قانون‌گذار، پدر یا «معشوق»

چه کسی رومینا را کشت؟

زیتون ـ شیوانظر آهاری: دردآور و کوتاه، اما نه بی‌سابقه. پدری سر دختر چهارده‌‏ساله‎اش را با داس برید تا این «لکه ننگ» را از دامان خانواده پاک کند.

خبرهای اولیه نشان می‌داد دختر نوجوانی در یکی از توابع شهر تالش با پسری فرار کرده است، پس از دستگیری، با وجود اصرار دختر مبنی بر عدم تحویل او به خانواده، پلیس بدون در نظر گرفتن امنیت دختر، او را به همان خانه‌ای می فرستد که از آن گریخته بود و شب‌هنگام وقتی پدر موفق نمی‌شود او را خفه کند با داس سرش را می‌برد و سپس دستگیر می‌شود.

مراسم تشییع رومینا اشرفی

ماجرایی بسیار شبیه به قتل‌های به اصطلاح «ناموسی» هولناک و تکان‎دهنده دیگر است که دختران و زنان صرفا به دلیل علاقه به مردی یا برقراری رابطه با وی، قربانی خشونت خانگی می‌شود. فعالان حقوق زنان در عرصه بین‌المللی اما نام این پدیده را «زن‌کشی» (Femicide ) می‌گذراند. کشتنی با تعاریف و ویژگی‌ها خاص خود. در یک تعریف فراگیر «زن‌کشی» یک اصطلاح برای تعریف جنایت بر اساس جنسیت است که تحت عنوان «قتل عمدی زنان (یا دختران) به دلیل زن بودن» تعریف می‌شود، گرچه تعاریف بسته به بستر فرهنگی هر جامعه متفاوت است.

قربانیِ پدیده‌ای به نام «ناموس» شدن، صدها سال است که بر سر زنان سایه افکنده و از افغانستان گرفته تا هند و پاکستان و اردن و ایران، هر از چند یکبار زنی را صرفا به دلیل اینکه ناموس کسی بوده به کشتن می‌دهد. مثل زینب ۱۴ ساله بویراحمدی که برادرش در آذرماه سال گذشته او را کشت، چون گمان می‌کرد پسری را دوست دارد. یا دو دختر آبادانی که سال گذشته به دست عمویشان کشته شدند و یا سیمای ۲۰ ساله که در همین تهران توسط پدرش کشته شد.

از پدر قاتل تا پدر صاحب عزا

از صبح روز گذشته که اعلامیه مرگ رومینا اشرفی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، بیش از هرچیز نام بزرگ پدرش به عنوان صاحب عزای اصلی و سپس نام دیگر مردان خانواده توی ذوق می‎زند. پدری که قاتل است در صدر اعلامیه گرامی داشته شده و سپس عموها و پدربزرگ و برادرزاده‌ها. نه اثری از نام مادر است و نه کسی نشانی او را می‌داند. فیلم کوتاه منتشر شده از خاکسپاری دخترک نوجوان، صدای شیون‎های زنی را در پس‌‏زمینه دارد. شیون زنی داغدار و فرزند از دست داده. ما تنها صدای فریادش را می‌شنویم. او نه اسم دارد و نه توانی برای اینکه شوهرش را مجازات کند. چند صباح دیگر به عنوان ولی دم ناچار است از جرم شوهرش بگذرد و مردی که یک شب با بی‌رحمی و قساوت، داس را بر گردن دختر نوجوانش گذاشته و او را کشته باز در نقش قهرمان به آبادی برمی‌گردد.

حمایت بخشی افکار عمومی به خصوص مردان صاحب قدرت از چنین قتل‎هایی در خلاء قوانین بازدارنده یکی از عوامل مهم تکرار آنان است. به گزارش عصر ایران و براساس پژوهش «محمداسماعیل ریاحی»، دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران که با عنوان «بررسی جامعه‌شناختی نگرش به قتل‌های ناموسی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن در شهر مریوان» انجام شده است، یک‌پنجم از مردم مریوان، نگرشی مثبت به قتل‌های ناموسی داشته‌اند (۲۷.۶ درصد مردان و ۵.۳ درصد زنان)، در حالی‌که نگرش ۳۸.۲ درصد (۲۸.۱ درصد مردان و ۵۵.۶ درصد زنان) منفی بوده است.

