آیا در قرآن «کتک زدن زنان» ترویج شده است؟

مهدی امین

در اینجا به بررسی آیات 34 و 35 سوره نساء می پردازیم : ﭐلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى ﭐلنِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ ﭐللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَـﭑلصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ ﭐللَّهُ وَﭐلَّـٰتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَﭐهْجُرُوهُنَّ فِي ﭐلْمَضَاجِعِ وَﭐضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ ﭐللَّهَ کَانَ عَلِيّاً کَبِيراً ﴿34﴾

مردان سرپرست (مراقب و محافظ) بر زنانند، زیرا که خداوند برای هر کدام فضل و برتری هایی قرار داده و اینکه مردان از اموال خود (برای اداره زندگی همسر و فرزندان) خرجمی‌كنند.1 بنابراين، زنانِ شايسته، فرمانبردار (خدا) هستند و به سبب حمایتهایی که خداوند (در شريعت برایشان) محفوظ و مقرر کرده، محافظ (عفّت خويش) در پنهان هستند.2 و امّاآن زنانی را كه از نُشُوزِشان3 در هراسید، پندشان دهيد و همچنین در خوابگاه ترکشان کنید، (اگر قصد جدایی دارند) رهایشان کنید، پس اگر  (در این مدت سازشی پیش آمد) و پیروی كردند (از پند های شما و از وظایفی که در رابطه با حقوق زناشویی دارند)، در اين صورت هيچ راه و (بهانه‌ای)عليه آنها مجوييد. بدانید که خدا بلند مرتبه ای بزرگ است.  

1- «قَوَّام» بودن بر كسی و یا بر چیزی دلالت بر احساس مسئوليت، مراقبت و پاسداری از آن می كند، «قَوَّامُونَ» فعل حاليه است كه بر واقعيتی (حداقل) در زمان نزول آيات دلالت می كند. بنابراين نه حكم شرعی است و نه تبعيض جنسيتی. خداوند به منظور تحکیم کانون خانواده برای هر کدام (زن و مرد) فضل و برتری هایی نسبت به هم قرار داده و همچنین وظایف و مسئولیت هایی در فطرت آدمی به نسبت ساختار روحی و جسمی شان تعیین فرموده است.

در ادامه دومين عاملی كه قوّام بودن مرد را توجيه می كند، عهده‌دار بودن مخارج و تأمين زندگی مادّی خانواده می‌باشد. اين تقسيم وظيفه بر اساس طبيعت مرد و زن و تفاوت نقشی است كه خداوند به عهده آنان گذاشته است، بايد ديد آيا تغيير اين الگوی طبيعی و كشاندن زنان به بازار كار و توليد و گذاشتن بار نيمی از مخارج خانواده به عهده آنان، در حالی كه زحمات بارداری و شيردهی و تربيت فرزندان و امور خانه را بر دوش دارند، موجب تحكيم پيوند خانواده، تعميق عشق و محبّت و تعالی رشد معنوی فرزندان و خدمتی به زنان شده، يا آنان را خسته و افسرده و اسير بازار توليد و مصرف كرده است!؟

2- «فَـﭑلصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ ﭐللَّهُ» وصف زنانی است که به سبب حمایتهایی که خداوند (در شريعت برایشان) محفوظ و مقرر کرده، مانند : رفع اتهام زنا از خود با چهار بار سوگند به خدا. 24(نور : 8)، موضوع الزام چهار شاهد. 24(نور : 4) و یا مهریه ای که دریافت می کنند و دیگر حمایتهای بی نظیر خداوند از زنان… دستورات خداوند را در مورد حفظ عفّت و پاکدامنی را رعایت می کنند. در مقابل چنین زنان شایسته ای زنان «ناشِزه» قرار می گیرد که در ادامه آیه آمده است.

* « قَانِتَاتٌ» به مفهوم زنانی که مطیع در برابر خداوند هستند.در این مورد به آیات (بقره : 238 ،116) ،    (آل عمران :13)، (نحل : 120) ، (روم : 26) (احزاب : 35).توجه فرمایید.

