اسطوره پدر مؤسس؛ کوروش یا دیااکو؟

مجید شیعه علی

در چند سده اخیر که به مرور زمان واحدهای سیاسی دولت-ملت تشکیل شد و امپراطوری‌های پیشین به تدریج فروپاشید، نیاز به یک روایت برای تعریف ملت احساس ‌شد. این روایت‌سازی‌ها در نخستین تلاش ثبات تاریخی، نژادی، زبانی، فرهنگی و مذهبی را برای یک ملت در نظر می‌گرفت. به این معنا که یک گروه نژادی خاص در یک جغرافیای خاص با یک فرهنگ خاص برای چندین سده و حتی هزاره می‌زیسته‌اند و به همین سبب می‌شود آن‌ها را یک ملت نامید. به طور مثال در فرانسه تلاش می‌شد تا اقوام گل که در حدود تقریبی مرزهای فرانسه امروزی می‌زیسته‌اند را به مردم امروز فرانسه متصل سازند. در حالی که نه تنها در کشوری مانند فرانسه یک اتصال چند هزار ساله فرهنگی مذهبی نژادی زبانی وجود نداشته است، بلکه حتی در جزیره‌ای مانند انگلستان که محصور بوده و کمتر توسط مردمانی خارج از جزیره فتح شده، آمیختگی نژادی حاصل از مهاجرت‌ها و فتوحات قابل رویت است و بر همین اساس اتصال مردم این سرزمین به پادشاه افسانه‌ای آرتور که با بیرون کشیدن شمشیر از سنگ به سلطنت می‌رسد را بی‌معنا می‌کند. همچنین تحقیقات تاریخی و ژنتیک جدید نشان می‌دهد یهودیان که به محافظت نژادی شهره هستند نیز از گروه‌های قومی نژادی متنوعی تشکیل می‌شوند.

روش دیگر این بود که مفهوم ملیت بر مبنای حقوق شهروندی برابر ملت با وجود تمام تفاوت‌های تاریخی، زبانی، نژادی، فرهنگی، مذهبی و … تعریف شود. اما در گذشته در بسیاری از کشورها این نگاه غلبه می‌یافت که چنین فهمی نیاز به سطح بالایی از مدنیت دارد و در مراحل نخستین تشکیل دولت-ملت جدید نمی‌شود به چنین تعریفی از ملت اتکا کرد. پس روایت‌سازان تاریخی به میان منابعی آمیخته از تاریخ و اسطوره می‌رفتند تا ملیت‌هایی که حوادث نظامی سیاسی تاریخی ساخته بودند را هویتی دائمی و ثابت ببخشند. از جمله اقدامات ایشان این بود که یک جنگ، یک مهاجرت، یک پادشاه اسطوره‌ای و فرهمند و … را به عنوان آغاز تاریخ آن سرزمین انتخاب می‌کردند.

در ایران پس از انقلاب مشروطه و به خصوص با سر کار آمدن حکومت پهلوی تلاش برای این هویت‌سازی تاریخی شروع شد. در مواجهه با سازه‌های کهن و دست‌یافتن به متون غربی بخشی از تاریخ پیشین این جغرافیا که زیر خاک دفن شده بود مجدد احیا شد. به طور مثال حافظه تاریخی دوره ساسانی که در دوران سامانی مکتوب شده و در اثر جاویدان فردوسی نقل گردیده پیش از داریوش هخامنشی را به یاد نمی‌آورد. تاریخ پیش از او بنابر منابع جدید به ایرانیان معرفی شد. از جمله شخصیت کوروش از میان مکتوبات عبری و یونانی و سنگ‌نبشته‌های کهن به تاریخ ایران بازگشت. در ابتدا لحظه تاسیس ایران با چشم‌پوشیدن بر اقوامی که پیش‌تر در این سرزمین ساکن شده بودند مهاجرت آریایی‌ها در نظر گرفته شد و در کتاب‌های درسی نیز به همین سبک روایت شد.

