اولین شلاقی که به من زدند طوری بود که من را کول گرفتند و داخل سلول آوردند. با قیچی پوست دوکف پای من را بریدند، خون زیر پوست دلمه شده بود. این را آدم میتواند توصیف کند ولی انفرادی را نه

اولین شلاقی که به من زدند طوری بود که من را کول گرفتند و داخل سلول آوردند. با قیچی پوست دوکف پای من را بریدند، خون زیر پوست دلمه شده بود. این را آدم میتواند توصیف کند ولی انفرادی را نه






مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی آمرانه از «اجتنابناپذیر بودن جنگ» سخن میگوید و منتقدان را با این عبارت خطاب میکند که اگر جرأت دفاع از
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دورهای ظهور میکند که
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه و فلسفی، یکی از مسائل












بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401