«جواب دشنام دشنه نیست»؛ بیانیه جمعی از فعالان سیاسی و مدنی در محکومیت ترور سلمان رشدی

زیتون– جمع کثیری از فعالان مدنی و سیاسی، با انتشار بیانیه‌ای سوء‌قصد به جان سلمان رشدی را محکوم و آن‌ را با «مبانی اعتقادی مسلمانان آزاداندیش و صلح‌جو» ناسازگار دانسته و نوشتند «اگر قرار باشد پیروان هر دین در برابر توهین به مقدّسات خود سلاح برگیرند، بار دیگر شاهد فاجعه‌ی جنگ‌های خون‌بار فرقه‌ای و دینیِ تاریخ خواهیم بود».

متن کامل این بیانیه که برای انتشار در اختیار زیتون قرار گرفته، در ادامه می‌آید:

ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ
«(مردمان را) با حکمت و برهان و اندرز نیکو به‌راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به شیوه‌ای که نیکوتر است، مناظره و استدلال کن!»
قرآن، نحل، ۱۲۵

سوء‌قصد به جان سلمان رشدی و همه موارد نظیر آن، بنا به انگیزه‌های ظاهراً دینی، باوجدان عمومی مردم جهان، بویژه با مبانی اعتقادی مسلمانان آزاداندیش و صلح‌جو ناسازگار است. غالب مسلمانان اقدامات تروریستی با انگیزه‌های مذهبی را محکوم و دعوت به چنین اقداماتی را ناصواب می‌‌دانند. ارعاب و ترور ممکن است در کوتاه مدت دهان‌ها را ببندد امّا بذر نفرت و خصومتی را می‌پروراند که راه‌های گفتگو و تبادل فکر و اندیشه را مسدود می‌کند. بنابراین عالمان دینی در عصر رسانه و شبکه‌ی گسترده‌ی ارتباطاتِ جهان، بیش‌ازپیش ناگزیرند به نیکوترین برهان و بیان مجهز شوند و نه دشنه ها و خنجر های کینه توزی را تیز کنند.

اگر قرار باشد پیروان هر دین در برابر توهین به مقدّسات خود سلاح برگیرند، بار دیگر شاهد فاجعه‌ی جنگ‌های خون‌بار فرقه‌ای و دینیِ تاریخ خواهیم بود. نه در دفاع از آزادی می‌توان هر شیوه ای را به کار گرفت و نه در حمایت از دین، مدارا و مروّت را قربانی نمود. توقف این چرخه‌ی معیوب نیازمند رواداریِ مردم، سیاستمداران، عالمان دینی و اهل اندیشه و قلم است؛. اقدام به ترور و کشتن شهروندان کشورهای دیگر، با هر انگیزه‌ای که صورت گیرد، تهدیدی برای امنیّت و حقوق شهروندان همه جهان است.

در ترویج و دفاع از هر عقیده‌ای، انسانیّت، آزادی، ‌معنویت، و …، دشنه‌ها را باید بر زمین گذاشت و قلم‌ها را به دست گرفت.

اسامی :

