زیتون ـ یلدا امیری: حکومت نازی در آلمان پس از اینکه موفق شد به دموکراسی پایان دهد و دیکتاتوری تک حزبی بنا کند، تبلیغات وسیعی برای جذب همکاری مردم آلمان بر پا کرد. وزارت تبلیغات به رهبری یوزف گوبلز، کنترل تمام ابزارهای فرهنگی و ارتباطی از روزنامه‌ها، مجلات و کتاب‌ها گرفته تا جلسات عمومی، تظاهرات، هنر و رادیو را به عهده داشت. نه تنها دیدگاه‌های مخالف سانسور می‌شد، بلکه کتاب‌های افراد خاص و بالاخص یهودیان نیز حذف می‌شد. در شب ۱۰ مه ۱۹۳۳ سازمان های دانشجویی و استادان نازی با حمله به کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها بیش از ۲۵ هزار جلد کتاب سوزاندند.

حکومت‌های تمامیت خواهی که با شیوه‌های خشن و یا تقلب در انتخابات پیروز می‌شوند در نهایت تنها با ارعاب نمی‌توانند جامعه را اداره کنند و ناچارند برای مردم آینده‌ای متعالی ترسیم کنند و رهبر حکومت را شخصیتی به دور از اشتباه نشان دهند. ترسیم این وضعیت مطلوب به عهده دستگاه تبلیغات است.

آمار مرگ میر کرونا در ایران سیر صعودی گرفته بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی علی خامنه‌ای را عامل مرگ و میر گسترده مردم می‌دانند و فعالان اجتماعی و سیاسی نیز با انتشار مطالبی رهبر جمهوری اسلامی را مسئول فجایع هفته‌های اخیر معرفی کرده‌اند. جمع قابل‌توجهی از فعالان سیاسی مدنی، روشنفکران، هنرمندان و فعالان حقوق بشر نیز با انتشار بیانیه‌های گروهی و یا مطالب جداگانه، خواهان رسیدگی مستقل به مواضع آقای خامنه‌ای  در مواجهه با اپیدمی کرونا شده‌اند و او را مسئول مرگ هزاران ایرانی دانسته‌اند.

رهبر جمهوری اسلامی روز  ۱۹بهمن ۱۳۹۹ واردات واکسن کرونای ساخت آمریکا و انگلیس را ممنوع اعلام کرد و  ۷ ماه بعد در روز ۲۰ مرداد ۱۴۰۰ در یک نطق تلویزیونی کرونا را مسئله «اول و فوری» خواند و خواستار تامین واکسن به هر شکل ممکن شد.

بیشتر بخوانید:

متهم ردیف اول: سید علی خامنه‌ای

حالا خبرگزاری‌های حکومتی و وابستگان نظام و شخص آیت الله خامنه‌ای در صدد توجیه فرمانی هستند که رهبرشان از جایگاه «خلیفه اسلامی» صادر کرد و جان هزاران نفر را گرفت. دستگاه تبلیغات جمهوری اسلامی از صدا و سیما گرفته تا رسانه وابسته به سپاه تلاش می‌کنند بار اشتباه غیرقابل جبران آیت الله خامنه ای را به نحوی از دوش او بردارند.

«عملیات تروریستی ذهنی»

شبکه سوم صدا و سیمای جمهوری اسلامی روز ۲۶ مرداد ۱۴۰۰ در برنامه «پرونده ویژه» خود با عنوان «نگاهی به آخرین وضعیت شیوع کرونا و واکسیناسیون در ایران» سه مهمان دعوت کرد.

 وابستگان نظام و شخص آیت الله خامنه‌ای در صدد توجیه فرمانی هستند که رهبر از جایگاه «خلیفه اسلامی» صادر کرد و جان هزاران نفر را گرفت.

حسن جلیلی، مدیر پروژه تولید واکسن کوبرکت که از واکسن ایرانی و سرعت تولید آن دفاع کرد. کیانوش جهانپور، سخنگوی سازمان غذا و دارو که پیش از این منتقدان قیمت بالای واکسن داخلی کرونا را «پفیوز» خوانده بود و مواضع سیاسی و ادبیات خارج از عرف و ادبی دارد و محسن مهدیان که از او با عنوان «کارشناس رسانه» یاد می‌شود.

