
پاسخ به نقد عبدالعلی بازرگان درباره ترجمه دو آیه از قرآن
در نوشتار «پرسش در باب ربط منطقی میان دو آیه از قرآن» ابتدا به طور خلاصه دو ترجمه رایج از آیات 86 و 87 سوره واقعه را آوردم و گفتم هر کدام از ترجمهها راکه در نظر بگیریم، بیربطی منطقی

در نوشتار «پرسش در باب ربط منطقی میان دو آیه از قرآن» ابتدا به طور خلاصه دو ترجمه رایج از آیات 86 و 87 سوره واقعه را آوردم و گفتم هر کدام از ترجمهها راکه در نظر بگیریم، بیربطی منطقی

شاید هنوز چند ساعتی نگذشته بود از مرگ عزیزانی که به بیکفایتی همین شهردار ، در زیر آوار تخریب بیسروسامان مأموران تحت امر او جان سپرده بودند. درست در روزی که او فاجعهی خلازیر را مرتکب شده بود. هنوز خانوادههای

۱. آخرین نظرسنجیها نشان میدهند که حزب پوپولیست، افراطی و راستگرای آاِفد در آلمان توانسته است حزب حاکم را پشت سرگذاشته و با بهدست آوردن بیش از ۲۰ درصد آرا میتواند بهعنوان دومین حزب پرطرفدار در انتخابات سال آینده ظاهر

بنا به نشانههایی بهنظر میرسد که شبکه نا-ترازیهای انباشته اقتصاد ایران در حال گذار به مرحله جدیدی است. قطع آب و برق، نا-ترازی در توزیع سوخت و کاهش دسترسی به برخی دیگر از خدمات ضروری از جمله نشانههای این فرایند

امانوئل ژوزف سییِس (Emmanuel Joseph Sieyès) کشیش و انقلابی فرانسوی در قرن هجدهم در رسالهاش پرسش و پاسخی بدین مضمون دارد: «طبقهی سوم چیست؟ همه چیز. تا کنون در نظام سیاسی چه بوده است؟ هیچ چیز. اکنون چه میخواهد؟ میخواهد

حامیان حجاب اجباری تلاش بسیار کردهاند تا برای موجه سازیِ اجبار در حجاب، دلایلی مطرح سازند. مهمترین دلایلی که در دفاع از حجاب اجباری مطرح میکنند از این قرارند: ۱. حجاب باید اجباری باشد چون در جامعه، مسلمانانی زندگی میکنند

زیتون– در پی انتشار نوشتهای با عنوان «پرسشی در باب ربط منطقی میان دو آیه از قرآن» به قلم آقای حجتالله نیکویی در سایت زیتون، آقای عبدالعلی بازرگان، قرآنپژوه و مترجم قرآن، توضیحی را به به زیتون ارسال کرده است که

شهر را هم دارند خفه میکنند. وسط این بلوار. بالای آن یکی پل. ورودی هر ادارهای، سازمانی. دور و بر هر میدانی….هرکجایی که توانستهاند را پرچم سیاه آویختهاند. سیاهپوش کردهاند. به اسم دههی محرم. به اسم امامحسین. به بیمارستانها هم

برخلاف اشترکات بسیار فرهنگی، قومی و مذهبی میان ایران و ترکیه، این دو کشور دوست و همسایه هیچگاه شبیه هم نشدند. بیایید در تاریخ کمی به عقب برگردیم. رضا خان (متولد سال 1256) و کمال آتا ترک (متولد سال 1259)

ادیان بیشتر از آنکه تأثیر بگذارند، تأثیر میپذیرند. زردپوستانِ چشمبادامی مالایی نیز مسلمان هستند اما خشونت و افراطگرایی دینی در میانشان آنقدر کمرنگ است که گویی وجود ندارد. انگار بودائیانی هستند که به الله باورمند شدهاند و به جای معبد،

فساد مدیریتی-اقتصادی تنها یک پدیده مدیریتی، سیاسی یا اقتصادی نیست. بلکه مفهومی مهم در چارچوب گفتگو پیرامون توسعه انسانی و عاملی غیر قابل انکار در جلوگیری از شکوفائی انسان نیز تلقی میشود. بنا به گزارش توسعه انسانی سازمان ملل فساد

این حکومت آنقدری رنجانده و زخم زده استکه هر نسلی از ملت ایران، دردِ زخمِ بار اولی را که صابون حکومت به تنَش خورده باشد را در خاطر کاشته است. زخمِ اولبارِ نسل دانشجویان دههی هفتاد هم از این صابون،

جمهوری اسلامی در طول عمر خود، هر چه بیشتر از میدان اثر و معنای «انتخابات آزاد» کم کرده، به همان اندازه و حتی بیشتر، سعی کرده محل نمایش سرمایه مقبولیت و مشروعیت خود را به کف خیابانها بکشد. این رویه

عيد سعيد غدير را به همۀ برادران و خواهران شيعه و همچنين به تمامي مسلمانان بلكه بالاتر به تمامي انسانها تبريك و تهنيت عرض ميكنم. ميدانم كه اينگونه تبريك گفتن، سؤال برانگيز و حساسيتزاست؛ زيرا اهل سنت اين عيد را قبول

در بررسی خیزش زن زندگی آزادی، به عنوان یکی از طولانیمدتترین خیزشهای دوران رهبری آقای خامنهای با محوریت خواستههای اجتماعی و با حضور پررنگ زنان به عنوان یکی از عوامل بارز این خیزش، برای فهم بهتر نقش آقای خامنهای لازم

