به نام و یاد خداوند
ریاست محترم جمهور حضرت آقای دکتر پزشکیان با عرض سلام و دعا برای توفیق
عرائضی تقدیم می کنم که گمان می کنم گره گشا باشد و پرتوی بر این معما و بن بست بیفکند و کشور را از این تعلیق کور و کمرشکن رهایی بخشد و می گویم که این بیانیه متوجه رهبری است . امید است ملاحظه شود . این بیان و توضیح به قرار زیر است :
یکم . عامل اصلی حرکت تاریخ برخلاف برخی نظریه پزدازان مشهور « قدرت و زور » است و استبداد و همه ی انگیزه های بشری و مطامع زشت و زیبا از مستلزمات قدرت است .
جریان تاریخ از آغاز به اعمال زور و استبداد و نزاع و جنگ و کشتار و شکنجه و اسارت و برده گی و تجاوز به خون و مال و ناموس و کشتارهای جمعی و قتل عام ها گذشته است ؛ جنایت های هولناک تا سرحد سوختن و شقّه کردن وبسیار انواع شکنجه های افسانه ای و در مواردی این همه به اسم حضزت مسیح ع و حضرت محمد ص و سایر مقدسات و گاه به نام عدالت و سوسیالیسم علمی و نژاد پرستی و گاه صرفاً از سر هوس های شیطانی انجام شده است و در فرصت هایی هرچند در سایه ی استبداد روزهای آرامی داشته بوده که محصول آن فلسفه و حکمت و آثار هنری بوده است .
دوم . بشریت در آخرین مرحله ی تجربه و شعور، « دموکراسی » را به حق برای مهار قدرت پیش بینی کرده و تا حدی و در مواردی به نتیجه رسیده است : الف – اروپای همیشه در جنگ بخصوص بین آلمان و بریتانیا و فرانسه به اتحادیه ی اروپا انجامیده و اکنون کشورهای اروپا با سیاست واحد و مدیریت واحد اداره می شوند .
ب – آفریقای جنوبی بعد از سیصد سال حاکمیت سفید پوستان و تبعیض و آپارتاید و تحقیر انسان به خاطر رنگ پوست .
ج – هند با هزارها مذهب و میلیون ها فکر و عقیده با دموکراسی اداره می شود و این همه تعدد پذیرفته شده است و اکنون بزرگ ترین دموکراسی جهان است .
در داخل فرانسه و بریتانیا و حتا آمریکا برای خودشان نوعی دموکراسی عمل می کند اما سیاست خارجی آنها فقط حرف است ؛ گاهی سگی یا خرسی را معالجه می کنند اما هنگامی که منافع شان ایجاب می کند بی محابا هیچ مرزی در کشتن و تخریب ندارند و از آن کوتاهی نمی کنند و بی گناهان را می کشند .
سوم . بعد از دو جنگ جهانی و کشتار عظیم و تخریب بخش بزرگی از جهان و دست یافتن بشر به نیروی اتم و دریافتن اینکه در نهایت جنگ بازنده و برنده ندارد ، برای جلوگیری از نزاع و جنگ های جهانی و غیر جهانی که همه ی کره ی زمین را در معرض خطر قرار می داد ، فاتحان و بزرگان سازمان ملل را تشکیل دادند و منشور حقوق بشر را مبنای اداره قرار دادند تا نزاع ها با مذاکره حل و فصل شود و قوانینی در جهت ثبات سرزمینی تصویب گردید . کلید اصلی قدرت در دست صاحبان حق وتو نگه داشته شد و اکنون حدود چهل قطعنامه ی سازمان ملل درجهت احقاق حقوق فلسطینیان با وتوی آمریکا نقض و فاجعه ی غزه و کشتار بی امان زن و کودک و بی گناهان اتفاق می افتد و وقتی دبیر سازمان ملل می گوید ؛ هفت اکتبر سابقه ای هفتاد ساله دارد ، درصدد بیرون کردن او بر می آیند و نسل کشی عریان مقابل چشم جهانیان در حال انجام است و همه به چشم خود می بینند که زورمندان به هیچ قانونی و حتا قوانین سازمان ملل که خود تصویب کرده اند ، پای بند نیستند و با کمال وقاحت و به صورت عریان تمام قوانین موضوعه ی بشری که خود تصویب کرده اند ، لگد مال می کنند و اعتبار دموکراسی و حقوق بشر و تمدن کنونی را بی معنا و بی آبرو می کنند .
