در ترکیه چند ده هزار مسجد وجود دارد. بنا به اعلام مرکز دیانت ترکیه فقط بین ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ بیش از ۹۰۰۰ مسجد در این کشور ساخته شده است. شهر تاریخی استانبول به تنهایی ۳۲۶۹ مسجد را در خود جا داده است. با این توضیح، شهر استانبول از نظر تعداد مسجد کمبودی نداشت که بخواهد موزه «ایاصوفیا» را به عنوان مسجد دیگری بازگشایی کند.

با این مقدمه بود که برپایی نماز جمعه مورخ ۲۴ جولای ۲۰۲۰ در ایاصوفیا به جنجالی بزرگ در داخل و خارج ترکیه مبدل شده است. این جنجال به دلیل برپایی نماز نیست بلکه به دلیل مکانی است که این آئین مسلمانی در آن برپا شده است.

ایاصوفیا به معنی «صوفیای قدیسه» نام کلیسایی است که امپراطور کنستانتین در سال ۵۳۲ میلادی برای این زن قدیسه بنا نهاد. با این حساب عمر این بنا چیزی حدود ۱۵ قرن است. شهری که این کلیسا در آن واقع شده خود نیز حکایتی تاریخی دارد. در آغاز نام این شهر کنستانتینوپُل (Constantinople به معنی «شهر کنسانتین» / قسطنطنیه در عربی) بود. قسطنطنیه از سال ۳۹۵ میلادی به مدت تقریبا هزار سال مرکز امپراتوری روم شرقی (امپراتوری بیزانس) بود. ایاصوفیا در قلب این شهر تاریخی نیز برای نهصد سال نماد کلیسای ارتودکس در امپراتوری بیزانس بود تا آنکه این شهر در سال ۱۴۵۳ توسط ترکان عثمانی تصرف شد.
پس از تصرف این شهر به دست ترکان عثمانی هم کاربری این کلیسا تغییر کرد هم نام این شهر. سلطان محمد دوم، هفتمین پادشاه عثمانی، که توانسته بود در جنگ‌های صلیبی موفقیت‌هایی حاصل کند،‌ در ۲۱ سالگی به فکر تصرف قسطنطنیه، مرکز امپراتوری بیزانس و مسیحیت ارتودکس، افتاد تا ضربه‌ای سنگین به صلبیان وارد آورد. او این شهر را تصرف کرد و نخستین کسی بود که در این کلیسا نماز خواند. او همچنین نام شهر قسطنطنیه را به اسلامپُل (به معنی «شهر اسلام» که بعدا به نام امروزی آن «استانبول» تغییر گویش یافت) تغییر داد تا نماد چیرگی مسلمانان بر امپراتوری هزار ساله روم شرقی و دین رسمی آن (مسیحیت) باشد.

به این ترتیب، کاربری این کلیسا برای حدود پانصد سال به مسجد تغییر یافت و نمادهای اسلامی مانند مناره به آن افزوده شد. این وضعیت تا پایان امپراتوری و خلافت عثمانی ادامه داشت. در ۱۹۲۳ کمال آتاتورک هم نهاد سلطنت و هم نهاد خلافت را ملغی اعلام کرد و جمهوری ترکیه را بر بقایای امپراتوری گسترده عثمانی بنا نهاد. ترکیه‌ای که آتاتورک بنا نهاد نخستین کشور مسلمان شد که با پذیرش لائسیته (عدم مداخله دین در سیاست) «قوانین شریعت» را از قوانین خود حذف کرد. به این ترتیب، در نظام غیردینی، فرصتی پدید آمد تا آتا ترک به  یک نزاع تاریخی بین مسیحیان و مسلمانان پایان دهد. چنین شد که او در سال ۱۹۳۴طی فرمانی کاربری ایاصوفیا را از کلیسا یا مسجد به «موزه» تغییر داد. به رغم این اقدام بی‌طرفانه آتاتورک، نه مسلمانان خرسند بودند و نه مسیحیان. هر یک این بنا را نماد دین خود می‌داند و آرزو دارند تا این بنا به کاربری گذشته خود باز گردد. در اهمیت این کلیسا برای مسیحیان جهان همین بس که پاپ پاول ششم در سال ۱۹۶۷، پاپ بندیکت شانزدهم در ۲۰۰۶ و پاپ فرانسیس در ۲۰۱۴ از این کلیسا دیدن کرده است .

