دروغ گویی عملی زشت و تقبیح شده و یکی از رذائل اخلاقی است که هم عقل و هم شرع آن را مذموم می شمارند. دروغ گویی در احادیث پرشماری که از پیامبر گرامی اسلام و امامان بزرگوار شیعه روایت شده، گناهی کبیره به حساب آمده و برای شخص دروغگو نیز وعده ی عذاب الهی در دنیا و آخرت داده شده است. قرآن کریم در آیه ی 7 سوره ی نور دروغگو را مستحق لعنت خداوند می داند.( وَ الْخامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ کانَ مِنَ الْکاذِبينَ) فلاسفه ی اخلاق هم به انحاء و طرق مختلف دروغ گویی را مذمت کرده و آن را از رذائل اخلاقی به حساب آورده اند. از کودکی نیز به همه ی بچه ها یاد می دهند که تحت هیچ شرایطی دروغ نگویند و حتی دروغ گویی را در ردیف دشمنی با خداوند قرار می دهند. لذا جوامعی که در آن دروغگویی مخصوصا در میان نخبگان جامعه و در تریبون های رسمی، رایج بوده و دروغگویان از حاشیه ای امن برخوردار باشند، جوامعی بیمار هستند و قطعا زیستن در چنین محیط هایی، زیبنده ی ایرانیان با این پیشینه های فرهنگی و اعتقادی ذکر شده نیست.
یکی از تشکل های دانشگاه صنعتی امبیرکبیر در حال حاضر «انجمن اسلامی دانشجویان» نام دارد که به طور شدیدی علاقه دارد سال تاسیس خود را «1342» معرفی کند و این سال را در لوگو، تابلوها و همه ی تبلیغات به عنوان سال تاسیس خود به مخاطبین عرضه می دارد. صرف نظر از غیر قانونی بودن روش ابطال انجمن اسلامی قبلی و تاسیس انجمن اسلامی جدید، این نوشتار در پی آن است که صحت و سقم این مدعا را که به طور علنی و از راه های مختلف در محیط دانشگاه و خارج آن بیان می شود، بررسی کند و نشان دهد اتهامی که بخشی از فعالین دانشجویی مبنی بر «جعلی» بودن این تشکل به آن وارد می کنند، تا چه حد معتبر است.
انجمن اسلامی پلی تکنیک در سال 1341 تشکیل شده بود و از سال 1342 به بعد، فاقد تشکیلات خاصی بود اما در سال 1347 پس از چند جلسه عمومی، هیئت موسسی برای آن تشکیل می شود و پس از نوشتن اساسنامه، از سال 1348 انتخابات انجمن هر ساله در محل نمازخانه و سپس مسجد برگزار می شد.(عباس عبدی، جنبش دانشجویی پلیتکنیک تهران، نشر نی، ص 154) پس از انتخابات ریاست جمهوری 1384 و در سال اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، قرار بود انتخابات شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در روز دوشنبه اول خرداد 1385 برگزار شود و بنا به آنچه «عرف دانشگاه» نامیده شده، انجمن اسلامي براي برگزاري انتخابات نيازي به گرفتن مجوز از دانشگاه نداشت و تنها بايد برگزاري انتخابات را به دانشگاه اطلاع می داد، ولي هیئت نظارت بر تشکل های دانشگاه طی اطلاعیه ای اعلام کرد برگزاری انتخابات این تشکل مورد تایید هیئت نظارت نمی باشد و بدین ترتیب از برگزاري اين انتخابات جلوگيري شد.[1] به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در پی این تصمیم ، تجمعات مختلفی با حضور دانشجویان در اعتراض به این اقدام دانشگاه مقابل دفتر ریاست و در صحن دانشگاه برگزار شد.[2] جمعی از فعالان دانشجویی پلی تکنیک نیز در بیانیه ای «در اعتراض به تعرض نهادهاي غيردانشگاهي به فضاي دانشگاه و تشكل هاي دانشجويي» اعلام می کنند که «انجمن اسلامي دانشجويان اعتبار و مشروعيت خود را از مديريت و نهادهاي دولتي نگرفته است که بخواهد با به رسميت شناخته نشدن از سوي اين افراد جلوي فعاليت هايش سدي ايجاد گردد. انجمن پلي تکنيک نهادي دانشجويي است و تمام اعتبار و هويت آن از سوي دانشجويان رقم زده مي شود. به اعتقاد ما مديريت دانشگاه بايستي از سوي دانشجويان و دانشگاهيان مورد تاييد يا رد قرار گيرد و نه بالعکس.»[3]