چهارم . اکنون رقابت در تمام جهان و بخصوص بین غرب و شرق برای سلطه بر بشریت و بیشترین نفوذ سرزمینی و دست یافتن به مدرن ترین سلاح های آتشین و دوربرد و نیروی اتم با قدرت و توان هرچه بیشتر درحال انجام است و برای تامین این سلاح ها بیشترین ثروت انسانی صرف می شود ، در حالی که بخش عظیمی از بشریت از گرسنه گی و بیماری و جهالت جان می دهند .
پنجم . طرحی که غرب و بخصوص آمریکا اکنون در خاورمیانه دارد و ایران را مانع اصلی آن می شناسد در جهت همین رقابت و هم برای مطامعی است که در خاورمیانه دارد و اسرائیل را ابزار کار قرار داده و با سلاح های مدرن و جدید از آن پشتیبانی می کند و به بهانه هایی ایران را هدف قرار داده و جنگ دوازده روزه که در آن سران قدرت نظامی ایران بعلاوه ی عده ای از دانشمندان و افرادی عادی کشته شدند ، مصیبت دردناکی است که قابل تحمل و فراموش شدنی نیست و به صورتی مرموز انجام شده است که هنوز برای عموم ملت حیرت انگیز و بهت آور است و نشان از یک برنامه ی دراز مدت می دهد ، درحالی که مصیبت کشته شدن یک ایرانی باید لطمه ای بزرگ بر وجدان ایرانی باشد و قبل از این سوریه را که ایران در آن هزینه ی عظیم از جان و مال ملت ایران کرده بود از دست ایران خارج ساخت و قهرمان بزرگی مانند سید حسن نصرالله را شهید کرد و دولت لبنان را مأمور خلع سلاح حزب الله نمود و نقشه وسیع تر از اینهاست و مقصد انحصار قدرت غرب و آمریکا در خاورمیانه است و کشتار عظیم غزه و نابود کردن حرث و نسل در فلسطین است که امری ناشدنی است .
فرانسه و آمریکا به گفته ای معتبر چهار میلیون نفر را در هندوچین و ویتنام کشتند و به گزارش همین مأخذ ، آمریکا در این جنگ یکصد و پنجاه میلیون دلار هزینه کرد و ناچار تن به فرار داد و چنین است که تا مسأله ی فلسطین حل نشود ، این نقشه ناکام است واوهام و خیالات جنایتکاری مانند نتانیاهو و همکاران اش آب در هاون کوبیدن و سرنوشتی همچون عراق و افغانستان و ویتنام خواهد داشت .
ششم – مشروطیت ایران برای نفی قدرت مطلقه ی شاه بود که می توانست یک بچه در حدود بیست ساله گی فرمان قتل امیرکبیر را صادر کند و صدایی از جایی بلند نشود اما انحطاط اجتماعی و ذلت و زبونی قاجار زمینه را برای رضاخان فراهم ساخت و مشروطیت یک بار دیگر در چنگ حکومت فردی قرار گرفت و کشتار بی حساب و سانسور ادامه یافت .
هفتم – انقلاب پنجاه و هفت دنباله ی مشروطیت و کودتای بیست و هشت مرداد بود که آزادی خواهان همچنان برای آن کشته می دادند و برای نفی دیکتاتوری و استبداد و جانشین کردن حاکمیت ملی به جای حکومت فردی انجام گرفت .