موزه ای که مسجد شد: اعترضات داخل و خارج
مقدمات تغییر کاربری ایاصوفیا به مسجد پیش از این تدارک دیده شده بود. در ماه رمضان ۱۴۳۷ هجری قمری برابر با ۲۰۱۶ میلادی، مرکز امور دیانت ترکیه موجباتی را فراهم آورد که در این ساختمان هر روزه به مناسبت ماه رمضان قران قرائت شود. افزون بر این، در شب‌های قدر آن سال، تلویزیون ترکیه به طور زنده برنامه‌ای را برای اولین بار روی آنتن برد که نام آن بود خیرٌ مِن الفِ شهر (نامی برگرفته ازآیه‌ای در قران به معنای «بهتر از هزار ماه»). عنوان «هزار ماه» از آنجا برای این برنامه برگزیده شده بود که تقریبا هزار ماه امکان برگزاری نماز و پخش اذان در ایاصوفیا ممنوع شده بود.

در ماه می ۲۰۲۰ نیز هزاران نمازگزار در اطراف ایاصوفیا نماز اقامه کردند و شعار می‌دادند «مسجد ایاصوفیا را از اسارت بیرون آورید.»

با این مقدمات که آشکارا با رضایت و هدایت دولت انجام شده بود، سرانجام پس از ۸۶ سال از موزه شدن ایاصوفیا، با قدرت منحصربفردی که رجب طیب اردوغان، رییس جمهور اسلامگرای ترکیه، به دست آورده است، شرایط به گونه‌ای تغییر کرد که او فرمان آتاتورک بنیانگذار ترکیه نوین را لغو کرد و متعاقب آن، در ۲ ژوئیه امسال دادگاه عالی ترکیه طی حکمی کاربری ایاصوفیا را از موزه به مسجد تغییر داد تا به روال دیگر مساجد در پنج نوبت از مأذنه‌های این بنا، بانگ اذان شنیده شود و نمازهای پنجگانه و نماز جمعه در این بنا برپا گردد.

این تغییر کاربری به مسجد از روز جمعه ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۰ با برپایی اولین نماز جمعه در این مکان آغاز شد در حالی که نمادهای مسیحیت در هنگام نماز با پارچه پوشانده شده بودند.  تصمیم دولت اسلامگرای اردوغان آشکارا شوق زایدالوصفی را در مسلمانان ترکیه برانگیخت. با وجود این، دولت ترکیه برای کاستن از فشارهای داخلی و خارجی اعلام کرده که در غیر اوقات نمازهای پنجگانه، این بنای تاریخی بر گردشگران به طور «مجانی» باز خواهد بود.

پیش از این موعد، رجب طیب اردوغان، رییس جمهور ترکیه، شخصا از این بنا دیدار کرد و در جریان روند تغییر کاربری آن از موزه به مسجد قرار گرفت. به این ترتیب، او شخصا رضایت خود را از این تصمیم نشان داد.

تا پیش از این، سالانه سه و نیم میلیون نفر از ایاصوفیا هنگامی که موزه بود، با خرید بلیت دیدن می‌کردند که خود منبعی برای درآمدزایی محسوب می‌شد. روشن است که دولت ترکیه از این درآمد صرفنظر کرده تا به اهداف دیگری برسد. این اهداف چیست؟

قابل پیش‌بینی بود که این تصمیم اردوغان در داخل و خارج بازتاب‌های موافق و مخالف داشته باشد. از روسیه که خود را رهبر کلیسای ارتودکس می‌داند تا یونان که مذهب ارتودکس دارد و از کشورهایی همچون واتیکان، فرانسه و امریکا گرفته تا نهادی مانند یونسکو همگی با چنین تصمیمی که اردوغان شخصا از آن حمایت کرده، مخالفت ورزیدند. برای مثال، پاپ فرانسیس اعلام کرده که از شنیدن این خبر به شدت متاسف شده و همچنین جمعی از دو حزب جمهوریخواه و دمکرات امریکا طی بیانیه با این اقدام ترکیه مخالفت کرده و خاطر نشان کردند که این اقدام آنکارا «موقعیت بین المللی ترکیه را در خطر خواهد داد.» این بیانیه افزوده که «این گام ترکیه یادآور سوء رفتار این کشور با مسیحیان در قرن گذشته است.»

این کشورها و نهادها معتقدند که این تصمیم اردوغان نزاع‌های دینی را دامن خواهد زد. اما، صرف نظر از این مخالفان خارجی، این اقدام اردوغان بیش از هر کسی پیروان آتاتورک را در ترکیه به شدت برآشفته کرده است. آن ها به درستی می‌بینند که اردوغان یک به یک بنیادهای بزرگترین میراث آتاتورک یعنی لائیسته را ویران می‌سازد تا از میراث آتاتورک جز نام او چیزی باقی نماند است.