هاشم آقاجری, زهرا آقاخانی, رضا آقاخانی, فاطمه آذری‌قمی, سیدیعقوب آل‌شفیعی‌فومنی, شهروز احمدی, وحید احمدی, محمدرضا احمدی, طاهره احمدی, مهران ارژنگ, عباس اقبال, جلال اقتداری, علیرضا اکبرزادگان, سیدعبدالمجید الهامی, شهناز امجدی, بابک امیری, کیمیا انصاری, لیلا ایپکچی, مصطفی بادکوبه‌ای‌هزاوه‌ای, ابوالفضل بازرگان, عبدالعلی بازرگان, باقر فتحعلی‌بیگی, سعید بختیاری, اکبر بدیع‌زادگان, منصور بذرپور, محترم براتی‌منش, رویا بلوری, محمدحسین بنی‌اسدی, عماد بهاور, جلال بهرامی , قربان بهزادیان‌نژاد, حمید بهشتی, بهنام بیات, صفا بیطرف, بیوک سعیدی, علی تقی پور, علی تک‌فلاح, محمد توسلی , ‏مرتضی توکل , رضا تیموری, حسین ثاقب, روزبه جامه‌شورانی, حسین جزایری, غلامرضا جعفری, محمد جعفری, مهرداد جهانگیری, امیرحسین جهانی , امین چالاکی, بهنام چگینی, رضا حاجی, یونس حاجی‌زاده, محمود حائری , مهرداد حجّتی, حسین حدادنژاد, محمدعلی حسن‌نژاد, میرسلیمان حسینی‌مقدم, عبدالعلی حسینیون, تقی حق‌بین‌آذر, بهزاد حق‌پناه, جمشید حقگو, وحید حقیقی, ابوالفضل حکیمی, عبدالکریم حکیمی, مجید حکیمی, محمدرضا حمسی, مصطفی حمصیان, محمدسعید حنایی‌کاشانی, علیرضا خادمی, مژگان خانزاده, علیرضا خداوردی, امیر خرم, محمود خطیبی, اسماعیل خوش محمدی, ابراهیم خوش‌سیرت, اکبر دانش‌سرارودی, ناصر دانشفر, مصطفی دانشگر, امیرحسین داوودآبادی, رضا دبیر, مهری دفتری, معصومه دهقان, میلاد دهقانی, محمدصادق ربانی‌املشی, علیرضا رجایی, حسین رجایی, سهیلا رجایی, علیرضا رجبیان, جواد رحیم‌پور, روح‌الله رحیم‌پور, زهرا رحیمی, مجتبی رحیمی , جلال رستم‌کلایی, محمدصادق رسولی, رضا اسدی, بهمن رضاخانی, سعید رضادوست, امیر رضایی, احد رضایی , نیلوفر رفعتیان, حسین رفیعی,تورج ریحانی, لیلا زارع, رقیه زارع‌پور, عزیزه زارع‌پور, جعفر زمانی, فرزاد ساجداردبیلی, سیدجعفر سبحانی, رضا سپهری , حامد سحابی, حسین سربندی, علیرضا سرفرازی, عبدالفتاح سلطانی, علی سلطانی‌اصفهانی, مصطفی سلطانی‌تد , رویا سیاوشیان, مصطفی سیدمیررمضانی, فواد سیدمیررمضانی, الهام شاپسندزاده, لاله شاکری, شهرام شاه‌محمدی, احسان شریعتی, مهدی شریعتی, احسان شریف‌ثانوی, روح‌الله شفیعی, رفعت شهابی, سعید شهرتاش, فیروزه صابر, محمد صابر, سعید صاحب‌محمدی, هاشم صباغیان, سعید صحبتی, صغرا صحرانورد, رضا صدر, جلیل ضرابی , فرید طاهری, طیبه طاهریان, علی‌اکبر طاهری‌قزوینی, علی طراح , علی طهماسبی, معصومه طوفان‌پور, محمدرضا عالی‌پیام , احمد عالی‌نژاد, محمدلطیف عباس‌پناه, احد عبدالحسین‌وند, طهماسب عبداللهی, فیروزه عبدالوهاب, سیما عبدلی, مسعود عسگری , معصومه عصارزاده, آتوسا عطایی,روئین عطوفت , شهین علوی, محمدباقرعلوی‌, علی‌اصغرغروی, طاهره علیزاده, محمود عمرانی, علیرضا غروی, ماجد غروی, مسیح غروی, سعید غفارزاده, محمدعلی غفاریان , علی غفرانی, نسرین غلامحسین‌زاده, فریده غیرت, منیژه فتحی , غفار فرزدی, شیرین فرقانی, سعید فرمد, مسعود فصیحی, حسین فلاح , سیده‌نادیا فهری, عباس قائم‌مقامی, ابوالفضل قدیانی, فرخنده قربانی, خسرو قشقایی, ماهرو قشقایی, نظام‌الدین قهاری, مصطفی قهرمانی, حجت قیاسی, محمد کارخانه‌چین, رحمان کارگشا, حسین کربلایی, محمد کریمی, صدیقه کنعانی, بهناز کیانی , على گرجی, بیژن گل‌افرا, منصور گلبانگ, جعفر گنجی , فاطمه گوارایی, احسان مالکی‌پور, مسعود مانیان, الهام متولی‌زاده , حسین مجاهد,  مجید شیعه‌على, فخرالسادات محتشمی‌پور , زهره محققی,  محمد خطیبی, محمد حسن داوودی, حمید محمدنژاد, سعید محمدی, محمد محمدی‌اردهالی, مهدی محمودی, امیر مختاری, افسانه‌سادات‌ مدبر, محمد مرادی, فرید مرجایی, متین مسکین, مسعود مسکین, رضا مسموعی, لیلی مصطفوی, محمد مصلحی, محمدجواد مظفر, مهدی معتمدی‌مهر, احمد معصومی, علی ملک‌پور, احمد ملکزاده, دانا ملک‌زاده, رحمت‌الله ملکی, کاظم ملکی, سعیده منتظری, خسرو منصوریان, سیّدحمیدرضا مهاجرانی, علی مهرداد, ژیلا موحدشریعت‌پناهی, على مؤمنى, عبدالله مومنی, فرح میرآقاسی, بهرام ناظم, آرش نجبایی, ابوالفضل نجفی, روح‌الله نخعی , بهناز نصر, مریم نصری, حمید نصری, سعید نعیمی , محمود نکوروح, مهدی نوربخش, محمدرضا نوری, آرش نیکنام, نیکو نیکوکار, محمدامین هادوی, احمد هادوی‌, محمدهادى هادی‌زاده‌یزدى, محمد هاشمی , علیرضا هندی, مهرگان وثوق, رسول ورپایی , صدیقه وسمقی, شهین وفابخش, حسین وفاپور, معین وکیلی,  یاسر مرادی, رحیم یاوری, حمید یوسفی, زهره یوسفی, ناهید یوسفی, حسین یوسفیان,

