تکنوکرات‌های آفتاب‌پرست

شیرزاد عبداللهی

 

▪️دسته ای از مدیران که دارای تخصص و توانایی های فنی و کارشناسی برای اداره امور هستند اما تعهد ایدئولوژیک چندانی به نظام ندارند تکنوکرات نامیده می شوند. تکنوکراتها سالهای اول انقلاب به عنوان غیرخودی در دعوای تعهد و تخصص کنار گذاشته شدند. در میان مدیران وابسته به طیف سیاسی اصلاح طلب افرادی با آزمون و خطا به سطحی از دانش و تجربه مدیریتی رسیدند و تبدیل به مدیران توانمندی شدند. اما این دسته از مدیران که از ایدئولوژی نظام تا حدودی فاصله گرفتند تحت عنوان غربزده و لیبرال و غیر انقلابی و فتنه گر حذف شدند. نظام از براندازی نمی ترسد نگران آن چیزی است که آن را استحاله می نامد.

▪️در سالهای اخیر و در دولت اعتدالی نوع جدیدی از مدیران ظهور کرده اند که در ظاهر شبیه تکنوکراتها اما در باطن ابن الوقت و منفعت جو هستند. لباس پوشیدن ، اندازه ریش و ژست های مدیریتی آنها شبیه تکنوکراتها است. اماسواد و تخصص و جرات ندارند، بیشتر از اینکه تابع اصول مدیریت علمی باشند به فوت و فن ها و ریزه کاری های کار در سیستم های فاسد اداری و باندبازی واردند و اهل معامله و دنبال منفعت شخصی اند. این تیپ مدیران خطرناک تر از مدیران ایدئولوژیک هستند و به نظر می رسد تعدادشان سال به سال بیشتر می شود. نظام از تکنوکراتهای قلابی نمی ترسد.

▪️تکنوکراتهای قلابی در طول خدمت اداری مدرک تحصیلی فوق لیسانس و دکتری گرفته اند. اما مدارک آنها فاقد ارزش آکادمیک و صرفا یک ابزار برای ارتقای اداری است. برخی هم با مدارک جعلی در سیستم بالا آمده اند. بر خلاف تکنوکراتهای واقعی که به خاطر دانش و تخصص خود، دارای اعتماد به نفس و شخصیت مستقل و دستی پاک هستند، اینها مانند آفتاب پرست خودشان را با شرایط متغییر محیطی و آب و هوا تطبیق می دهند. شخصیت ژلاتینی دارند و اهل معامله و زد و بندند.

▪️در تعریف آفتاب پرست غیر از تغییر رنگ آمده است : “چشم آفتاب پرست توانایی دید ۳۶۰ درجه را دارد و در یک‌زمان می‌تواند هر دو جهت را ببیند. چشم های آفتاب‌پرست متمایز از هر خزنده دیگری است. آنها می‌توانند به طور جداگانه و همزمان بر روی دو جسم متفاوت تمرکز کنند، که به آنها اجازه می‌دهد تا چشمان خود را به طور مستقل از یکدیگر حرکت دهند . هنگامی که طعمه را ببینند، هر دو چشم آنها در همان جهت متمرکز می‌شود …” بازی تکنوکراتهای قلابی با دو جناح سیاسی شبیه رفتار آفتاب پرست است.

▪️برخی شبه تکنوکراتهای مرعوب شخصیت متلون و حرکات بسیار متغیر خود را زیر عنوان اعتدال توجیه می کنند. تکنوکرات قلابی به هیچکس “نه” نمی گوید. حوزه مدیریت خود را سفره ای می داند که همه می توانند سر این سفره بنشینند. تکنوکرات قلابی به هیچکس جز خودش وفادار نیست. اهل حزب باد است و مهم ترین اصل مدیریتی او بی اصولی است. در محفل خصوصی به ریش هر دو جناح می خندد، اما در محافل رسمی برحسب موقعیت خود را به این یا آن جناح می بندد و البته همیشه راه انکار و فرار و تغییر جهت را برای خود باز می گذارد.

