میرحسین و جمع‌بندی ۱۱ ساله؛ هر نام‌ پرشکوهی به ننگین‌ترین جرائم تعلّق می‌گیرد

ابوالفضل قدیانی، علیرضا رجایی

بیانیه اخیر میرحسین موسوی همان‌قدر که حاکمیت و امپراتوریِ از رونق افتاده رسانه‌ای آن را به تکاپو انداخت، به همان اندازه اصلاح‌طلبیِ بوروکراتیک را در سکوت و خاموشی فروبرد و این، طبیعت هر استراتژی محاسبه‌شده‌ای است که مرزبندی‌های تعیین‌کننده و اجتناب‌ناپذیر را رقم می‌زند.

میرحسین نشان داد که چگونه نظام سیاسی ایران با دست‌کاریِ سیستماتیک در حقیقت، گونه‌ای مخرّب از آگاهی کاذبِ واپس‌گرا و ارتجاعی را از خاستگاه دین ترویج می‌کند که هم‌چون هاله‌ای از تقدّس‌مابیِ دروغین به گرداگرد ساختاری حصار کشیده‌است که یک‌ سویه آن استیلای سیاسی-مذهبی است، یک سویه آن قدرت نامحدود نظامیان است و یک سویه آن نیز به‌کارگیری نیروی سازمان‌یافته اوباشِ قدّاره‌بند- در هر لباس و با هر اسمی- برای سرکوب جنبش‌های مردمی است.

همین ساختار است که گونه‌ای امپریالیسم منطقه‌ایی را پیش می‌برد تا کشورها و سرزمین‌های تحت‌الحمایه به‌مثابه برج‌وباروهایی از حریم استمرار قدرت آن محافظت کنند.

این امپریالیسم منطقه‌ایی همان دستگاه استیلاجویانه‌ای است که با گستاخی تمام بقای رژیم سوریه را حتّی از حفظ استان خوزستان ایران مهم‌تر دانست و برای استمرار این رژیم”کودک‌کُش”به هیچ حدّ و مرز اخلاقی و سیاسی نیز قائل نبود.

میرحسین با هشدار نسبت به موروثی‌شدن حکومت، خطر استمرار ساختارمند همین نظامی را یادآور می‌شود که در آبان ۹۸ صراحتاً محتوای سیاسی-ایدئولوژیک آن، یعنی “حکومت دینی” و “ولی‌فقیه با اختیارات مطلقه” را نقد کرد.

بیانیه کوتاه میرحسین به تعبیر بسیاری آب در لانه مورچگان بود و نیز تجدید میثاقی با جنبش آزادی‌خواهانه و عدالت‌طلبانه مردمِ”به‌ستوه‌آمده از دیکتاتوری و گرسنگی و فقر و بی‌عدالتی و مجالس قلّابی” تا‌ “باشد روزی که قنداقه‌پوش‌های ما زیر قنداقه‌های تفنگ بزرگ نشوند”.

ابوالفضل قدیانی، علیرضا رجایی

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

یک پاسخ

  1. مخصوصا فراز ستایش از خدای دهه شصت و جان بیداری که هنوز جنایت و ترور می کند.
    تا این جان بیدار است نه فقط سلمان رشدی بلکه هیچ انسانی امنیت ندارد

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

در این فضای تب‌آلود جامعه ایران و در این روزهای خشم و خروش و آتش و خون و سرکوب در میهن بلازده ما، خبر درگذشت بانو زرین‌دخت عطایی (سحابی) بسی بر عمق تأثر و تأسف

ادامه »

پیرمرد لاغر و خمیده بود، یک پایش لنگ می‌زد، پیراهن چروک و پیژامه‌ای به تن داشت، با کلید به شیشه داروخانه شبانه‌روزی می‌کوبید و

ادامه »

اعتبار بخشی به صدا و سیمایی که هر لحظه از آن امکان پخش اعترافات فردی بی‌گناه وجود دارد چه سنخیتی با دفاع از مظلوم دارد؟ شکستن این خط قرمز اخلاقی و زیر پا گذاشتن این پرنسیب سیاسی چه آورده مهم‌تری می‌تواند برای اردوگاه اصلاح‌طلبی یا مردم بیاورد؟ استفاده از تریبونی که حالا دیگر بی‌رقیب نیست، برای رساندن صدایی سانسور شده که اورجینال و اصل آن را می‌توان در شبکه‌های فراگیر اجتماعی و حتی رسانه‌های دیگر شنید و یا به‌راحتی به گوش مردم رساند چه خاصیتی دارد؟ …

ادامه »