ابتذال شر در عصر نمایش: خوانشی از مواجهه ترامپ و بن‌سلمان

جابر حسینی

مصاحبه هم‌زمان دونالد ترامپ و محمد بن‌سلمان تنها یک گفت‌وگوی سیاسی نبود؛ بلکه تصویری فشرده از جهان معاصر ارائه داد؛ جهانی که در آن سیاست به میدان نمایش بدل شده و شر، در شکل رفتارهای عادی و روزمره بازتولید می‌شود. آنچه در برابر چشم مخاطبان رخ داد، تحقق همان مفهومی بود که هانا آرنت «ابتذال شر» می‌خواند: شرّی که نه با خشونت‌های استثنایی، بلکه با عادی‌سازی تحقیر، معامله‌گری، و فقدان هرگونه تأمل اخلاقی پیش می‌رود.

در این صحنه، خودشیفتگی ترامپ نقش محوری داشت. نحوه ورود، زبان بدن، تأکیدهای مکرر بر «هوش»، «توانایی مذاکره» و «برتری»‌اش، همه بخشی از شخصیتی را نشان می‌داد که سیاست را ابزار تأییدگیری و تغذیه خودشیفتگی شخصی خود می‌داند. ترامپ نه در مقام یک دولتمرد، بلکه همچون یک بازیگر اصلی در مرکز صحنه ظاهر شد؛ کسی که تلاش می‌کند با تحقیر ضمنی شریک خود و با تاکید بر مهارت «چیره‌دستانه‌اش در معامله»، برای هوادارانش احساس قدرت و تیزهوشی بیافریند. این خودستایی، برخلاف تصور بسیاری، تنها یک ویژگی شخصی نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار تولید قدرت در عصر سیاستِ نمایش است.

در این چارچوب، دعوت از بن‌سلمان نه اقدامی دیپلماتیک، بلکه حرکتی نمایشی بود: تلاشی برای نشان‌دادن اینکه ترامپ قادر است هر شریکی را در زمین بازی خود تنظیم کند و از دل این رابطه، بیشترین منفعت را به دست آورد. اینجاست که ارزش‌هایی چون حقوق بشر، آزادی، یا اصول اخلاق سیاسی به حاشیه رانده می‌شوند و جای خود را به نوعی سودمحوری بی‌پرده می‌دهند.

در مقابل، رفتار بن‌سلمان چیزی از عمق استراتژیک یک رهبر سیاسی نداشت؛ بیشتر شبیه فردی ثروتمند اما کم‌تجربه بود که در مواجهه با اعتمادبه‌نفس اغراق‌آمیز و نمایش قدرت ترامپ، در جایگاه بازیگری فرعی و منفعل قرار می‌گرفت. این تصویر نمادی از ساختار قدرت جهان امروز است؛ جهانی که در آن ثروت، نقش سیاسی می‌آفریند، اما الزامی به تولید خرد سیاسی ندارد.

نکته مهم‌تر اما ساختاری است که این نمایش‌ها را ممکن می‌سازد. در عصر ما، شر دیگر نیازی به چهره خشونت‌آمیز ندارد؛ بلکه در شکل رفتارهای آشنا و عادی ظاهر می‌شود: تحقیر شریک ضعیف‌تر، تقلیل سیاست به معامله، و نادیده‌گرفتن ارزش‌های انسانی در برابر منافع مالی. آرنت تأکید می‌کند که شر زمانی خطرناک می‌شود که «فکر نکردن» و بی‌تأملی جایگزین تصمیم اخلاقی گردد؛ دقیقاً همان وضعیتی که در این گفت‌وگو به چشم می‌آمد.

بی‌تفاوتی افکار عمومی جهانی در برابر این صحنه نیز بخشی از همان ابتذال شر است: شر عادی شده، تکرار شده و دیگر شوک‌آفرین نیست. حتی ممکن است همین رفتارها در قالب روایت‌های جدید، به‌عنوان «جسارت سیاسی» یا «هنر مذاکره» ستایش شوند؛ گویی خودشیفتگی و بی‌اخلاقی به بخشی از منطق سیاست تبدیل شده‌اند.

نمایش ترامپ و بن‌سلمان در نهایت، نه فقط روایت یک رابطه سیاسی، بلکه نشانگر بحران عمیق‌تری است: بحران تهی‌شدن سیاست از معنا و تقلیل آن به بازی قدرت، نمایش و سود کوتاه‌مدت. این همان جهانی است که در آن ابتذال شر، نه هشدار، بلکه محیط تنفسی ما شده است

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی آمرانه از «اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ» سخن می‌گوید و منتقدان را با این عبارت خطاب می‌کند که اگر جرأت دفاع از

ادامه »

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دوره‌ای ظهور می‌کند که

ادامه »

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه و فلسفی، یکی از مسائل

ادامه »