جو ناآرام دانشگاه در روزهای بعد نیز ادامه می یابد و دانشجویان به اعتراضات خود ادامه می دهند تا اینکه در روز چهارشنبه سوم خرداد، انجمن اسلامی پلی تکنیک به دانشگاه اعلام می کند که ناظر خود را به منظور نظارت بر کلیه مراحل انتخابات این تشکل معرفی کند و ضمنا آمادگی دارد که کلیه مراحل انتخابات را مجددا و با حضور ناظر دانشگاه برگزار نماید. انجمن اسلامی این مسئله را به معنای اتمام حجت با دانشگاه دانسته و همچنین اعلام می کند در صورت عدم معرفی ناظر از سوی دانشگاه، به هر صورت ممکن انتخابات را هفته آینده برگزار خواهد کرد.[4]
پس از کش و قوس های فراوان، سرانجام هیئت نظارت دانشگاه ناظر خود بر انتخابات انجمن اسلامی را معرفی می کند[5] و این انتخابات در روزهای دوشنبه و سه شنبه (هشتم و نهم خرداد) و بر اساس «لیست مورد تایید هیئت نظارت انجمن اسلامی» و با شرکت «2724» نفر از دانششجویان برگزار می شود[6] اما هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی دانشگاه با انتشار بیانیه ای، برگزاري و نتيجه انتخابات انجمن اسلامی مورخ 8 و 9 خرداد ماه 85 را «فاقد مشروعيت» دانسته و آن را مورد تاييد خود نمی داند.[7] پس از انتشار این بیانیه، یکی از اعضای هیئت منصفه دانشگاه صنعتی امیرکبیر طی مصاحبه ای با خبرگزاری ایسنا نظر هیئت نظارت دانشگاه درباره انتخابات انجمن اسلامی را «فاقد مشروعیت قانونی» دانسته و گفته بود که: « در مورد انتخابات به موجب متن قوانين مصرح دانشگاه، وقتي انتخابات يك تشكل برگزار ميشود، هيات منصفه موظف است در صورت گزارش تخلف يا شكايت از انتخابات، تشكيل جلسه دهد و تخلفات انتخابات را بررسي كرده و نتيجه را به هيات نظارت اعلام كند. هيات نظارت هم تا زماني كه اين جلسه تشكيل نشود، نميتواند راجع به انتخابات نظر نهايي دهد.» این عضو هیئت منصفه خاطرنشان کرده بود که: « به موجب قوانين شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اگر به فرض اينكه اثبات شد اين انتخابات قانوني نبوده، انجمني كه در دانشگاه رسميت دارد، همان انجمن سابق است. در قانون نيز آمده هيات نظارت بايد در نامهاي براي برگزاري مجدد انتخابات مهلت قانوني دهد تا تشكل مجددا انتخاباتش را برگزار كند ولي تا زمان برگزاري مجدد انتخابات، اعضاي شوراي مركزي به رسميت شناخته ميشوند.»[8] اما سرانجام هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی دانشگاه با انتشار بیانیه ای اعلام می کند که «از نيمه خرداد ماه سال جاري تشكل مزبور فاقد وجاهت قانوني بوده و هيچ فرد و يا جمعي قانوناً نميتواند به نام انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي امير كبير فعاليت نمايد.»[9]
اما در همین ایام عده ی دیگری از دانشجویان به طور موازی به دنبال تشکیل تشکل دیگری به نام انجمن اسلامی دانشجویان بودند. روز سه شنبه دوم خرداد بنا به گفته ی یکی از اعضای شورای مرکزی طیف شیراز دفتر تحکیم وحدت، 500 نفر از دانشجويان دانشگاه امير كبير با امضاي طوماري خطاب به هيئت نظارت دانشگاه، خواستار «تاسيس انجمن اسلامي» در اين دانشگاه می شوند.