دهه آخرخرداد یاد آور هجرت ابدی یادآور یاد آوران، معلم شهید دکتر علی شریعتی است.

علی شریعتی فرزند شیخ علامه محمد تقی شریعتی مزینانی صاحب تفسیر نوین بود. درخانواده علم زاده شده بود و در کویر رشد کرد و خود کویر پرهیمنه دارای اسرار و راز های سر به مهر گردید.

دو واژه می تواند اندکی از بار معنایی شناخت در باره علی شریعتی را صادقانه باز تاب بدهد:

۱ – نابغه ۲- عاشق.

فقط همین دو واژه است که درباره او صادق است و دیگر تعبیر ها را نیز زیر پر می گیرد.

نابغه بودن شریعتی را از دست نوشته های اولیه اش در دوران نوجوانی و کتاب هبوط درکویرمی توان دریافت و خلق آثار ماندگار و سخنرانی های بالبداهه و سحر آمیزش در سنین جوانی گواه بر نبوغ بی مانند او است.

اما عاشق بودن شریعتی را نیز در آثار به قول خودش کویریات، در یافت.

او آثارش را به سه دسته تقسیم کرده بود۱- کویریات۲- اسلامیات ۳ اجتماعیات. که کویریات را نوشته دل نامید واسلامیات را باز تاب روح عاشق بی قرار .

به راستی شهیددکتر علی شریعتی روح بی قرار و قرار گرفته در جاذبه متعالی عشق سرورکائنات شاهکار خلقت مولا علی بود.

کتاب(علی)مجموعه آثار دکتر علی شریعتی درباره امام علی بی مانند کتابی است که هنوز مثل آن با آن نثرفاخر سحر آمیز و روان وزلال به زلالی اشک حجله نشینان سراپرده عالم سر ملکوت، نوشته نشده است و بعد از این را فقط خدا علم است و بس.

کتاب (علی) دکتر علی شریعتی با آنکه همه اش دست نوشته نیست بلکه بخش اعظم آن سخنرانی های بالبداهه شریعتی است اما همان سخنرانی ها با این که از سر تأمل و طرح پیش نگاشته نیست ولی سرشار اززیبایی های ادبی و شور عاشقی و آتش جان سوز یک روح عاشق بی قرار قرار گرفته درجاذبه معجزه گر یک عشق بزرگ است.

بخش دیگر کتاب که از دست نوشته های دکتر فراهم شده نیز خود شرحی از سبک بالی روح عاشق علی دارد که با عشق علی می زیست و با عشق علی نفس می کشید و روح و جانش پر از علی بود.

به بخش های از سخن شریعتی درباره علی شناسی وعلی پرستی توجه می کنیم:

در یک جا در باره علی شناسی و علی پرستی می گوید:

« اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد و سرنوشت جامعه آن سرنوشت خوبی نیست و دردناک است.این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد

این علی شناسی نیست،علی پرستی است.

علی را نشناختن و محبت علی داشتن مساوی است با محبت همه ملتها بر پیامبر و معبودشان ،نه چیزی بیشتر.»

در جای دیگر امام علی (ع)را مظهر پیروزی در شکست می داند:

«علی مظهر پیروزی در شکست است.ما همیشه پیروزی را در پیروزی می شناسیم ولی علی درس بزرگی به ما داد و آن درس پیروزی در شکست است.

دکتر علی شریعتی سکوت بیست وپنج ساله امام علی(ع) راآموزنده ترین جملات ایشان می داند:

«در جملاتی که علی در تمام عمرش گفت ، این جمله از همه رساتر و عمیقتر ،زیباتر ، اثربخش و آموزنده تر بود.کدام عبارت؟کدام جمله؟آن ۲۵ سال سکوت علی است.

مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت؟

باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید؟

او با علی آشناتر است.»

دکتر شریعتی درد امام علی(ع) را دو گونه می داند:

«دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس می کند و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده…و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند، اما این درد علی نیست

دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ،تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم .باید این درد را بشناسیم نه آن درد را ، که علی درد شمشیر را احساس نمی کند.

و ….ما درد علی را احساس نمی کنیم».

وقتی که بود نمی‌دیدم وقتی می‌خواند نمی‌شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند! چه غم‌انگیز است که وقتی چشمه‌ای سرد و زلال در برابرت می‌جوشد و می‌خواند و می‌نالد، تشنه آتش باشی نه آب و چشمه که خشکید چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید تو تشنه آب گردی نه تشنه آتش و بعد: عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می‌گداخت!

در جای دیگر برخی از ویژگی های شیعه امام علی(ع) را بر می شمارد:

ما یک ملت «دوستدار علی» ‌هستیم، اما نه «شیعه علی، چراکه شیعه علی ، علی ‌وار بودن، علی ‌وار اندیشیدن، علی ‌وار احساس کردن در برابر جامعه، ‌علی وار مسؤولیت احساس کردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی ‌وار زیستن، علی ‌وار پرستیدن و علی ‌وار خدمت کردن است..

