«رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده / شب مانده است وبا شب تاریکی فشرده

کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟ / شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟»

نمی دانم سال ۹۸ شمسی کی به پایان می رسد و تلخی ها و تیرگی هایش دست از سرمان بر می دارد و رهایمان می سازد؟ سالی که با سیل سهمگینِ فروردین ماه آغاز شد. پس از وقوع چند زلزله ریز و درشت، کشتار خونین و خانمان سوز آبان ماه از راه رسید. زمستان نیز با ترور قاسم سلیمانی و کشته شدن بیش از شصت نفر در مراسم تشییع جنازه ایشان در کرمان، فاجعه سقوط هواپیمای اوکراینی و پرپر شدنِ ۱۷۶ نفر از مسافران مظلوم و بی گناه آن، انتخابات سرد اسفند ماه که به تعبیر شمس تبریزی در مقالات، «یخ از آن می بارید» و کثیری از سر بی انگیزگی و بی رغبتی در آن شرکت نکردند، عجین گشت. چند روزی است قصه پر غصه شیوعِ ویروس کرونا، نفس ها را در سینه میلیون ها ایرانی در سراسر کشور حبس کرده و به نگرانی های به حق شان دامن زده است.

هر چند این سوی کره خاکی زندگی می کنم؛ اما به تعبیر زنده یاد شاملو، «چراغم در این خانه می سوزد» و دلمشغول احوال خانواده، بستگان، دوستان و توسعا تمام هموطنان نازنینم هستم که در آن آب و خاک نفس می کشند و روز و شب را دوره می کنند. فارغ از اینکه چقدر دولتمردان و مسئولان درباره ویروس کرونا به موقع اطلاع رسانی کرده اند، که متاسفانه ظاهرا نکرده و تمهیدات لازم را نیندیشیده و پنهان کاری پیشه کرده اند؛ آنچه در این میان بیشتر رنج آور و حیرت زاست، سخنانی است که درباره چرایی مخالفت با بستن زیارتگاه ها در شهر قم که ظاهرا منبع اصلی شیوع این ویروس بوده، توسط  برخی از مسئولان گفته می شود. چرا نحوه اطلاع رسانی و مواجهه با چنین خطراتی، در میان ما با عموم عقلای عالم متفاوت است؟ چرا جانِ انسان های گوشت و پوست و خون دار وجه المصالحه قرار می گیرد و دستورات عالمانه و کارشناسانه دست اندرکاران حوزه پزشکی، به نحو اجباری در کشور اجرا نمی گردد؟

ظاهرا آمار واقعی مبتلایان به این ویروس، بیش از آمار رسمی اعلام شده است و مسئله خیلی جدّی است. روشن است جلوگیری از شیوع یک بیماری ویروسی چه اقتضائاتی دارد و فلان مداح و بهمان روحانی در این باب صلاحیتِ اظهار نظر علمی و کارشناسانه ندارند. بدیهی است که امکان تکثیر این بیماری در مکانهای عمومی که افراد زیادی در آنجا جمع می شوند، بسی بیشتر می شود و باید آنها را برای مدتی بست. سید محمد سعیدی، تولیت حرم حضرت معصومه که می گوید: «این حرم مقدس را دارالشفا می‌دانیم، دارالشفا یعنی مردم بیایند و از امراض روحی و جسمی شفا بگیرند»، لختی با خود نمی اندیشد که اگر اینگونه بود، چرا اولین مواردِ بیماری با ویروس کرونا در شهر قم دیده و ثبت شده است؟ مضافا بر این، چرا بیماران به بیمارستان های تهران منتقل شده و برای درمان در قم نمانده اند و شفا نگرفته اند؟!  چگونه می توان در این شرایط، غیر مسئولانه و فارغ‌دلانه، مردم را به آمدن به حرم و شفا گرفتن از امراض جسمی و روحی دعوت کرد و به تعبیر سعدی در گلستان، رونق مسلمانی را برد و اسباب طعن خلایق را فراهم کرد؟

هیچ جای قرآن گفته نشده  مقبره پیامبر دار الشفاء است، تا چه رسد به مقبره امامان و امام زادگان؟ در سوره «اسراء» هم که آمده است: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ»؛ مراد، شفا و رحمت بودنِ مضامین بلند قرآن برای مومنان است و لا غیر. بکار بستن عقل متعارف و از دستاوردهای علم زمانه بهره بردن و از آن تبعیت کردن، هم متناسب و متلائم با مضامین قرآنی است، هم با سیره پیامبر اسلام سازگار است؛ از اینرو روشن است که در وضعیت بغرنج کنونی باید به سیره عقلا رجوع کرد و سخنان بی مبنا و غیرعاقلانه را فرو نهاد. اسباب تاسف است که هر چه پیش آمده ایم، برخی از مسئولان و کارنابلدان، بر طبل خرافه گستری کوبیده و در بسطِ «جهل مقدس» کوشیده اند:

«جاهلان سرورشدستند و ز بیم / عاقلان سرها کشیده در گلیم

هین روان کن ای امام المتقین / این خیال اندیشگان را تا یقین»

یکی از کارهای نحله نواندیشی دینی در دیار ما، مبارزه با خرافه گستری و جهل پراکنی بوده است. به رغم تلاش های نیکویی که در این باب شده و میراث ماندگاری که بزرگانی چون طالقانی و بازرگان از خود برجای گذاشته اند، بروز و ظهور افراد و سخنانی، از آن دست که آمد، حکایت از این مهم می کند که «هزار باده ناخورده در رگ تاک است» و نباید خرافه زدایی را، کاری پایان یافته تلقی کرد. بلکه، باید با تمام قوا به این مهم همت گمارد و به مسائلی چون علم و دین، عقل  و وحی …همچنان پرداخت و  استدلال کرد که برای مسلمان بودن و بدست دادنِ قرائتی انسانی و عقلانی از سنت دینی، لزومی ندارد عقل و علم  زمانه و دستاورد های آنها را فرو نهاد و تحفیف کرد؛ بلکه می توان نسبت بدانها گشوده بود و از مواریث نیکوی بشری استفاده بهیه نمود.

بنای پراکندنِ گرد یاس و ناامیدی در فضای پر التهاب کنونی را ندارم. باید خود را نبازیم و دل قوی داریم و با بکار بستنِ دستورات پیشگیرانه پزشکان و به حداقل رساندن حضور خود در محافل عمومی، دست به دست هم دهیم و از شیوع ویروسِ مهلک کرونا جلوگیری کنیم. این ایام تلخ و سخت می گذرد:

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند / چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

 

بازگشت به صفحه اول