مینو محرز، محقق اصلی پروژه تولید واکسن کرونای ایرانی و عضو کمیته علمی ستاد ملی مقابله با کرونا، به خبرگزاری ایسنا گفته است که «واکسن کرونای ایرانی وارد فاز مطالعات انسانی شده و اگر نتایج مطالعات انسانی این واکسن هم مانند فاز حیوانی آن خوب و موفقیت‌آمیز باشد، امیدواریم تا اواخر تیر ماه به تولید برسد.»

ایران در سالیان اخیر مشابه بسیاری از داروهای گران‌قیمت و نسبتا کمیاب خارجی را در داخل تولید کرده است. اگرچه این داروها معمولا به تایید مراجع بین‌المللی یا مستقل خارجی نمی‌رسند و هر ازگاهی تردیدهایی بر تاثیر و عملکرد آن‌ها وارد می‌شود، اما هرچه هست از سوی پزشکان تجویز می‌شوند و سالیانه از سوی هزاران بیمار هم مورد استفاده قرار می‌گیرند. مثلا در مورد داروهای گران قیمت بیماری ام‌اس از نورابکس مشابه ایرانی داروی فینگولیمود، سینووکس مشابه آوانکس و رسیژن معادل ربیف می‌توان نام برد. نکته مهم این‌که هر کدام از این سه دارو دارای فرمول‌های متفاوت و ساخته‌ی شرکت‌ها و کشورهای مختلفی هستند و نمونه ایرانی آن‌ها در مقایسه با نسخه خارجی تقریبا بهایی ندارد و یا بسیار ناچیز است.

حال احتمال این‌که ایران برای تولید واکسن کرونا هم از این روش بهره بگیرد زیاد است، مخصوصا که خانم مینو محرز در ادامه‌ی گفت‌وگوی خود به ایسنا گفته «واکسن کرونایی که تولید شده، درواقع ویروس ضعیف شده است که مانند واکسن‌هایی است که در کشورهایی مانند چین و روسیه ساخته شده». او درباره تعداد داوطلبان برای آزمایش انسانی هم افزوده «این موارد به تدریج اعلام می‌شود. افراد داوطلب باید واکسن را در دو دوز تزریق کنند و مطالعه انسانی آن باید در سه مرحله انجام شود […]داوطلبان باید بین ۱۸ تا ۵۰ سال بوده، سالم باشند، بیماری خاصی نداشته باشند، قبلا به کرونا مبتلا نشده باشند و تست کووید-۱۹  آنها هم منفی باشد.»

با این مقدمات می‌شود فرض گرفت که ورود واکسن ایرانی کرونا به سیستم سلامت کشور مانند بسیاری از ادعاهای مسئولان امر، چندان هم بلوف نیست، بلکه بسیار هم محتمل است.

اما کرونا حکایت‌های دیگری هم دارد. این ویروس خیلی سریع در دنیا گسترش یافت و در موارد عدیده‌ای «مرگ‌‌بار»است؛ یعنی تقریبا همه به استفاده از آن نیاز خواهند داشت. واکسن‌های تولید شده علیه این ویروس هم در شرایطی غیرعادی و با سرعتی استثنائی تهیه شده‌اند و نگرانی‌های جدی درباره کارکرد و تاثیر آن‌ها وجود دارد. برای مقابله با همین نگرانی‌هاست که در آمریکا بنا شده سه‌تن از روسای‌جمهوری سابق برای جذب اعتماد عمومی در برابر چشمان مردم و در مقابل دوربین رسانه‌های آزاد واکسن را تزریق کنند. نظرسنجی‌ها در اروپا نشان می‌دهد که در اغلب کشورها حدود نصف مردم اعتمادی به واکسن‌ها ندارند و منتظر تاثیر آن بر دیگران می‌مانند. تنها در کشور آلمان، یکی از سازندگان اصلی واکسن کرونا، حدود ۷۰ درصد مردم گفته‌اند که به آن اعتماد می‌کنند. این اعتماد هم بیش از هر چیز نشان از باور ملی و عمومی آلمانی‌ها به محصولات تولیدی کشور خودشان و کارشناسان امر است.

به ایران برگردیم. در این‌جا سخن گفتن از مشکلی به نام «بی‌اعتمادی»، تقلیل موضوع است. بی‌اعتمادی در ایران یک بحران ریشه‌دار و سیستماتیک و فراگیر است. به دولت و سیاست‌مداران که می‌رسد یک بیماری سرطان‌گونه و مهلک است. در ایران می‌شود گفت مردم تقریبا به سیستم دولتی اعتمادی ندارد مگر این‌که خلافش ثابت شود. این ادعا هر از گاهی در نظرسنجی‌ها هم اثبات می‌شود اما بعید است که چندان مورد نزاع باشد.

در ایران سیاست‌مداری را نمی‌توان یافت که جلوی دروبین یک رسانه برود و با تزریق واکسن بتواند اعتماد مردم را جلب کند. با فرض محال که سیاست‌مداری هم مورد اعتماد پیدا شود، کسی به  آن‌چه که به او تزریق می‌شود اعتماد نخواهد کرد. حتی اگر این دو را هم بتوان تامین کرد، دوربین و رسانه‌‌ی قابل اعتمادی که بتواند این ماجرا را گزارش کند وجود ندارد. همه‌ی این‌ها هم که تامین شود باز هم «کار خودشان است»!

مشکل فقط این نیست. در ماجرای استفاده احتمالی از واکسن کرونا، ایرانی‌ها نه تنها در این خصوص به دولت‌مردان اعتمادی ندارند بلکه از خود می‌پرسند که چرا در چنین کشور ثروتمندی نباید بتوانند از نمونه‌های تایید شده خارجی استفاده کنند؟ در حالی‌که عراق در همسایگی ما و در این وضعیت ناپایدار و بحرانی، وعده‌ی تامین واکسن رایگان را برای همه داده است و ترمیه میلیون‌ها دوز واکسن را پیش‌خرید کرده، چرا ایرانی‌ها باید «موش آزمایشگاهی» یک تحقیق عجولانه شوند؟

فراتر از این‌ها، اقشار ضعیف‌تر از هم‌اکنون نگرانی سوء‌استفاده‌های احتمالی و برخورداری طبقات مرفه و آقازاده‌ها از نمونه‌های خارجی هستند و «واکسن لاکچری» مداغی بر داغ‌هایشان خواهد افزود.

خلاصه این است که اوهامات ایدئولوژیک و بی‌کفایتی و ناتوانی حاکمان ایران در چهاردهه‌ی اخیر زندگی بسیاری از ایرانی‌ها را به رنج و تباهی کشانده و سفره‌هایشان را کوچکتر کرده است. حالا کار از نان گذشته و پای «جان» عامه‌ی مردم در میان است.

بازگشت به صفحه اول