه با این عمل غیرانسانى را، با تمام قُوى، به حدّ کمال رسانیده است.
معمول جامعۀ جاهلی این بود که سیاهان آفریقا را به اسارت گرفته، به صورت کالا، در معرض بَیع و شِراء قرار مى‌دادند، و این عمل زشت، برخلاف نظر اسلام بوده و هیچ دلیلى از کتاب و سنت بر تجویز و امضاء آن وجود ندارد.
چنین نبوده است که پیامبر، به دلخواه، نظر یا تشخیص خود، اسیری را آزاد کند، یا دستور دهد اسیری کشته شود. ازینرو در مورد قتل اسراء و کسانی که بدون جنگ تسلیم شده‌اند، نسبت‌هایی را که به پیامبر داده‌اند، باید دقیقاً مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. کشف حقیقتِ آنچه واقع گشته، نیاز به کاوشها و مطالعات بسیار دارد. اما متأسفانه با حجم عظیمی از نوشته‌های بی‌اساس و خالی از تحقیق مواجهیم …
کلیدواژه‌ها: ملک یمین ـ عبد ـ أمَه ـ خادم ـ کنیز ـ اسیر ـ رِقّ ـ برده ـ اسلام ـ غزوه ـ سیرۀ رسول ـ دکتر غروی

***

اشکالى بر سر زبان‌ها افتاده است، براین پایه که چگونه اسلام انسانى را برده و مِلک انسان دیگر قرار مى‌دهد و آن را تجویز مى‌کند، در صورتى که دین عدل و آزادى است؟!
در پاسخ این اشکال یا اعتراض مى‌گوییم؛ «ملک یمین» از اطلاقات و مصطلحات قبل از اسلام است که باید بیش از این به تفحص پیرامون آن پرداخت.
«ملک یمین»، خدمتکارانى بوده‌اند از زن و مرد، که بر اساس سوگند، که شکل ابتدائى آن، برهم نهادن دست‌هاى راست بوده، متعهدِ کار در منازل ثَروتمندان و اربابان و کارفرمایان مى‌شده‌اند، و شرایط کارى آنها را مى‌پزیرفته‌اند. این روش امروز هم معمول است.
چون اکثر این خدمتکاران از زنان بودند، قرآن کریم این ترکیب عبارتى را، بر حَسَب ظاهر، فقط در مورد زنان بکار برده است. و گویا این بر قاعدۀ تغلیب حمل شده، و مفسران به آن سوى قضیه ننگریسته‌اند. یعنى هیچ وقت «ملک یمین» را بر مردان خدمتکار اطلاق ننموده‌اند. در حالى که قرآن، حتى بر حسب ظاهرِ آیات، «ملک یمین» را بر هر دو دسته از زنان و مردان اطلاق فرموده است.

متن کامل را به شکل ‌پی‌دی‌اف در   اینجا  بخوانید. 

 

بازگشت به صفحه اول