همین امروز هم که خبر قتل رومینا به دست پدرش در شبکه‎های اجتماعی دست به دست می‌شود، خواندن کامنت‏‌هایی با مضمون «حقش بود»، «همچین دختری را باید کشت»، «درود به شرفت مرد» نشان می‌دهد که  بخشی از افکار عمومی چطور با قاتل در این دست قتل‎ها همراهی می‌کند. در این میان قانون که می‌تواند نقش پررنگی در جامعه‌ای سنتی مذهبی مانند ایران در حمایت از زنان داشته باشد و از وقوع چنین قتل‌هایی جلوگیری کند، در همدستی کامل با این «زن‌کشی» است.

قتل در غیاب بازدارنده‌ها

طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی: «هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته یا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و یا امکان قصاص وجود نداشته باشد، در‌صورتیکه اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از سه تا ده سال‌ محکوم می‌نماید.»

از مواردی که امکان قصاص قاتل وجود ندارد طبق ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی زمانی است که پدر یا جد پدری فرزند خود را بکشد، مطابق این قانون :«اگر پدر یا جد پدری فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.»

ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی:« اگر پدر یا جد پدری فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد.»

حالا سرنوشت پدر رومینا هم مانند صدها پدر، برادر، عمو و دیگر مردانی است که چون بر اساس قانون مالک و صاحب زنانشان هستند، یک روز آنها را سر می‎برند، فردایش صاحب عزایشان می‌شوند و بعدتر در دادگاه مجازاتی بسیار سبک در انتظارشان است.

پدوفیلی زیر سایه قانون

مسئله مهم دیگر در پرونده قتل رومینا، همکاری و همدستی ضمنی مجموعه‌ای از مردان در آن است. رومینای ۱۴ ساله به جرم فرار با مردی ۲۸ ساله کشته شده است. بنابر گزارش سایت میدان این مرد اظهار کرده است: «چند سالی بود که عاشق هم بودیم.» آنها به مدت شش‎روز با هم فرار می‎کنند و پس از دستگیری نیز، کسی مرد را به دلیل ارتباط با یک کودک زیر سن قانونی مورد سوال قرار نمی‌دهد. او یک شب در بازداشتگاه می‏‌ماند و سپس آزاد می‌‏شود.

در ایران برخلاف اکثر کشورها، رابطه بزرگسال با فرد کمتر از هجده‎سال نه تنها جرم تلقی نمی‌شود، بلکه عقد و ازدواج با دختران خردسال، از آنجا که طبق قانون سن بلوغ برای دختر نه‏ سالگی است، تشویق نیز می‌شود. از این رو احتمالا نمی‏‌توان در جایی که کودک همسری تشویق می‌شود و تلاش نمایندگان مجلس برای افزایش سن ازدواج دختران به در بسته می‏‌خورد، به پلیس و قاضی و مرد سی و پنج ساله خرده گرفت.

ماده ۵۴  لایحه تامین امنیت زنان می‎گوید: «هر کس با اجبار، اکراه، تهدید، فریب، اغفال، تحریک، سوء استفاده از قدرت و تشویق موجب فرار زن از خانه شود، به یکی از مجازات‌های درجه هفت محکوم می‌گردد. و در صورتی که زن زیر ۱۸ سال سن داشته باشد و ارتکاب جرم با تهیه عکس یا فیلم همراه بوده باشد، مرتکب به بیش از میانگین حداقل و حداکثر مجازات مقرر محکوم می‌شود.» اما همین لایحه هم که بیش از هفت‎سال در انتظار تایید دستگاه قضایی ماند و بسیاری از موادش حذف یا تعدیل شد، هنوز به قانون تبدیل نشده و از این رو نمی‌تواند برای تحت تعقیب قضایی قرار دادن مردی که می‌بایست متهم به سوءاستفاده از کودکی ۱۴ ساله باشد، مورد استناد قرار گیرد.