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

4 پاسخ

  1. با سلام!
    من نیز کتاب آیه های شیطانی را خوانده ام. و نمی فهمم این آقایان در کجای این کتاب دشنام دیده اند. جالب است که مرقوم داشته

    :«سوء‌قصد به جان سلمان رشدی و همه موارد نظیر آن، بنا به انگیزه‌های ظاهراً دینی…»
    نه خیر آقایان و خانمها انگیزه ها واقعا و جدا و حقیقتا و عمیقا دینی ست! و سابقه ای ۱۴۰۰ ساله دارد!
    و هم نوشته اند:
    «غالب مسلمانان اقدامات تروریستی با انگیزه‌های مذهبی را محکوم و دعوت به چنین اقداماتی را ناصواب می‌‌دانند»
    نه خیر خانمها و آقایان مسلمانان هیچکاره اند این اسلام است و قرآن است که اینچنین دستور میدهد!
    و هم نوشته اند :«اگر قرار باشد پیروان هر دین در برابر توهین به مقدّسات خود سلاح برگیرند، بار دیگر شاهد فاجعه‌ی جنگ‌های خون‌بار فرقه‌ای و دینیِ تاریخ خواهیم بود. ».
    نه خانمها و آقایان هر دین نیست! نگاه کنید دیری ست که کلیسا دیگر نمی کشد، از سده هجدهم و قرن روشنائی و جدائی کلیسا و سیاست و دولت دیگر نمی کشد و این فقط اسلام است که میکشد و فرمان قتل میدهد. اسلام است که سراسر جهان را، از ایران و منطقه و اروپا و آمریکا را به خون کشیده است.
    تعجب آور ترین جمله این نویسندگان که با یک حساب سرانگشتی بین ۲۳۰ تا ۲۵۰ نفرند این جمله است:

    « نه در دفاع از آزادی می‌توان هر شیوه ای را به کار گرفت و نه در حمایت از دین، مدارا و مروّت را قربانی نمود.» اینان متوجه نیستند که در دفاع از آزادی بیشتر از یک شیوه وجود ندارد و آن مبارزه با دیکتاتوری و آدمکشی و تحجر است و فقط هم قربانی میگیرد. و مبارزه برای آزادی هرگز کشتار نمی کند و اگر کرد نامش دیگر آزادی خواهی نیست! .
    تازه مثلا اینان متفکرین و نواندیشان و ملی مذهبی ها هستند. من البته در برابر این دختر خانم شبنم و آقای برزگر چیزی برای گفتن ندارم. چرا که آنها لب کلام را بسیار مختصر و بسیار مفید گفته اند.
    شاید اگر کسی بتواند پاسخ آنها را بدهد کاری کارستان کرده اند.
    در هر حال اگر این بیانیه اندیشمندانه نوشته شده بود می توانست مفید باشد. اما بدبختانه سرکنگبین صفرای عمدی و جهلی فزوده است. من خیلی دوست دارم وارد مقوله توهین های اساسی اسلام به زن به مرد به انسان شوم اما جرآتش را ندارم چرا که از سایه ی خودم هم میترسم. النصر بالرعب اسلام ناب بالای سر من است! حتما و حکما هم بالای سر آقایان و خانمها بوده ست. النصر بالرعب امام علی ست که هادی مطر چاقو را در چشم سلمان رشدی فرو کرده و شاهرگش را زده، اما کافران انسان باور و انسان گرا او را اینبار نجاتش داده اند. تا ضربت آینده که تیغ ۱۴۰۰ ساله امام از جیب کسی بیرون آید و شاهرگ او را و هر شاهرگی بزند تا دین خدا آبیاری شود. من از آقایان خواهش میکنم تا آن قسمت دشنام کتاب سلمان رشدی را در همین صفحه باز نویسند. من نیز با احترام فراوان به امضا کنندگان این بیانیه و هر دیندار یادآور میشوم که روزی سرانجام باید بر پرونده ی پایه گذاران این دین حنیف و رابطه شان را در پیری با زنان بسیار بسیار کم سن و سال و کشتارها و قتل عامها رسیدگی شود. و اگر کنار زدنی ست کنار زده شود. سخن خودم را پایان می برم که برای نجات، باید ایرانی را نجات داد. امروز مردم ایران در حال مرگی جانکاه و جانکندنی سخت است.
    امیدوارم ایمیلم محفوظ بماند

