چه کسی باید به احمدی‌نژاد بپردازد؟

طاها پارسا

ثبت‌نام غیر منتظره احمدی‌نژاد برای انتخابات ریاست‌جمهوری، هرچه هست، به چالش کشیدن اختیارات ولایت مطلقه فقیه هم هست.

این جمله را می‌توان ساده‌اندیشانه و حتی ساده‌لوحانه دانست و صاحب آن‌را  به نشناختن احمدی‌نژاد و فراموشی و نداشتن حافظه تاریخی متهم کرد.

به‌همین خاطر باید به حافظه تاریخی رجوع کرد، روزگاری که محمد خاتمی برای نخستین بار کاندیدای ریاست جمهوری شد و چون نماد تغییر در وضع جاری (اصلاحات) بود، در بسیاری از سخنرانی‌ها و نشست‌های انتخاباتی با این سوال مواجه می‌شد که «آیا به ولایت مطلقه فقیه اعتقاد دارد؟» و پاسخ او معمولا، کم و بیش، همان پاسخ مرحوم عزت‌الله سحابی بود که «من به قانون اساسی التزام عملی دارم».

ثبت‌نام احمدی‌نژاد، برای انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم، علی‌رغم نهی صریح و از پشت بلندگوی رهبر جمهوری اسلامی، آشکارا نشان عدم اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه و ایستادن در مقابل خوانش حداکثری از ولایت فقیه و اختیارات رهبری است. مطابق این خوانش، یکی از امامان جمعه گفته بود، ولایت مطلقه فقیه حتی می تواند همسر احمدی‌نژاد را بر او حرام کند.

این رفتار، از قضا، این احتمال را هم افزایش می دهد که مراد و مقصود اصلی احمدی‌نژاد در سخنرانی اهواز شخص ولایت فقیه  بوده است. احمدی‌نژاد در آن سخنرانی از مخالفت ۹۷ درصد مردم با «یک نفر» گفته بود.

اما نکته محوری این یادداشت، این نیست.

طبیعی است که از امروز بازار تحلیل‌ها و واکنش‌ها به این «رفتار انقلابی» احمدی‌نژاد رونق خواهد یافت. در این میان هیچ بعید نیست که گروهی از تحلیل‌گران و فعالان اصلاح‌طلب، که در فرصت‌سوزی کم سابقه هم نیستند، به هوس مچ‌گیری، انتقام  از رقیب و یا حتی نزدیکی به رهبری، به نقد و تقبیح رفتار احمدی‌نژاد بپردازند.

این‌جاست که با رجوع به سال۷۶  و خاستگاه اصلاحات، باید یادآوری کرد که تقبیح و نقد رفتار احمدی نژاد، نه تنها نسبتی با اصلاحات ندارد، بلکه تثبیت استبداد فقیه به نام ولایت است و تنها به تقویت عملی و نظری این‌جایگاه منجر می‌شود.

به عبارتی دیگر، نقد رفتار احمدی‌نژاد، با بخشی از گفتمان اصلاحات مبتنی بر حق شهروندی و قواعد زندگی در جامعه مدنی، ناسازگار است و صرفا با اتکا به مبانی گفتمان اصول‌گرایی  و پذیرش آن می‌توان این رفتار او را نقد کرد.

بیشتر بخوانید: 

سال‌هاست احمدی‌نژاد، با خطاهای تاکتیکی و راهبردی، خود را صرف دشمنان ملت کرده است، می‌توان این بار فرصت داد که اصلاحات و ملت، از خطای این‌بار او بهره ببرند. اگر توان تایید نظری و حمایت قانونی از این رفتار را نداریم، دست کم سکوت کنیم و نقد احمدی‌نژاد را به صاحبانش بگذاریم.

تلگرام
توییتر
فیس بوک
واتزاپ

3 پاسخ

  1. پیش بینی رفتار اصلاح طلبان با توجه به شناختی که از آنان داریم کاملا واقعبینانه است. این هشدار نویسنده بسیار درست و بموقع می باشد.
    باید منتظ ماند و دید که شورای نگهبان آیا احمدی نژاد را که سال ۸۸ نزدیکترین نظرات را به رهبر داشت و رهبری و سپاه این همه برای ماندن او بر کرسی ریاست جمهوری هزینه دادند رد صلاحیت می کند یا خیر. اگر نقدی به احمدی نژاد باشد عملکرد هشت ساله وی و دزدی ها و فساد در دوران ریاست جمهوری اش می باشد نه عدم تبعیت از یک تفکر ارتجاعی که نظر ولی فقیه را لازم الاجرا معرفی می کند.

  2. کاملا”درست است، نام نویسی به عنــوان نامزد انتخابات حق طبیعی آقای احمـدی نژاد است همانطوریکه همیــن حق میتوانــد حق مسلـم همــه ایرانیـانی باشــد که شــرایط نامزدشــدن و خدمت به کشــور عزیزمان و ملت را دارنــد،
    اصلاح طلبانی که بخواهنـــد با این عمــل آقای احمــدی نژاد مخالفت کننــد بطور یقیــن اصلاح طلب نیستنــد بلکه منفعت طلبانی هستنـــد که بدنبــال منفعت شخصی خودشــان هستنـــد…

  3. به چالش کشیدن کدام اختیارات است ، اختیارات قانونی که نیست زیرا در هیچ متن قانونی چنین اختیاراتی به رهبر داده نشده که فردی را شرکت در انتخابات منع کند ، در فقه نیزی نه تنها نهادی به نام انتخابات تعریف نشده بلکه نهاد ولایت مطلقه فقیه نیز نظر تعداد معدودی از فقهاست که تصادفا اولین از آنان همزمان با شروع نفوذ دولت فخیمه انگلستان در ایران میزیسته است .
    کشورهای سلطه جو همواره برای تحت فشار قرار دادن حکومت کشورهای زیر سلطه یا به لاس زدن با الترناتیو آن حکومتها می پرداخته اند و یا الترناتیوی برای آنها میساختند ، در نظر یا عمل !

دیدگاه‌ها بسته‌اند.

درآمد در یادداشت پیشین (منتشر شده در تاریخ ۵ مهر ۱۴۰۱ در زیتون) تحلیلی ارائه شد و وفق آن ادعا شد که مراجع دینی و علمای مذهبی شیعی در ایران به دلایلی نمی توانند در

ادامه »

بر اساس پژوهش‌های متعدد و تجربه زیسته مشترک همه ما، نظام آموزشی در دین‌دار‌کردن نسل جوان، شکست بزرگی خورده اما شما باز هم بدون

ادامه »

ظریفی در یکی از شبکه‌های اجتماعی نوشته بود «نه تنها بیزارم از این اسلامتون، بلکه بیزارم از اون یکی اسلامتون که می‌گید این اون نیست». نویسنده‌ی پیام به ظرافت تمام تفکیک میان «این» اسلام و «آن یکی» اسلام را، اگرچه نا-هم‌دلانه، یادآوری کرده است؛ بخشی از پروژه‌ی نواندیشان دینی را!

ادامه »