حرفه‌ای بودن کافی نیست!

سلام […] جان،

در تمام مدتی که با هم کار کردیم، همیشه تحسینت کردم؛ برای دقت، انضباط حرفه‌ای، حساسیت نسبت به منابع، و مهم‌تر از همه برای اینکه به‌عنوان خبرنگار، خودت رو صرفاً تولیدکننده محتوا نمی‌دونستی، بلکه صاحب وجدان رسانه‌ای هم بودی. الان که در یکی از رسانه‌های جنجالی و بحث‌برانگیز این روزها، یعنی ایران‌اینترنشنال کار می‌کنی، بارها شنیدم که گفته‌ای: «من صرفاً کار خبری می‌کنم. نه سیاست‌گذارم، نه تحلیل‌گر. روایت کلی رسانه، دست من نیست.». یه‌بار به […] گفته بودی«من فقط خبرنگارم. خبر رو دقیق می‌نویسم، تیتر نمی‌زنم، پکیج نمی‌سازم. اون‌چه منتشر می‌شه، تصمیم سردبیرهاست. من زیر فشار نیستم، پس مسئول نیستم».

این حرف، در چارچوب حرفه‌ای خودش کاملاً درسته. اما چون می‌دونم دغدغه‌مندی، اجازه بده بحث رو یک قدم عمیق‌تر ببریم. نه از سر نقد، بلکه گفت‌وگوی جدی میان دو خبر‌نگار.

کم درس‌هایمان را مرور کنیم! در دنیای رسانه‌های متصل به قدرت‌های سیاسی، اقتصادی یا امنیتی، خبرنگار حرفه‌ای اغلب در موقعیتی قرار می‌گیرد که نه تحت فشار مستقیم است، نه کاملاً آزاد. در ظاهر، او «کار خبری استاندارد» می‌کند؛ اما در واقع، بخشی از یک سیستم بزرگ‌تر است که روایت را کنترل می‌کند، نه فقط خبر را. رسانه‌هایی مانند ایران‌اینترنشنال مثال روشنی از این وضعیت‌اند.

ما خبرنگاریم در یک «ساختار گفتمانی» نه در خلأ حرفه‌ای! ما خبرنگاران، حتی وقتی دقیق و صادق باشیم، در یک سیستم روایت‌ساز (Narrative System) کار می‌کنیم. در چنین ساختاری، حتی گزارش ساده ما هم بخشی از یک «بافتار روایی بزرگ‌تر» می‌شه. چه بخوایم، چه نه. در اصطلاح سواد رسانه‌ای، ما جزئی از یک اکوسیستم گفتمانی (discursive ecosystem) هستیم، که در اون:
‏ • Gatekeeping (یعنی انتخاب اینکه چه خبری ارزش پوشش داره)
‏ • Framing (یعنی با چه زاویه‌ای روایت می‌شه)
‏ • Priming (یعنی کدوم حس یا جهت به مخاطب القا می‌شه)
همه توسط سردبیران، چیدمان برنامه‌ها و استراتژی رسانه تعیین می‌شن. در این میان، حتی بهترین کار ما هم ممکنه دچار re-contextualization بشه؛ یعنی در چارچوبی منتشر بشه که معنایی متفاوت از نیت ما رو منتقل کنه.

تو بهتر از من می‌دانی که سوگیری در رسانه، فقط به معنای تحریف یا جعل نیست. گاهی در قالب‌های ظریف‌تری بروز می‌کند: سوگیری در انتخاب خبر، سوگیری در تیتر، سوگیری در زاویه دید، سوگیری در حذف صداهای مخالف. حتی بهترین گزارش در این ساختار، ممکن است به‌گونه‌ای ارائه شود که به روایت مسلط خدمت کند.
خبرنگار، خصوصاً در رسانه‌های بزرگی مانند ایران‌اینترنشنال، معمولاً در سطح تولید خام محتوا قرار دارد:گزارش می‌نویسد؛ مصاحبه می‌گیرد؛ خبر را دقیق و بر پایه منابع منتشر می‌کند اما او: تیتر نمی‌زند؛ خط برنامه نمی‌نویسد؛ روایت کلی را نمی‌سازد. از این‌رو، وقتی رسانه‌ای سوگیر شناخته می‌شود، خبرنگار معمولاً می‌گوید: «من فقط کار خودم را می‌کنم؛ مسئول چیزی که بالا سرم می‌گذارد نیستم.» اما رسانه صرفاً مجموعه‌ای از افراد نیست؛ یک سازوکار گفتمانی است. خبرنگار حتی اگر «بی‌طرف» بنویسد، محصولش ممکن است: در دل برنامه‌ای با جهت‌گیری مشخص قرار گیرد؛ کنار تحلیلگری کاملاً جانبدار پخش شود یا با تصویری، تیتر یا زیرنویسی منتشر شود که برداشت مخاطب را هدایت کند

و نقش تو به همین خلاصه نمی‌شود. واقعیت اینه که رسانه‌هایی مثل ایران‌اینترنشنال، که متهم به سوگیری یا اجرای سیاست روایتی خاص هستند، برای اعتباربخشی به روایت خودشون، نیازمند چهره‌های حرفه‌ای، دقیق و مستقل مثل تو هستن. این‌جا با همون پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که در مطالعات رسانه‌ای بهش می‌گفتیم Legitimacy by Association. یعنی رسانه از حضور خبرنگاران خوش‌سابقه به‌عنوان پوشش مشروعیت حرفه‌ای برای روایت‌های سیاسی خودش استفاده می‌کنه.
منظورم اینه حرفه‌ای بودن تو، دلیلی برای اعتماد مخاطب به رسانه می‌شه، حتی وقتی روایت کلی رسانه، سیاسی یا ناعادلانه است. به همین دلیله که خیلی‌ها معتقدن این رسانه‌ها، از خبرنگاران خوب، به‌عنوان «ویترین بی‌طرفی» استفاده ابزاری می‌کنن. رسانه‌ای که در تحلیل‌ها، مهمانان، تیترها، و چینش ساختاری، جهت‌دار عمل می‌کنه، اما هم‌زمان چهره‌هایی مثل تو رو در کنار خودش نگه می‌داره تا تصویر خودش رو حرفه‌ای جلوه بده.