[10] خبرگزاری فارس در ششم خرداد ماه در گزارشی با بیان اینکه «در حال حاضر مجموعهاي با نام انجمن اسلامي دانشجويان در دانشگاه اميركبير فعاليت دارد كه به دليل تخلفات فراوان در طي سه سال گذشته، همه ساله انتخابات آن غير قانوني و به صورت مشروط پذيرفته شده است و اين مجموعه در سال جاري نيز تاكنون در دو نوبت اقدام به ثبت نام كانديدا جهت برگزاري انتخابات نموده است كه به دليل تخلفات آن مجموعه، هيئت نظارت در هر دو نوبت انتخابات آن را غير قانوني اعلام كرده است»، از امضاي طوماري با مشارکت «حدود 600» نفر از دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير خطاب به هيئت نظارت بر تشكلهاي اسلامي اين دانشگاه خبر می دهد که در آن خواستار «تشكيل انجمن اسلامي» در اين دانشگاه شدند.[11] مطابق گزارش خبرگزاری فارس در روز چهارشنبه دهم خرداد «انتخابات شوراي مركزي موقت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير» در مسجد دانشگاه و با حضور «بیش از 350 دانشجو» برگزار می شود. در این گزارش «تدوين اساسنامه انجمن اسلامي دانشجويان»، «سير مراحل تاييد اين تشكل دانشجويي توسط هيات نظارت بر تشكلهاي دانشگاه» و «برگزاري انتخابات شوراي مركزي قانوني انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه امير كبير» که همگی از وظایف معمول هیئت موسس یک تشکل دانشجویی است، به عنوان وظایف «شوراي مركزي موقت انجمن اسلامي دانشجويان» نام برده شده است. این گزارش تلویحا «هيئت مؤسس انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي امير كبير» را به عنوان برگزارکننده ی این انتخابات معرفی کرده است.[12] یکی از اعضای همین شورای مرکزی موقت در مصاحبه ای با خبرگزاری فارس از جمع آوری حدود «750» امضا براي «برگزاري مجمع عمومي انجمن اسلامي و تشكيل انجمن اسلامي طبق اساسنامه و مرامنامه» خبر داد و اظهار داشت: «اين درخواست به هيات نظارت دانشگاه داده شده و منتظر جواب هيات هستيم.» وی همچنین با «ابهام آمیز» دانستن شرکت حدود 2800 نفر در انتخابات انجمن اسلامی، دلیل کم بودن تعداد امضای جمع آوری شده برای تشکل متبوع خود را «عربده و چاقوکشی» اعضای انجمن اسلامی بیان می کند![13] هیئت نظارت دانشگاه هم در «اواخر مرداد ماه» با درخواست «تشکیل انجمن اسلامی دانشجویان» موافقت می نماید.[14]
نتیجه ی منطقی ماجراهایی که ذکر شد را می توان در چند بند زیر به اختصار بیان کرد:
1- تشکلی به نام «انجمن اسلامی دانشجویان» تا خرداد ماه سال 1385 در دانشگاه پلی تکنیک مشغول به فعالیت بوده است.
2- این تشکل بنا به دلایلی در اوایل تیر ماه همان سال از طرف دانشگاه غیرقانونی اعلام می شود.
3- تشکل دیگری با همان نام «انجمن اسلامی دانشجویان» در تابستان همان سال «تاسیس» یا به قولی دیگر «تشکیل» می شود که تا امروز همچنان پابرجا است.
حال چطور می توان از این گزاره ها نتیجه گرفت که این تشکلی که به نام «انجمن اسلامی دانشجویان» در حال حاضر در دانشگاه صنعتی امیرکبیر مشغول فعالیت است، تاسیس سال 1342 است؟ همانطور که در بالا ذکر شد، درخواست تاسیس این تشکل با هیئت موسسی مشخص در سال 1385 به هیئت نظارت بر تشکل های اسلامی دانشگاه پلی تکنیک تحویل داده شده و هیئت نظارت هم با آن موافقت کرده است. پس سال تاسیس این تشکل حداکثر 1385 است نه 1342. اصلا معلوم نیست عدد 1342 از کجا آمده است و چطور یک هیئت موسس می تواند در سال 1385 تشکلی را در سال 1342 تشکیل دهد. در سال 1342 اصلا هیئت موسس و مجمع عمومی این تشکل وجود خارجی نداشته اند که تاریخ تاسیس آن را بتوان سال 1342 فرض کرد. اگر انجمن اسلامی فعلی صرف نظر از غیرقانونی بودن روش ابطال انجمن اسلامی قبلی و تشکیل خود، مدعی تاسیس شدن در سال 1342 است، یکبار ادوار خود از سال 1385 به قبل را دور یک دیگر جمع کند تا مشخص شود چند نفر از اعضای پیشین انجمن اسلامی، تشکل فعلی را ادامه دهنده ی راه خود می دانند.