بر مبنای ماده ۱۷ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان که با اصلاحیات متعددی پس از یک‎دهه بالاخره در تابستان گذشته به تصویب شورای نگهبان رسید:« هر کس از وقوع جرم یا شروع به آن یا خطر شدید و قریب الوقوع علیه طفل یا نوجوانی مطلع بوده یا شاهد وقوع آن باشد و با وجود توانایی اعلام و گزارش به مقامات یا مراجع صلاحیت‌دار و کمک طلبیدن از آنها از این امر خودداری کند یا در صورت عدم دسترسی به این مقامات و مراجع و یا عدم تاثیر دخالت آنها در راس تجاوز و خطر از اقدام فوری و متناسب برای جلوگیری از وقوع خطر و یا تشدید نتیجه آن امتناع کند مشروط بر این که با این اقدام خطر قابل توجهی متوجه خود او یا دیگران نشود به یکی از مجازات‌های درجه ۶ قانون مجازات اسلامی محکوم می‌شود.»

باتوجه به این ماده در لایحه‌‏ای که آنهم هنوز تبدیل به قانون نشده است، در مورد این قتل، پلیس و قاضی‌ای که بدون توجه به درخواست دختر او را به خانواده‌اش تحویل داده‌اند هم مقصر هستند.

باتوجه به ماده ۱۷ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان در مورد این قتل، پلیس و قاضی‌ای که بدون توجه به درخواست دختر او را به خانواده‌اش تحویل داده‌اند هم مقصر هستند.

با وجود اینکه قدمت قتل‎هایی از این دست به اندازه قدمت مردسالاری است اما آنچه باعث می‌شود شمار این قتل‎ها در کشورهایی مانند ایران، افغانستان و پاکستان بیشتر باشد، نقش قانون در حمایت از خشونت مردان است. قانونی که خود با دادن عاملیت به مردان آنها را صاحب و مالک زندگی زنانشان می‏‌کند و جایگاه زنان را به شهروند درجه دوم تقلیل می‌دهد. جان مردان را باارزش‌تر از زنان تلقی می‌کند و از این رو «زن‏‌کشی» را به امری قابل پذیرش تبدیل می‌کند.

بنابراین قتل ناموسی نه فقط یک معضل اجتماعی ریشه‌‏دار در سنت پدرسالار ایران بلکه یک معضل ایدئولوژیک نیز هست. قانونی که مرد را رئیس خانواده می‏‌شناسد و اجازه او را برای کار کردن زنان، مسافرت کردن و یا تحصیل به رسمیت می‌شناسد، قانونی که به مردان اجازه می‎دهد تا نه فقط بر زنان خانواده بلکه بر نوع پوشش دیگر زنان در جامعه هم نظارت و در مواردی علیه آنها خشونت کنند، چطور می‏‌تواند یا می‏‌خواهد که پدران و برادران و دیگر مردان فامیل را از خشونت و یا کشتن زنانشان باز بدارد؟

 

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

6 پاسخ

  1. با سلام
    من بسیار علاقمندم که در دو بخش نکاتی را به این نوشته بیفزایم. در بخش اول؛
    ۱) بگویم که در شگفتم چرا شیوا نظر آهاری ـ به درستی ـ این رویداد را به اسلام نسبت نداده است. [اگر چه که بستر فرهنگی این رویداد با اسلام [فقهی و آخوندی] در ارتباط است و قانون جزای اسلامی بیانگر این معناست.]
    ۲) روایت رویداد دلخراشی که در این نوشته مورد بررسی قرار گرفته دارای کاستی هایی است. این رویداد [به شرح “ایران وایر”] دارای جزئیات دیگری است. از جمله این که سن پسر ۲۸ تا ۳۰ سال و مسلک خانوادگی اش سنی است. سن دختر ۱۴ سال و مسلک خانوادگی اش شیعه است. و پدر دختر به این سبب مخالف ازدواج آنان بوده است.
    ۳) بگویم که به رغم شیوا نظر آهاری بر این نظرم که تغییر قانون برای جلوگیری از وقوع چنین زن کشی هایی کافی نیست. مشکل ما بنیادی و در فرهنگ فسیلی ماست. در معنی “فرهنگ فسیلی” بگویم که عبارت از فرهنگی است که فاصله اش به روزگار توحش بشر نزدیکتر از فاصله اش به روزگار تمدن بشر است.
    ۴) توحش که می گویم مرادم فرهنگی است که زن و دختر را در چنان تنگنایی قرار می دهد که دختر ۱۴ ساله ـ از زور بدبختی ـ علاقمند به پسر ۳۰ ساله می شود. زمین و زمینۀ یک چنین علاقمندی هایی در غرب “آزاد و بی بند و بار” خشک و بایر است. به آدم می خندند. در سلامت عقل آدم شک می کنند. آن را دلیل مشکل خانوادگی آدم می دانند و از این قبیل. پسری را که چنین کند حتی زندانیان در زندان مورد آزار قرار می دهند. یک چنین علاقمندی هایی در غرب هیچ عادی نیست.

