سیمای محمد به روایت قرآن

رحمان لیوانی

نظریه «انسان کامل» عرفان نظری ابن‌عربی که مصداق عینی آن را محمد پیامبر اسلام معرفی می‌کند از یک‌سو، و انبوهی از احادیث موجود در آثار روایی شیعه که محمد را انسانی مافوق، مقدس، معصوم و مبرا از خطا می‌داند؛ انسانی که از نور آفریده شده و آگاه به اسرار غیب است و حتی صلوات فرستادن بر او گناهان را می‌بخشد و سعادت اخروی را تأمین می‌کند، از سوی دیگر، تصویری از پیامبر ارائه می‌دهد که به‌کلی متعارض با آموزه‌های قرآن در باب محمد است. روایت قرآن از سیمای محمد که آشکارا نافی تصویر فوق‌الذکر است را به اختصار چنین می‌توان صورت‌بندی کرد:

۱) از منظر قرآن، محمد پیامبری توصیف می‌شود که گرچه صاحب تجربه نبوی است و در نتیجه برگزیده خدا به مقام نبوت، اما انسانی است نظیر سایر انسان‌ها. تنها تمایز او با دیگران در این نکته نهفته است که در معرض وحی الهی قرار گرفته است. در آیه‌ای از سوره کهف آمده است:

«قُل إنّما أنا بشرٌ مثلکم یوحی إلیّ أنّما إلهکم إلهٌ واحدٌ فمن کان یرجو لقاء ربّه فلیعمل عملاً صالحاً ولا یشرک بعبادة ربّه أحداً»؛

بگو من بشری مانند شما هستم که به من وحی می‌شود خدای شما یگانه است. حال هر آن کس که امید به لقای پروردگارش بسته است، باید کار نیکو پیشه کند.

روشن است که قرآن با طرح مقوله بشر بودن محمد، در صدد طرد و نفی هرگونه الوهیت و تقدس از شخصیت او است تا بدین ترتیب پیروان محمد به این حقیقت تفطن یابند که پیامبر آنان مافوق انسان و یا انسان مافوق نیست.

۲) برخلاف بسیاری از احادیث منابع روایی شیعه که ناظر به غیب‌دانستن محمد و امامان شیعه است، قرآن به صراحت مدعای مذکور را در آیات مختلفی مردود اعلام می‌کند. یک نمونه آن در آیه پنجاه سوره انعام آمده است:

«قُل لا أقولُ لکم عندی خزائنُ الله ولا أعلمُ الغیب ولا أقولُ لکم إنّي ملک، إن أتّبعُ إلا ما یوحی إلیّ. قُل هل یستوی الأعمی والبصیر أفلا تتفکّرون»؛

بگو به شما نمی‌گویم گنجینه‌های خدا نزد من است و غیب نیز نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام. جز آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم. بگو آیا نابینا و بینا یکسان است؟ آیا تفکر نمی‌کنید؟

۳) ادعای معصومیت محمد نیز مغایر با آموزه‌های قرآن است که فقط خدا را منزه از هرگونه خطا تلقی می‌کند، نه هیچ انسان زمینی و مادی دیگری ـ و از جمله پیامبران ـ که همگی کم و بیش و خواه‌ناخواه مرتکب خطا می‌شوند. در قرآن به برخی از خطاهای پیامبران اشاره شده است. ما در اینجا، برای جلوگیری از اطاله کلام، فقط به بازگویی یک نمونه از خطای محمد پیامبر اسلام اکتفا می‌کنیم که شرح آن در آیه دوم سوره فتح آمده است:

«لیغفر لک الله ما تقدّم من ذنبک وما تأخّر و یتمّ نعمته علیک و یهدیک صراطاً مستقیماً»؛

تا خداوند از گناه گذشته و آینده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راه راست هدایت کند.

با نظر به همین آیات است که شریعتی در کتاب اسلام‌شناسی خود می‌گوید: در قرآن آیاتی که محمد را سرزنش می‌کند و خطا و لغزش او را یاد می‌کند کم نیست؛ بلکه بیشتر از آیاتی است که او را ستوده است.

۴) نکته درخور تأمل دیگر این‌که محمد، از آن رو که خود به خطاهایش آگاه است و به قول خودش هر روز هفتاد بار از خدا طلب مغفرت می‌کند، سخت نگران سرنوشت خویش است. این نگرانی را به‌وضوح می‌توان در آیه نهم سوره احقاف مشاهده کرد:

«قُل ما کنتُ بدعاً من الرسل وما أدری ما یُفعل بی ولا بکم، إن أتّبعُ إلا ما یوحی إلیّ وما أنا إلا نذیرٌ مبین»؛

بگو من از میان پیامبران نوظهور نیستم و نمی‌دانم که با من و شما چه معامله‌ای خواهد شد. جز آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم و من جز هشداردهنده‌ای آشکار نیستم.

۵) با این همه باید گفت که چنین رویکردی به محمد که تقریر آن در بالا آمد، نه تنها چیزی از ارزش‌های پیامبرانه او کم نمی‌کند، بلکه بیش از پیش بر آن‌ها می‌افزاید؛ زیرا او را انسانی نشان می‌دهد که به‌رغم کاستی‌ها و محدودیت‌های انسانی‌اش، واجد اخلاق بزرگوارانه‌ای است که رحمت را برای جهانیان به ارمغان آورده است. و این همان چیزی است که انسان و جهان مدرن کنونی بیش از هر زمانی به آن نیازمند است.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان ” انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر” به قلم محمد عثمانی در سایت ” ایران امروز” انتشار یافته، که به گمان ما واجد نکاتی غیر دقیق، نسنجیده،

ادامه »

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است که معرفت‌شناسی، فلسفه ذهن، روانشناسی و اخلاق را به

ادامه »

این روزها شاهد حمله بخشی از جریان چپ به نیروها و جریان‌های مختلف اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستیم؛ جریانی که پس

ادامه »