چرا گران شدن بنزین قابل دفاع است

جلیل فقیهی

 بعد از کش‌مکش فراوان، دولت سرانجام تصمیم گرفت قیمت بنزین را افزایش دهد. پیش از این، قیمت بنزین در ایران آخرین بار در سال ۹۳ افزایش یافته بود. از آن زمان تا به امروز، علی‌رغم تورم بالا در ایران، به خصوص در دوسال گذشته، قیمت بنزین ثابت مانده بود.

هم‌زمان، دولت اعلام کرده است که حدود ۱۸ میلیون خانواده (معادل حدود۶۰ میلیون نفر) مشمول طرح «حمایت معیشتی» می‌شوند. بر این اساس، ماهانه به خانوارهای تک نفره ۵۵ هزار تومان، دو نفره ۱۰۳هزار تومان، سه نفره ۱۳۸ هزار تومان، چهار نفره ۱۷۲ هزار تومان و پنج نفره و بیشتر ۲۰۵ هزار تومان تعلق می‌گیرد. 

البته هنوز مشخص نیست چه بخشی از عواید حاصل از افزایش قیمت بنزین صرف طرح حمایت معیشتی خواهد شد و چه بخشی از آن صرف جبران کسری بودجه. 

هنوز مشخص نیست چه بخشی از عواید حاصل از افزایش قیمت بنزین صرف طرح حمایت معیشتی خواهد شد و چه بخشی از آن صرف جبران کسری بودجه.

به هر ترتیب، با توجه به اینکه ثروتمندان بزرگترین مصرف‌کنند‌گان بنزین در کشور هستند، افزایش هم‌زمان قیمت بنزین و یارانه‌های نقدی در نهایت به ضرر ثروتمندترها و به نفع کم‌درآمدترین افراد جامعه است.

چه نیازی به اصلاح قیمت بنزین است؟

بنزین ارزان ناعادلانه: به گفته سخنگوی ستاد بودجه سازمان برنامه و بودجه، سالانه حدود ۲۱۵ هزار میلیارد تومان یارانه به بنزین تعلق می‌گیرد. بزرگی این عدد آنجایی بیشتر خودنمایی می‌کند که آن را با برخی از عددهای بودجه مقایسه کنیم: به عنوان مثال، در سال جاری، کل بودجه آموزش و پرورش حدود ۵۶ هزار میلیارد تومان، و کل بودجه عمرانی حدود ۴۳ هزار میلیارد تومان است. یعنی میزان یارانه‌ای که به بنزین اختصاص می‌یابد حدود ۴ برابر کل بودجه آموزش و پرورش و حدود ۵ برابر کل بودجه عمرانی کشور است. 

با وجود صرف چنین هزینه سرسام‌آوری، توزیع این یارانه به شدت ناعادلانه  به‌نظر می‌رسد. بر اساس گزارش‌های رسمی، ثروتمندترین دهک جامعه حدود ۲۳ برابر بیشتر از کم‌درآمد‌ترین دهک جامعه از یارانه بنزین برخوردار می‌شود. 

در حالی که حدود ۸۴ درصد از خانواده‌های متعلق به بالاترین دهک درآمدی صاحب یک (یا بیشتر) خودروی شخصی هستند، این عدد در بین خانواده‌های متعلق به پایین‌ترین دهک درآمدی، تنها حدود ۴ درصد است. یعنی بیشتر از ۹۶ درصد خانواده‌های متعلق به پایین‌ترین دهک درآمدی، اصلا خودروی شخصی ندارند.

تنها حدود نیمی از خانواده‌های شهری صاحب خودروی شخصی هستند. این عدد در بین خانواده‌های روستایی از این هم پایین‌تر است. 

همچنین، در حالی که حدود ۸۴ درصد از خانواده‌های متعلق به بالاترین دهک درآمدی صاحب یک (یا بیشتر) خودروی شخصی هستند، این عدد در بین خانواده‌های متعلق به پایین‌ترین دهک درآمدی، تنها حدود ۴ درصد است. یعنی بیشتر از ۹۶ درصد خانواده‌های متعلق به پایین‌ترین دهک درآمدی، اصلا خودروی شخصی ندارند.

