اسرائیل و جنگ نیابتی در مرزهای ایران

محمدرضا سرداری

بیش از چهل سال جمهوری اسلامی کوشید با مسلح کردن نیروهای فلسطینی و لبنانی در کنار گوش اسرائیل و سپس احداث پایگاه نظامی در سوریه، جنگی نیابتی علیه اسرائیل را اداره کند بدون آنکه خود مستقیما وارد درگیری نظامی با آن شود. اما پس از حملات ۷ اکتبر، گویا ورق برگشته است و این اسرائیل است که می‌کوشد با در دست گرفتن ابتکار عمل خود را به مرزهای زمینی ایران نزدیک کند.

در این چارچوب، جنگ ۱۲ روزه اخیر میان ایران و اسرائیل یا بهتر بگوییم «کار کثیف غرب برای مهار برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی» را باید بخشی از این تقابل راهبردی جدید دانست. در واکنش به این اقدام، جمهوری اسلامی نیز «کار کثیف» خود را راه اندازی کرده، بسیاری از مهاجران افغان را به اتهام «همکاری یا نفوذ به نفع اسرائیل» از ایران اخراج کرده است.

اخراج فله‌ای مهاجران افغان، بدون اطلاع‌رسانی مناسب، رعایت مراحل قانونی مشخص و با خشونتی غیرمنتظره انجام شد. تصاویر منتشرشده از برخورد نیروهای انتظامی با مهاجران، صف‌های طولانی در مرزها و شرایط ناگوار پناه‌جویان، به سرعت به موضوع روز رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد. در پس‌زمینه این اتفاق، یک واقعیت مهم نهفته است: افغانستان، پس از خروج آمریکا و بازگشت طالبان، به یک زمین بازی بی‌صاحب در رقابت‌های امنیتی منطقه بدل شده است و آنچه این‌بار توجه تحلیلگران را جلب کرده، حضور نرم اسرائیل در این معادله از زاویۀ فرهنگی و قوم‌محور است. طرح‌هایی که در اسرائیل با بودجۀ دولتی دنبال می‌شوند، در پی آن‌اند تا ریشه‌های نژادی مشترک میان قبایل پشتون افغانستان و قبایل گمشده بنی‌اسرائیل را اثبات کنند. این طرح‌ها که در ظاهر علمی و مردم‌شناسانه‌اند، می‌توانند به آرامی به ابزاری برای نفوذ فرهنگی، ایجاد پیوند سیاسی، و حتی ایجاد هم‌گرایی راهبردی تبدیل شوند.

هم‌زمان با فشارهای اسرائیل بر حزب‌الله لبنان، درگیری غزه و تضعیف حماس ، و تحرکات اخیر اطلاعاتی در خاک سوریه، جمهوری اسلامی در هراس است که این تقابل‌ها به شرق ایران تسری یابد. آنان افغانستان در حال تبدیل‌شدن به میدانی برای یک نوع جدید از نبرد نیابتی میان خود و اسرائیل می‌بینند و بر این باورند که اسرائیل، با کمک موساد و در هماهنگی با سرویس‌های اطلاعاتی برخی کشورهای منطقه تلاش می‌کند تا داخل خاک افغانستان جبهه‌ای علیه ایران بگشاید. در این میانه، حضور داعش خراسان به‌عنوان یک نیروی ثالث، می‌تواند معادلات را پیچیده‌تر کند. این گروه افراطی، با نگاه خصمانه به هر دو سوی نزاع (ایران و اسرائیل)، از فرصت خلا قدرت استفاده کرده و ممکن است علیه هر دو بازیگر عملیات‌هایی انجام دهد. در چنین فضایی، مرزهای شرقی ایران نه‌تنها با تهدید مهاجرت بی‌رویه مواجه‌اند، بلکه در آستانه تبدیل‌شدن به بستر یک جنگ نیابتی هستند که می‌تواند تا سال‌ها ادامه یابد.

در چنین شرایطی اخراج ناگهانی و گسترده مهاجران افغان، خود می‌تواند به یک عامل بی‌ثبات‌کننده و تقویت کننده فرضیه جنگ نیابتی بدل شود. تراکم ده‌ها هزار نفر در مناطق مرزی، بدون پشتیبانی اجتماعی، معیشتی و بهداشتی، مستعد بروز شورش، نفوذ گروه‌های افراطی، یا حتی جذب توسط شبکه‌های اطلاعاتی خارجی است. بسیاری از این مهاجران، دارای تجربه‌های جنگی، روابط قومی در دو سوی مرز و نفرت انباشته از شرایط اخراج هستند که این مجموعه، به مواد اولیه‌ای برای بحران‌های امنیتی آینده بدل می‌شود.

اگر ادعای نیروهای امنیتی ایران درست باشد که موساد تعدادی از مهاجران افغان را به عنوان مزدور در جریان تجاوز نظامی اخیر استخدام کرده بود، این خود نشانه‌ای از این که اسرائیل با کمک سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای مختلف می‌تواند جنگ نیابتی علیه ایران راه بیاندازد. در واقع مرزی که امروز روی مهاجران بسته می‌شود، ممکن است فردا به کریدوری برای نفوذ اطلاعاتی، خرابکاری، یا حتی هجوم نظامی تبدیل شود.

به عبارتی ساده‌تر مهاجرانی که از مرزهای شرقی ایران اخراج می‌شوند، ممکن است سربازان بالقوه‌ای باشند که اسراییل از آنان برای راه اندازی چنین جبهه‌ای علیه ایران استفاده کند. در این صورت افغانستانِ در یک برهه زمانی چند ساله را به حیاط خلوت اسراییل تبدیل خواهد شد اگر خصومت‌ها در منطقه ادامه یابد و فرسایشی شود.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

یک پاسخ

  1. میشه بفرمایید تخصص شما چیست؟ منبع تحلیل چیست. مجبور نیستید برای همه چی بنویسید.

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی آمرانه از «اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ» سخن می‌گوید و منتقدان را با این عبارت خطاب می‌کند که اگر جرأت دفاع از

ادامه »

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دوره‌ای ظهور می‌کند که

ادامه »

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه و فلسفی، یکی از مسائل

ادامه »