زیتون ـ پس از بحث و جدل‌های فراوان حول محور حذف یا اصلاح کنکور ارشد و دکترا و نیز موضوع گزینش دانشجو در این مقاطع تحصیلی، در هفته‌ای که گذشت وزیر جدید علوم از ایده جدید خود در این راستا رونمایی کرد. مشکل اما اینجا بود که غیر از یکی دو خبرگزاری رسمی، هیچ کس طرح پیشنهاد آقای وزیر را جدی نگرفت. پرگویی‌های ایشان، هنوز از گرد راه نرسیده، اصحاب رسانه را خسته و دلزده کرد، و گویا سکوت را در برابر ایده ناب و مشعشع جناب وزیر انتخاب بهتری دانسته‌اند.

محمدعلی زلفی گل در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره جزئیات طرح پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری با رساله کاربردی گفت: «تصمیم ما بر این است که یک نظام پیشنهادات را شکل دهیم که در این نظام پیشنهادات صنایع خصوصی دولتی ارائه شود و هر ایرانی بتواند نیازهایی را که تشخیص می‌دهد برای کشور لازم است در فرمی مطرح کرده و از طریق سامانه برای وزارت علوم ارسال کند که بعد از داوری علمی، نیازها و اولویت‌های تحقیقاتی جامعه در پایگاه استنادی جهان اسلام نمایه شود.»

وی در ادامه افزود: «سپس در دانشگاه‌ها از اساتید بخواهیم در راستای نیازهایی که در پایگاه استنادی جهان اسلام نمایه شده طرح تحقیقاتی در راستای تحقق آن نیاز بنویسند و در آن مشخص کنند که چند دانشجوی دکتری و یا ارشد نیاز دارند. پس از آنکه طرح تحقیقاتی مذکور در گروه و دانشکده مربوطه تصویب شد، از طریق سازمان سنجش آموزش کشور برای آن دانشجوی شبانه و روزانه و نوبت اول و دوم که جذب می‌کنیم، دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری با رساله کاربردی جذب کنیم که خروجی و ارزشیابی پایان نامه آن مقاله نخواهد بود. وی درباره اینکه آیا در خصوص این طرح با سازمان سنجش آموزش کشور رایزنی شده است گفت: بله صحبت کرده‌ایم و در جلسه شورای معاونین نیز مطرح شده است.»

تمام اطلاعاتی که می‌توان از خروجی تمام خبرگزاری های ایران در مورد طرح جدید وزارت علوم در خصوص امر خطیر انتخاب دانشجوی ارشد و دکترا که به عبارتی در واقع آینده علمی و عملی کشور را می‌سازد، یافت از همین چند سطر فراتر نمی‌رود. وزیر علوم هم البته خودش را با توضیح مفاهیمی مثل «نمایه شدن در پایگاه استنادی جهان اسلام» خودش را خسته نکرده و اساساً بعید است حتی توضیحی من باب این عبارت پیچیده و عجیب هم داشته باشد.

از سویی دیگر، رئیس شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه، در افتتاحیه حوزه علمیه امام رضا، با به لرزه درآوردن پیکر علامه طباطبایی در سرای ابدی‌اش، و با ارائه تعریفی جدید از مفاهیم فلسفیِ «علم حصولی و حضوری» آن مرحوم، دستور فرمودند که «حوزه علمیه باید علوم انسانی اسلامی تولید کند.»

رئیس شورای سیاستگذاری حوزه‌های علمیه: «در کشور ما علوم انسانی سکولار به شریعت اجازه نمی‌دهد که جامعه را اداره کند.»

