نقدی بر بیانیه ۱۹۱ نفر؛ تعلیقِ سیاست، تعویقِ پایان

داریوش محمدی

زیتون-داریوش محمدی: در میانه‌ی موجی از واکنش‌‌ها به بیانیه‌های سه‌گانه‌ای که از حصر و زندان و از دل جامعه مدنی برخاسته بودند و با شفافیت و جسارت از «حق تعیین سرنوشت»، «رفراندوم» و «بازنویسی قانون اساسی» سخن می‌گفتند، بیانیه‌ای با امضاء ۱۹۱ نفر از فعالان سیاسی و مدنی منتشر شده که آشکارا واکنشی به بیانیه‌های سه‌گانه‌ای است که در روزهای اخیر فضای گفتمانی و سیاسی ایران را تحت تأثیر قرار داده‌اند.

بیانیه‌ با عنوان پرطمطراقِ «بیانیۀ ۱۹۱ چهرۀ دانشگاهی: روز ایستادن پای ایران است»، بیش از آنکه تلاشی برای شکل‌دهی به یک کنش سیاسی باشد، کوششی است برای حفظ جایگاه توصیه‌گرانه‌ی نویسندگان آن؛ گویی پشت واژۀ «دانشگاهی»، تلاش شده تا زبان هشداردهنده‌ و مبهمِ بیانیه، رنگی از عقلانیت بگیرد و جایگاه محافظه‌کارانۀ صادرکنندگانش در مواجهه با تحولات سیاسی پنهان بماند. این‌گونه است که «ایستادن پای ایران» به جای ایستادن کنار مردم، ترجمه می‌شود به دعوت به خویشتنداری، احتیاط، و پرهیز از مطالبات بنیادین. (نویسندگان غالبا فعالان سیاسی و مدنی هستند و نه دانشگاهی به معنای رایج)

بیانیه‌ی ۱۹۱ نفر، گویی نه برای گفتن، که برای خاموش کردن نوشته شده است. نه برای شکل‌دادن گفتمانی نو، بلکه برای کند کردن تیغ گفتمانِ مقاومت. این بیانیه، با زبان مصلحت‌اندیش، میان‌مایه و مبهمِ خود، انگار آمده است تا بخشی از کار حکومت را انجام دهد: پاسخ نگفتن به نقدها، بلکه جابه‌جا کردن مرکز ثقل آن‌ها. نه علیه ساختار قدرت، بلکه هشدار به کسانی که بیش از اندازه درباره تغییر سخن گفته‌اند.

سه بیانیه‌ی پیشین، از سوی شخصیت‌هایی صادر شد که یا در حصرند یا در زندان، یا در جامعه مدنی زندگی می‌کنند با تمام هزینه‌های آن. بیانیه موسوی، بیانیه ۷۰۰ نفر، و بیانیه‌ی ۱۷ چهره‌ی برجسته‌ی مدنی، همگی صریح، سنجیده و روشن بودند. آن‌ها از جمهوری اسلامی نمی‌خواستند نرم‌تر رفتار کند؛ می‌خواستند دگرگون شود. ساختار را به نقد کشیدند، قانون اساسی را پایان‌یافته دانستند و به‌جای فروپاشی یا انقلاب، بدیلی حقوقی و مدنی پیشنهاد دادند: رفراندوم، مجلس مؤسسان، و مشارکت عمومی.