انقلاب برای آزادی انتخابات و حاکمیت ملی و نفی استبداد و دیکتاتوری و اجراء قانون و استقلال و نفی نفوذ بیگانه گان و نفی سانسور و آزادی بیان و مطبوعات آزاد و به عبارت دیگر آزادی ، دموکراسی و حاکمیت قانون و پیشرفت اقتصادی و آزادی روح و فکر از قید و بند های حکومت و پرواز در آسمان و بلندای حداکثر ابتکار و اختراع و پیشرفت در تمام بخش های حیات انسانی بود اما سیاست زمامداران ایران حکومت مطلقه ی فقیه را جانشین حکومت مطلقه ی شاه کردند .
در أمور خارجی مبارزه با استکبار جهانی و دشمنی با غرب و بخصوص امپریالیسم آمریکا و محو اسرائیل از صفحه ی زمین و در داخل جانشین کردن افراد متعهد و مکتبی به جای متخصصان به عنوان غرب گرایان و مصادره ی اموال و کارخانه هایی که در کشور در سایه و چه بسا کمک حکومت قبلی به وجود آمده و آخرین مرحله ی آن همین اخیر اخراج اساتید به عنوان صالح سازی دانشگاه هاست . ومحصول این سیاست که شرح مفصل و حتا اجمالی آن از فرصت و غرض این گفتار خارج است و داستانی است پر از اشک و رنج و محصول این سیاست فقری است کمرشکن و محرومیت ایران از از فروش نفت و گاز و استفاده از سایر ثروت های زیرزمینی و تجارت آزاد با جهان و تحریم های وسیع که کمر کشور زیر بار آن خم شده است و ملت بار سنگین و کمرشکن آن را تحمل می کند و اکنون همه چیز در تعلیق است و سیل انتقاد و اعتراض از جمیع اصناف بلند است و ایران اکنون در خطر جنگ قرار دارد و معاملات و جریان اقتصاد در رکود سخت و سنگین قرار دارد و چه رنجی که ملت تحمل می کند و فریادها گوش فلک را کر کرده است .
هشتم – راه برون رفت کشور و ملت از این وضعیت بغرنج صلح با جهان و انسان است که تمام کشورها باید آن را سرلوحه ی سیاست و ارتباطات داخلی و خارجی خود قرار دهند و جهان را از این رقابت و جنگ سرد و مسابقه ی تسلیحاتی برهانند . بعد از جنگ دوم جهانی بزرگان و فاتحان به این نتیجه تا حدی رسیدند و سازمان ملل و منشور حقوق بشر را در راستای این هدف تشکیل دادند و اکنون نیز سازمان فریاد می زند و گوش شنوا ندارد و هر از گاهی جمع می شوند و هر کس سیاست خود را بازگو و دفاع می کند و البته این هم غنیمت است . اما در شرائط کنونی با این تسلیحات جدید که برنده و بازنده ندارد ، حقیقتاً جهان باید سیاست خود را صلح با جهان و انسان قرار دهد و همچنانکه برای سلامت محیط زیست که زمین را تهدید می کند ، جمع می شوند و قطعنامه صادر می کنند باید برای صلح با جهان و انسان گرد هم آیند و قطعنامه صادر کنند و به آن متعهد باشند و کسانی که تعهد می شکنند حداقل مجرم شناخته شوند و جریمه بپردازند .
نهم – جمهوری اسلامی باید از سیاست دشمنی با آمریکا و محو اسرائیل و دخالت در کشورهای دیگر دست بردارد و منافع دیگر کشورها از ناحیه ی ایران هرگز مورد خطر نباشد و به ملت خود برگردد و مردم را در سلوک و زنده گی شخصی آزاد بگذارد و اخلاق مورد قبول انسانی را که همان اخلاق اسلامی است ، تبلیغ کند و حاکمیت ملی و آزادی انتخابات را پیاده کند تا ملت بتواند خود درباره ی زنده گی داخلی و سیاست خارجی تصمیم گیر باشد و حقیقت صلح با جهان و انسان را سیاست جدی و علنی خود قرار دهد و با این سیاست ها که باید بسیار قطعی اعلام شود ، برنامه ای برای مذاکره با ترامپ را پیش ببرد و شخص رئیس جمهور آماده گی خود را برای ملاقات اعلام کند . در این صورت بهانه ای برای جنگ نمی ماند و کشور در ارتباط با مجامع جهانی سیاست و تجارت راه بازی خواهد داشت .