رسانه‌ای مثل ایران‌اینترنشنال، که از طرف بخشی از جامعه متهم به جهت‌گیری سیاسی و حتی «عملیات روانی» هست، برای حفظ مشروعیت و جذب مخاطب، به حضور چهره‌های حرفه‌ای، مستقل و قابل احترام نیاز داره. مخاطب می‌گه «فلانی که اهل حرفه است اونجاست، پس شاید همه چیز تبلیغ نیست.» حضور افرادی مانند تو باعث می‌شه رسانه بتونه ادعا کنه: «ما متنوع هستیم. این خبرنگارها آزادانه کار می‌کنن.» و به رسانه کمک می‌کنه که محتواهای جهت‌دارش رو در لفافه‌ای حرفه‌ای عرضه کنه.

حالا به‌عنوان نامه می‌رسم. آیا حرفه‌ای بودن کافی‌ست؟ آیا کافی‌ست که «خودت درست کار کنی»؟ پاسخ اخلاق حرفه‌ای امروز، متأسفانه یا خوشبختانه، «نه» است. در روزگار رسانه‌های روایتی (narrative-driven media)، خبرنگار صرفاً در برابر متن خود مسئول نیست، بلکه باید بدونه: متن او در چه بستری منتشر می‌شه؟ آیا بین فرم حرفه‌ای و محتوای سیاسی تضاد وجود داره؟ آیا مخاطب آزادانه می‌تونه کار او رو از بستر رسانه جدا کنه؟ سکوت در برابر این پرسش‌ها، نه بی‌طرفی، بلکه ساده‌سازی اخلاق رسانه‌ای است. تو خوب می‌دونی که در رسانه‌هایی با سوگیری سیستماتیک، فضای مخالفت گفتمانی عملاً غیرفعاله. حضور تو، در چنین محیطی، ممکنه از نگاه مخاطب، تأیید کلیت روایت رسانه تلقی بشه، حتی اگر نیتت کاملاً مستقل باشه.

«بی‌طرفی»، فقط سکوت نیست؛ بلکه آگاهی از جایگاه خود در روایت کلان رسانه‌ای است.حرفه‌ای بودن کافی نیست، اگر ندانیم چگونه از کار ما استفاده می‌شود. بی‌طرفی واقعی، یعنی حفظ استقلال نه فقط در متن خبر، بلکه در فهم بافت انتشار آن. در نهایت، خبرنگار می‌تواند و باید همچنان کار حرفه‌ای خود را انجام دهد، اما نباید فراموش کند که در عصر روایت‌های مهندسی‌شده، هر کلمه، هر تیتر، و حتی هر سکوت، در سازوکار معنا شرکت می‌کند.

[…] جان!
این یک دعوت است، نه یک اتهام! من ازت انتظار استعفا ندارم. نمی‌گم حرفی بزن یا موضعی بگیر. دعوتت می‌کنم که (as I know you always do )با ذهن پرسشگر خودت این موضوع رو عمیق‌تر مرور کنی. حرفه‌ای بودن، تنها به صحت خبر و دقت در کار محدود نیست؛ شامل آگاهی از ساختاریه که قراره از کارت استفاده کنه. خبرنگار باید در برابر مصادره‌ی اخلاقی کارش بایستد. تو هم اگر جایی احساس کردی کارت برای تزئین یک روایت هدایت‌شده مصرف می‌شه، دست‌کم این حق رو برای خودت محفوظ بدار که درونت ناراحت باشه و شجاعانه، در زمان خودش، تصمیمی اخلاقی بگیری. حرفه‌ای بودن به‌تنهایی کافی نیست؛ آگاهی ساختاری و حساسیت اخلاقی، معیار کامل‌تر روزنامه‌نگاری در عصر جنگ روایت‌هاست.

با احترام، همدلی و شناختی که ازت دارم.

به امید روزی که در رسانه‌ای تأثیرگذار با پول مردم ایران برای مردم ایران با هم کار کنیم.

به امید دیدار در تحریریه

همکار سابق و دوست دیروز

*متن نامه با اندکی تغییرات و حفظ نام نویسنده در زیتون منتشر شده است.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

یک پاسخ

  1. عالی بود.
    از متن‌هایی بود که بدون درغلتیدن در انواع اتهامات، بدون تهییج کلام، بدون متأثر شدن از حال‌وهوای «کیهان»مدار امروزه؛ حرفی تخصصی را با کلامی کاملن دوستانه و صمیمانه گوشزد کرده است.

    مراودات کلامی این روزها اغلب ثابت‌کننده‌ی این فرضیه است که گویی در خون اغلب ایرانیانِ این برهه از زمان «شریعتمداری» در جریانه، یا ما اغلب «شریعتمداری» درون داریم گویی؛ ولی خوشبختانه این یادداشت، این فرضیه را رد می‌کرد.

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی آمرانه از «اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ» سخن می‌گوید و منتقدان را با این عبارت خطاب می‌کند که اگر جرأت دفاع از

ادامه »

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دوره‌ای ظهور می‌کند که

ادامه »

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه و فلسفی، یکی از مسائل

ادامه »