آئین رقص سوگ

سروش دباغ

.

پنج سال پیش در جستار «رقص در ترازوی اخلاق»، با تفکیک میان چهار نوع «رقص اروتیک»،« رقص شاد»، «رقص هنری» و « رقص صوفیانه» از یکدیگر، نوشتم:

” نیکوس کازانتزاکیس، در اثر درخشانِ زوربای یونانی که از روی آن فیلمی هم ساخته شده؛ فیلمی که با بازی آنتونی کوئین ماندگار شد؛ رقصی را به تصویر می کشد که زمانی برای اربابِ جوان موضوعیت پیدا می کند که تمام سرمایه ی خود را از دست داده و بین آسمان و زمین معلّق است. در این موقعیت، ارباب جوان از زوربا می خواهد که به او رقصیدن را یاد دهد. زوربا می گوید: «ارباب! من ده‌ها هزار چیز دارم که برایت بگویم. هیچ کس را تا کنون به اندازه تو دوست نداشته‌ام. هزارها چیز دارم برایت بگویم ولی زبانم قاصر است. پس چشم‌هایت را خوب باز کن تا همه را برایت برقصم»… رقصیدن از جایی آغاز می شود که کلام به پایان می رسد و مکالمه جسم ها و بدن ها آغاز می شود؛ مکالمه ای که متضمنِ خلاقیت و رها شدگی و سبکباری است و تجاربی … را برای رقصنده رقم می زند.”

پس از سرکوب خونین و کشتار هولناکِ هموطنان مظلوم توسط حکومت در دیماه امسال، در مراسم سوگواری تعداد قابل توجهی از پرپرشدگانِ روی در نقاب خاک کشیده در اقصی نقاط کشور، خانواده های عزادار و حاضران بجای گریه و مویه کردن، رقصیدند و به مدد حرکات موزون، فقدان عزیز از دست رفته را به جشن زندگی گره زدند، از زندگی تجلیل کردند و آئینِ مرگ را اینگونه بپا داشتند. آئینی که هر چند در فرهنگ های مللِ مختلف از جمله فرهنگ ایران باستان ریشه دارد، اما در دوران معاصر کمتر در میان ما دیده شده و سربرآورده بود.

رقصیدن وقتی آغاز میشود که سخن گفتن به پایان می رسد. در رقص، همۀ تن بدل به زبان می شود و در کار عرضه کردنِ « زبان حال» به جای « زبان مقال» است. رقصنده های مراسم سوگواری اخیر، به سببِ بار سنگین غم و خشم و ماتمی که بر خاطر و دوش خود حس می کردند؛ برای کاستن از حجم « بار هستی» و چشیدنِ رهایی و سبکباریِ نسبی، از زبان بدن استفاده کردند و به حرکات موزون پناه بردند؛ تا شاید قدری از حجم مصیبتی که بر سرشان آوار شده، کاسته شود.

افزون بر این، با توجه به اصرار بر اجرای احکام فقهی توسط حکومت و ممنوع بودن رقص و مجازات کردنِ رقصندگان در پرتوی قوانین ظالمانۀ موجود؛ میتوان بهره بردنِ از آئین « رقص سوگ» را اعتراضی آشکاربه استبداد دینیِ موجود در تحمیل کردنِ سبک زندگیِ مورد پسند خود به شهروندان طی چند دهۀ اخیر نیز قلمداد کرد.

خوش دارم در اولین فرصت، ویراستِ جدیدی از جستار «رقص در ترازوی اخلاق» را که در کتابِ “زمین فقه و آسمان اخلاق” ام گنجانده شده، تهیه و منتشر کنم؛ ویراستی که افزون بر شقوق رقصِ چهارگانۀ یاد شده، واجدِ شقّ پنجمِ « رقص سوگ» هم باشد. رقص سوگی که از جنسِ رهایی و سبکباری و سبکبالی است با چاشنیِ اعتراض آشکار به ظلم عیان و عریانی که توسط حکومتِ دینی بر شهروندان رفته و متاسفانه «یک زندگی معولی» را از آنها دریغ کرده است.

ویراستِ جدیدِ جستارِ « رقص در ترازوی اخلاق» را هم تقدیم می کنم به همۀ داغدیدگانی که در سوگ پرپرشدگان شان، آئین «رقصِ سوگ» را بپا داشتند.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

مقدمهطرح مسئله : تصمیم گیری در خصوص کلان‌مسائل سیاست خارجی که واجد ابعاد پیچیده بین‌المللی و گره‌خورده با منافع ملی هستند، همواره در ساختار حقوق عمومی جمهوری اسلامی ایران چالش‌های نهادی ظریفی را پدید آورده

ادامه »

این نوشتار برای دفاع نیست؛ برای شناخت است. پیرو مصاحبه‌ی جنجالیِ موسی غنی‌نژاد با میلاد دخانچی، در مورد جریان‌شناسی چپ ایرانی، غنی‌نژاد که خود

ادامه »

المنقذ من‌الضلال را که «اعترافات غزالی» هم ترجمه کرده‌اند، از دیگر کتاب‌های پخته و ژرف غزّالی است که برای حقیقت‌جویانی

ادامه »