    بخش دوم
    من به گمانم طرح این معنا که پیامبر با زنش عایشه هنگامی که او هنوز کودک بود ازدواج کرد در بردوامی و برقراری سنت فروش بچه و به ویژه دختر بچه در میان ما خاورمیانه ای ها اثر تعیین کننده داشته است. اسم رفتار به این رسم را در روزگار اسلامی در مورد دختران “به زنی دادن” گذارده اند و هنوز در برخی جاها بی شرمانه به آن عمل می کنند.
    من می خواهم این جا به اشاره به این بپردازم که رویداد ازدواج پیامبر با عایشه در سن و سالی که او هنوز کودک بود ساختگی است. [بسیاری از رویدادهای مندرج در کتاب های تاریخ اسلام ساختگی است. بسیاری از آن ها به رغم ساختگی بودن ” inert” و بی ضررند. برخی اما به شدت آسیب رسان اند.]
    داستان ازدواج عایشه در کودکی در نتیجۀ سوء برداشت از گفتار او به وجود آمده است. [خود او نیز کم علاقمند به القای این معنا نبوده است.] اصل رویداد این است که عایشه در میان زنان پیامبر دارای این ویژگی است که در سن کودکی مسلمان شده است. این گفتار در کتاب ها و در احادیث تبدیل به این معنا شده که عایشه در سن کودکی زن پیامبر شده است.

    طاهر مقدسی هزار سال پیش در کتاب «پیدایش و تاریخ» می نویسد: در کتاب ها در این که اول مسلمان کیست اختلاف است. برخی از خدیجه همسر پیامبر نام برده اند. برخی گفته اند که علی بن ابی طالب بود. کسانی از زید بن حارثه و کسانی نیز از ابوبکر نام برده اند. [چنان که گفته می شود] علی بن ابی طالب و پس از او زید بن حارثه و آنگاه ابوبکر به نوشتۀ ابن اسحاق از اول کسانی اند که مسلمان شده اند. واقدی می نویسد که سعد بن ابی وقاص گفته که من نفر سوم ام. کسی به اسم عمرو گفته که من سوم یا چهارم کس بودم. خالد بن سعید گفته که من پنجم کس بودم. در آنچه در این باره در مورد زنان نوشته اند دختران ابوبکر یکی به اسم اسماء و دیگری عایشه از اول کسانی اند که در سه سال اول از رسالت پیامبر به او گرویده اند. گفته اند که عایشه هنگامی که اسلام آورد خردسال بود. پیامبر در این روزگار هنوز دعوت خود را آشکار نکرده بود. [«و من النساء أسماء بنت عُمیس و فاطمه بنت الخطّاب و أسماء بنت أبی بکر و عائشه و هی صغیره. فکان اسلام هولاء فی ثلاث سنین و رسول الله (ص) یدعو فی خُفیه. (متن عربی جلد ۴ ص ۱۴۵ و متن فارسی ج ۴ – ۶ ص ۶۵۱) جای دیگر می نویسد [یا در کتابش نوشته اند که]: پیامبر هنگامی که با عایشه ازدواج کرد وی ۷ سال سن داشت. (ترجمه به فارسی آفرینش و تاریخ ؛ جلد ۴ – ۶ ص ۷۲۶)