جهانپور در این برنامه تلویحا بالا بودن آمار کرونا را توجیه کرد و انتقادات به ممنوعیت واردات واکسن آمریکایی و انگلیسی توسط آیت‌الله خامنه‌ای را خط تبلیغاتی نامید، او از شکایت کشورهای اروپایی در مورد واردات آسترازنکا گفت و نبودن واکسن در ایران را به دلیل تحریم را هم خط تبلیغاتی و سیاسی نامید، او گفت «تصمیم رهبر فراتر از دیدگاه سازمان سلامت بود» و تاکید کرد که «منبع معتبر برای تامین واکسن ایران وجود نداشت» و «کشورهای متخاصم در مورد واکسن تحریم ها را اعمال کردند.»

سخنان جهانپور در حالی بیان شد که شرکت کواکس ۱۴ آذر ۱۳۹۹ اعلام کرده بود که «ایران برای خرید واکسن هیچ منع قانونی و حقوقی حتی از سوی دولت آمریکا ندارد.» اما مقامات ایران پاسخ داده بودند که نیازی به واکسن خارجی ندارند.

محسن مهدیان، «کارشناس رسانه» که در رسانه‌‌های نزدیک به اصولگرایان تند رو و نهادهای امنیتی مقاله می‌نویسد، در این برنامه گفت که «ما تحت عملیات تروریستی ذهنی تمام عیار قرار داریم» و با تاکید بر این موضوع افزود «از سوی رسانه های خارجی ۱۸۰ برابر دشمنی‌هایی که در مورد کشورهای دیگر وجود دارد در مورد ما و ایران وجود دارد.» او گفت که مسئولین به جای گفتگو با مردم برای رفع شبهات توییت می‌زنند و «کم می‌گذارند».

کیانوش جهانپور، سخنگوی سازمان غذا و دارو

او تاکید دارد که مسئولان به جای توییت زدن باید در رسانه‌ها حضور داشته باشند و گفت که در مورد واکسن رسانه‌ها با رهبر جمهوری اسلامی «شبهه‌ناک» برخورد کرده‌اند. روایت مهدیان از سخنرانی خامنه‌ای این است که : «مرداد ماه ۹۹ رهبری تصریح می‌کند واکسن بخرید اما واکسنی که می‌خرید از کشور مطمئن باشد یعنی حتی واکسن آمریکایی که می‌خرید از این کشور ما اعتماد نداریم اما همین برند را از کشور مطمئن اگر گرفتید ایراد ندارد.»

مهدیانی در ادامه نبودن واکسن را به دلیل تحریم‌ها دانست و گفت «این کشور ها اجازه ندادند ما واکسن وارد کنیم» «مسیر تحریم و خلف وعده اجازه نمی‌داد که واکسن وارد کشور شود.» و افزود که گام دوم «رسانه‌های تروریستی ضد انقلاب این بود که بگویند اینها نمی‌خواهند واکسن بخرند و تحریم نیست و هشتگ واکسن بخرید راه انداختند.» و افزود که سلبریتی‌ها برای دیده شدن همراهی کردند.

او مدعی شد که وقتی «۲۵ خرداد ما واکسنمان تایید شد. سه روز بعد ۲۸ خرداد خزانه‌داری آمریکا اجازه داد واکسن به ایران وارد شود.» به عقیده مهدیانی مخالفان دوگانه واکسن ایرانی و خارجی به راه انداختند و نهایتا عدم تولید به موقع واکسن ایرانی  را هم متوجه تحریم‌ها دانست و افزود که «در صحنه نبودن مسئولان عامل این مشکلات است.» البته مسئولانی که او همه مشکلات را متوجه آنها می‌داند اعضای دولت حسن روحانی هستند، نه دولت همسو و یکدست ابراهیم رئیسی که هنوز کابینه آن تایید نشده است.

می‌خواهند «همه کشته‌ها را به پای دستور ممنوعیت واردات واکسن بنویسند»

وقتی پای حمایت از رهبر جمهوری اسلامی و توجیه سیاست‌های نظام در میان باشد، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران همیشه فعال است. فارس روز ۲۵ مرداد در یادداشتی به قلم محمد تقی خرسندی با «عنوان جزئیات استراتژی کرونایی ضدانقلاب برای تخریب رهبر انقلاب» با اشاره به ممنوعیت ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی توسط آیت الله خامنه‌ای نوشت که پیامدهای این سخنرانی از ابتدا روشن بوده و افزود که استراتژی رسانه‌های ضد انقلاب این بود: «همه کشته‌ها را به پای دستور ممنوعیت واردات واکسن بنویسید!»