    1. گفتمانی را که شبنم بانی و باعث آن شده و بزرگر و استاد آنرا پی گرفته اند بحثی بسیار مهم است. این بحث البته میبایست در خود اسلام و اسلامپناهان و اسلامیون مطرح شود و نه فقط توسط ما. اگر چه ما نیز حق داریم در این مورد که مبتلابه همه ی آحاد کشور ماست نظر بدهیم.( وقتی میگویم ما مرادم مسلمانان سابق و نامسلمانان است ). اصولا اگر پیامبر و شیعه و سنی و امامان و خلفا طرفدار نداشتند اصلا فراموش شده بودند و کسی بکار کسی کار نداشت. اما وقتی اینهمه خون در این ۱۴۰۱ سال ریخته شده بی آنکه هرگز خشک شود و اینهمه تجاوز مشروع بر دختر بچه روا داشته شده حتما باید در این مورد تحقیق شود و تاریخ و جامعه شناسی صورت گیرد. شاید اگر یک مردِ رئیس قبیله بیشتر از پنجاه ساله عاشق یک بچه سه ساله شود و سه سال تحمل کند و در شش سالگی با او ازدواج کند را بتوان گفت که مرسوم ایلی و قبیله ای بوده و حالا منسوخ شده، اما وقتی قرار می شود که آنرا مرجع و رسم الخط زندگی و سیره و و مدل قرار داد کار خراب می شود خصوصا وقتی فتوای روح الله خمیننی را در تحریرالوسیله، مسأله ی ۱۲ میخوانیم به اسرار بیشتر این موضوع پی میبریم. در این مورد من از یکی از آخوندهای بسیار برجسته و غیر سیاسی پرسش کردم او به من دقیقا گفت اگر شما اینها را بد بدانید، باید آماده ی شنیدن بسیار بسیار بدتر ها باشید. (شاید مقصودش بد نبودن بود) واقعا هم همینطور است. یعنی آنچه را آیت الله خمینی در مورد وطی و تفخیذ نوشته نوک کوه یخی از مرداب اسلامیات است که «حجاب اسلامی» بقیه اش را استتار کرده است. برای قبولاندن این مرداب همان النصر بالرعب آقا یا خانم بازنشسته است که مثل حجاب سر این حکومت میکند. حجابی زرهی! مرادم از این حکومت فقط حکومت اسلامی کنونی نیست. مرادم از بدو ورود اسلام به ایران است تا کنون.
      آما من فقط در این اندیشه هستم که اگر در حمله اعراب مسلمان و قادسیه، ایران شکست نخورده بود اینک ایران و منطقه و جهان در کجای تاریخ و جغرافیا میبود. آیا باز هم ما جریان سلمان رشدی را میداشتیم. آیا اروپای میترائی مزدائی باز هم مسیحی یکدست شده بود؟
      در پایان نوشته توماری آقایان واقعا از سر بیکاری و از سر خود ارضائی ست. وگر نه این بیانیه میتوانست بیانیه ی محکمی باشد بدون رودربایستی اسلامی. مشکل این تومار این است که از درون است برای درون. و نه از بیرون است بر درون و هم نه از درون است بر بیرون! که این دو آخری میتوانست کارا باشد. روانشناسی جمله ها و واژه ها نشان میدهند که این بیانیه با روردبایستی فراوان نوشته شده و حتا آن کس و آن کسانی که آنرا نوشته اند نیز بر حتا همین نوشته هم باور نداشته اند. .
      این بیانیه سترون بودن نویسندگان آنرا می رساند. اینان جرئتشان حتا در حد دوست سابقشان سید عطاء الله مهاجرانی هم نبوده که دست کم با شجاعت هم در کتابش که آنرا خوانده ام و هم تویترهایش جانانه از کشتن سلمان رشدی بزرگوار، شجاعانه دفاع کرده است.
      دوست عزیزی با سه تلفن از من خواست تا در این مورد نظری بنویسم و نوشتم و البته این یک کپسول است و متراکم ست.
      البته که طبق سفارش او بسیار احتیاط کردم.
      من هم امیدوارم آدرسم محفوظ بماند