برای آنکه بدانیم دولت اردوغان تا کجا از میراث آتاتورک فاصله گرفته کافی است این سخن مولود جاوییش اوغلو وزیر خارجه ترکیه را در یادآوریم که گفت: «بر ماست که میراث گذشتگان مان را پشتیبانی کنیم.» تو گویی او هیچ از میراث آتاتورک نمی‌داند و آنچه می داند تاریخ پادشاهان و خلفای عثمانی است.

اما، در سوی دیگر، جریان‌های اسلامگرای درون و بیرون ترکیه هستند که با شور و اشتیاق فراوان از این تصمیم اردوغان حمایت کرده‌اند. موافقان او چنین اقدامی را اعمال «تصمیم‌های حاکمیتی» دولت ترکیه در قلمرو خود می‌دانند و هیچ اعتراضی را وقعی نمی‌نهد. افزون بر این، استدلال آنان این است که وقتی اسرائیل اماکن مقدس مسلمانان را تصرف و از حمایت کامل امریکا برخوردار است، چرا در ترکیه باید بنایی را که برای پانصد سال نماد مسلمانی بود، تعطیل کرد؟ به عبارت دیگر، این گروه از حامیان داخلی و خارجی اردوغان چنین تصمیمی را واکنش به جریانات تبشیری یهودی-مسیحی می‌دانند.

اما، از زاویه‌ای دیگر بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که برانگیختن احساسات مسلمانان، برای شخص رجب طیب اردوغان موجب دوام قدرت اوست. او خود را در شرایطی می بیند که از یک سو، یاران دیرینش (همچون عبداالله گل، داوود اوغلو، علی بابا جان و …) به او پشت کرده‌اند و از سوی دیگر فتح‌الله گولن در میان مردم ترکیه پیروان بسیاری دارد.او به خوبی واقف است که با اتخاذ چنین تصمیم‌هایی هم جهان غرب را به چالش می‌کشد و هم پایگاه اجتماعی خود را در میان مسلمان درون و بیرون ترکیه استحکام می‌بخشد.

جمهوری اسلامی و ایا صوفیا
گفته شد که تغییر کاربری ایاصوفیا از موزه به مسجد، موافقان و مخالفانی را در داخل و خارج برانگیخته است. در این تقسیم‌بندی، جمهوری اسلامی ایران در کدام سو ایستاده است؟

نگاهی گذارا به رسانه‌ها و مقامات رسمی جمهوری اسلامی آشکارا روشن می‌سازد که جمهوری اسلامی نه در طیف موافقان این تصمیم ایستاده و نه مخالفان آن. به عبارت دیگر،‌ موضع جمهوری اسلامی موضع «سکوت» است. اما، چرا؟

اینکه جمهوری اسلامی در طیف مخالفان نایستاده برای آن است که نمی‌تواند بر ایدئولوژی مشابه آنچه هم جمهوری اسلامی و هم اردوغان به آن باور دارند، خط بطلان بکشد. در باور هر دو نظام حاکم بر ایران و ترکیه،‌ اسلام دین برتر است و هیچ دینی بر آن برتری ندارد (الاسلام یعلو ولایعلی علیه)‌. با این حساب، تغییر کاربری ایاصوفیا از موزه به مسجد کار درستی تلقی می‌شود. حال، اگر اقدام اردوغان برتری دادن آئین اسلام بر آئین مسیحیت است، ‌پس چرا مقامات جمهوری اسلامی زبان به تحسین و تمجید از این اقدام اردوغان نگشوده‌اند؟

پاسخ در آنجاست که از منظر جمهوری اسلامی اگر قرار است پرچم اسلام افراشته شود، چگونه جمهوری اسلامی می‌تواند پرچم اسلام را در دستان کسی ببیند که متصف به «نوعثمانگرایی» است؟ در مدل نوعثمانگرایی، پرچم اسلام با احیای خلافت (آن هم از نوع خلافت ترکان عثمانی) افراشته می‌شود نه ولایت (از نوع ولایت فقیه). با چنین توصیفی، جمهوری اسلامی چگونه می‌تواند در صف موافقان اردوغان بایستاد و او را ستایش کند وقتی اسلام خلافت را از اساس باطل می‌داند و به دنبال بسط اسلام ولایی به مرکزیت اُم القرای ایران است؟

ناگزیر تهران بهترین موضع را سکوت دانسته تا نه به مخالفت با اردوغان پرداخته باشد و نه به ستایش او مبادرت کرده باشد.

بازگشت به صفحه اول