3- «نُشوز» از ماده «نَشَز» به معنی «زمين بلند» است و در قرآن به معنی «برخاستن و از جای بلند شدن» نیز به کار رفته است «وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا»58(مجادله : 11) . پس مفهوم آیه می تواند زنی را شامل شود که در صَدَد و اندیشه طلاق و جدایی با حالتی از مقصر بودن است. چرا که با توجه به سیاق آیه و اینکه در مقابل «فَـﭑلصَّالِحَاتُ = زن شایسته» «قَانِتَاتٌ = مطیع در برابر خدا» «حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ = محافظ عفّت خويش در پنهان» آمده است . و در قیاس رفتارشان با آنها است که خداوند می فرماید : «فَعظُوهنَّ = نصيحتشان كنيد». یعنی از باب گفتگو وارد شوید و به توافقی دست یابید. و تا زمانی که سازش نکرده اید « وَﭐهْجُرُوهُنَّ فِي ﭐلْمَضَاجِعِ = خوابگاه های خود را جدا کنید و همبستر نشوید». به نظر می رسد كه دراين مرحله نيز خداوند نمی خواهد پرده ها دريده شده و موضوع اختلاف علنی شود. و نیز چون وضعیت سازش یا عدم سازش زوج هنوز مشخص نیست و احتمال طلاق در پیش است بارداری صورت نگیرد، يعنی جدایی به طور خصوصی درون خانه، نه جدایی كه کسی از آن مطّلع شود.و بتوانند تصمیم درست را بگیرند. آنگاه در مرحلهی آخر، چنانکه توافقی در حقوق و  وظایف متقابل زناشویی صورت نگرفت و زن هم بر قصد جدایی پافشاری کرد آيه ی شريفه می فرمايد « وَﭐضْرِبُوهُنَّ = رهایشان کنید و یا جدایشان سازید، به عنوان مثال : تا تعیین تکلیف نهایی در یک خانه نباشند» مانند اینکه زن به خانه پدر و یا برادر و… برود و خانواده ها هم از اختلاف آنها مطلع شوند. چنانکه در آیه بعدی می فرماید :«پس داوری، از خانوادۀ شوهر و داوری، از خانوادۀ زن برگزينيد، اگر اراده ی اصلاح داشتند خداوند آنها  به توافقی خواهد رساند». و اگر هم قصد طلاق و جدایی قطعی باشد که روند آن را پیگیری خواهند کرد.

*** دلایل و قرینه هایی که ثابت می کند در این آیه (نساء 34) «وَضْرِبُوهُنَّ»را نمی توان به مفهوم (زدن) گرفت.

«ضَرَبَ» در لغت به معانی مختلفی (نزدیک ده معنی) به کار رفته و در قرآن نیز در حدود 8 معنی و مفهوم به کار رفته است.

* در مورد سفر و جابجایی در زمین : «وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ» و چون در زمين سفر كرديد، 4(نساء : 101)

* در مفهوم رها کردن ،دور نگه داشتن، ترک کردن : «أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَن كُنتُمْ قَوْمًا مُّسْرِفِينَ»  آيا به صِرف‌ اينكه شما قومى منحرفيد بايد قرآن را از شما باز داريم؟ 43(زخرف : 5)                      

* در مفهوم الزام و مقرر گشتن : «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ» مقرر شدن ذلّت بر یهودیان نافرمان                                 3(آل عمران : 112)

* در مورد جدایی حق و باطل : «كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ» خداوند، حق و باطل راچنين جدا می کند (رعد : 17)

* در مورد مثال زدن به کار برده شده مانند : «وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ» و خدا مَثَلها را براى مردم مى‌زند، شايد كه آنان پند گيرند. 14(ابراهیم : 25).

* در مفهوم کشیدن و قرار دادن مانع : «فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ» حصاری میان آنانحائل می‌شود .     57(حدید : 13)

* و در آیه حجاب : «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ»  24(نور : 31)

* در هیچ آیه ای از قرآن فعل ضَرَبَ به معنی زدن فیزیکی یک انسان به انسان دیگری به کار گرفته نشده است.