زمستان سال گذشته که بخشنامهای به نام «عفو» از سوی دستگاه قضایی صادر شد و بخش قابل توجهی از بازداشتشدگان اعتراضات اخیر و شمار کمتری از دیگر زندانیان سیاسی آزاد شدند یا پروندههای قضائی آنها مختومه شد، گمان بردیم که

چندی پیش یکی از دوستانِ صاحبنظرِ ساکن ایران میگفت با اینکه هیچکدام از هواداران سلطنت را در توییتر دنبال نمیکنم اما از حاشیهسازی آنها بیخبر نیستم و افسوس میخورم که چرا بخشی از زمان حضور و فرصت مطالعهام در شبکههای

پس از سالها تنشآفرینی در سیاست خارجی ایران با کشورهای منطقه، که همه بهجز سوریه با آمریکا و غرب مراودات سیاسی و اقتصاد نزدیکی داشته اند، اکنون رهبر جمهوری اسلامی باین فکر افتاده است تا با این کشورها رابطه برقرار

علی خامنهای مستبد قدرتپرست ایران صبح روز یکشنبه ۲۱ خرداد در دیدار با گروهی از کارشناسان و مسئولان هستهای جمهوری اسلامی ضمن ادعاهای بیپایه و اساس گفت: « هر کس ایران را دوست دارد، هر کس جمهوری اسلامی را دوست

نسبت انسانها با جنبشهای اجتماعی را میتوان با سه رنگ اصلی توصیف نمود: سفید، سیاه و خاکستری. سفیدها مخالفین وضع موجود هستند و برای تغییر آن تلاش میکنند، سیاهها موافقان وضع موجود هستند و در برابر تغییر، مقاومت میکنند. خاکستریها

در ستایش میانهروی(1) تکاپویی است برای گذار از نفرت و کدورتی که اصلاحطلبان سیاسی و گاهی مذهبی در جمهوری اسلامی ایران گرداگرد فلسفهی سیاسی پیشرو و مترقی اصلاحطلبانه کاشته، داشته و درویدهاند؛ تکاپویی که میخواهد نشان دهد گذار از اصلاحطلبان

اندیشمند حوزه علوم دینی، خانم صدیقه وسمقی، در یادداشت خود تحت عنوان “نه به ابتذال سرکوبگری” منتشر شده در سایت زیتون در ۴ خرداد ۱۴۰۲ مینویسد: “سالهاست که کشور ما در رأس بحرانهای فزایندهی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، از یک

فردوسی در تاریخ اساطیری و حماسی ایران زمین، از کیومرث به عنوان نخستین پادشاه پیشدادی که قانون آورد، و از «ضحاک» به عنوان اولین مستبدی که قانون را زیر پا گذاشت، یاد کرده است. او که فرزند امیری نیکسرشت بود،

سالهاست که کشور ما در رأس بحرانهای فزایندهی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، از یک ابربحران رنج میبرد، ابربحرانی که از دل بحرانهای فراوان در عرصههای گوناگون برآمده است. این ابربحران، عدم مشروعیت نظام سیاسی حاکم بر ایران است. حتی

انسان ها را از منظر نسبت آنها با دردها و مسئولیتپذیری اجتماعی عموماً به چهار دسته میتوان تقسیم کرد: ۱. وجدانهای بیدار اجتماعی ۲. خفتگان اجتماعی ۳. خودبین های اجتماعی ۴. وجدانهای منفعل اجتماعی وجدانهای بیدار، کسانی هستند که آموختهاند

چند سال قبل به مناسبتی در نوشته ای برای «جمهوری اسلامی» از عنوان «جمهوری مرگ» استفاده کرده بودم و حال میبینیم شماری از مردم ایران از عنوان «جمهوری اعدامی» استفاده میکنند. واقعیت این است که مقامات جمهوری اسلامی ظاهرا راهی

در ماههای قبل افرادی را به اسم محارب و این روزها به اسم ساب النبی اعدام کردهاند. به عنوان کسی که در فقه کار کرده است و حدود ۱۰ سال در حوزه و دانشگاه درس فقه خود را به کتاب

چه میشود که بسیاری از روشنفکران و نخبگان ایرانی وقتی برپاشنه لیبرالیسم میچرخند، به زنجیرهای از ایدههایی دست مییابند که اگر درست باشند، آدمی را از هرنوع امید به حقیقت، عدالت و اندیشههای پاک مأیوس میکند. به عنوان مثال، از

اعدام سعید اسود بهاسم رمز «تجزیهطلبی» و اعدام یوسف مهرداد و صدرالله فاضلیزارع به نام «توهین بهمقدسات»، مجازات شهروندانِ خاطی نیست، بلکه بافتن ریسمانی است که تارو پود استبداد را تشکیل داده؛ ریسمانی که هر از گاهی باید بهدنبال گردنی برای آن گشت تا بقای حکومتی استبدادی و فاسد را چند روزی بیشتر کرد؛ بهنام اسلام و ایران و بهکام و «برای» خامنهای…

اول و دوم اردیبهشتماه همایشی مجازی با عنوان «گفتگو برای نجات ایران» برگزار شد. این گفتگو که با هدف نزدیکی طیف متکثر دموکراسیخواه انجام شد و امیدوارم تا رسیدن به یک جبهه نجات ملی ادامه یابد، ابتکار موثری در راه
بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401