مجتبی خامنه‌ای؛ بن لادن یا بن سلمان؟

محمدرضا سرداری

پس از دو هفته بی‌خبری از وضعیت مجتبی خامنه‌ای و سپری شدن حدود یک هفته از اعلام رهبری او، صدا و سیمای جمهوری اسلامی پیام مکتوب نسبتا مفصلی از او منتشر کرده است. این پیام صرف نظر از محتوای آن بسیاری از حواشی اطراف او از جمله شرایط نامساعد جسمی و همچنین حفاظت شدید ناشی از نگرانی از هدف قرار گرفتن مجدد او را تایید می‌کند. هر چند در این متن هیچ اشاره به وضعیت خود نکرده و صرفا گفته است که از صدا و سیما خبر رهبری شدن خود را شنیده است! موضوعی که خود ابهام حقوقی جدیدی ایجاد می‌کند که چگونه بدون رضایت یا اطلاع شخص می‌توان کسی را به مقام رهبری نشاند؟

پیش از انتشار خبر کشته شدن علی خامنه‌ای در حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، خبر کشته شدن مجتبی خامنه‌ای و همسرش زهرا حداد عادل منتشر شده بود اما خبر کشته شدن مجتبی خامنه‌ای تایید نشد. چندی نگذشت که در فرآیندی پر از ابهام مجتبی خامنه‌ای رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی و ولادیمیر پوتین نخست مقام رسمی در جهان بود که این انتصاب را تبریک گفت. این انتصاب عجولانه سه دلیل کلیدی داشت: نخست، حفظ روحیه نیروهای وفادار به نظام، به ویژه سپاهیان در حال رزم و حلقه نخست هواداران، که کشته شدن رهبر در ابتدای جنگ ضربه روحی شدیدی به آنها وارد کرده بود و معرفی سریع مجتبی نوعی «خون تازه» در رگ‌های آنان بود. دوم، جلوگیری از استفاده رقیب از خلا قدرت؛ حلقه نزدیک مجتبی تلاش کرد تا وضعیت جسمی او مانع جانشینی نشود و شورای رهبری نتواند به رقیب فرصت دهد تا نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب رهبر آینده ایفا کند. سوم، استفاده تبلیغی و استراتژیک؛ معرفی زودهنگام می‌تواند فرصت بدهد تا در زمان مناسب، چهره‌ای مظلوم و مصدوم از مجتبی به نمایش گذاشته شود و حمایت هواداران نظام تقویت شود، به ویژه در شرایط جنگ و بحران. مواردی که دست کم در فحوای پیام مکتوب منتسب به او مشهود است.

سی و سه سال پیش، مجتبی خامنه‌ای ۱۷ ساله به گردان حبیب لشکر «۲۷ محمد رسول‌الله» پیوست و از همان زمان شماری از فرماندهان و اعضای این گردان حول محور او جمع شدند و حلقه‌ای قدرتمند و تندرو در ساختار امنیتی و سیاسی ایران شکل گرفت. برخلاف برادرش مصطفی که علاقه‌ای به سیاست نداشت، مجتبی فعالیت خود را در حوزه سیاسی و اطلاعاتی گسترش داد و نفوذ خود را در بیت رهبری و نهادهای امنیتی افزایش داد. حلقه گردان حبیب اکنون به یک شبکه اطلاعاتی-سیاسی قدرتمند تبدیل شده که محور آن مجتبی خامنه‌ای است و اعضایش تصمیم‌گیری‌های کلیدی جمهوری اسلامی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

افرادی مانند علیرضا پناهیان، مهدی طائب، حسین طائب، محمد اسماعیل کوثری، علی فضلی و ابراهیم جباری عمدتاً از فرماندهان ارشد سپاه، یا چهره‌های امنیتی هستند که در دهه‌های گذشته در نهادهای امنیتی، بسیج و ساختارهای نزدیک به بیت رهبری نفوذ داشته‌اند. نقش آنان فقط محدود به حوزه امنیتی نیست؛ از طریق حضور در رسانه‌ها، تولید محتوا در مجموعه‌های فرهنگی وابسته به سپاه، و ارتباط با رسانه‌هایی مانند خبرگزاری‌های نزدیک به سپاه و شبکه‌های تلویزیونی، در شکل‌دهی به روایت‌های سیاسی و ایدئولوژیک نیز اثرگذار بوده‌اند. رابطه آنان با محمدباقر قالیباف بیشتر به صورت همکاری تاکتیکی همراه با رقابت سیاسی توصیف می‌شود، در حالی که با جریان نزدیک به علی لاریجانی فاصله سیاسی بیشتری دارند و لاریجانی معمولاً نماینده طیف عملگراتر اصولگرایان محسوب می‌شود.

حال اگر این جنگ متوقف شود و مجتبی خامنه ای روند بهبودی را طی کند و جایگزین پدر شود، چه سناریویی در پیش خواهد بود؟ آیا گذار از جمهوری اسلامی رخ خواهد داد؟ بسیاری به آن بدبینند. «حلقه گردان حبیب» نه تنها قادر به توافق با آمریکا نیست، بلکه پس جنگی که کلی خسارت به بار آورده حتی قادر به ترمیم روابط خود با همسایگان ایران نیز نیست. ضمن این که کشور همچنان با تحریم‌های بین المللی و مشکلات اقتصادی و مالی عمده‌ای دست به گریبان است که این جنگ آن را دو چندان کرده است. در چنین شرایطی آن چه محتمل است وابستگی بیشتر ایران به مسکو و حتی هم‌پیمانی نظامی محتمل با پوتین در حمله احتمالی روسیه به اروپا است اما بعید است وابستگی بیشتر به روسیه که خود با مشکلات عدیده‌ای روبرو است زمان زیادی دوام آورد. با توجه به موج نارضایتی‌ها، برقراری هرگونه آتش بس یا ترک مخاصمه اگر با تغییر ساختاری در حکومت مواجه نشود، زمینه ساز موج دیگری از اعتراضات خواهد بود و سناریوی صربستان در انتظار ایران خواهد بود مگر این که مجتبی خامنه‌ای تصمیم بگیرد بجای بن‌لادن، بن سلمان شود.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

مدتی است هر رسانه‌ای را که باز می‌کنید، سعید لیلاز را می‌بینید که با لحنی آمرانه از «اجتناب‌ناپذیر بودن جنگ» سخن می‌گوید و منتقدان را با این عبارت خطاب می‌کند که اگر جرأت دفاع از

ادامه »

درک اندیشه‌ی محمد حنیف‌نژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکل‌گیری بحران‌های ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دوره‌ای ظهور می‌کند که

ادامه »

مسئله دین‌ستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفت‌شناسانه و فلسفی، یکی از مسائل

ادامه »