قاچاق بنزین: پایین بودن قیمت بنزین در ایران، باعث رونق گرفتن روزافزون قاچاق سوخت به کشورهای همسایه نیز شده است. با توجه به تفاوت قیمت بین ۳ تا ۱۳ هزار تومانی هر لیتر بنزین در دو سوی مرز، تخمین زده می‌شود که روزانه حدود ۴۰ میلیون لیتر بنزین (حدود ۲۰ میلیون دلار در روز) از کشور قاچاق می‌شود. هزینه قاچاق بنزین برای کشور حدود ۴ تا ۷ میلیارد دلار در سال است. این پول هنگفت از جیب تک‌تک شهروندان پرداخت می‌شود و سودش تنها عاید قاچاقچیان سوخت می‌شود.

جدای از ناعادلانه بودن، یارانه بنزین همچنین «اثرات جانبی» منفی زیادی، هم در بخش صنعت، و هم برای محیط زیست دارد. به عنوان مثال، با ارزان بودن قیمت بنزین، اصولا انگیزه‌ چندانی برای خودروسازان داخلی برای ارتقاء بهره‌وری و بهبود کیفیت محصولات‌شان وجود ندارند. در صورتی که اگر بنزین گران‌تر بود، احتمالا خودروساز داخلی نمی‌توانست به سادگی خودرویی پرمصرف و بی‌کیفیت را به چند برابر قیمت جهانی به مردم بفروشد.

مخالفت‌ها با افزایش قیمت بنزین

تورم: بسیاری از مخالفین، نگران اثرات تورمی شدید افزایش قیمت بنزین هستند. با این وجود، مطالعات متعددی نشان می‌دهد که در صورت آزادسازی کامل قیمت بنزین و همسانی آن با قیمت‌های جهانی (حدودا لیتری۱۰ تا ۱۵ هزار تومان)، اولا تورم خلق شده چیزی حدود ۵ تا ۱۰ درصد خواهد بود، و ثانیا اثر این افزایش قیمت موقتی است و در بلندمدت تاثیری بر روی نرخ تورم ندارد. در نتیجه، افزایش قیمت ۲ هزار تومانی تاثیر چندانی بر روی نرخ تورم نخواهد داشت. 

اصولا تورم یک پدیده پولی و مربوط به متغیرهای اقتصاد کلان است و افزایش قیمت کالاها «نتیجه» تورم است، نه «عامل» تورم. عامل تورم، رشد نامتناسب نقدینگی و بدهی دولت به بانک مرکزی است که هر دوی آنها در کسری بودجه دولت و اشکالات ساختاری در نظام اقتصادی و بانکی ریشه دارند.

اما چرا بخشی از جامعه نسبت به این استدلال بی‌اعتماد است؟ زیرا بارها هم‌زمانی افزایش قیمت بنزین و افزایش نرخ تورم را تجربه کرده است و اینطور برداشت می‌کند که حکماً رابطه علّی-معلولی بین این دو عامل برقرار است. در صورتی که همزمانی پدیده‌ها لزوما نشان‌دهنده وجود رابطه علیت نیست. به علاوه، با نگاهی دقیق‌تر به آمار و ارقام مشخص می‌شود که در بسیاری از سال‌ها، اصولا ارتباطی بین نرخ تورم و قیمت بنزین وجود نداشته است، اما ذهن آسانگیر انسان ترجیح می‌دهد کمتر این سال‌ها را به خاطر آورد.

کم اثر بودن افزایش قیمت بنزین بر تورم، به معنی ثابت ماندن هزینه‌های حمل و نقل نیست. طبیعی است که با گران شدن بنزین، هزینه حمل و نقل، به ویژه برای وسایل حمل و نقل شخصی، بیشتر می‌شود

البته کم اثر بودن افزایش قیمت بنزین بر تورم، به معنی ثابت ماندن هزینه‌های حمل و نقل نیست. طبیعی است که با گران شدن بنزین، هزینه حمل و نقل، به ویژه برای وسایل حمل و نقل شخصی، بیشتر می‌شود، اما باید توجه داشت که این رابطه یک‌به‌یک نیست. بدین معنی که «افزایش هزینه» حمل و نقل بسیار کمتر از میزان «افزایش قیمت بنزین» است.