اینک در محضر آن عاشق راستین علی زانوی ادب برزمین نهاده بخشی از بیقراری ها وعشق بازی های اورا با علی در کتاب علی می خوانیم:

راز تنهایی علی علیه السلام چه بود؟ /نوشته ای معلم شهید دکتر شریعتی

نهج البلاغه بعد از قرآن ، بزرگترین کتاب ما است که آن را نمی خوانیم و نمی شناسیم، چنانکه قرآن را نیز نمی شناسیم و آن را فقط ستایش می کنیم، می بوسیم و تبرک می دانیم./ قرآن ونهج البلاغه را تجلیل و ستایش می کنیم، اما چه فایده و چه تاثیری می تواند داشته باشد، وقتی که در آن تدبّر نمی کنیم./ این گونه مدح ها و محبت ها در میان همه ملت ها نسبت به معبودشان، پیغمبرشان و قهرمانانشان هست ، اما این معرفت است که با ارزش است .

محبت یا معرفت؟

ما بیش از هر چیز به تعلیم نیازمندیم، و حتی پیش از تبلیغ، به معرفت و آشنایی علمی نیاز داریم.

یکی از بزرگترین مسائلی که در تاریخ وجامعه ما مطرح است اسلام و تشیع می باشد که بسیاری از ما بدان معتقدیم، اما آن را به درستی نمی شناسیم. به مذهبی ایمان داریم که آشنایی درست و منطقی از آن نداریم. مثلاً به علی (علیه‌السلام) به عنوان یک امام، یک مرد بزرگ، یک ابرمرد حقیقی و به عنوان کسی که همه احساس ها و تقدیس های ما را به خود اختصاص داده، اعتقاد داریم و همیشه در طول تاریخ، بعد ازاسلام، ملت ما افتخار ستایش او را داشته است، اما متاسفانه آنچنان که باید و شاید او را نشناخته است؛ زیرا بیشتر به ستایش ایشان پرداخته شده نه شناختن او.

این گونه مدح ها و محبت ها در میان همه ملت ها نسبت به معبودشان، پیغمبرشان و قهرمانانشان هست ، اما این معرفت است که با ارزش است . امکان ندارد جامعه ای و ملتی علی(علیه السلام) را بشناسد و درست بفهمد، و ازشکنجه آمیزترین وسخت ترین محرومیت هایی که جوامع دچار آن هستند ، رنج ببرد.

ما در زمان خود موظف به شناختن امام هستیم ، نه محبت بدون معرفت به امام. البته نسبت به محبت ورزیدن انتقادی نداریم. چگونه ممکن است کسی علی را بشناسد و به او عشق نورزد و او را نستاید؟ اما این محبت نتیجه شناختن علی و آشنا شدن با زیبائی های عظیم یک روح با شکوه ، و عظمت و پاکی یک انسان بزرگ است. محبتی که معلول این معرفت است ، نجات بخش می باشد و روح زندگی یک جامعه است.

غربت نهج البلاغه

نهج البلاغه بعد از قرآن ، بزرگترین کتاب ما است که آن را نمی خوانیم و نمی شناسیم، چنانکه قرآن را نیز نمی شناسیم و آن را فقط ستایش می کنیم، می بوسیم و تبرک می دانیم.

قرآن ونهج البلاغه را تجلیل و ستایش می کنیم، اما چه فایده و چه تاثیری می تواند داشته باشد، وقتی که در آن تدبّر نمی کنیم.

نهج البلاغه به اقرار اغلب دانشمندان و نویسندگان و ادبای معاصر، حتی عرب، بعد از قرآن، زیباترین متن عربی است. مجموعه ای در بردارنده سخنانی عمیق در کمال فصاحت و بلاغت و کتابی حاوی دستورات ارزشمند اخلاقی است.

شاید ، ۲۵ سال سکوت علی(علیه السلام) از همه سخنانی که آن حضرت در دوران عمر خویش فرموده است؛ رساتر، بلیغ تر، زیباتر، اثر بخش تر و آموزنده تر باشد.

سکوتی که خطاب به همه انسان هاست، انسان هایی که علی را می شناسند. بیست و پنج سال سکوت در نهایت سختی و سنگینی برای یک انسان، آن هم نه یک انسان گوشه گیر و راهب، بلکه یک انسان فعال اجتماعی.

امام گاه با سخنانش حرف می زند و گاه با سکوتش، گاه با پیروزیش درس می دهد و گاه با شکستش.

