
صلح با جهان و انسان؛ سخنی با مسعود پزشکیان
به نام و یاد خداوند ریاست محترم جمهور حضرت آقای دکتر پزشکیان با عرض سلام و دعا برای توفیق عرائضی تقدیم می کنم که گمان می کنم گره گشا باشد و پرتوی بر این معما و بن بست بیفکند و

به نام و یاد خداوند ریاست محترم جمهور حضرت آقای دکتر پزشکیان با عرض سلام و دعا برای توفیق عرائضی تقدیم می کنم که گمان می کنم گره گشا باشد و پرتوی بر این معما و بن بست بیفکند و

راه نجات ایران در سالهای اخیر به پرسشی محوری بدل شده است؛ پرسشی که معمولاً با دو پاسخ شناختهشده روبهرو میشود: اصلاحات یا براندازی. دو رویکردی که هر یک زمانی هواداران جدی داشتند، اما امروز هر دو در برابر واقعیتهای

مصاحبه همزمان دونالد ترامپ و محمد بنسلمان تنها یک گفتوگوی سیاسی نبود؛ بلکه تصویری فشرده از جهان معاصر ارائه داد؛ جهانی که در آن سیاست به میدان نمایش بدل شده و شر، در شکل رفتارهای عادی و روزمره بازتولید میشود.

ظاهرا باید بنیانگذار مفهوم «تئوری توطئه» در یکی دو قرن اخیر را «ناپلئون» گذاشت همو که جمله معروف «کار کار انگلیسیهاست» از او، جمله کلیدی سریال «دائیجان ناپلئون» اثر جاودانیاد ناصر تقوایی در خاطرهها ماندگار شد. بریتانیا حدود یک هزاره

سخنان اخیر فریدریش مرتس دربارهی «تغییر چهرهی شهرها» در آلمان، از بحرانی عمیق در فهم دولت حاکم ازعرصهی عمومی پرده برمیدارد. در پرتو اندیشه ی سیاسی هانا آرنت میتوان دید که چگونه تفسیرهای زیباییشناختی و هویتی از «مرئیبودن» بنیان

مقدمه عبارت مشهور روحالله خمینی مبنی بر اینکه «حفظ نظام از اوجب واجبات است»، اغلب به عنوان یک اصل فقهی-سیاسی در رژیم ولایی تفسیر میشود که حفظ سیطره و سلطه را بر هر واجب شرعی دیگری اولویت میبخشد. این گزاره

آیتاللهزاده «فاضل لنکرانی» که سابقه یک حکم تکفیر و در نتیجه کشتهشدن یک انسان را در پرونده دارد، و صرفا با همین یک دلیل مرجع مصلح، مدبر، آگاه به مسائل زمانه یا مدرنی شناخته نمیشود، بهتازگی پوست خربزهای زیرپای مدعیان

جمهوری اسلامی بیش از دو دهه است که غنیسازی اورانیوم را ـ ظاهراً برای فعالیتهای هستهای و مصارف ضروری متعارف ـ آغاز کرده و در این ارتباط با مجموعه جهان، و از جمله خطرناکتر با سازمان ملل و ارباب با

. قاضیالقضات، آقای محسنی اژهای، در سخنان اخیر خود، از کسانی که نسبت به بیانیۀ اخیر جبهه اصلاحات، ابراز «انزجار» کردهاند، تشکر کرده و امضاکنندگان بیانیه را آشکارا تهدید به اقدام قضایی توسط دادستان کردهاند. بیانیۀ مزبور را مجددا خواندم.

با گذشت نزدیک به پنجاه سال تنش و افتوخیز در روابط ایران و مصر، اکنون با توقف جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، جمهوری اسلامی نام خالد اسلامبولی – قاتل انور سادات، رئیسجمهور پیشین مصر – را از خیابان

۱. صورتبندی و اهمیت در این نوشتار[۱] من از موضعی دفاع خواهم کرد که میتوان آن را میهندوستی انتقادی[۲] نامید.[۳] میهندوستی انتقادی، عشق به وطن را با تعهد به ملاحظات حقوقبشری گره میزند و بدینسان از درافتادن به دوگانهی کاذبِ

«این قافلۀ عمرعجب میگذرد». دهۀ هفتاد شمسی، سه کتابِ بالینی، ترجمان نیکویی برای احوال وجودی من بودند و هر وقت میخواستم نیایش کنم، به سروقت آنها میرفتم: «مثنوی معنویِ» مولوی بلخی، «نیایشِ» علی شریعتی و «هشت کتابِ» سهراب سپهری. خاطرم

در هنگامه نبرد ۱۲ روزهی موشکها، درحالی که آسمان ایران همچون شهروندانِ سرگرداناش در بیدفاعیِ مطلق به سر میبرد، احساس بیپناهی همراه با قطع ۴ روزهی آب بهدلیل اصابت موشک، تلنگری جدی بر تخیلام از آینده میزد و آیندهی نهچندان

حالا که رئیسجمهور لایحه جنجالی «گزارش خلاف واقع» را که در «قوه قضاییه» تنظیم و در دولت ـ چنانکه پسر پزشکیان گفته: (در دولت کسی لوایح را عمیق نمیخواند) – بدون مطالعه با دو فوریت به مجلس فرستاده و مجلس