با تمامی این توضیحات، این نکته را نیز باید در نظر داشت که، قرار است بخشی از این افزایش قیمت در اثر بازتوزیع یارانه‌های انرژی به شکل یارانه نقدی، به نفع طبقات کم‌درآمدتر جامعه جبران می‌شود. 

دستمزد به نرخ محلی، بنزین به قیمت جهانی: یکی دیگر از ایرادات رایج به افزایش قیمت بنزین، مقایسه قیمت بنزین با دست‌مزد‌ها است. بر این اساس، در ردّ ارزان بودن قیمت بنزین در ایران در مقایسه با کشورهای دیگر دنیا اینطور استدلال می‌شود که قیمت بنزین باید نسبت به سطح دست‌مزدهای هر کشور سنجیده شود؛ با این مقایسه، بنزین همین امروز هم در ایران بسیار گران است.

اشکال این استدلال در این است که بنزین را موهبتی الهی می‌داند که قرار است «فقط» در این کشور مصرف شود. در صورتی که بنزین یک کالای قابل مبادله است و همانطور که می‌تواند در داخل مصرف شود، می‌توان در ازای فروش آن به کشورهای دیگر اجناس دیگری را خرید (بماند که ایران با وجود منابع فراوان نفتی، تا پیش از آغاز به کار پالایشگاه خلیج فارس در سال گذشته، واردکننده بنزین به قیمت جهانی بود).

مادامی که درآمد سرانه کشور، یعنی وضعیت اقتصادی، بهبود نیابد، قدرت خرید پایین است و همه کالاها نسبت به کشورهای با درآمد بالاتر گران‌تر است. در چنین وضیعتی، پایین نگه داشتن قیمت بنزین، تنها باعث سوق دادن مردم به مصرف بیشتر این کالا در مقایسه با کالاهای دیگر می‌شود.

در صد سال گذشته، با کاهش قابل توجه هزینه حمل و نقل و تسهیل تجارت، قیمت نهایی همه کالاهای قابل مبادله، از جمله خوراک، پوشاک، لوازم منزل و سوخت، در همه جای دنیا «تقریبا» برابر است. در واقع، گران بودن یا ارزان بودن این کالاها در هر کشوری به «قدرت خرید» مردم آن کشور، و یا به عبارت دیگر به «درآمد سرانه» آن کشور، بستگی دارد. موارد استثنا، کالاهایی است که دولت برای ارزان نگه داشتن آنها یارانه می‌دهد، مثل یارانه نان، برق و بنزین در ایران.

به عنوان مثال، قیمت گوشت گوساله در ایران و اروپا «تقریبا» برابر است اما با حداقل حقوق ۲ میلیون تومانی در ایران می‌توان تنها ۲۰ کیلوگرم گوشت گوساله خرید، در صورتی که با حداقل حقوق هزار یورویی در فرانسه می‌توان حدود ۱۰۰ کیلوگرم گوشت خرید. توجه شود که این تفاوت ربطی به گرانی یا ارزانی گوشت در کشورها ندارد بلکه ریشه در تفاوت سطح دستمزد، یا «درآمد سرانه» دو کشور دارد. 

مادامی که درآمد سرانه کشور، یعنی وضعیت اقتصادی، بهبود نیابد، قدرت خرید پایین است و همه کالاها نسبت به کشورهای با درآمد بالاتر گران‌تر است. در چنین وضیعتی، پایین نگه داشتن قیمت بنزین، تنها باعث سوق دادن مردم به مصرف بیشتر این کالا در مقایسه با کالاهای دیگر می‌شود. نتیجه آنکه، در بسیاری از خانه‌ها و خودروهای ایران انرژی فراوان مصرف می‌شود، در حالی که سفره‌ها روز به روز خالی‌‌تر می‌شود. 

باید به این نکته نیز توجه داشت که، پایین نگه داشتن «قیمت نسبی» بنزین در ایران هم به مصرف بیشتر بنزین می‌انجامد و هم به نفع کسانی است که بیشترین مصرف‌کننده بنزین هستند. 