اما بیانیه ۱۹۱ نفر، برخلاف آن‌ها، از خواسته‌ای مشخص دفاع نمی‌کند. مطالبه‌ای ندارد. کنش‌پذیر است نه کنش‌گر. از دل آن نه «سوژه‌ی سیاسی» بیرون می‌آید، نه پروژه‌ی اجتماعی. مردم در آن نه سوژه‌اند نه تصمیم‌گیرند، ‌«قربانی‌»اند. رسالت اصلی این بیانیه ایجاد یک دوگانه و تنش در میان مطالبه‌گران است چون: در مواجهه با موج بیانیه‌های مطالبه‌گر، سکوت نمی‌کند؛ بلکه صف‌بندی می‌کند. نقش «تعدیل‌کننده» را به‌عهده می‌گیرد. گویی به‌جای قدرت، در برابر جامعه مدنی می‌ایستد؛ همدلی‌اش را با حاکمیت پنهان نکرده و به شکل ضمنی، بیانیه‌های مقاومتی را به افراط و تندروی متهم می‌کند. در مواجهه با گفتمان مقاومت، زبان نقد حاکمیت را کنار گذاشته و رو به نقدِ ناگفته‌ی آن‌ها می‌آورد. گویی رسالتش نه همراهی با خواست مردم، که هشدار به آنان بود که مبادا حرف زیادی بزنند! انگار بخش فرهنگی نهادهای امنیتی فرصت بیانیه‌دادن پیدا کرده‌اند؛ این‌بار با امضای تکنوکرات‌های نیمه‌دل.

در حالی که بیانیه‌های سه‌گانه، ساختار قدرت را به پرسش می‌کشیدند، این بیانیه ۱۹۱ نفر، ساختار را نوازش می‌کند. نقد را کنار می‌گذارد و به‌ توصیه روی می‌آورد. گویی مسئله، فقط «لحن گفت‌وگو» است. گویی با زبان لطیف می‌توان گره ۴۵ ساله را وا کرد. حاکمیت، ساختاری نیست که باید تغییر کند، بلکه پدری‌ست که باید آرام‌تر بیدارش کرد. واژگانی پرطمطراق و میان تهی. مثل کاسه‌ای رنگین که درونش مه است.

در مقابلِ آنچه می‌توان «گفتمان مقاومت مدنی» نامید، بیانیه ۱۹۱ نفر نه گفتمان است و نه راهبرد. چیزی است در میانه‌ی تردید، محافظه‌کاری، و خودسانسوری. گویی حتی نمی‌خواهد «مفهوم رفراندوم» را بشنود. بی‌آنکه شجاعت ردش را داشته باشد، آن را حذف می‌کند؛ یادآور سیاست‌های رسمی حاکمیت و نهادهای امنیتی.

در مقابل بیانیه‌های سه‌گانه‌ای که «گفتمان مقاومت» را شکل می‌دهند و زبانِ آن را می‌سازند، بیانیه ۱۹۱ نفر را می‌توان «گُنگ‌مان» نام‌نهاد : بیانیه‌ای که قدرتی و گفتمانی تولید نمی‌کند. بیانیه‌ای که نمی‌خواهد چیزی بگوید، اما ناگزیر است چیزی بنویسد. و تنها کاری که از دستش برمی‌آید، همراهی با نوعی محافظه‌کاری نهادمند است. نه برای ساختن آینده، که برای تعلیقِ سیاست‌ورزی و به تعویق انداختن پایان!

اگر بیانیه موسوی، صدای حصر بود و بیانیه ۱۷ نفر پژواک سلول، و بیانیه ۷۰۰ نفر، تپش قلب جامعه مدنی؛ بیانیه ۱۹۱ نفر، شبیه نامه‌ای‌ست که کارمندان یک وزارتخانه، بعد از ساعات اداری، برای رفع سوءتفاهم‌های احتمالی در سطوح بالا نوشته‌اند. تلاشی برای «فرونشاندن سیاست» در لحظه‌ای که جامعه، تازه دارد درباره‌اش تصمیم می‌گیرد.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

بالاخره پوستر عکس او هم، آن نوار اُریب سیاه را بر گوشه‌ی بالای‌اش تجربه کرد. صدای او هم خاموش شد. نوبت او هم فرا رسید تا یکی از مجریان خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی،

ادامه »

اینترنت دیگر صرفا یک ابزار ارتباطی نیست. یکی از ارکان اصلی زندگی انسان در جهان جدید است. از آموزش و پژوهش گرفته تا کسب‌وکار،

ادامه »

  طی سال‌های اخیر، برخی از مخالفان جمهوری اسلامی، به‌ویژه پهلوی‌چی‌ها، محاسبات سیاسی خود را بر این فرض بنا کرده‌اند

ادامه »