در این یادداشت آمده «دستور رهبری ربطی به اصل واردات واکسن نداشت» و فقط واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی بود، نویسنده دلیل این ممنوعیت را «سوابق تیره آنان در فعالیت‌های غیرانسانی» دانست. در ادامه نوشت که اساسا تحریم‌ها امکان واردات واکسن نمی‌داد و در نهایت اینکه بسیاری از کشورها نیز به دلیل درگیری به کرونا حاضر به فروش نبودند.

همزمان با این یادداشت فارس با علیرضا مرندی، پزشک ویژه رهبر جمهوری اسلامی، مصاحبه کرد، مرندی یکی از پزشکانی بود که بیانیه‌ منع واردات واکسن بریتانیایی و آمریکایی را امضا کرد علاوه بر این او نامه‌ای به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد نوشت و گفت نباید به تصمیم ایران در زمینه عدم خرید این نوع واکسن‌ها انتقاد شود.

مرندی در این مصاحبه تایید کرد که تعلل در واردات واکسن خارجی کرونا باعث افزایش زیاد تلفات بیماری کرونا شد و با انداختن تقصیرها به گردن دولت روحانی، گفت دولت روحانی در جریان واردات واکسن کرونا از چین «منفعلانه برخورد کرد» و باعث شد واکسن وارد نشود. او همچنین به دلایلی نامعلوم رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران را متهم کرد که با چین هراسی و روسیه هراسی در تامین نشدن واکسن کرونا نقش داشتند و گفت مقام‌های دولت روحانی چون در واردات واکسن فایزر «ذینفع بودند»، بر «واردات و خرید» آن اصرار داشتند.

روز ۲۳ مرداد نیز فارس یادداشتی از محسن مهدیانی با عنوان «رهبرانقلاب و اثرهاله‌ای کمبود واکسن» منتشر کرد، محتوای یاداشت او همان سخنانی است که دو روز بعد در صدا و سیما تکرار کرد. او نوشته است: «خطای هاله ای اثر خباثت رسانه‌ای است که باعث می‌شود بخشی از جامعه تحت تاثیر تلخی اخبار کرونا، جزئیات را نببیند و واقعیت را گم کنند.»

مرندی رسانه‌های فارسی زبان خارج از ایران را متهم کرد که با چین هراسی و روسیه هراسی در تامین نشدن واکسن کرونا نقش داشتند

به گفته او «اول مرگ و میرها را بسیار برجسته می‌کند. دوم بین مجموعه‌ای از علل، تنها واکسن را نشان می‌کنند. تا اینجا اثر هاله ای، سوم. کمبود واکسن را گردن رهبر انقلاب می اندازند. چرا؟ منع رهبر انقلاب از واکسن آمریکایی.»

بر اساس آمار رسمی طی هفته‌های اخیر تعداد کشتگان کرونا در ایران روزانه بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر در نوسان است و این در وضعیتی است که به تاکید مقامات وزارت بهداشت، ایران هنوز به پیک موج پنجم نرسیده است و آمار واقعی احتمالا ۲ یا ۳ برابر این رقم است. افکار عمومی با نگاهی به کشورهای واکسیناسیون شده و کاهش چشمگیر مرگ و میرشان خواه ناخواه استفاده آنان از واکسن‌های استاندارد و منع استفاده از آن در ایران را در این روند موثر می‌دانند و در پی یافتن مقصر به کسی که ورود واکسن از ایالات متحده و انگلستان را قدغن کرد می‌رسند. حال در وضعیتی که هنوز ۷ ماه از آن منع واضح و بی‌چون و چرا در پشت تریبون نگذشته دستگاه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی در کار شستن دست رهبر از خون کسانی شدند که طی این مدت از دست رفتند. این مسئولیت‌ناپذیری رهبر جمهوری اسلامی در برابر احکامش اما موضوع تازه‌ای نیست، فقط متناسب با موضوع و میزان قابلیت توجیه‌پذیری آن یا خود رهبر شخصا با جملاتی مانند «من تخصصی ندارم» و یا «من موافق نبودم» از زیر آن در می‌رود و یا در مواردی اینچنینی که پس گرفتن حرف پشت تریبون ممکن است «اعتبارش» را خدشه دار کند کار را به دستگاه تبلیغاتی می‌سپارد.

بازگشت به صفحه اول