پول افزایش قیمت بنزین کجا می‌رود؟

یکی دیگر از ایرادات به افزایش قیمت بنزین به بی‌اعتمادی مردم به حکومت برمی‌گردد. در واقع، این سوال مهم مطرح می‌شود که چرا دولت برای جبران کسری بودجه دست در جیب مردم می‌کند؟ این سوال هنگامی بیشتر خودنمایی می‌کند که هر روز اخبار متعددی در رابطه بر فساد کارگزاران حکومت و اقوام و نزدیکان آنان منتشر می‌شود. به بیان دیگر، سوالی که در ذهن بخشی از مردم وجود دارد این است: چرا با وجود فساد ساختاری در تمامی ارکان نظام، و نیز با وجود هزینه‌های زیادی که حکومت در همه این سال‌ها صرف شعارها و مناسک ایدئولوژیک می‌کند، باز هم مردم باید هزینه کسری بودجه دولت را تقبل کنند؟

تا به این‌جا، تنها راهکار حکومت برای رفع این بی‌اعتمادی، بازتوزیع پول حاصل از افزایش قیمت بنزین میان ۱۸ میلیون خانواده کشور است. با این وجود، دولت اگر می‌خواهد جواب درخوری به این قبیل بی‌اعتمادی‌ها داشته باشد، در قدم اول باید شفافیت بیشتری درباره نحوه هزینه‌کرد پول حاصل از افزایش قیمت بنزین داشته باشد.

اشکالات طرح جدید

یکی از اشکال‌های طرح جدید، اختصاص سهمیه بنزین به هر «خودرو» به جای هر «فرد» است که باعث می‌شود افرادی که به هر دلیلی خودرو ندارند، نتوانند از سهمیه بنزین ارزان برخوردار شوند.

اشکال دیگر این است که به دلیل وجود تورم مزمن در اقتصاد ایران، اثر افزایش قیمت با مرور زمان از بین می‌رود. چاره کار شناور بودن قیمت بنزین (مثل هر کالای دیگر)، و وابسته بودن آن به قیمت‌های جهانی است. به علاوه، برای کاهش فشار عمومی، یارانه پرداختی به مردم نیز می‌توانست به جای یک عدد ثابت، عددی شناور باشد که بسته به قیمت بنزین کم یا زیاد شود. در آن صورت، مردم می‌توانستند اثر آنی تغییر قیمت را در میزان دریافتی‌شان لمس کنند. 

و در نهایت اینکه، این طرح با وجود آنکه قدمی رو به جلوست، اما بسیار محافظه‌کارانه است و در دراز مدت دوای درد یارانه انرژی نیست. به نظر می‌رسد حکومت به دلیل فقدان اعتماد به نفس و نداشتن پایگاه اجتماعی لازم، توان اصلاح یکی از مخرب‌ترین نظام‌های یارانه‌ای دنیا را ندارد و فقط هنگامی که کارد به استخوانش رسیده است، دست به اصلاحات جزئی -و نه ریشه‌ای- می‌زند. 

همچنین در شنیدن صدای مخالفین و موافقین طرح در رسانه‌ها نباید این نکته را از نظر دور داشت که همانطور که گفته شد، بیشترین منفعت از پایین بودن قیمت بنزین نصیب بزرگترین مصرف‌کننده آن، یعنی همان طبقه ثروتمند جامعه، می‌شود.  افرادی که احتمالا دسترسی بیشتری به انواع رسانه نیز دارند. از سوی دیگر، اقشار فرودست جامعه، که صدایشان کمتر در رسانه‌ها شنیده می‌شود، بزرگترین بازندگان پایین بودن قیمت بنزین هستند. 

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

11 پاسخ

  1. ببین تحلیلت دو زار ارزش نداشت، اینکه اینجا چنین چیز سخیف و بی مایه ای منتشر شده به وضوح نشون میده، چه ماهیتی داره اینجا

