خلیج فارس در تاریخ خود شاهد بروز چالش ها و تنش های سیاسی مهمی بوده که به نوبه خود بر بسیاری از روابط بین الملل در حوزه های مختلف سیاسی اجتماعی و اقتصادی تاثیرگذار بوده است و این موضوع بیشتر با وجود منابع انرژی و حساسیت های اقتصادی در این منطقه مهم دنیا مرتبط بوده است.

اما آنچه در این مقال مورد نظر است اتفاقی بوده که بارها در دو سوی سواحل شمالی و جنوبی این خلیج نیلگون شکل گرفته که به خودی خود بسیار مهم و عبرت آموز هستند.
تحریم های ایران و قطر به عنوان دو کشور مهم منطقه از نظر تأمین انرژی و قدرت تأثیرگذاری در دیپلماسی عمومی در سطح کشورهای همسایه و مسلمان از یک سو و کشورها و قدرت های دیگر در جهان موضوعی قابل مطالعه است؛ البته تجربه تحریم در این دو کشور اگرچه در جزئیات و مدل تحریم قابل مقایسه نیست اما رویکرد حاکمیت در دو کشور در رویارویی با تحریم، مهم و قابل تأمل به نظر می رسد؛ به ویژه اینکه آنچه در تحریم های دو کشور رخ داده است نتیجه اختلافات سیاسی و رقابت های منطقه ای بین کشورهای همسایه و دیگر کشورهای دنیا بوده که اتفاقا با اتهامات مشابه پشتیبانی از تروریسم مطرح شد.

ایران بزرگ، بازنده تحریم‌ها

ایران در شروع انقلاب اسلامی و در پی حمله و اشغال سفارت آمریکا در تهران با اولین تحریم های دوران حیات خود روبرو شد و از آن تاریخ به بعد نیز به دلیل اصرار بر مواضع ایدئولوژیک و منافع تعریف شده در اصول سیاسی و اقتصادی و امنیتی خود، به نحوی عمل کرد که نه تنها تحریم ها بی اثر نشد، بلکه به شکلی روزافزون این تحریم ها گسترده تر و عمیقتر گردید و دایره محاصره علیه این کشور را تنگتر کرد. آن تحریم ها و این رفتارهای غیر منطقی در نظام تا جایی پیش رفت که حتی ایران توان خرید اولین مایحتاج کشور را از همپیمانان و شرکای اقتصادی و سیاسی خود از دست داد و امروز در پی بروز بحرانی مانند کرونا برای دست یابی به کمک های بین المللی در رفع و کنترل بیماری خطرناک کووید ۱۹ از وجود تحریم ها به عنوان مانع بزرگ یاد می کند.
آخرین اقدامی که ایران در برابر فشارهای خارجی خود پس از چهار دهه انجام داد، عدم تصویب لوایح الحاقی FATF بود تا آخرین روزنه امید و کورسوی کمک ها و ارتباطات مالی خود را به دست خود با دنیای خارج ببندد تا جاییکه حتی چین و روسیه هم به عنوان همپیمانان نزدیک و فرانسه و آلمان به عنوان قدرتهای بزرگ اروپایی شریک در بازرگانی ایران از عدم توان خود در کمک به ایران حتی در مسائل انسان دوستانه و تبادلات بشر دوستانه مالی خبر دهند.
در این ماجرا، حتی هشدارهای خودی‌ها هم شنیده نشد از جمله “سیدمحمد صدر” عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام که پیشتر به خبرنگار سیاسی برنا گفته بود: “اگر این لوایح تصویب نشوند، زیان‌های بسیار جدی به کشور وارد می‌شود. همچنین همه روابط بانکی ایران با بانک‌های جهان قطع و در واقع یک خود تحریمی بسیار جدی به جمهوری اسلامی تحمیل می‌شود.”
این هشدار به خوبی نشان از آن دارد که جریانات سیاسی و هسته سخت قدرت در ایران نه تنها تلاشی برای کم کردن فشار و عمق تحریم ها علیه ایران نکردند بلکه خود زمینه ایجاد فشارها و تحریم های بیشتر را برای کشور فراهم کرده اند.
چنانکه صدر در این گفتگو می‌گوید “اگر این لوایح تصویب نشود به نوعی هدیه به ترامپ است.” این یعنی نظام خود به کمک سیاست هایی پرداخته که به گفته رهبرش بزرگترین دشمن نظام و برقرار کننده اولین و بزرگترین تحریم ها علیه ایران است. صدر در بخش دیگری از حرفهایش به پیغام هشدارآمیز دو متحد ایران اشاره کرده و خبر داده بود: “در این زمینه روسیه و چین به صورت رسمی به ایران پیغام داده‌اند که اگر این لوایح تصویب نشود در آینده نمی‌توانند با ایران همکاری کنند. در نهایت ایران در یک محاصره اقتصادی جدی قرار خواهد گرفت که بسیار زیانبار خواهد بود.”
این یعنی حتی در شرایطی که دو قدرت نزدیک به نظام، هشدار لازم را داده و آن را از این خود تحریمی برحذر داشته بودند، اما مقامات ایران در تداوم چهاردهه سیاست های اشتباه، باز هم با دست خویش فشارهای تحریمی علیه کشور را افزایش داده و باعث عمیق تر شدن تحریم ها علیه ایران شدند.
بعد از مرور مدل رفتار تهران در تجربه تحریم، نگاهی بیندازیم به مدل رفتار دوحه:

قطر کوچک، برنده تحریم‌ها

در سوی دیگر خلیج فارس اما کشور کوچک و امیر نشین قطر هم در مقطعی از تاریخ خود به دلیل رقابت ها و اصرار بر مواضع منطقه ای و جهانی اش مورد تحریم قرار گرفت تا جایی‌که بسیاری از کشورهای همسایه و قدرتمند دنیای عرب این کشور را تحریم کرده و آن را در محاصره فشارهای سیاسی و اقتصادی خود قرار دادند.
این تحریم ها که با شدت بسیار از سوی عربستان، مصر، امارات و بحرین و حتی دیگر کشورهای اسلامی بزرگ و کوچک در آفریقا صورت گرفت، شوک بزرگی در روابط خارجی این کشور کوچک به حساب آمد و باعث نگرانی های بسیاری گردید، اما آنچه متقابلا در قطر اتفاق افتاد تلاش برای کم کردن فشارها و جلوگیری از گسترش دایره و عمق تحریم ها از سوی کشورهای مختلف جهان شد به گونه ای که در برخی تحلیل ها و خبرها نه تنها کشورهای تحریم کننده موفق نبوده اند، بلکه موقعیت قطر از نظر نفوذ سیاسی و اقتصادی در جهان بیش از پیش گسترش پیدا کرده است.
از فردای تحریم، خویشتنداری و تقابل محاسبه شده، گسترش روابط و تنش زدایی این کشور با همسایگان دیگر و نزدیکی و ایجاد ارتباط نزدیکتر با سایر قدرتهای منطقه ای و جهان باعث شد تا قطر علی رغم ممنوعیت استفاده از محصولات کشورهای تحریم کننده در بازارهای داخلی خود با ورود کالا از کویت، عمان و مراکش راه مبادلات خارجی خود را حفظ کرده و از سوی دیگر با سرمایه گذاری در دیگر نقاط دنیا زمینه تهیه و حتی برخی تولیدات در داخل کشور خود را فراهم کرد تا تحریم ها بی اثر شده و در اصل بازنده اصلی تحریم ها، خود کشورهای تحریم کننده باشند.
رادیو فرانسه در گزارشی با عنوان «تحریم کنندگان تحریم شدند»آورده است:
«واردات قطر در هفته‌های اول تحریم ها، حدود ۴۰ درصد نسبت به مدت مشابه سال پیش از آن کاهش یافت ، اما قطر خودر را نباخت و طرح‌هایی را برای کنترل این بحران به مورد اجرا گذاشت. اوضاع قطر به وضعیت کاملاً عادی گذشته بازگشته است، زیرا دوحه منابع جدیدی را طی این مدت یافته و مسیرهای کشتیرانی جدیدی را از طریق نقاطی مانند عمان و کویت برقرار کرده است. قطر همچنین تلاش جدیدی را را برای تولید داخلی محصولات مورد نیاز خود از جمله مواد غذایی با همکاری دیگر کشورهای جهان آغاز کرده است.»
در اصل حاکمان قطر در مقابل فشارها از سوی عربستان و مصر و دیگر همپیمانان تحریم کننده خود نه تنها روش تنش افزایی با دیگر کشورها را در پیش نگرفت و رفتاری پرخاشگرانه از خود به جهانیان نشان نداد بلکه برعکس با سیاستی دقیق، روابطی نزدیکتر با قدرتها و کشورهای منطقه ای و حتی فرامنطقه ای در اروپا و آمریکا برقرار کرد تا تحریم کنندگان خود را خلع سلاح کرده و تحت فشار قرار دهد.

حاصل دو آزمون

سیاستمداران دو سوی خلیج فارس با دو سیاست متفاوت در عین اینکه اتهامات تحریم کنندگان علیه هر دو آنها از یک جنس حمایت از تروریسم و افراطی گری اسلامی بود، تجربه و عبرتی تاریخی را رقم زدند؛ ایران با سیاست های دشمن گرایانه، عصبی و تنش زا تمامی راه ها و دیپلماسی خنثی کننده علیه تحریم کنندگان خود را کنار گذاشته و عملا هر روز در باتلاق تحریم های خارجی و خود تحریمی های داخلی فرو رفت و در مقابل قطر با سیاست های هوشیارانه خود در جهتی خلاف حرکت کرده و تحریم ها را به فرصت تبدیل کرده و عملا تحریم کنندگان خود را شکست داده است.
در ایران مقامات ایران به دشمنی که خود آن را ساخته اند هدیه ای برای تحریم های بیشتر داده و در قطر مقامات این کشور تحریم ها را به هدیه ای برای اقتصاد و ملت خود و ضربه ای به کشورهای تحریم کننده تبدیل کردند.
این موضوع در عمل باعث شد تا ملت های این دو کشور در دو موقعیت بسیار متفاوت قرار بگیرند. ایرانیان فقر و گرفتاری ناشی از این وضعیت را زندگی می‌کنند و قطری ها نه تنها وضعیتی بدتر پیدا نکردند بلکه امروز به عنوان ملتی مرفه و ثروتمند در سراسر دنیا شناخته شده و از اعتبار و احترام بسیاری برخوردارند.

بازگشت به صفحه اول