دهم – این توهّم که غرور و عزت ملت اجازه نمی دهد در برابر مصالح ملت موجّه نیست . از غرور گذشتن و اقدام یک جانبه برای صلح و جلوگیری از کشتار و تخریب شجاعتی بیش از جنگ می خواهد و هیچ کس در تاریخ برای صلح و جلوگیری از خونریزی شایسته ی ملامت نیست و ما این را عیناً از رسول اکرم ص در صلح حدیبیّه و در مقابل فرستاده ی گستاخ قریش ملاحظه می کنیم . صلح پیامبر با دشمنان خونی و سرسخت و بی رحم و عفو آنان در آن روزگار که جز زور و شمشیر فصل الخطابی عمل نمی کرد ، پدیده ای شگفت است که مخالفان متاسفانه آن را نادیده می گیرند .
تحمل و بردباری مولای متّقیان در أمر خلافت رسول اکرم ص و در صفّین و جریان حکمین و مواجهه ی با خوارج که او را به خاطر تن دادن به حکمین کافر می خواندند در حالی که از شجاع ترین شخصیت های شناخته شده ی تاریخ است ، حیرت انگیز است .
صلح امام دوم شیعیان حضرت حسن بن علی علیه السلام که در صلح با معاویه طبق نقل تاریخ می گوید : « من ولایت مسلمانان را با شروطی به معاویه بن ابی سفیان می سپارم » ( نقل از مرحوم سید جعفر شهیدی ) که جگرسوز ترین صلح است و از آن به نرمش قهرمانانه ی تاریخ یاد شده است ، می تواند درس باشد و عجیب است که یکی از شیعیان آن حضرت می گوید که شما با این صلح روی مسلمانان را سیاه کردی و پاسخ آن حضرت این است که « ما از خاندانی هستیم که چون با واقعیت رو به رو شویم ، آن را رها نمی کنیم .( چون حق را دانستیم ، سید جعفر شهیدی / تاریخ اسلام ) .
در همین تاریخ نزدیک نیکسون رئیس جمهور آمریکا است که با رفتن خود به چین جهان را شگفت زده می کند و مائوتسه تونگ می گوید ببینید چه کسی دم دروازه ی چین اذن دخول می خواهد و جالب تر و عبرت انگیز تر از این صلح ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم است . نخست وزیر ژاپن در برابر هیکل که می گوید ؛ ژاپن می تواند انبار ها را پر از سلاح هسته ای کند و با سربازهای مسلح خود آمریکا را جزیره به جزیره تعقیب کند ، می گوید « ما صلح را برگزیده ایم » . و وقتی ژنرال آمریکایی امپراتور ژاپن را جلب می کند تا شرائط صلح را بر او دیکته کند ، می رود درحالی که ژاپنی ها زار زار گریه می کنند و به سخنان ژنرال آمریکایی گوش می کند و می گوید ؛ « – که این طور … » و جز این کلمه ای از او نمی شنوند . ( میعاد با خورشید / حسنین هیکل ) .
و اکنون بی شک ژاپن از منظر اقتصاد یکی از بزرگترین اقتصاد های جهان است و ملت و دولت همه گی یک خانواده اند .
حسین انصاری راد
چهارم آذرماه یکهزار و چهارصد و چهار
نشانی آیات :
آیه ی دویست و پنجاه و شش سوره ی بقره
آیه ی یکصد و هفت سوره ی انعام
آیات شانزده ، شصت و دو و شصت و سه انفال
آیات یکصد و بیست و پنج ، یکصد و بیست و شش ، یکصد و بیست و هفت و یکصد و بیست و هشت سوره ی نحل
آیه ی چهل و هشت شورا
آیه ی سی و پنج انعام
آیه ی چهار سوره ی نور که مضمون آن بسیار تکرار شده است .
آیه ی چهل و هشت شورا