  2. اقدام هر سازمان، موسسه، نهاد و …. باید با توجه به شرایط، امکانات و خواسته مشتریان صورت گیرد. اقدامات دولت ها نیز باید با توجه به شرایط مردم کشور اتخاذ شود. در شرایطی که تورم بر اساس آمارهای خود دولت حدود ۴۰٪ است. افزایش تورم ۵٪ (این رقم بطور میانگین است یعنی ماشین دار و بی ماشین ها همه ۵٪ افزایش خواهند داشت) برای ماشین داران که از نظر تعداد ماشین داران که طبقه پایین و متوسط هستند نزدیک به ۱۰٪ خواهد شد. آیا درآمد مردم این کشش را دارد؟
    ۲- قاچاقچی ها کیانند؟ آیا نیروی امنیتی و نظامی و مرزداری ما که همه راه ها را تحت نظر دارند و کولبران را رصد می کنند نمی توانند کامیون ها عظیم الجثه را ببینند؟ یا خدای نکرده کسانی هستند که این نیروها زورشان به آنان نمی رسد؟ در هر حال این ضعف مدیریت دولتی است چرا مردم باید توان آن را بدهند؟؟
    ۳- خود روهای پر مصرف را کیا دارند؟ مستضعفین دیروز و مستکبرین امروزی. این گروه کیا هستند؟ بازاریان – علما- فرماندهان نظامی انتظامی – مدیران دولتی – کارخانه داران که همه از نزدیکان قدرتمندان هستند. آن ها آنقدر درآمد مشروع (چند شغله) و نا مشروع مصدر اموال و دارایی مردم و انتقال زمین و ساختمان و کارگاه و کارخانه های دولتی یا طاغوتی گذشته!! دارند که این افزایش ها رقمی به حساب نمی آید.
    ۴- برگشت این درآمد به کم درآمدها- رییس جمهور چند بار این سخن را گفته است توجه کنید که ایشان به مردم کم درآمد اشاره می کنند و نه مردم کم درآمد ایران!! یعنی فلسطینی ها – حوسی ها و سوری ها و ….هم مردم هستند. رییس جمهور این کشور هیچگاه به مردم ایران اشاره نمی کند بلکه وی جهان اسلام شمول است و وظیفه دینی و شرعی خود می داند که سهم آنان را محفوط بدارد اگر چیزی ماند بین مردم (این دیار) تقسیم کند.
    ۵- نویسنده احتمالا از اساتید و مدرسین است که در یک چارچوب محفوظاتی اقتصاد کینزی موضوع را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. انتظار بیشتری از این گروه که نه شرایط ایران را بررسی کرده و نه از آن اطلاع دارند پیرو مارکس- انگلس و ایکس و ایگری غربی و شرقی هستند و کوچکترین دانش محلی و ملی ندارند. وجود این بی خبران مدرسین است که وزیران ما زنگنه و سلیمی و نوبخت و …… هستند.
    پاسخ شما یک سانسور زیرکانه است چون من در این باب چیزی ننوشته ام؟؟؟

  3. اقدام هر سازمان، موسسه، نهاد و …. باید با توجه به شرایط، امکانات و خواسته مشتریان صورت گیرد. اقدامات دولت ها نیز باید با توجه به شرایط مردم کشور اتخاذ شود. در شرایطی که تورم بر اساس آمارهای خود دولت حدود ۴۰٪ است. افزایش تورم ۵٪ (این رقم بطور میانگین است یعنی ماشین دار و بی ماشین ها همه ۵٪ افزایش خواهند داشت) برای ماشین داران که از نظر تعداد ماشین داران که طبقه پایین و متوسط هستند نزدیک به ۱۰٪ خواهد شد. آیا درآمد مردم این کشش را دارد؟
    ۲- قاچاقچی ها کیانند؟ آیا نیروی امنیتی و نظامی و مرزداری ما که همه راه ها را تحت نظر دارند و کولبران را رصد می کنند نمی توانند کامیون ها عظیم الجثه را ببینند؟ یا خدای نکرده کسانی هستند که این نیروها زورشان به آنان نمی رسد؟ در هر حال این ضعف مدیریت دولتی است چرا مردم باید توان آن را بدهند؟؟
    ۳- خود روهای پر مصرف را کیا دارند؟ مستضعفین دیروز و مستکبرین امروزی. این گروه کیا هستند؟ بازاریان – علما- فرماندهان نظامی انتظامی – مدیران دولتی – کارخانه داران که همه از نزدیکان قدرتمندان هستند. آن ها آنقدر درآمد مشروع (چند شغله) و نا مشروع مصدر اموال و دارایی مردم و انتقال زمین و ساختمان و کارگاه و کارخانه های دولتی یا طاغوتی گذشته!! دارند که این افزایش ها رقمی به حساب نمی آید.
    ۴- برگشت این درآمد به کم درآمدها- رییس جمهور چند بار این سخن را گفته است توجه کنید که ایشان به مردم کم درآمد اشاره می کنند و نه مردم کم درآمد ایران!! یعنی فلسطینی ها – حوسی ها و سوری ها و ….هم مردم هستند. رییس جمهور این کشور هیچگاه به مردم ایران اشاره نمی کند بلکه وی جهان اسلام شمول است و وظیفه دینی و شرعی خود می داند که سهم آنان را محفوط بدارد اگر چیزی ماند بین مردم (این دیار) تقسیم کند.
    ۵- نویسنده احتمالا از اساتید و مدرسین است که در یک چارچوب محفوظاتی اقتصاد کینزی موضوع را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. انتظار بیشتری از این گروه که نه شرایط ایران را بررسی کرده و نه از آن اطلاع دارند پیرو مارکس- انگلس و ایکس و ایگری غربی و شرقی هستند و کوچکترین دانش محلی و ملی ندارند. وجود این بی خبران مدرسین است که وزیران ما زنگنه و سلیمی و نوبخت و …… هستند.

