«از ایرانیان گلایه‌مندیم»؛ همراهی روحانیان اهل سنت با معترضان و گلایه از سکوت علمای شیعه

زیتون- «هنوز بر زخم‌های مردم داغدیده نمک می‌پاشند». این یکی از سخنان مولوی عبدالحمید درباره‌ی رفتار حاکمان جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر است؛ سخنی که دربرگیرنده‌ی حال وهوای این روزهای مردم ایران است و البته موجب شد که این روحانی اهل سنتِ بلوچ، از سوی سپاه پاسداران تهدید شود.

تهدیدات سپاه پاسداران علیه مولوی عبدالحمید نشان داد که انتقاد آشکار از خامنه‌ای در خطبه‌ی نماز جمعه، امری نیست که نزد جمهوری اسلامی، مسبوق به سابقه و قابل تحمل باشد.

مولوی عبدالحمید، پس از ایراد خطبه‌ای نماز جمعه‌ی زاهدان، نه تنها از سوی معاونت سیاسی امنیتی وزارت کشور، بلکه از سوی سپاه پاسداران هم تهدید شد.

امام جمعه اهل سنت  زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه ۲۹ مهر ، گفت: «ما بسیار متعجبیم که مسئولان رده‌بالا چرا در این رابطه سکوت کرده‌اند. ده‌ها نفر در همین مصلی و خیابان بدون هیچ دلیلی به قتل رسیدند. بسیاری از آن‌ها تیر به سر و سینه‌شان خورده بود. چه کسی این‌ها را و به چه جرمی به قتل رسانده است؟»

مولوی عبدالحمید افزود «مسئولان و مدیران کشور و رهبری جمهوری اسلامی که تمامی نیروهای مسلح تحت فرمان ایشان هستند، همه مسئول هستند و هیچ‌کسی نمی‌تواند از این مسئولیت شانه خالی کند.»

کانال‌ تلگرامی اخبار سپاه قدس، با انتشار پیامی در روز شنبه ۳۰ مهرماه نوشت: «آقای عبدالحمید، تشویق جوانان و هیجانی کردن آنان علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ممکن است برایتان گران تمام شود! این آخرین هشدار است.»

پیش از آن ، مجید میراحمدی، معاون امنیتی وزیر کشور، در گفت‌وگو با  تسنیم خطبه‌های ۲۹ مهرماه مولانا عبدالحمید را «تحریک‌آمیز» خواند.

مولوی عبدالحمید باز هم سکوت نکرد و در  پاسخ به معاون وزیر، سخنان او را غیر منصفانه خوانده و تاکید کرد «علی‌رغم گذشت چند هفته، نه‌تنها به مردم پاسخی داده نشده و مرهمی بر قلب مصیبت‌زدگان گذاشته نشده است، بلکه همچنان بر زخم‌های مردم داغدیده نمک پاشیده می‌شود و فرماندهان و افرادی که مرتکب قتل مردم شده‌اند آزادانه با رسانه‌ها مصاحبه می‌کنند و برای فرار از جرم، سخنانی غیرواقعی مطرح می‌کنند و مشغول دستگیری و بازداشت هستند و تحمل این برای مردم داغدیده بسیار سخت است»

در روزی که به «جمعه سیاه زاهدان» شهرت یافت،  بعد از نماز جمعه هشتم مهرماه، با شلیک مستقیم، بیش از ۹۰ نفر از معترضان زاهدان کشته شدند. این کشتار تنها چند روز پیش آغاز‌ هفته وحدت شکل گرفت؛ مناسبتی که هر ساله از سوی جمهوری اسلامی،  ظاهرا برای تقویت گفتمان وحدت میان شیعه و سنی، گرامی نگه داشته می‌شود.

مولوی عبدالحمید در خطبه‌های نماز جمعه همچنین انتقاد خود را متوجه مسئولان سابق و علمای شیعه کرد و گفت «ما سخت از ایرانیانی گلایه‌مندیم که مردم مدت‌ها با آن‌ها همکاری می‌کردند و حالا هیچ حرفی نزدند. به‌خصوص آن‌هایی که فعلا در دولتنیستند اما روزی در دولت بودند و چندین سال حکومت کردند و از این مردم رأی گرفتند. ما از علمای شیعه هم گلایه‌مندیم که در این حادثه هیچحرفی نزدند».