مخاطب امام ما هستیم و رسالت ما نیز معلوم است:

شناختن این درس ها ، خواندن این سخنان و شنیدن این سکوت ها…

درد بزرگ مرد تاریخ

متاسفانه حضرت علی علیه السلام با این عظمت هنوز در بین شیعیانش نیز مجهول و ناشناخته مانده است. هنوز بسیاری از فضایل و ارزشهای انسانی ایشان را نیافته ایم.

اما به راستی ارزش های انسانی علی علیه السلام چیست؟

یکی از مسائلی که درباره ایشان مطرح نشده، مساله تنهایی علی (علیه السلام) است.

کسی که به یک معبود، به یک معشوق عشق می ورزد، با همه چهره های دیگر بیگانه می شود و جز در آرزوی او نیست، خود به خود وقتی که او نیست ، تنها می ماند و کسی که با افراد و اشیای پیرامونش بیگانه است، متجانس نیست ، تنها می ماند، احساس تنهایی می کند. انسان هر چه به مرحله انسان بودن، نزدیکتر می شود، احساس تنهایی بیشتری می کند. و از جامعه و زمان فاصله می گیرد.

در شرح حال نوابع می بینیم یکی از صفات شخصی آنان ، تنهائیشان در زمان خود آنها است. در زمان خود مجهول اند، غریب اند و در وطن خویش بیگانه اند، و آیندگان بهتر می توانند ، آنها، اثرشان ، سخنانشان و سطح اندیشه و هنرشان را بهفمند.

چه کسی تنها نیست؟ کسی که با همه، یعنی در سطح همه است، کسی که رنگ زمان به خود می گیرد، رنگ همه را به خود می گیرد و با همگان تفاهم دارد و در سطح موجود است و با وضع موجود، به هر شکلش و هر بُعدش منطبق است.

احساس تنهایی و خلاء ، مربوط به روحی است که آنچه در این جامعه و زمان و در این ابتذال روزمرگی وجود دارد ، نمی تواند سیرش کند.

درد انسان، درد انسان متعالی ، تنهایی وعشق است.

و می بینیم علی(علیه السلام) ، همان علی (علیه السلام) که می نالد و دائماً فریاد می زند و سکوتش درد آور است. سخنش درد آور است، و همان علی که عمری شمشیر زده ، جنگ ها کرده ، فداکاری ها نموده و جامعه ای را با قدرت و جهادش پی ریخته و به وجود آورده است، حال در جمع یارانش تنهاست و نیز می بینیم که نیمه شبهای خاموش مدینه را ترک می کند وسردر حلقوم چاه، می نالد.

امام کسی را ندارد که برایش حرف بزند، گوشی نیست که سخنانش را بشنود، و فردی نیست که او را بفهمد.

رنج بزرگ یک انسان این است که عظمت او و شخصیت او در قالب فکرهای کوتاه و در برابر نگاه های پست و پلید و احساس او در روحهای بسیار آلوده و اندک و تنگ قرار گیرد. و این مرد که روی این زمین خودش را تنها می یابد، با این زمین و آسمان بیگانه است و فقط رسالت و وظیفه اش او را با این جامعه و این شهر پیوند داده است.

علی در طول تاریخ ، تنها انسانی است که در ابعاد مختلف و حتی متناقضی که در یک انسان جمع نمی شود قهرمان است. مثل یک کارگر ساده با دست و بازویش خاک را می کند و در آن سرزمین سوزان بدون ابزار، قنات می کند ، مانند یک حکیم می اندیشد، همچون یک عاشق بزرگ و یک عارف عظیم عشق می ورزد، به سان یک قهرمان شمشیر می زند و همانند یک سیاستمدار رهبری می کند و مانند یک معلم اخلاق مظهر و سرمشق فضایل انسانی برای یک جامعه است. هم یک پدر است و یک دوست وفادار و هم یک همسر نمونه.

چنین انسانی است که در دنیا تنهاست.

علی(علیه السلام) در میان پیروانش هم تنهاست، در اوج ستایش هایی که از او می شود مجهول مانده است. درد علی (علیه السلام) دو گونه است: یک درد، دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق مبارکش احساس می کند، و درد دیگر، دردی است که او را تنها در نیمه شب‌های خاموش به دل نخلستان‌های اطراف مدینه کشانده … و به ناله در آورده است و ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند .

اما، این درد علی (علیه السلام) نیست،

دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است، تنهایی است ، که ما آن را نمی شناسیم!

باید این درد را بشناسیم، نه آن درد را؛

که علی(علیه السلام) درد شمشیر را احساس نمی کند، و … ما

درد علی را احساس نمی کنیم.

پروردگارا ! قلبمان را با روح آسمانی اش ، پیوند زن.

برگرفته از کتاب علی(علیه السلام)،‌دکتر علی شریعتی

بازگشت به صفحه اول