مثلا : در سوره 28(قصص : 15) «فَوَكَزَهُ مُوسَى» موسی مشتی به او زد. به جای واژه (ضَرَبَ) از                     واژه (فَوَكَزَهُ) استفاده شده است.

و یا در سوره 51(ذاریات :29) «فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا» همسر ابراهیم از شدت خوشحالی بر چهره خود زد. از واژه (فَصَكَّتْ) استفاده شده است.

و یا در آیه 24(نور : 2) «الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ»  در مورد حکم تأدیب زناکار واژه «فَاجْلِدُوا» به کار برده شده.

* دلیل محکمی که «وَﭐضْرِبُوهُنَّ» را در آیه ( 34 نساء) نمی توان به معنای «زدن» گرفت قرینه مقابل آن «فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ» است. یعنی درست بعد از «وَﭐضْرِبُوهُنَّ» کلمه «اطاعت» آمده است که هم از لحاظ فِطرت انسانی و هم به لحاظ قرآنی اطاعت باید قلبی باشد و نه با زور و اکراه پس اگر در این آیه اطاعت با  «کتک زدن و اکراه» به دست آید کاملاً با اطاعت «قلبی و از روی علم» که خداوند در آیات متعدد قرآن بیان فرموده در تضاد قرار می گیرد.

* در سوره احزاب آیه 28 خداوند می فرماید : اى پيامبر، به همسرانت بگو : «اگر خواهان زندگى دنيا و زينت آنيد، بياييد تا مَهرتان را بدهم و خوش و خُرّم شما را رها كنم پس در این آیه دستور تنبیه در مورد همسرانی که خواهان لذّت های زندگی دنیا هستند نداریم و حتی می فرماید با پرداخت مهریه با خوشی و خرمی از هم جدا شوید. پس لازم است مطابق توصیه خداوند عمل کنیم که می فرماید : «لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» در رفتار و اخلاق رسول خدا برای شما سرمشقی نیکوست. باید چنین عمل کرد. 33(احزاب :21)

* سوره نور آیات 6 ای 9 حتی در مورد مردانی است که به همسر خود نسبت زنا می دهند و غیر از خود شاهدی ندارند (حق هیچ تنبیهی ندارد) و حتی از همسرش كيفر ساقط مى‌شود، در صورتى كه چهار بار به خدا سوگند ياد كند كه شوهرش جداً از دروغگويان است در این شرایط هیچ جزای دنیایی برای آن زن وجود ندارد حتی اگر شوهر راست بگوید و آن زن به دروغ به خدا سوگند یاد کند پس می بینیم که خداوند حتی به شوهر زن «زناکار» نیز اجازه هیچ گونه تنبیهی را نداده است که بتواند همسرش را تنبیه کند و بزند. پس چطور ممکن است در این آیه با یک ظن و گمانی اجازه چنین کاری داده باشد «وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ…» یعنی زنانى را كه از نشوز آنان بيم داريد یعنی هنوز نشوزی ثابت نشده است.

* در سوره تغابن آیه 14 خداوند می فرماید : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا» پس میبینیم که در این آیه خداوند توصیه به بخشش،چشم پوشی و آمرزش آن دسته از همسر و فرزندانی می کند که حتی به دشمنی شخص برخواسته اند.!؟

*** «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ  وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ» پس بشارت ده بندگانم را : همان کسانی را که سخن را می‌شنوند و ازبهترین آن پیروی می‌کنند، اینانند که خداوند هدایتشان کرده و اينانند همان خردمندان. 39(زمر :18،17 )

وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَـﭑبْعَثُواْ حَکَماً مِّنْ أَهْلِهِ وَحَکَماً مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلَاحاً يُوَفِّقِ ﭐللَّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ ﭐللَّهَ کَانَ عَلِيماً خَبِيراً ﴿35﴾