پیشتر در نوشتههایم تأکید کردهام که جنگ ایران و اسرائیل در تاریخ جمهوری اسلامی از جنگ هشت سالهی ایران و عراق خیلی مهمتر است. ضمن آن که در هر دو جنگ، طرف مقابل به خاک ایران تجاوز کرده ولی هر

انقلاب ۱۳۵۷ آبرویش را از دستداده و هرکس که گذرش میافتد، تلنگری، تیپایی و توسریی بهش میزند. انقلاب بنیاد استبداد را از جا برکند. این استبداد از پشتِ عینکِ خاکگرفته و کهنهی سال ۱۴۰۴، بیمعنی، پیشپا افتاده و بالکل اشتباه

بگذارید این بار صریحاً از به کار بستن تعبیر «اصلاحطلب» در این یادداشت پرهیز کنم. این افراد به معنای دقیق کلمه «روزنهگشا» هستند و پدیدهی پس از ریاست جمهوری حسن روحانی و نتیجهی خیز برداشتن پارهای از اصلاحطلبان سابق برای

بیانیه ۱۹۱ امضایی درباره بایستههای دفاع میهنی، فراتر از آنچه در ظاهر ادعا میکند، آناتومی کاملی از ماهیت جریان «اصلاحطلبی واقعنگرانه» ارائه میدهد. این جریان با همه ادعای نگرانی از وضعیت کشور، سه ویژگی اساسی دارد که آن را

زیتون-داریوش محمدی: در میانهی موجی از واکنشها به بیانیههای سهگانهای که از حصر و زندان و از دل جامعه مدنی برخاسته بودند و با شفافیت و جسارت از «حق تعیین سرنوشت»، «رفراندوم» و «بازنویسی قانون اساسی» سخن میگفتند، بیانیهای با

احمد توکلی، «همهکاره هیچکاره» در این مملکت، چهارشنبه یکم مردادماه ۱۴۰۴ چشم بر جهان فانی بست. او فرصت طلایی «حلالیتطلبی» از شهروندان ایرانی که بهخاطر قضاوتها، وکالتها، و نظرات خودحقپندار او، ظلم دیدهبودند را استفاده نکرد. کاش وقتی در سال

خبر رسید که احمد توکلی درگذشت. با توکلی در مجلس اول آشنا شدم. بخشی از خاطرات با ایشان را در کتاب «بیم و امیدهای یک انقلابی – روزنوشتهای مجلس اول شورای اسلامی» آوردهام. در آغاز جنبش سبز در ۱۳۸۸، توکلی

مقدمه تاریخ دیکتاتوری هزاران بار بزرگتر و گستردهتر از تاریخ آزادی است و متاسفانه همچنان در جریان است، و آنچه در تمام دیکتاتوریها تقریباً واحد است و یکی از بنیانهای مستمرشان در سرتاسر جهان است، خودخداپنداری یا ارتباط مستقیم با

«به بعضیها در خارج پول دادیم تا به میرحسین موسوی و اعدامهای ۶۷ گیر بدهند» — حسین طائب در جمع عدهای از آخوندهای حکومتی در سال ۱۳۸۸ ۱- آنچه در سالهای پس از استقرار جمهوری اسلامی در میان اپوزیسیون ایرانی

راه برون رفت از وضع بغرنج کنونی بازگشت به صلح با جهان و انسان ؛ این بنیاد دعوت قرآن است ( سوره ی نحل ، آیه ی صد و بیست و پنج و صد و بیست و شش و هفت

مقدمه گفتمان آخرالزمانی از جمله گفتمانهایی است که ریشههای آن به ادیان ابراهیمی، بهویژه یهودیت متأخر و مسیحیت اولیه بازمیگردد. در میان مسلمانان، بهویژه در سنت شیعی، این گفتمان با مفهوم مهدویت پیوندی وثیق دارد. در ساختار سیاسی رژیم ولایی،

در وضعیتی که نزاعهای سیاسی به سرعت به برچسبزنیهای ایدئولوژیک تبدیل میشوند، واژگان، بیش از آنکه حامل معنا باشند، ابزار صفبندی شدهاند. یکی از پرکاربردترین، و در عین حال مخربترین این واژگان، «وطنفروش/بیوطن» است؛ واژهای که معمولاً نه برای تحلیل،

بنا داشتم سطور پیش رو را زودتر به دست انتشار سپارم؛ اما ترجیح دادم در فضای غبارآلود جنگ که از در و دیوار مصیبت می بارید و بوی خون و باورت و ویرانی کشور را آکنده بود، قلم را غلاف

رسانهها بخش مهمی از زندگی امروز ما را میسازند و معمولا برشی از طیف مخاطبان جامعه را در نظر دارند و روایت آنها را از تحولات بیان میکنند. در نیم قرن اخیر بعد از انقلاب، رسانههای فارسی خارج از کشور

سلام […] جان، در تمام مدتی که با هم کار کردیم، همیشه تحسینت کردم؛ برای دقت، انضباط حرفهای، حساسیت نسبت به منابع، و مهمتر از همه برای اینکه بهعنوان خبرنگار، خودت رو صرفاً تولیدکننده محتوا نمیدونستی، بلکه صاحب وجدان رسانهای
بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401