سکوت مراجع، قیام ماموستاها و مولوی‌ها

قریب به اتفاق روحانیان و مراجع شیعه تاکنون در خصوص‌ اعتراضات اخیر و کشته‌شدن شهروندان از سوی حکومت سکوت کرده‌اند. اعتراضی هم اگر صورت گرفته است  شباهتی با اعتراضات انقلابی اخیر نداشته و  یا چنان در خفا و یا با ایهام و اشاره و غیر مستقیم بوده که مسئولیتی را متوجه فرد معترض نکند. در این حال  در غرب و شرق ایران، بسیاری از روحانیون اهل سنت سکوت را شکستند و صراحتا «بازداشت و قتل و کشتار معترضان» را محکوم و مسئولیت رهبری را در این کشتار‌ها گوشزد کردند.

۲۶۶ نفر از مدرسان علوم دینی، امامان جماعت و روحانیان اهل سنت با صدور بیانیه‌ای حمایت قاطع خود را از «مطالبات به‌حق و قانونی مردمی» اعلام و «بازداشت و قتل و کشتار معترضان» را به شدت محکوم کردند.

در بخشی از این بیانیه که در آن نام بسیاری از امامان جماعت مساجد شهرهای کردنشین به‌چشم می‌خورد، آمده است «درحالی‌که مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی، تجمع و تظاهرات حق قانونی مردم است؛ اما اکنون به بهانه‌ی اغتشاش، مانع از تجمع مردم شده تا جایی که ظرف چند دقیقه، بیش از ۸۰ نمازگزار اهل سنت بلوچ بی‌رحمانه قتل عام شدند»

امضاء‌کنندگان، که تعداد آن‌ها مطابق آخرین اخبار به بیش از ۳۵۰ نفر رسیده،  گفته‌اند«کشته شدن مهسا (ژینا) امینی، دختر مظلوم کرد، به دست پلیس گشت ارشاد، جرقه‌ای بود بر انبار باروت ده‌ها میلیون ایرانی ناراضی از سیاست‌های حاکمیت»

ماموستا لقمان امینی، امام جماعت مسجد «چهار یار نبی» در سنندج، و یکی از امضاء‌کنندگان  این بیانیه‌ی پیش از آغاز خطبه‌های نماز جمعه هفته پیش ، از تهدید امضاء‌کنندگان بیانیه به «قتل» خبر داد.

لقمان امینی، می‌گوید «یک آخوند» با یکی از امضاء‌کنندگان بیانیه تماس گرفته و به‌او گفته که «خودت و طلبه‌هایت باید از خاک کردستان بروید، چون یک بیانیه را امضا کرده‌اید».

به گفته لقمان امینی، این «آخوند» با امام جماعت مسجد «شِیخین» نیز تماس گرفته و «از فرط خشم و عصبیت به حضرت ابوبکر و حضرت عمر فحاشی کرده».

در ادبیات حوزوی ابوبکر و عمر، دو تن از خلفای راشدین و  اصحاب پیامبر اسلام، «شیخین» به‌معنای دو شیخ، خوانده می‌شوند. ابوبکر و عمر در نزد مسلمانان اهل سنت از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده و غالبا توهین به آنان را توهین به «مقدسات» خود می‌دانند و آن را بر نمی‌تابند.

امام جماعت مسجد «چهار یار نبی» در سنندج، همچنین از تهدید به قتل یکی دیگر از امضاء‌کنندگان بیانیه خبر می‌دهد و می‌گوید اسناد این تماس و تهدید نیز موجود است.

در شبکه‌های اجتماعی، فایل‌های سخنرانی‌های اعتراض‌آمیز تعدادی دیگر از روحانیان اهل سنت هم‌رسانی می‌شود.

به نظر می‌رسید علاوه بر مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی یا مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت شهر زاهدان، بخش قابل توجهی از دیگر روحانیون اهل سنت، از طرح انتقادات تند از دستگاه حاکمیت، ترس و ابایی ندارند و انجام وظیفه دینی را به وظیفه‌خوری از حکومت ترجیح می‌دهند.