  4. مردم ایران ملت نمک نشناسی هستند که به عوض تقدیر از این خدمت انقلابی و اسلامی دست به اعتراض زده ا‌ند. صد البته مثل همیشه دست دشمن امریکا، اسرأییل و نتان یابو، بن سلمان در کار است. یک وقت گفتند که تحریم‌ها برای ما برکت است چون باعث شوکوفأیی استعداد‌های جوانان بسیجی میشود. بعد گفتند که توسعه انرژی هسته ای باعث ارزانی برق میشود. حالا در محاسن گران کردن بنزین که کل اثرش ممکن است ۵ تا ۱۰ درصد به تورم ۲ رقمی ما اضافه کند. البته حسن دیگرش جلوگیری از قاچاق است که البته توسط خود برادران انجام میشود. عوض اینکه جلوی قاچاق برادران را بگیریم خود جنس را گران میکنیم. جالبی دیگر قضیه این است که آیات عظام که در مورد هر مسأله یک روایت دارند ناگهان سکوت اختیار کرده ا‌ند. در پایان این اقدام انقلابی اسلامی را به دوستان چپ گرا و نو اندیشان دینی، و فمنسیت‌های اسلامی تبریک عرض میکنم. انشالله با صبر انقلابی، دعا و ثنا و نذر شله زرد اوضاع بهتر خواهد شد.

  5. باسلام،
    نمیدانم چه کاره ای و در کجـــــا زندگی میکنی که این چنیـــــــن نسخه
    می پیچی؟!!!
    این حرف های شما بدرد جامعه ای میخورد که مدیران آن جامعه سواد سیاسی، اقتصادی و…داشته باشند نه فردی مثل نوبخت که مثلا” دکتر است! آقای نوبخت که در اول انقلاب دبیر ریاضی بوده فوق اش میتوانسته الآن مدیر یکی از دبیرستانها در رشت باشد نه به عنوان یک اقتصاد دان و رئیس برنامه و بودجه!!
    نه مثل زنگنه و…امثالهم!
    این فرمایشات شما بدرد یک جامعه ای میخورد که در آن آمارها درست وبرآوردهایش اصولی باشد نه در کشوری که هر مدیرش از صدر تا ذیل بفکر درآمدزایی ولو برای کشور است وخدمات عمومی درآن ناشناخته است!
    و…نه در کشوری که کمتر از۲۴ساعت مسؤلین از تکذیب گران شدن بنزین بگویند وبارها این جمله زیر نویس اخبار تلویزیون در داخل وخارج کشور باشد آنوقت دقیقا” نیمه شب به افرادی که درحال پرکردن باک اتومبیل خود هستند بگویند یکی دو دقیقه دیگرقیمت بنزین ۳برابرمیشود! دیوانگان نیز چنین نمیکننــــــــد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  6. اقای محترم معلوم است که نفستان ازجای گرم بلند می شود.پوست مردم دارد کنده می شود و شما هنوز در بند تحلیل های مسخره هستید.صدای اعتراض مردم محروم را بشنوید و از این تحلیل های غیرواقعی دست بر دارید.