▪️مدیریت آموزش و پرورش امروز دست همین تکنوکراتها یا متخصصان قلابی است. طرف اول صبح در هیات دولت از برونسپاری و خرید خدمات آموزشی و چگونگی افزایش بهره وری دفاع می کند. ساعت ۱۱ معاونش در سازمان برنامه با نوبخت روی طرح “معلم تمام وقت” کار می کند تا سر معلمان را گول بمالند. ساعت ۱۲ با صنفی ها جلسه می گذارد و برای معیشت معلمان اشک می ریزد. به صنفی – سیاسی ها و فعالان رسانه ای چشمک و بفرما می زند. نهار را با پایداریچی ها مجلس می خورد و در جمع آنها علیه نو لیبرالیسم شعار می دهد. چفیه به گردن با سرداران جلسه خصوصی می گذارد و به رییس دولت گزارش نمی دهد….

▪️شب سراغ توییتر می رود ، مسئول نوشتن توییت ها روزنامه نگاری دگراندیش است که نبض فضای مجازی را در دست دارد. از زبان وزیر جملاتی توییت می کند که دل اصلاح طلبان و روشنفکران را می رباید. مبارزه با مافیای کنکور ، ترویج شادی در مدارس ، شعار علیه مشق شب ، حذف امتحان و نمره و رقابت ، تعریف از توران خانم …. کارتابلش را که نگاه می کند ، حوصله اش سر می رود: “کمبود معلم ، مدارس مخروبه و ریزش دیوار ، سقوط پنکه ، تنبیه بدنی ، مدارسی که توالت و آب خوردن ندارند، اعتراض معلمان ، رتبه بندی ، تصادف اتوبوس راهیان نور ، دعوای معاونان با یکدیگر ….” به عکس های خودش نگاه می کند همه چیز به قاعده و مرتب است. یاد حرف یکی از بادمجان دورقاب چین های با استعداد می افتدکه گفته بود شما با این تیپ باید رییس جمهور بشوی . حالش خوب می شود و قاه قاه می خندد.

منبع: کانال تلگرام نوبسنده

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

یک پاسخ

  1. با سلام . در اول انقلاب پر شکوه اسلامی گفتند که ما متعهد میخواهیم و نه متخصص. هدف کنار گذاشتن کارشناسان و مدیران کارازموده بود. مدیران نظام مقدس حتی اگر بخواهند کار سودمندی انجام دهند قادر نخواهند بود چون نه تخصص کافی‌ دارند و نه سواد کافی‌ . لذا به چابلوسی میپردازند. قدیم‌ها به این گروه می‌‌گفتند “پاچه ور مالیده “

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

آری ای پیامبر بزرگ! آن‌چه عرض شد گوشه ناچیزی از تحریف دینی است که قرار بود پیام رستگاری و شکوفایی باشد اما به دلیل برداشت‌های کج شخصی به قفسی مبدل شده که دست کم در ایران ۸۰ میلیون انسان در آن اسیرند. حال شما بفرمایید ، آیا ما باید در سوگ غمناک رحلت شما ناله سر دهیم ؟ یا شما باید به زندگی دردآوری که ما بدان مبتلا شده ایم اشک بریزید؟…

ادامه »

به سرکوب‌گران مستبد امروز ایران می‌گویم تیر اندازی به سوی مردم معترض جنایت است. تفنگ‌های خود را زمین بگذارید به مردم بپیوندید. اگر چنین جرأت و جسارتی در خود نمی‌بینید لا‌اقل از فرمان مافوق خود تمرد و از دستور آنان سرپیچی کنیم. بدانید در مقابل مردم که صاحبان این کشورند، ایستادن و به گلوله‌بستن آنان عاقبت سوء و بسیار نکبت‌باری برایتان خواهد داشت. این نظام اصلاح‌ناپذیر دیر یا زود سقوط می‌کند…

ادامه »

ایران وارد دوران جدیدی شده است. خون ژینا معنای حیات و نیز حیات سیاسی را برای مردم شریف مظلوم ایران عوض کرد. هر کنشگر حزبی و سیاسی اگر سکوت کند برای همیشه مقهور، مطرود و مغبون خواهد بود. نوشتن از «حجیت شرعی» در برابر «خون مظلوم» که زیره به کرمان بردن است، اما انفعال یا سکوت در برابر این رخداد بزرگ تاریخ، پایان عمر سیاسی هر اصلاح‌طلب واقعی خواهد بود…

ادامه »