هدف از این مقاله بررسی قانونی یا غیرقانونی بودن وقایع سال 85 در انحلال یک انجمن اسلامی و تاسیس یک انجمن اسلامی دیگر یا چرایی این اتفاقات و یا عوامل و دست اندرکاران آن نیست. همه ی این موضوعات در جای خود از اهمیت بالایی برخوردارند و می توانند و می باید موضوع مقالات و گزارش های متعددی باشند. موضوع این نوشتار صرف نظر از غیر قانونی بودن روش ابطال انجمن اسلامی قبلی و تاسیس انجمن اسلامی جدید، اثبات دروغگویی و جعلی بودن عنوان تشکلی است که نام انجمن اسلامی دانشجویان را بر خود نهاده است.
برای مثال حزب «رستاخیز» را در نظر بگیرید. این حزب در سال 1353 با دستور محمدرضا پهلوی به عنوان تنها حزب فراگیر ایران تاسیس شد و توسط نظام سلطنتی در پائیز 1357 هم برچیده شد. حال فرض کنید چند نفر در سال 1395 دور هم جمع شوند و برای تشکیل یک حزب سیاسی در نظام جمهوری اسلامی اساسنامه ای بنویسند و کلیه مراحل قانونی اخذ مجوز فعالیت از مراجع ذی صلاح را نیز طی کنند و نام آن را هم رستاخیز بگذارند و پس از راه اندازی، سال تاسیس آن را 1353 عنوان کنند! آیا این اقدام مضحک و فریبکارانه نیست؟ به جز جعل و دروغگویی چه نامی می توان بر این کار نهاد؟
برای یافتن خط و ربط سیاسی موسسین انجمن اسلامی در سال 85 و درک بهتر شرایط آن دوران، خوب است به یکی از وقایع خرداد ماه آن سال توجه ویژه شود. در روز یکشنبه 7 خرداد 1385 و در بحبوحه ی فضای متشنج دانشگاه در آن روزها، مناظره ای میان نمایندگان بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی برگزار می شود و «مهدی مشایخی» به نمایندگی از انجمن اسلامی و «محسن آزاد» به نمایندگی از بسیج دانشجویی در این مناظره شرکت می کنند.[15] جدای از اینکه نماینده ی انجمن اسلامی خیلی از ایرادات بسیجیان و سایر نهاد ها را به صراحت پاسخ می دهد، این مناظره حاوی دو نکته ی مهم است. یکی از نکاتی که هنوز بسیار جای روشنگری و ابهام زدایی دارد، در سخنان یکی از دانشجویان بسیجی نهفته است؛ زمانی که در پاسخ به یکی از اعضای انجمن اسلامی که گفته بود:« بسيج بر طبق اساسنامه موظف است از بسيج كشور دستور بگيرد و آيين نامه اش زير نظر سپاه است.»، پاسخ می دهد: «بسيج دانشجويي تشكلي است كه طبق اساسنامهاش و مصوبه مجلس و قانون شوراي عالي انقلاب فرهنگي زير نظر سپاه است». محسن آزاد نماینده ی بسیج در این مناظره هم این گفته را تایید کرده و می گوید: «بسيج تحت نظر سپاه است و تكليفش مشخص است. البته مسوولانش با توجه به راي اعضا مشخص مي شوند.من هم اكنون عضويت در بسيج و هيچ كانون ديگري ندارم اما هدفم اين است كه بگويم در اين دانشگاه تعدادي هستند كه مي گويند انجمن بايد مواضعش را اعلام كند، اگرنه ما انجمن ديگري تشكيل مي دهيم و اعلام مي كنيم كه آمادگي تشكيل انجمن ديگري را داريم.» مشایخی در ادامه ی مناظره حداقل سه بار بر وابستگی بسیج دانشجویی به سپاه تاکید می کند و به نظر نمی رسد که این نکته امری قابل کتمان بوده باشد. اما نکته ی مهم دیگر این مناظره، طرف بحث مهدی مشایخی یعنی محسن آزاد است. محسن آزاد علاوه بر اینکه نماینده ی بسیج دانشجویی در مناظره با نماینده ی انجمن اسلامی بود، عضو همان «شوراي مركزي موقت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير» بود که عملا وظایف هیئت موسس انجمن اسلامی را بر عهده داشت و پیش از این با تفصیل بیشتر بدان پرداخته شد. هم در گزارش خبرگزاری فارس[16] و هم در گزارش خبرگزاری ایسنا[17] نام محسن آزاد در بین اسامی اعضای شواری مرکزی موقت دیده می شود. خلاصه اینکه در شورای مرکزی موقت (هیئت موسس) انجمن اسلامی در سال 1385 حداقل یک نماینده ی بسیج دانشجویی حضور داشته و این تشکل در چنین شرایطی و با چنین پیشینه ای تاسیس شده است.
