






مدتی است هر رسانهای را که باز میکنید، سعید لیلاز را میبینید که با لحنی آمرانه از «اجتنابناپذیر بودن جنگ» سخن میگوید و منتقدان را با این عبارت خطاب میکند که اگر جرأت دفاع از
درک اندیشهی محمد حنیفنژاد بدون قرار دادن آن در بستر تاریخی شکلگیری بحرانهای ساختاری جامعه ایران ممکن نیست. او در دورهای ظهور میکند که
مسئله دینستیزی، به معنای مبارزه با دین، که اغلب علل اجتماعی دارد تا دلایل معرفتشناسانه و فلسفی، یکی از مسائل












بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ۱۳۹۴-1401
2 پاسخ
ستایش را از علی
بنماید گر کسی
ورا شیعه نامیدن
دور ز دادست اندکی
مدح یار اربعه
مؤمن کند هر دمى
چنین عمل بکردن
سنت بوده از نبی
هم زبانی با امت
باید کند هر ولی
کجتابی را در کلام
تاند گند هر دنی
بهر صلاح در منش
صبرت شاید خود بسی
سنی بوده چون سعدی
چنین بداشت مذهبی
آیا سزاوار است استاد در جواب سوال سائلی در اواخر سخنرانی مقایسه قرآن و انجیل بخش دوم که از آیه ذیل می پرسد:
اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۴۲﴾ الزمر
بفرمایند (قریب به این مضمون) خودم هم در این آیه متوقف هستم….آنوقت درباره سعدی و حافظ چنین روان و شیوا سخن بگویند؟!!
این درحالی است که آیات قرآن باید در نظام فکری ایشان بسیار روشن معنا یافته باشند…نظرات ایشان در خصوص کم و کیف وحی و ظهور قرآن الگوی بسیاری دیگر از روشنفکران دینی قرار گرفته و میگیرد…ضرورت کدام عمل بیشتر بوده است؟
دیدگاهها بستهاند.