  2. دخترم شبنم
    اسلام خودش از همان روزهائی نشان داد که حلاجها، ابن مقفع ها، عین القضات ها، یهودیان بنی قریضه، بابیان و بهائیان و کافران و مرتدان را کشتند و قتل عام کردند و اسلام تکان نخورد!
    اما در برنامه تلویزیونی از یورونیوز دیدم که در افریقا و عربستان و هنودوستان مارهائی هستند که پیش از زهر زدن ماده ای بین ۳۴ تا ۳۷ درجه را با زبان به پوست قربانی خود می زنند تا محل را بیحس و بیهوش کنند، و آنگاه نیش می زنند و زهر را وارد بدن قربانی خود میکنند. آن قربانی اصلا نمی داند که چرا تب کرده و عرق کرده که او را خواهد کشت. آری ما مردمان گزیده ی آن مار اژدهاکی بودیم و بیهوش و بیحس بودیم و بسیاریمان حتا نویسندگان این تومار ولی همین نوشته شما نشان از بیداری ملیونی ماست. اگر اینطور نبود که هنوز تمامی امضاء کنند این متن «دشنه و دشنام» علی را «علیه السلام» و «مظهر عد الت» و پیامبر را «پیامبر رحمت» و «رسول اعظم»ش نمی نامیدند و منتظر نیره دوازدهمش نمی ماندند تا بیاید و با آن توصیفات کذائی جهان را پس از خونین و مالین پر از عدل و داد کند!!
    و قرآن را «قرآن کریم» ش نمی پنداشتند. و شما بدان و حتما میدانی که با هر گرو این مسلمانان که روبرو شوی اسلام خودش را برترین اسلام میداند. شیع و سنی و داعشی و القاعده، بوکوحرام، و حنبلی و شافعی و خمینی گرا و منتظری گرا و شریعتی گرا و بیا تا همین گرو امضاء کنند…و شاید هم راه دیگری ندارند که اینان اسلام را می شناسند!
    من که ۸۵ سال عمر دارم و میتوانم پدر یا پدر بزرگ شما باشم به شما به عنوان دختر و زن بگویم که مادرها و زنها در تربیت و بیدار کردن پسرها و دخترها در جامعه نقشی اساسی و ریشه ای دارند. و شما خوب راهت را انتخاب کرده و بیدار شده ای پس بیدار کن دیگران را و خصوصا زنان را که چه بخواهیم و چه نخواهیم در درجه نخست اینانند که تربیت کنندگان فرزندانند.
    نکته های یاد شده با احترام و پرسشگونه است و نه از سر توهین و فحاشی چنانکه امروزه رسم همگانی ست. بدبختانه! این سایت نسبتا خوبی ست.

  3. چه عنوانی! «جواب دشنام دشنه نیست»
    اصلا در کجای کتاب سلمان رشدی شما دشنام دیده اید! سلمان رشدی یک انسان بزرگوار است. یک نویسنده آزادیخواه است. اصلا توهین و دشنام را شما در کدام صفحه از کتاب آیه های شیطانی پیدا کرده اید.
    بنده دیری یست که دیگر مسلمان نیستیم. میدانید چرا!؟
    پاسخ این است:
    از لطف حکومت اسلامی و عریان شدن اسلام در تمام جهات! یکی از آن پاسخ ها همین فتوا و فتواهای قتل دیگر است. یک همزبان مرا در آذربایجان با فتوائی کشتند. او یک شاعر بود! بسیاری را بیسروصدا به قتل رساندند.
    بها سنگین بود ولی چه خوب شد که اسلام خودش را این چنین نشان داد!

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

درآمد در یادداشت پیشین (منتشر شده در تاریخ ۵ مهر ۱۴۰۱ در زیتون) تحلیلی ارائه شد و وفق آن ادعا شد که مراجع دینی و علمای مذهبی شیعی در ایران به دلایلی نمی توانند در

ادامه »

بر اساس پژوهش‌های متعدد و تجربه زیسته مشترک همه ما، نظام آموزشی در دین‌دار‌کردن نسل جوان، شکست بزرگی خورده اما شما باز هم بدون

ادامه »

ظریفی در یکی از شبکه‌های اجتماعی نوشته بود «نه تنها بیزارم از این اسلامتون، بلکه بیزارم از اون یکی اسلامتون که می‌گید این اون نیست». نویسنده‌ی پیام به ظرافت تمام تفکیک میان «این» اسلام و «آن یکی» اسلام را، اگرچه نا-هم‌دلانه، یادآوری کرده است؛ بخشی از پروژه‌ی نواندیشان دینی را!

ادامه »