چند روز پيش وقتي خبر همراه با فرياد محكوميت «تسلط استعماري چين بر ايران » را در دنياي مجازي شنيدم ؛ نپشتم :
سلام ؛ ايا در بين عزيزان كسي سند نهائي پيشنهادي طرح همكاري جامع ٢٥ ساله بين ايران و چين را دارد ؟ اگر كسي كپي فارسي يا انگليسي ان را دارد ويا خوانده است لطفا بفرستد و پيشا پيش ممنون ! مهم است كه هموطنان فرهيخته جدا از داوري خودشان در مورد حاكمان ايران ، چين ، و يا امريكا ؛ متن وماحوي را بدانند كه وقتي طرح در مجلس مورد غور و بررسي قرار گرفت در خوب و بد ان با چشم باز نظر دهند و شفافيت را طلب كنند. (سپاس. علي شاكري.١٧تير٩٩).
وقتي بيشتر خواندم و برخي يادداشتهاب با قضاوت قبل از تحقيق را هم ديدم ؛ حالت توهم سريع كسب قدرت سياسي در ايران را از طرف اپوزسيون بيشتر احساس كردم تا تحليل ابژكتيو صادقانه. چون ميدانيم كه اين طرح پيشنهادي تفاهم كلي بين ايران و چين تا تبديلش به توافق ١٠٠ها فرسنگ فاصله دارد ؛ چرا بجاي تفحص ، روشنگري ، تحليل تخصصي ،و پا فشاري بر شفافيت ؛ به يكباره ان را تاييد و يا ردكنيم؟
ايا وقتي رضا شاه به اجبار قرار داد را ه اهن را با المان و محمد رضا شاه وقتي قرار داد ذوب اهن را كه امريكا نداد با شوروي بست ; سلطه استعماري روس و المان برقرار شد؟ باور ندارم. پريروز و ديروز ، پدران ما و بعد خود ما از ظلم حاكمان به تنگ امده بوديم و بنام درست كردن وطن ؛ تا كلهم اجمعون انهارا در كفن نديديم توقف نكرديم وهر معاهده انها رافروش وطن خوانديم. و امروزهم ادامه همان ماجرا با تكرار ارزشش.
جالب است كه برخي بحثها رفته روي بد حسابي يا خوش حسابي قرار دادي چين , كه منهم فكر ميكنم چين ، خوش قول و قرار با پيمانكاران ايراني نبوده كه خلط مبحث است و همه اين بهانهها به ذهنيت منفي سوءپيشينهدار نظام در اذهان مردم و مخالفان برميگردد و داخلي است و نه خارجي. به هر صورت اين طرح تفاهم را تا توافق ، تا بحث در مجلسين دو طرف ، تا رسيدگي مصلحت نظاميها ، تا رد شدن از كانال ممانعت هاي امريكا تا عبور از مينهای اسرائيل ، و بالاخره تا تهيه وجوه مالي و كالائي طرفين ؛ خيلي راه است تا بتوان ان را پروژه در شرف پياده شدن يافت.
چيزي كه نگران كننده است ، موضع نياز محسوس ايران در معامله براي رهائي از بحرانهاي كرونا ، اقتصادي ، محاصره اقتصادي ، و عدم ثبات دروني است كه ميتواند اهرمهاي مذاکره و چانه زني ايران را ضعيف كند. البته چين هم در برنامه نوع جديد سرمايه گذاريش كه ميخواهد از روند پيدا كردن (Client) مشتری به روند پیدا کردن هم پيمان ( Allies) پاي گذارد ، مجبور است اوانس هاي زيادي بدهد.
سه خطوط قرمز چين ابهاي جنوبي ، تايوان ، و هنگ كنگ يعني تفسير مرزهايش براي پرشهاي بلند تر ضربه خورده كه استحكام منطقه اي مفروض خويش را در پيماتهاي ژئوپلتيكي ميبيند كه بزعم امريكا تهاجمي است. لذا نزديكيهاي استراتژيك چين به روسيه و إيران به غير از معاملات تجاري كه نياز طرفهای درگيراست ؛ براي قدرت دوم بزرگ جهان چين در برابر قدرت بزرگ اول جهان امريكا ؛ جزو اوليت هاي جديست.
