درباره عامل پخش و نشر گاز شیمیایی در خان شیخون سوریه در روز چهارشنبه هر دو طرف استدلال‌ها و ادعاهایی دارند و یکدیگر را متهم به دست‌داشتن در این فاجعه می‌کنند.

یک نکته بارز در این ماجرا این است که بسان برخی از دفعات گذشته، در آستانه یک اجلاس بین‌المللی بزرگ (اجلاس اتحادیه اروپا برای بازسازی سوریه) رخ می‌دهد. بعضا هم این اتفاقات در وضعیت شکننده آتش‌بس‌ روی داده‌اند و محملی برای طرفین برای متهم‌کردن یکدیگر به نقض آتش‌بس شده است. آخرینش مثلا حمله به کامیون‌های امدادی در سپتامبر گذشته در حلب که همچنان اصل و فرع ماجرا در پرده‌ای از ابهام است: آیا رژیم مقصر بوده؟ آیا گروه‌های افراطی حاضر در حلب مقصر بوده‌اند؟ آیا هر دو در بروز آن سهم داشته‌اند؟ …

در مورد فاجعه خان شیخون سوریه هم می‌توان دلایلی آورد که سوءظن را در وجه عمده متوجه رژیم کند. و همزمان می‌توان دلایلی را مطرح کرد که بر تقصیر نیروهای افراطی و «میانه‌رو» گرد‌آمده در ادلب ناظر باشد، به خصوص که هر دو طرف هم در جنایات دست‌هایی آلوده دارند.

برای مقصردانستن رژیم به عنوان مسئول این فاجعه دلایل زیر عنوان می‌شوند:

• رژیم با وضعیت بهتری که به لحاظ سیاسی و نظامی پیدا کرده و با موضع جدید آمریکا و اروپا که رفتن اسد شرط پیشرفت مذاکرات صلح نیست، خود را در شرایط آسیب‌پذیری کمتری می‌بیند و گرچه در شمال حما و نیز تنگ‌تر کردن حلقه محاصره به دوران مخالفان مسلح هم اخیرا موفقیت‌هایی بیشتری داشته، ولی باز هم از جنایت با دستیازی به سلاح شیمیایی برای ارعاب و به زانودرآوردن سریع‌تر گروه‌های مسلح حاضر در ادلب ابایی ندارد، زیرا دمشق مبنا را بر این گذاشته که غرب با موضع جدیدش فشاری را متوجه رژیم نخواهد کرد؛ دو سه روزی سر و صدایی به‌پا می‌شود و بعد هم همه‌چیز «عادی» می‌شود. حمایت قاطع روسیه هم که همچنان موجود است و پشتوانه بین‌المللی هم که برقرار.

• رژیم در صدد تست خط قرمزهای دولت ترامپ در شرایط جدید است تا ببیند که در مقابله‌اش با مخالفان تا کجا می‌تواند برود و ترامپ در موضع منعطف‌ترش که هم تدوام بقای رژیم اسد را قبول کرده و هم در صدد همراهی با روسیه در صحنه سوریه است چقدر جدی است.

• رژیم اسد به تشویق روسیه یا حتی ناآگاهانه ملعبه دست روسیه شده و در بی‌خبری از محتوای بمب‌ها آنها را با هواپیمای خود بر سر خان شیخون ریخته تا طرح احتمالی‌ روسیه عملی شود، یعنی اسد بیش از پیش بی‌اعتبار شود و زمینه کنارگذاشتن او که می‌تواند بخشی از توافقات روسیه و آمریکا بر سر سوریه باشد بیش از پیش فراهم شود.

برای مقصردانستن مخالفان مسلح افراطی و غیرافراطی به عنوان مسئول فاجعه این دلایل عنوان می‌شود:

• رژیم با برتری کم‌سابقه‌ای که به لحاظ سیاسی و نظامی حائز شده و چشم‌انداز مساعد آن برای غلبه بیشتر بر مخالفان مسلح، دلیلی برای تخریب این فضا و ایجاد فشار بین‌المللی علیه خود نداشته است. این در حالی است که اپوزیسیون (و متحدان منطقه‌ای آن) به لحاظ سیاسی و نظامی، به خصوص با چرخش در مواضع غرب نسبت به رژیم سوریه، در ضعیف‌ترین شرایط خود قرار گرفته و طبیعی است که در بروز فاجعه خان شیخون و نوشتن آن به به پای رژیم و بازداشتن غرب از تغییر در سیاست قبلی‌اش نفع اساسی داشته باشد، چنان که قبلا نیز در آستانه هر اجلاس بین‌المللی حادثه‌ مشکوک مشابه‌ای، نه لزوما شیمیایی، رخ داده و انگشت‌ها هم عمدتا متوجه رژیم شده است، بدون آن که لزوما این ادعا ثابت شود.

• انحصار سلاح و مواد شیمیایی در سوریه صرفا در دست رژیم نبوده و اپوزیسیون هم بنا به شواهد و اسناد و مدارکی که منابع بین‌المللی، رسانه‌های آمریکایی و رسانه‌های ترک منتشر کرده‌اند قبلا هم به مواد شیمیایی دسترسی داشته‌. لذا این ادعای روسیه که حمله هوایی ارتش سوریه تصادفا انبار این سلاح‌ها را هدف قرار گرفته می‌تواند محلی از اعراب داشته باشد. این که اوباما در اوت ۲۰۱۳ هم به رغم یک حمله شیمیایی به مناطق تحت تسلط مخالفان و نقض خط قرمزی که تعیین کرده بود از حمله به رژیم اسد ابا کرد هم، به این موضوع برمی‌گشت که مشاوران اطلاعاتی و امنیتی کاخ سفید نقش خود اپوزیسیون در آن حمله را منتفی ندانسته بودند.

دلایل متفاوت دیگری نیز به سود(ضرر) این یا آن طرف ماجرا (که هر دو هم دست‌های آلوده‌ای دارند) مطرح است، ولی مثل دفعات گذشته واقعیت ماجرا تا مدت‌ها در پرده‌ای از ابهام باقی خواهد ماند، به خصوص که برای دو طرف ماجرا و حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی آنها، نه جان‌هایی که قربانی شده‌اند یا تلاش برای ممانعت از بروز مجدد این گونه فجایع، که تبدیل ماجرا به دستمایه‌ای علیه طرف مقابل در جنگ تبلیغاتی است که اولویت دارد. پرونده جنگ خونین و دهشتناک سوریه از این برگ‌ها زیاد داشته و شاید هم باز هم داشته باشد، متاسفانه.

منبع: صفحه فیس‌بوک حبیب حسینی‌فرد

بازگشت به صفحه اول