اما در گام بعدی محمدرضا پهلوی یک تغییر عمده در روایت تأسیس ایران ایجاد کرد. او در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله با مخاطب قرار دادن کوروش و تعیین آغاز سال شاهنشاهی بنابر لحظه تأسیس حکومت کوروش روایت تأسیس را به کلی تغییر داد. در واقع این تغییر به معنای بریدن بخشی از روایت تاریخی پیشین بود. چرا که پس از ورود آریایی‌ها این مادها بودند که نخستین حکومت و سپس نخستین امپراطوری را تشکیل دادند. و با انتخاب کوروش به عنوان پدر مؤسس ایران، تاریخ ماد به عنوان بخشی از تاریخ ایران به کلی حذف می‌شد و از بخش قابل توجه سابقه تمدنی که مایه فخر او بود نیز صرف نظر می‌شد. اما چرا به قیمت حذف بخشی از سابقه تمدنی پیشین کوروش به عنوان پدر مؤسس ایران انتخاب شد؟

در نگاه نخست چنین به نظر می‌رسد که کوروش در بیرون از ایران بنابر متون کهنی مانند کتاب گزنفون یونانی یا عهد عتیق در جهان شناخته شده است و فرصت مناسبی ایجاد می‌کند تا به عنوان یک چهره مؤسس، هویت مستقل ایران را در بیرون از مرزها بازنمایی کند. اما شناخت گزینه دیگری که می‌توانست در جایگاه پدر موسس قرار بگیرد مسئله را روشن‌تر می‌سازد. دیااکو پیش‌تر از کوروش حکومت ماد را تأسیس کرده بود. روایت اسطوره‌ای که هردوت از تأسیس حکومت این دو نقل می‌کند به کلی با هم متفاوت است.

باید توجه داشت که مفهوم اسطوره‌ای بودن روایت این دو چهره مؤسس در برابر تاریخی بودن قرار نمی‌گیرد. بلکه مفهوم اسطوره معنایی ژرف‌تر به این جایگاه این شخصیت‌های می‌بخشد. و روایت رویدادهای باستانی سراسر جهان در آمیزه‌ای از اسطوره و تاریخ قرار دارد. از جمله این‌که روایت به حکومت رسیدن کوروش تکرار یک مدل اسطوره‌ای مشهور است که به تعبیری بنابر یک کهن‌الگو ساخته شده است. یک بزرگ‌زاده پیش از ولادتش به خاطر یک رویا که نشان می‌دهد او قرار است حکومت را از حاکم بگیرد مورد خصم قرار می‌گیرد و قرار است در لحظه تولد کشته شود، ولی به طور معجزه‌آسایی زنده می‌ماند و در دامان پست‌تری پرورش می‌یابد. این جایگاه پست‌تر از خانواده کم‌شأن‌تر تا دامان حیوانات در اسطوره‌های مختلف روایت شده است. اما گوهر نیک او شرایط را متحول می‌کند و رویا محقق شده و تاج‌وتخت را سرنگون می‌سازد. این روایت اسطوره‌ای را نه تنها برای کوروش بلکه برای ادیپ شاه، موسی (ع)، گیلگمش و بسیاری دیگر نیز آورده‌اند. در روایت کوروش آمده او نوه پادشاه ماد بوده اما پادشاه در رویا تهدید او را درک می‌کند و تصمیم به قتل او می‌گیرد. مامور قتل دلش به رحم می‌آید و او در دامن خانواده چوپانی پرورش می‌یابد تا فرصت نبرد با پدربزرگ را یافته و حکومت را از او بگیرد و رویا محقق گردد.

این روایت برای بسیاری از چهره‌های مؤسس مانند شارلمانی موسس فرانسه، رومولوس و روموس مؤسس رم باستان و … نیز نقل می‌شود. چنان که فروید حدس می‌زند ممکن است قدرتمندانی که فاقد خاندان برجسته‌ای بودند و خانواده واقعی ایشان همان خانواده پست‌تر باشد با استفاده از چنین اسطوره‌ای خود را دارای فره ایزدی و مستحق حکمرانی معرفی کنند. با اتکا به چنین روایتی، تأسیس حکومت کوروش بنابر یک فهم نژادی از حق حکمرانی که حاصل بزرگ‌زادگی غیرقابل اثبات است فهمیده می‌شود.

