زیتون- بیش از ۱۶۰۰ دانشجو در اعتراض به حصر رهبران «جنبش سبز» نامه‌ای خطاب به مراجع تقلید شیعیان نوشتند.
به گزارش «زیتون» قرار بود نماینده این جمع دانشجویی٬ نامه نوشته شده را به دفتر هریک از مراجع عظام ارسال یا در دیدار حضوری به ایشان تقدیم کنند. اما با توجه به وخامت حال شیخ در حصر و اعلام اعتصاب غذا، تصمیم گرفته شد نامه پیش از دیدار یا رسیدن به دست مراجع در فضای مجازی منتشر شود.
به گفته امضا کنندگان این نامه ذکر این نکته ضروری است که مخاطب نامه دانشجویان مبنی بر پیگیری رفع حصر، عموم مراجع تقلید شیعه هستند، اما مشخصا متن نامه به همراه امضای دانشجویان، به دفتر ده تن از مراجع عظام، آقایان:
وحید خراسانی، شبیری زنجانی، صافی گلپایگانی، صانعی، بیات زنجانی، گرامی، سبحانی، جوادی آملی، دستغیب و مظاهری، و هم چنین دفتر آیات امینی و مؤمن
ارسال خواهد شد.
در این نامه به اشاره به اینکه دفاتر مراجع تقلید در طول تاریخ ملجا مردم برای حل مشکلات بزرگ بوده است٬ اظهار امیدواری شده تا  امروز هم امکان استفاده از این ظرفیت بانفوذ اجتماعی را در حل مشکلات کشور منتفی نمی‌دانیم، اگر «خواست» و «اراده» آن وجود داشته باشد.
دانشجویان در ادامه این نامه ضمن ابراز نگرانی از سلامت محصوران نوشته‌اند: «نخست وزیر دوران دفاع مقدس، مهندس میرحسین موسوی دام عزه، سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ مهدی کروبی که از یاران دلسوز انقلاب‌اند و در روزهای سخت مردم را تنها نگذاشته و با آن‌ها صادقانه همراه شدند، امروز روزگار پیری خود را در وضعیت حصر مطلق بسر می‌برند.» دانشجویان با تاکید بر اینکه حفظ جان آن بزرگواران و زندگی آزادانه و باکرامت ایشان، در وهله اول تقاضایی انسانی و در درجه بعد، انتظاری اسلامی و ملی تاکید کردند «دیگر تقسیم جامعه به دوقطبی‌های خطرناک، تضعیف یک بخش از مردم و تقویت یک بخش دیگر، آن‌ هم در میان انبوه شکاف‌های طبقاتی، قومیتی و نسلی، بس است.»
در بخش پایانی این نامه آمده است مراجع معظم تقلید! بدین‌وسیله و با اعتقادی راسخ به اعتلای ایران و انقلاب، از شما می‌خواهیم برای رفع حصر از محصورین، با مسوولین مربوطه وارد مذاکره شوید. رفع حصر، اراده سیاسی لازم دارد و اینک پس از انتخابات ریاست جمهوری، بهترین فرصت برای تضمین سلامت و آزادی محصورین و ایجاد همبستگی اجتماعی است. چراکه «الفرصه تمر مر السحاب». نکند که ما دانشجویان فقط در قبال شیخ نمرها و عیسی‌قاسم‌ها و زکزاکی‌ها متعهد باشیم و از اصلاح کشور خود غافل شویم.

متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن برای انتشار در اختیار «زیتون» قرار گرفت٬ به شرح زیر است:

إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ ۵۱
همانا پیامبرانمان و کسانی که ایمان آوردند را در حیات دنیا و در روز گواهان یاری می‌دهیم.
[قرآن کریم، ۵۱ غافر]
محضر حضرات آیات، مراجع معظم تقلید
با اهدای سلام و تحیات؛
ما جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های کشور، بر خود لازم می‌دانیم تاکما فی‌السابق بر مطالبه‌ی به حق خود مبنی بر رفع حصر و محدودیت‌ها از یاران آزاده‌ی امام و انقلاب، اصرار ورزیم و این بار، شما کبائر انقلاب و نظام را مستقیماً خطاب عریضه‌ی خود قرار می‌دهیم.
در گذشته بیوت مراجع همواره ملجأ مردم برای حل معضلات بزرگ بود و حساسیت، صلابت و فتوای ایشان، راه‌گشا؛ فلذا امروز هم امکان استفاده از این ظرفیت بانفوذ اجتماعی را در حل مشکلات کشور منتفی نمی‌دانیم، اگر «خواست» و «اراده» آن وجود داشته باشد.
حاملان کتاب خدا و حامیان معارف اهل بیت؛
نیک می‌دانید و به ما آموخته‌اید که «نهی از منکر»، از مهم‌ترین واجبات و بالاترین عبادات است. انتقاد و اعتراض مدنی و مسالمت‌آمیز مردم در سال ۸۸، در مقابله با مسائلی همچون: دروغ‌گویی، شعارپردازی، حیف و میل بیت‌المال، تخریب وجهه دیپلماتیک ایران در دنیا و خیانت در حق‌الناس، ریشه داشت. انتقاد و اعتراض حتی اگر رویه سخت خود را نشان دهد، حق مردمان و یک اقدام مترقی در دنیای امروز به شمار می‌آید که علاوه بر آن می‌توان این مسأله را در چارچوب همان «نهی از منکر»ی تحلیل کرد که باید در جامعه‌ی اسلامی نسبت به یک‌دیگر و به خصوص نسبت به مسئولان و حاکمان روا داشت.
انتقاد و اعتراض بخشی از مردم، که بدیهی‌ترین حق یک ملت آزاد و مسلمان است، خیلی زود رنگ سرکوب به خود گرفت و زندان‌های اوین و رجایی‌شهر برای شش یا هفت سال به استقبال خیل مهمانان جدید خود رفت. نیک می‌دانید تعدادی از آنان که به کهریزک رفتند، دیگر بازنگشتند. صاحبان تریبون‌های بزرگ و متصلین به منافع قدرت و ثروت، با بی‌تفاوتی و عجز از تحلیل جنبش اجتماعی و انتقادی مردم که پویایی نظام اسلامی و امکان اصلاح کژی‌های آن را تضمین می‌کرد، با مقایسه‌ای خلاف اصول و اقتدارگرایانه، رهبری معظم جمهوری اسلامی ایران را به جای امیرالمومنین علی (ع) تصویر کرده و بعضی از یاران انقلاب را که به شیوه مدیریت کشور انتقاد داشتند و با جنبش اعتراضی مردم همراه شده بودند، به جنابان طلحه و زبیر و بعدتر، خوارج و یزیدی و آمریکایی و اسراییلی، تشبیه کردند.
حضرات آیات؛
پس از هشت سال هنوز بخشی از مردم ایران -شاید بتوان گفت عمده همین ۲۴ میلیونی که به آقای روحانی رای دادند- از تهمت‌ها و اتهامات اثبات نشده، تبرئه نشده‌اند و حیات سیاسی آنان زیر سانسورها و فشارها قرار دارد. حقیقت شاید اینست که این مردم دیگر برای اعتلای ایران از «ظلم» به خود گذشته‌اند، چرا که با پرچم‌های کبود به روحانی رأی دادند و با دستان بسته لیست امید را به مجلس و شوراها فرستادند. اما نمی‌توانند تحمل کنند که سلامت چند انسان که بی‌هیچ دادگاهی، زندانی و حصر شده‌اند، آشکارا در خطر باشد.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس، مهندس میرحسین موسوی دام عزه، سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ مهدی کروبی که از یاران دلسوز انقلاب‌اند و در روزهای سخت مردم را تنها نگذاشته و با آن‌ها صادقانه همراه شدند، امروز روزگار پیری خود را در وضعیت حصر مطلق بسر می‌برند. در حالی که حفظ جان آن بزرگواران و زندگی آزادانه و باکرامت ایشان، در وهله اول تقاضایی انسانی و در درجه بعد، انتظاری اسلامی و ملی است. دیگر تقسیم جامعه به دوقطبی‌های خطرناک، تضعیف یک بخش از مردم و تقویت یک بخش دیگر، آن‌ هم در میان انبوه شکاف‌های طبقاتی، قومیتی و نسلی، بس است. باید برای تحمل یکدیگر در شرایطی آزاد و برابر مهیا شویم. وحدت در عین کثرت اتفاق می‌افتد و هیچ‌کس شکست نمی‌خورد. چراکه «پیروزی ما آن چیزی نیست که کسی در آن شکست بخورد، همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این پیروزی را دیرتر درک کنند» [موسوی، بیانیه ۱۳]
مراجع معظم تقلید! بدین‌وسیله و با اعتقادی راسخ به اعتلای ایران و انقلاب، از شما می‌خواهیم برای رفع حصر از محصورین، با مسئولین مربوطه وارد مذاکره شوید. رفع حصر، اراده سیاسی لازم دارد و اینک پس از انتخابات ریاست جمهوری، بهترین فرصت برای تضمین سلامت و آزادی محصورین و ایجاد همبستگی اجتماعی است. چراکه «الفرصه تمر مر السحاب».
نکند که ما دانشجویان فقط در قبال شیخ نمرها و عیسی‌قاسم‌ها و زکزاکی‌ها متعهد باشیم و از اصلاح کشور خود غافل شویم.
اعاذنا الله من شرور انفسنا
ادام الله ظلکم العالی

بازگشت به صفحه اول