و اگر بیم داشتید از اختلاف و جدايی آن دو، پس داوری از خانواده مرد و داوری از خانواده زن انتخاب كنيد، چنانکه اراده ی اصلاح داشتند، خداوند میان آن دو توفیق سازش خواهد داد، که خدا دانايی آگاه است.1

1- آيه ی شريفه خانواده، دوستان، آشنايان را درمورد موضوع طلاق و اختلافاتبين زن و شوهر مخاطب قرار داده است كه اگر ناسازگاری آنها از حد گذشت، به طوری كه اخبار آن به خارج از محيط خانواده رسيد بی تفاوت نباشند و با میانجگری به «حكَميت» خانوادگی رجوع کنند. اين مشاوره خانوادگی مزايایفراوانی نسبت مراجعه به دادگاه و وكيل گرفتن دارد، از جمله اینکه : رسيدگى به اختلافات، سريع، بدون تراكم پرونده و مشكلات كارِ ادارى است، اختلافات و اسرار خانوادگی از حلقه دو داور خويشاوند خارج نمی‌شود، داوران داخلی انگيزهاصلاح و جوش دادن جدايی را دارند، حال آنكه وكيلان چنین انگیزه ای نداشته و قضات دادگاه نیز فقط به قانون خشك نظر دارند.

* راه حل طلاق كه در روزگار ما راحت‌ ترين شيوه برای رهايی از اختلاف به نظرمی‌رسد، اما در حكم الهی، حتی در صورت مؤثر واقع نشدن راه حل‌های فوق همنيامده، و توصیه نشده و تمام آیات در جهت محدود کردن افراد برای انجام طلاق وترغیب ایشان به بازگشت، و اصل بر رفع اختلافات زناشویی گذاشته شده. با وجوداین طلاق در قرآن کریم، عملی حرام تلقی نشده و چنانچه امید اصلاح و حفظ کانونزناشویی امکان‏پذیر نباشد، جز آخرین راه‌هابوده است!

* از زوج خوشبختی كه هفتادمين سالگرد خود را جشن گرفته بودند،رمز دوامپيوندشان را پرسيدند، گفتند : «ما در دوره‌ای زندگی می‌كرديم كه اگر چيزیخراب می شد، به جای دور انداختن آن را تعمير می‌كرديم

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

2 پاسخ

  1. درود بر شما
    هر خواننده متوسطی هم پی خواهد برد که شما با توجیهات مختلف می کوشید ،مقاصد اصلی قرآن را که مانند روز روشن و مبرهن است ، به دلخواه خودتان تاویل کنید و توضیح دهید ، اما امروزه دیگر مردم با پیشرفت های همه جانبه فریب شما را نخواهند خورد، مثلا قرآن صریح و آشکار و بدون هیچگونه شکی آورده است که زنان متمرد و سرکش را در نهایت کتک بزنید، حالا توجیه و توضیح امثال شما مضحکه و طنزی دردآور است،آقای محترم ،تلاشتان مانند صفرا را می افزاید و این تلاش شما تاثیری خلاف میل شما را در بر دارد و اینجاست که باید گفت: سپاس خدای را که گمراهان نادانند و همین گمراهی نعمتی است برای جویندگان حقیقت چون « گویند ادب از که آموختی، گفت: از بی ادبان»

  2. شما تلاش کردید موضوع را به زمان حواله دهید پس قرآن برای زمان خاصی آمده ، نمیشود یک بام و دو هوا

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

اخیرا مقاله‌ ای در چهار بخش با عنوان ” انحطاط روشنفکری دینی در ایران معاصر” به قلم محمد عثمانی در سایت ” ایران امروز” انتشار یافته، که به گمان ما واجد نکاتی غیر دقیق، نسنجیده،

ادامه »

یکی از شاخه‌های بسیار مهم فلسفه، اخلاق باور نام دارد. اخلاق باور، حیطه‌ی فکری است که معرفت‌شناسی، فلسفه ذهن، روانشناسی و اخلاق را به

ادامه »

این روزها شاهد حمله بخشی از جریان چپ به نیروها و جریان‌های مختلف اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستیم؛ جریانی که پس

ادامه »