روایت تأسیس حکومت دیااکو طور دیگری است. چنین مطرح می‌شود که دیااکو داوری در میان مردم جامعه‌اش بوده است. رجوع مکرر به او باعث می‌شود فرصت پرداختن به اشتغال شخصی از او گرفته شود. به همین سبب او دیگر حاضر به ادامه دادن نقش داوری نمی‌شود. امتناع دیااکو منجر به این می‌شود که مردم به دور او تجمع کنند و از او بخواهند دوباره نقش داوری را بر عهده بگیرد و بر آنان حکمرانی کند و ایشان معیشت او را تامین کنند. این لحظه تأسیس حکومت ماد است.

با رجوع به اندیشه‌ورزی‌های عصر روشن‌گری است که بر اهمیت روایت تأسیس حکومت ماد توسط دیااکو افزوده می‌شود. فلاسفه سیاسی دوران روشنگری برای تبیین مفهوم دولت و کارکردها و وظایف آن به سراغ لحظه تأسیس دولت رفتند. آن‌ها تأسیس دولت را حاصل یک قرارداد دانستند و به این ترتیب مفهوم “قرارداد اجتماعی” متولد می‌شود. چنین مبنایی برای تأسیس دولت مردم را صاحب حق می‌سازد. و این چرایی تأسیس دولت توسط جامعه در اندیشه هر کدام از متفکران بود که حدود حقوق شهروندان را تعریف می‌کرد. روایت تأسیس حکومت دیااکو از دو جهت مهم است. یکم، روایت‌های محدودی در تاریخ وجود دارد که تأسیس حکومت را حاصل یک اقدام جمعی مردمی و توافقی بین ایشان تصویر می‌کند. روایت دیااکو می‌تواند نشان دهد مفهوم “قرارداد اجتماعی” علاوه بر یک ابزار فلسفی واقعیت تاریخی نیز می‌تواند داشته باشد. منتسکیو در روح القوانین به روایت لحظه تأسیس دیااکو اشاره می‌کند. دوم، در این روایت تأسیس حکومت به خاطر ضرورت تأمین امنیت یا … انجام نمی‌شود بلکه برای به رسمیت شناختن یک داور عادل و بنابر تصمیم جمعی است که قرارداد منعقد می‌شود. چنین روایتی می‌تواند مبنای فلسفی حقوق شهروندی مردم باشد. و به واقع این روایت یکی از دموکراتیک‌ترین روایت‌ها برای تأسیس حکومت‌ها است.

در واقع می‌توان حدس زد رجوع به کوروش به عنوان پدر مؤسس ایران و کنار گذاشتن اسطوره تأسیس دیگر، دیااکو در ماد دلیل سیاسی دارد. حکومت اقتدارگرای پهلوی ترجیح می‌داد لحظه تأسیس بنابر حضور مردم نباشد بلکه تأسیس باید بنابر وجود یک خون شاهی در رگ‌های پادشاه و قوت سرنیزه او آغاز شده باشد. اما دیااکو با خواست ملت بر تخت نشسته بود و جایگاه اصلی او داوری بود. این یک تقابل شمشیر در برابر ترازو و حکومت به عنوان صاحب زور یا داور را به ذهن متبادر می‌سازد. پس برای ایشان بهتر بود از چند سده تمدن ماد صرف نظر شود و سابقه تاریخی ایران را تنها به کوروش برسانند.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی آمرانه از «اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ» سخن می‌گوید و منتقدان را با این عبارت خطاب می‌کند که اگر جرأت دفاع از

ادامه »

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دوره‌ای ظهور می‌کند که

ادامه »

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه و فلسفی، یکی از مسائل

ادامه »