علی اکبر رشاد با بیان اینکه ما به عنوان عالم باید دین مجسم شویم، گفت: «در عرف و برخی و روایات دین دارای سه ضلع عقاید، اخلاق و احکام است اما این دقیق نیست، دین قلمرو وسیع‌تری دارد دست‌کم به اضافه این سه بعد دین معنویت هم دارد بلکه معنویت جوهر، گوهر، هسته و اساس دین است. دین علم دارد و گزاره‌های علمی در متن دین وجود دارد. علوم دینی که ما در حوزه‌های علمیه می‌خوانیم بخشی از علم دینی است.» وی در ادامه افزود: «ما در الهیات خود با فلسفه غنی، مبرهن و مستدل مشکل نداریم ما در صحنه عمل مشکل داریم که آن را علوم انسانی سکولار اداره می‌کند. حوزه موظف است علوم انسانی اسلامی تولید کند، اخیراً درخت‌واره رشته‌های علوم انسانی اسلامی را طراحی کردیم. هر آنچه شریعت در امور اقتصادی، سیاسی، حقوقی، فرهنگی، مدیریت و غیره را بخواهد اداره کند علوم انسانی انجام می‌دهد.»

وی با بیان اینکه در کشور ما علوم انسانی سکولار به شریعت اجازه نمی‌دهد که جامعه را اداره کند. گفت: «عمده مسائل در دست متخصصان علوم انسانی است که غالباً هم انسان‌های سالم و متدین هستند اما با معارف دینی آشنایی ندارند که علوم انسانی اسلامی تولید کنند حوزه علمیه باید این کار را انجام دهد. باید دین در ما تجلی کند و همه وجود ما دین شود لذا توصیه من به طلاب جوان این است که وقت خود را از دست ندهند با برنامه‌ریزی در امر تحصیل و تحقیق درباره دین بسیار تلاش کنند.»

لابد باید برای ایشان و دوستانش به خاطر «طراحی درخت واره رشته های علوم انسانی اسلامی» مراتب قدردانی و تشکر خود را اعلام داریم، اما خوب بود اگر ایشان قدری هم در باب لزوم طراحی این قبیل درخت و درختچه ها و نیز ربط و نسبتشان با جامعه امروز ایران و نیازهایش سخن می‌گفتند. وزیر جدید علوم که از «دیپلماسی علمی» حرف میزند و معتقد است که «پتانسیل علمی دانشگاه ها در راستای نیاز جامعه تعریف شود»، دقیقاً منظورش کدام جامعه و مردم است و یا چه طرح یا برنامه مدونی در این راستا داشته و یا دارد؟ دانشگاه و دانشجویی که روزهای هفته می گذرد و برنامه های وزارتخانه اش تنها به «نصب و راه اندازی کفپوش هوشمند تعاملی در ۱۰ دانشگاه کشور» و یا «راه اندازی پویش عمود ۱۴۵۲ توسط ستاد عمره دانشگاهیان»، محدود می‌شود دیگر چه انگیزه‌ای برای تولید علم و آینده‌سازی می‌تواند داشته باشد.

در همین چند هفته‌ای که از شروع کار وزارت علوم گذشت چیزی جز ابهام و کلی گویی و تکرار مطالبات کینه‌توزانه آقای خامنه‌ای در باب علوم انسانی، از وزیر جدید علوم ندیدیم، این بار دیگر این قصه تلخ را به ما یادآور شد که در بر همان پاشنه می‌چرخد و او هم قرار است به مانند پیشینیان خود، چندی عبای ملانصرالدین را بپوشد و به وقتش، از تن به در کند. در این بین، تنها این ماییم که آبدیده شدیم و از شدت گزیده شدن، به طرفه العینی سره را از ناسره تشخیص می‌دهیم. اما باید همین ابتدای کار، به آقای وزیر یادآور شد که رویای ساخت امارت اسلامی با کمک علوم انسانی اسلامی و نیز طرح پذیرش اسلامی دانشجویان ارشد و دکترا، شاید نامش را در سیاهه موقت خودی‌ها بنشاند، اما حتماً نام و نشانش را از تاریخ بلند این سرزمین گم و گور خواهد کرد.

بازگشت به صفحه اول