  7. این حرفا دل خوش کنک هست، هیچ قدمی رو به جلو نیست، همش عقبگرده، اینکه نمی دونم فقرا ۴ درصدشون ماشین دارن و … هم عذر بدتر از گناهه، ضعفا باید له بشن و مستضعف باید بمیره، این شعار اساسی و پایه ای جمهوری اسلامی بوده و هست، لجام گسیخته ترین و وحشی ترین نوع سرمایه داری به واسطه جمهوری اسلامی بر این کشور خراب شده حاکمه بعد شما میای از سه برابر شدن قیمت بنزین دفاع می کنی؟ خجالت نمی کشی؟ برای افزایش دو درصدی نرخ بنزین در فرانسه قائله جلیقه زردها بوجود اومده که هنوز هم تموم نشده، چشاتون رو باز کنید آقای مثلا کارشناس.

  8. من که نفهمیدم مقاله کدوم طرفو گرفته . مردم یا حکومت . این که نشد تحلیل . همه این معضلات از بی برنامگی و اشفتگی در درون حاکمیت و به هیچ انگاشتن نقش مردم در طی این ۴۰ سال هست و سرگرم کردن انان . کسی نمیتواند بگوید که اقتصاد ایران به کدام سو میرود ؟ برنامه برای اینده مملکت چیست ؟ پول نفت و فساد و اپارتمان سازی و تولید ماشین و بورس . اینست سیاست دیکته شده به اقایان . خوب عاقبتش هم معلومه .دریافت وامهای کلان از بانکهای وابسته به قدرتهای بزرگ و وابستگی هرچه بیشتر . اپارتمانسازی و صنایع اتو موبیل همراه با صنایع وابسته برای چندین سال توانست ملت را سر کار بگذارد . ایایا میتوان اپارتمان و ماشین تولید شده در ایران را صادر و ارزش افزوده ایجاد کرد؟ بورس هم که ابزاریست در دست حکومت که سود این قمار دوباره به جیب همان یک در صد بالا میرود . فشار به مردم برای بقای حاکمیت جدا از مردم و پشت دیوار شیشه ای ایستادن حاصلی بجز فلاکت مردم و دادن هزینه دگرگونی توسط ایشان نیست.

  9. روحانی فکر میکنه مردم خر و احمق هستند. توی سخنرانی در کرمان خودش گفت که ما پول نداریم.
    مردم را در مقابل هم قرار داده یک
    عده وضعشان بهتره ما میگیریم.
    خرج انهایی میکنیم که ندارند.
    توی صفحه شطرنج الوده با مهره ها
    داره بازی میکنه.
    همان کثافتکاری و کارهای احمدی نژاد یعنی هدفمندی یارانه را داره انجام میدهد با تفاوت اینکه دفعه فبل از پول نفت بود این بار از جیب مردم هست.
    اگر این حکومت بفکر مردم بود هیچگاه
    حمل و نقل عمومی را به بخش خصوصی واگذار نمی کرد.
    کاملا مشخصه حکومت فاسد هست.
    والسلام.

  10. چقدر خوبست که مسائل اجتماعی-اقتصادی جامعه، بدون حب و بغض سیاسی، و بطور فنی و کارشناسانه بررسی و تحلیل شود.
    اینطوری راه باز میشود برای منطقی اندیشیدن و انتقاد کردن.
    و اینکه همه چیز را با بدبینی نبینیم و پشت سر شعار های سیاسی خود را و دیگران را به غفلت نبریم.
    و البته حاکمیت راه درازی برای بازگشت اعتماد عمومی در پیش دارد.

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

سایه هم از این سرزمین کم شد و رفت؟ او نای و نوای عصر ما بود. او طنین غم و درد و رنج و شادی این‌جا بود. او نشانی همه‌ی پیچ و خم‌های تاریخ این

ادامه »

وقتی سیروس الوند در جشن خانه سینما سال ۱۳۸۹ سخن مرحوم علی حاتمی را بازگو کرد که: «اگر روزی فیلمی را دیدید که آن فیلم در

ادامه »

انقلاب مشروطه مهم‌ترین اتفاق سیاسی تاریخ معاصر ایران است که مرز سیاسی و اجتماعی بین ایران قدیم و جدید را

ادامه »