«مولوی»، یک لفظ و مقام دینی برای وصف بالاترین جایگاه فقهی و روحانی نزد اهل سنت سیستان و بلوچستان است. اما در غرب ایران نزد کردهای اهل سنت، از این جایگاه دینی و اجتماعی با لفظ «ملا» یا «ماموستا» یاد می‌شود. وقایع اخیر نشان داد که این رکن از روحانیون ایران نیز که برخلاف اغلب روحانیون شیعه، هیچگاه در مدار و کانون قدرت نبوده‌اند، حالا قصد نقش‌آفرینی اجتماعی  دارند.

جمهوری اسلامی اما نشان داده است که در زمینه برخورد با منتقدان مذهبی خود شدیدتر عمل می‌کند. علاوه بر دادگاه ویژه روحانیت، که بازوی غیرقانونی اما رسمی حکومت برای برخورد با منتقدان دینی و مذهبی است، جمهوری اسلامی از  ترور و قتل هم در صورت لزوم ابائی ندارد.

پس از بازگشت روح الله خمینی به ایران و تاسیس ساختاری به نام جمهوری اسلامی ایران، جمعی از روحانیون اهل سنت نیز در کنار حاکمان قرار گرفتند. در مقطعی که قانون اساسی جمهوری اسلامی نوشته می‌شد، دو تن از علمای اهل سنت به نام‌های احمد مفتی زاده و محمد ربیعی، نه به شکل رسمی، بلکه به صورت دوستانه به نشست‌های تدوین قانون اساسی دعوت شدند. اما پس از اعتراض مفتی‌زاده به تبعیض مذهبی در قانون اساسی  هر دوی آنها کنار نهاده شدند. مفتی‌زاده بعدها از سوی جمهوری اسلامی دستگیر و زندانی شد و پس از تحمل سال‌ها انفرادی ،حبس و شکنجه، علیرغم پایان حکم زندان، فقط وقتی آزاد شد که امیدی به زنده ماندن او نمانده بود. ناصر سبحانی از نخبگان برجسته‌ی فقه اهل سنت، به اتهام  و به بهانه حضور در  نشست شورای جهانی اهل سنت و به اتهاماتی واهی بدون محاکمه و برگزاری دادگاه، اعدام شد. محمد ربیعی، امام جمعه اهل سنت کرمانشاه، به خاطر اعتراض به بخش‌هایی از سریال امام علی، دو روز پس از بازداشت با آمپول هوا به قتل رسید. فاروق فرساد، شاگرد برجسته مفتی‌زاده به اردبیل تبعید و در کوچه‌ای بن بست جنازه‌اش پیدا شد و… معلوم نیست این سلسله را پایانی باشد. سخنان اخیر مولانا عبدالحمید، مخصوصا آن‌جا که مسئولیت رهبر جمهوری اسلامی را  یادآوری می‌کند، بسیار بعید است از چشم «مخاطب خاص» پنهان مانده و نادیده گرفته شود؛ مخاطب خاصی که به کینه و انتقام، در تاریخ ایران معاصر، شهرت دارد.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

یک پاسخ

  1. علمای شیعه قبل از بریده شدن رزق و روزی انان از طرف مردم هم هیچگاه حامی مردم نبودند . چه رسد به امروز که همه حیره خور حکومتند . انقدر هم اینده نگری ندارند که بفهمند رزق و روزی حکومتی هم به پایان خود نزدیک شده است .

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

ارتفاع جنبش زن، زندگی، آزادی از قد تمام نیروهای سیاسی ایران بلندتر است، این واقعیت موجب شده که برخی از این نیروهای فعال بکوشند خود را ارتقا دهند تا با جنبش جاری هماهنگ شوند؛ برخی

ادامه »

مرز میان صداقت و خودفریبی، تحرّی حقیقت یا تحریف آن بسیار ظریف است؛ گاهی سیمای شخص به طور تصنعی تصویری را وارونه جلوه می‌دهد،

ادامه »

جبهه آزادی‌بخش ملت اسلوون (OF) در ۲۶ آوریل ۱۹۴۱، دو سال پس از جنگ جهانی دوم و هفته‌ها پس از

ادامه »