علی ای حال معرفی سال 1342 به عنوان سال تاسیس تشکلی که در حال حاضر با نام انجمن اسلامی دانشجویان فعالیت می کند، نه با تحقیقات تاریخی تطابق دارد و نه با شواهد و قرائن و بررسی فکت های موجود؛ و تاسیس سال 1342 نامیدن این تشکل در لوگو، تابلوها و همه ی تبلیغات مصداق بارز دروغگویی و جعل است. ضمنا مطابق روایتی که از چگونگی تاسیس این تشکل در این نوشتار ارائه شد، مشروعیت قانونی این تشکل نیز محل تردید است که باید توسط مسئولین امر و دانشجویان آگاه و پایبند به قانون، مجددا مو به مو بررسی و در تصمیمات خلاف قانون قبلی تجدید نظر شود. به عنوان یک پیشنهاد و با توجه به اهمیت و قدمت انجمن اسلامی در دانشگاه، اگر امکان عضویت و کاندیداتوری برای همه دانشجویان فراهم شود، در این با صورت برگزاری انتخابات آزاد میزان رای و پایگاه هر نحله ای معلوم می گردد و مشخص خواهد شد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک حق چه کسانی است.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
نازپرورد تنعّم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
علت این دروغگویی و جعل تاریخی تخیل، توهم، عدم اعتماد به نفس، مشروعیت زایی، جلب توجه یا هر چه باشد در اولویت نیست بلکه مقابله ی سریع و ریشه ای با آن مهم است. مسئولین دانشگاه و سایر نهاد های مرتبط با تشکل های دانشجویی و نیز همه ی دانشجویان اخلاق مدار و حقیقت طلب، اگر دنبال مبارزه با نهادینه شدن دروغگویی و عمل در چارچوب قانون و به دور از تبعیض هستند، باید با این پدیده ی زشت و عریان جعل تاریخی مقابله کرده و آن را از مسئولین نیز مطالبه کنند. و گرنه وقتی در دانشگاه که محل اجتماع فرهیختگان است، جعل و دروغ گویی و به سخره گرفتن قوانین امری عادی جلوه کند و دروغ پردازان و جاعلان و خاطیان از حاشیه امن برخوردار باشند، دیگر از جامعه چه انتظاری مبنی بر پایبندی به اخلاق و قانون و حساسیت نسبت به ارزش ها می توان داشت.
منابع:
[1]: http://www.isna.ir/news/8503-00322/
[2]: http://www.isna.ir/news/8503-00612/
[3]: http://news.gooya.com/politics/archives/048227.php
[4]: http://news.gooya.com/politics/archives/048292.php
[5]: http://news.gooya.com/politics/archives/048475.php
[6]: http://news.gooya.com/politics/archives/048651.php
[7]: http://www.isna.ir/news/8503-06014/
[8]: http://www.isna.ir/news/8503-12857
[9]: http://www.isna.ir/news/8504-02126
[10]: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8503020481
[11]: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8503060571
[12]: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8503100508
[13]: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8503210610
[14]: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8506210587
[15]: http://www.isna.ir/news/8503-04551
[16]: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8503100508
[17]: http://www.isna.ir/news/8503-06766/

















