تقریبآ در همین ایّام در سه سال پیش؛ یعنی سال ١٣٩۶ بود که در بحبوحه وعده وعیدهای نجومی کاندیداهای ریاست جمهوری، فریب وعده های مدرن حسن روحانی را خوردم. این وعده ها برای من ساده دل چنان فریبنده بود که حتی برای کمک به ایشان در غلبه بر وعده های دیگر کاندیداهای ریاست جمهوری، مقاله ای نوشتم( امکان سنجی وعده دو کاندیدا برای ایجاد اشتغال، ٢٢اردیبهشت ١٣٩۶، وبسایت زیتون). البته، پیش از بیان اصل مطلب، باید بگویم سادگی دل من از این ناشی می شد که گمان می کردم وعده دادن حسن روحانی، چیزی مانند وعده دادن امثال خودم باشد که شب، خواب راحت ندارند؛ به دلیل نگرانی از ناتوانی احتمالی در انجام وعده های داده شده به دیگران.

بگذریم و برسیم به اصل مطلب. در آن ایّام تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری در ١٣٩۶، چنان به پایبندی حسن روحانی به وعده هایش باورپیداکرده بودم و البته، چنان نگران از احتمال به قدرت رسیدن یکی دو کاندیدای دیگر که با وجود خارج از ایران بودن، به یکی از بستگان تلفن زدم و خواهش کردم که با شناسنامه اش به جای من، به حسن روحانی رآی بدهد- زیرا او قصد نداشت در این انتخابات شرکت کند. اکنون، این مطلب را به این دو دلیل می نویسم: اول، به رئیس جمهور بگویم بسیاربسیار پشیمان هستم از اینکه به او رای داده ام. دوم و البته، مهمتر از دلیل اول، در دوسه هفته اخیر، رئیس جمهور به بهانه تشریح عملکرد دولت در مقابله با عواقب شیوع کرونا در ایران، این عملکرد را با دیگر کشورها؛ به ویژه در اروپای غربی و آمریکا پیروزمندانه مقایسه می کند. در این مقایسه ها همانطور که از هر سیاستمدار و مقام ریز و درشت ایرانی دیده می شود رئیس جمهوری به عملکرد خودشان نمره عالی می دهد و طرف مقابل، نصیبی ندارد جز نمره مردودی در مقایسه با عملکرد ایران.

چون رئیس جمهور از این مقایسه ها حسابی حظ می برد و با چاشنی لبخند خاص خودشان، آن را بیان می کند به عنوان دومین دلیل نوشتن این مطلب، خواستم امکان یک مقایسه دیگر را به ایشان تذکر دهم و از رئیس جمهور درخواست کنم هنگام مقایسه بعدی، این مقایسه را نیز برای بینندگان و شنوندگان گزارش های عملکرد دولت بازگو کند. حال، بپردازیم به این مقایسه احتمالا بی اهمیت از دید رئیس جمهور. در این یکی دوماهه کرونایی، هر وقت خبری از ایشان منتشر شده است او را در بین زیردستان در هیئت وزیران دیده ایم که همه گوش به بیانات رئیسشان هستند و رئیس جمهور متکلم الوحده، بی آنکه خبرنگاری در پیرامونش باشد، از برنامه ها و عملکرد عالی دولت درباره کرونا سخن می گوید؛ البته بی هـیچ نگرانی از وجود خبرنگاران سمجی که ایشان را به خاطر احتمال ناموفق بودن این برنامه ها و عملکرد سؤال پیچ کنند.

در مقایسه با این شیوه خبررسانی رئیس جمهور اسلامی ایران- و البته، بیشتر مقامات- از عملکرد دولت و حکومت در مقابله با کرونا، در همین ایّام در ینگه دنیا، یک رئیس جمهور دیگر که البته، او نیز مانند رئیس جمهور اسلامی از عملکرد دولتشان راضی هستند هر روز در مقابل خبرنگاران باید پاسخگوی کم و کاستی‌های چنین عملکردی باشد. یادم می اید در یکی از کنفرانس های خبری اخیر رئیس جمهور آمریکا، یکی از خبرنگاران جسورانه به دونالد ترامپ اعتراض کرد که چرا در حین این کنفرانس، فاصله فیزیکی از دیگر مقامات ذیربط با بحران کرونا و حاضر در اطراف رئیس جمهور را رعایت نمی کند. در اینگونه کنفرانس ها، بگومگوی دونالد ترامپ با برخی خبرنگاران سمج، گاهی به حدی می رسد که خبرنگار حرف رئیس جمهور را قطع می کند، رئیس جمهور حرف خبرنگار را و این دور چندبار تکرار می شود.

بهتر است بیش از این وقت خواننده را نگیرم. اما به عنوان سخن آخر در این نوشته، گمان می کنم شاید خوب باشد برای اطلاع رئیس جمهور اسلامی ایران، از یک مقایسه دیگر پرده بردارم؛ مقایسه ای که نه به ذهن ایشان خطور کرده است نه به احتمال زیاد، به ذهن خوانندگان نوشته حاضر.

هنگام اندک کنفرانس های خبری رئیس جمهور اسلامی ایران، ایشان روی صندلی و راحت نشسته اند. در مقابل، هر خبرنگاری که قرار است از رئیس جمهور سؤال کند باید از روی صندلی برپاخیزد و بقیه ماجرا. در مقایسه، رئیس جمهور از خودراضی آمریکا، باید پشت تریبون، به صورت ایستاده- گاهی تا دوساعت- پاسخگوی سوالات خبرنگاران حرفه ای و کاربلدی باشد که بر صندلی شان، راحت نشسته اند و مجبور نیستند در مقابل قدرتمندترین سیاستمدار دنیا، ایستاده طرح سوال کنند.

و این هم درخواست آخر من از رئیس جمهور اسلامی ایران: در این یک سال و اندی مانده از دوره ریاستی که برای من و دیگر رای دهندگان به شما خیری نداشت بکوشید تا اندکی رضایت جمهور را جلب کنید. وگرنه، دست کم سعی کنید در مقابل دوربین، باز ازخودراضی ظاهر نشوید؛ مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.

بازگشت به صفحه اول