    اسلام آوردن دو دختر ابوبکر ـ یکی أسماء و دیگری عایشه ـ در قدیم ترین از منابع تاریخ اسلام یعنی سیرۀ ابن هشام [احتمالن به نقل از ابن اسحاق] هم آمده است. ابن هشام در بارۀ عایشه می نویسد: وی [چنان که گفته اند] به هنگامی که اسلام آورد خردسال بود. [«و هی یومئذٍ صغیره.»] (عربی جلد ۱ ص ۲۸۸)
    من شرح تفصیلی این معنا را به موقعیت دیگری واگذار می کنم. این جا به این بسنده می کنم و می گویم که گزارۀ «عایشه در کودکی با پیامبر ازدواج کرد.» تغییر یافتۀ گزارۀ «عایشه در کودکی به اسلام گروید.» است. عایشه ـ به این ترتیب ـ زمانی که به همسری پیامبر در آمد دست کم [دست کم] حدود ۲۰ سال سن داشته است.

    با احترام
    داود بهرنگ

    منابع
    البدء والتاریخ – المؤلف المطهر بن طاهر المقدسی ـ الناشر: مکتبه الثقافه الدینیه، بور سعید ـ القاهره – مصر
    آفرینش و تاریخ ـ ترجمۀ شفیعی کدکنی ـ ج دوم (یا ۴ ـ ۶)
    السیره النبویه ـ لاِبن هشام ـ لدار الکتاب العربی ـ بیروت ـ الطبعه الثالثه ۱۹۹۰ م [أستاذ دکتور عمر عبدالسلام تدمری]

  2. با سلام. قوانین مجازات اسلامی از طرف خدا بر بشر گناهکار نازل شده است و همانطور که اخیرا یکی از نو اندیشان دینی فرمودند، هر چه از خدا رسد خیر است. سنت‌های جامعه اسلامی هم بر همین اساس است و با اتصال آیات قران به همین نتیجه میرسیم. الودگی محیط زیست و کرونا هم بگفته دیگر اندیش و از دین پژوهان شر بشری است پس از ماست که بر ماست. پس آیا پدر تحت فشار تحریم و تنش به جای کشتن دشمن به سهو صبییه خود را به قتل رسانده است که باید دیه بدهد و مشکلی نیست. چه خوش گفت دین پژوه دیگریی که در این موارد باید، نگاه دیگری کرد و واژه‌ها را باید شست.

  3. جواب روشنه!فمنــــــیسم قاتل رومینا و رومیناها است!!همان جریانی که به دختر اجازه نمیدهد وقتی از ۱۰-۹ سالگی بالغ میشود امیال خودش رو نمایش بده چرا؟واسه اینکه یکوقت در کش و قوس زندگی از نقشه های شوم فمنیست ها درارتباط با تشبه به آقایون عقب نمونه!!!

  4. همون جماعتی که تا یکماه پیش جامه درانی میکردند تا ازدواج دختر زیر ۱۸ سال را جرم انگاری کنند!چگونه همان جماعت ملوّن اینک از اشتیاقات جنسی یک دخترک سیزده ساله دفاع میکنند؟!؟!؟!؟ما که از روز اول میگفتیم دختر وقتی به بلوغ میرسد مهیا ازدواج و زناشویی است ولی آنانی که ما را عقب مانده میدانستند اینک باید شرمسار باشند

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

قانون‌گذار، پدر یا «معشوق»

انقلاب مشروطه مهم‌ترین اتفاق سیاسی تاریخ معاصر ایران است که مرز سیاسی و اجتماعی بین ایران قدیم و جدید را مشخص می‌کند. آن رویداد دوران‌ساز برای نخستین بار مفهوم «شهروند» را با پایان دادن به

ادامه »

جایگاه حکومت ایران در رتبه‌بندی حکمرانی شایسته بنابه رتبه بندی شاخص های حکمرانی موسسه حکمرانی چندلر که شاخص های گوناگون و از جمله کارآمدی

ادامه »

آن‌چه در این نوشته می‌آید واکنش و پاسخ(دومِ) عبدالکریم سروش به سخنان اخیر محسن کدیور است که برای انتشار در اختیار زیتون قرار گرفته. زیتون با درج توضیحی از سردبیر و اعلام آمادگی برای پاسخ آقای محسن کدیور آن را منتشر می‌کند…

ادامه »