از طرفی باید دید ، ایران در بستن قرار داد اقتصادی و امنیتی با اینده مفروض همپیمانی با چین و نظام فرهنگی ، اجتماعی ، و سیاسی بسته آن چقدر دست خود را میبندد؟ چه اندازه از حق و امتیاز مانورهای بینالمللی خویش باید در حال و آینده صرف نظر کند ؟ چین و ایران هر دو کشورهأی با همسایگان متعدد و با تاریخی دیرینه از اختلافات ریشه دار هستند که عهد هم پیمانی و در کمپ چین بودن میتواند بار مسئولیتهای درد سر دار نظامی ایران را در آینده در مقابل کمپ آمریکا ؛ بیشتر کند. تازه باید دید اگر هم توافق مذکور بین ایران و چین انجام شود ، آیا این توافق از نظر اختلافات درونی جناحهای سیاسی ایران به سرنوشت شکست خورده برجام دچار نخواهد شد !؟ گر دلیل عمده رویکرد استراتجیک ایران به چین بخاطر عهد شکنی دولت ترامپ در خروج از معاهده برجام است ، آیا نمیشود تا انتخابات نوامبر ۲۰۲۰آمریکا و رفتن ترامپ از کاخ سفید صبر کرد؟
در دو هزاره گذشته عموما هر وقت قدرت جهانی جدیدی رشد کرده ، قدرت جهانی اول پیشین و هم پیمانانش ؛ جارا بدون درگیری , برای او باز نکرده اند و به هر بهانهای جنگی در گرفته. رشد چین بویژه پس از بحران کرونا و ناتوانی دولت ترامپ در مدیریت این بحران در آمریکا ، چین را از مرحله فقط اقتصادی پاسیو به مرحله اگرسیو بلوک سازی هم پیمانی دراز مدت نیز کشانده که ایران باید در هر توافقی با چین فکر سود و زیان ورود یا عدم ورود به بلوک را بکند. مطالعه نمونههای سیاستهای ایران در جنگ جهانی اول و دوم در این باره و برخورد قدرتهای جهانی به ایران در آن روزها و برقراری جلسه سران متفقین ( روزولت، چرچیل ، و استالین) در ایران خیلی آموزنده است.
ايران و ايرانيان كشورمند (State Men ) حفظ استقلال و منافع ميهن ووطن را در اينگونه مواقع در بازيهاي سياست خارجي مد نظر ميگيرند ونه سليقهها ي متفاوت ايدولوژيك نسبت به مثلا امريكا ، غرب ، روسيه ، ژاپن ، چين ، هندوستان و عربستان سعودي. بنيان رابطه ما ايرانيان با انها با درنظر گرفتن احترام متقابل ; نه دوستي و نه دشمني است ، بلكه منافع است. به عبارت ساده در مناسبات جهاني و معاملات ؛ نه امپرياليسم خونخوار داريم ، و نه اژدهاي زرد.
تا تفاهم پيشنهادي مفروض روشن وواضح نشود ، من قضاوت را از طرف خويش جايزندانسته ، و در خدمت به شفافیت به طرح این نکات و سوالات دست زدم.


















2 پاسخ
همین یک جمله متن خودتون “ایران و ایرانیان کشورمند (State Men ) حفظ استقلال و منافع میهن ووطن را در اینگونه مواقع در بازیهای سیاست خارجی مد نظر میگیرند ونه سلیقهها ی متفاوت ایدولوژیک” کافیه برای اینکه بفهمیم جمهوری اسلامی که از ایران جداست با رفتار ایدئولوژیک خودش کشور را چگونه همچون قضیه هسته ای، سوریه و عراق و … به بن بست گرفتار میکنه. جمهوری اسلامی کاری کرده که دیگه بیطرفی بی معناست!!
آقای شاکری، وقتی گردانندگان قرارداد سابقه ی کثیفی دارند، نیاز به خواندن آن ندارم. ۴۰ سال خیانت برای من مدرک کافی هست.
دیدگاهها بستهاند.